استفاده از تحریک سیستم وستبیولار با آب سرد و یا داغ (معمولا سرد) – که اصطلاحاً به آن Caloric Vestibular Stimulation (CVS) میگویند- برای تسکین درد به یک قرن پیش و شاید هم پیشتر از آن میرسد. خیلی قدیمترها برای بیرون آوردن جن و یا روحی خبیث از یک شخص (که احتمالا اسکیزوفرنیک و یا بایپولار بوده و به غلط میگفتند که جن در بدنش رفته) از همین روش ساده CVS استفاده میکردهاند. جالب این جاست که علم برای این روش و کارآیی آن در مورد بیماران روانی توضیح منطقی پیدا کرده است.
پیش از این کمی در باره سیستم وستبیولار در مقاله سایکوریدر و قابلیت انعطاف خارقالعاده مغز توضح دادهام. اجمالاً سیستم وستبیولار (شکل روبرو) شامل ارگانهای حلقویای میشود که داخل گوش میانی قرار دارد و کار اصلیشان پیدا کردن مختصات مکانی یک شخص و در نتیجه حفظ تعادل فرد است. یک سرما خوردگی ساده گاه میتواند باعث آسیب موقت این سیستم شود که در آنصورت شخص دچار سرگیجه شدید میشود. غالبا این سرگیجه ناشی از آسیب سیستم وستبیولار در یک گوش است و برای همین شخص به محض حرکت و یا خم شدن به آن سمت دچار سرگیجه میشود.
سیستم وستبیولار از طریق پنجرهای به مغز متصل است. در پست سایکوریدر توضیح دادم که این پنجره به قسمت مود و احساسات مغز باز میشود.
حالا تحریک سرمایی-گرمایی سیستم وستبیولار، و یا به طور خلاصه همان CVS، چگونه انجام میشود؟ خیلی ساده، با ریختن چند قطره آب سرد (مثلا حدود 10 درجه سردتر از دمای طبیعی بدن) در یک گوش! این کار که خیلی ساده هم هست باعث میشود که شخص برای مدت 1-2 دقیقه دچار سرگیجه شود. سرگیجهای که مثل چرخیدن و شناور بودن روی آب احساس میشود که حتی غالبا احساس مطبوعی هم هست (من این آزمایش را روی خودم انجام دادهام.). سرگیجه نشانهی این است که سیستم وستبیولار عکسالعمل نشان داده است.
ممکن است بپرسید موقعی که در آب شنا میکنیم و آب در هر دو گوش وارد میشود چرا احساس سرگیجه نمیکنیم. پاسخ این سئوال در این نکته است که وقتی هر دو گوش به طور همزمان با آب تحریک شوند پاسخ سیستم وستبیولار از یک گوش، پاسخ دیگری را خنثی میکند. ولی وقتی که فقط یکی را تحریک میکنیم سیستم وستبیولار در یک گوش عکسالعملی نشان میدهد که با دیگری جفت نیست و در نتیجه مغز در تخمین محتصات مکانی خود دچار اشتباه و سردرگمی میشود که حاصلش همان سرگیجه است. البته پس از یکی-دوقیقه اثر این تحریک از بین میرود و سرگیجه هم از بین میرود.
اخیراً روی روش CVS و کاربرد آن برای بیماریهای مختلف و حتی در بحثهای فلسفی زیاد تحقیق شده است. برای مثال میتوانید این مقاله را که جنبه بررسی همهجانبهای برای کاربردهای CVS است بخوانید. همانطور که استیون میلر در این مقاله نوشته است، یکی از کاربردهای عمده CVS برای کم کردن درد است. اما نه هر دردی! من پس از خواندن مقاله استیو در یکی از مواقعی که سردرد شدیدی در طرف راست سرم داشتم از همکارم خواستم که چند قطره آب سرد در گوش چپم بریزد (قسمت چپ مغز مسئول حرکات سمت راست بدن و قسمت راست مغز مسئول طرف چپ، پس برای کم کردن درد در طرف راست باید گوش چپ را تحریک کرد.). همکارم هم حدود 20 میلی لیتر آب را در سه دفعه متوالی داخل گوش چپم ریخت. بعد از چند ثانیه احساس سرگیجه کردم و منتظر ماندم که ببینم سردردم چطور میشود. سرگیجه بعد از 2 دقیقه از بین رفت ولی سردرد تغییری نکرد.
راستش را بخواهید انتظار نداشتم که روش CVS برای تسکین سردردهایی که ناشی از اسپزم عضلات گردن است اصلا کار کند ولی میخواستم که امتحان کنم تا با خود استیو و ترنگ بحثش را کنم. فردایش با ترنگ و استیو در بیمارستان آلفرد صحبتی در اینباره داشتم. (سه هفتهایست که آمدهام ملبورن، بیمارستان آلفرد بخش روانپزشکی، برای یک تحقیق مشترک). گفتند که آنها CVS را روی سردرد امتحان نکردهاند ولی هستند کسانی که قبلا این روش را برای درمان میگرن استفاده کردهاند البته نه درست وقتی که بیمار میگرن داشته و بعد نگاه کردهاند ببینند که چقدر این کار تعدد اتفاق افتادن میگرن را در شخص کم میکند.
استیو و ترنگ خودشان روش CVS را برای رفع دردهای فانتوم استفاده کردهاند. دردهای فانتوم به دردهایی گفته میشود که بیمار درد را در جایی احساس میکند که دیگر وجود ندارد و یا اصلا منشاء درد نیست. مثلاً کسانی که عضو خود را از دست دادهاند غالبا از احساس خارش و یا درد در عضو از دست داده بسیار رنج میبرند. در این پست در باره نوروپلاستیسیتی مغز راجع به روشهای دیگر درمان این نوع دردها نوشته بودم. آزمایشات استیو و ترنگ به این نحو بوده که مدت یک هفته 3 جلسه بیمار را تحریک CVS کردند و در آغاز هر جلسه میزان درد را ثبت کرده و مشاهده کردند که کاهش درد با CVS از اثر پلاسیبو (توضیج این کلمه را در انتهای مطلب بخوانید.) بیشتر است. یعنی اینکه روش موثریست و با توجه به اینکه روش بیضرر و بسیار سادهایست بنابراین میارزد که جامعه پزشکی به آن بیشتر توجه کند. نتایج اخیر این تجقیق در ژورنال PNAS چاپ شده است.
به نظر من روش CVS برای دردهای ارجاعی و دردهای فانتوم میتواند بسیار مفید باشد ولی احتمالا برای تسکین دردهای فیزیکی مثل درد ناشی از شکستگی استخوان، درد معده و غیره کار نمیکند. اساسا کاری که CVS میکند مثل این میماند که یک شوک به قسمت سنسوری مغز داده باشیم و آن را ری-ست کرده باشیم.
از دیگر تحقیقات جالب گروه استیو کاربرد CVS روی بیماران بای-پولار در یک آزمایش دیگر روی رقابت بین دو چشم در دیدن است که به آن Binocular Rivalry میگویند. توضیح خود این آزمایش طول میکشد که اینجا بگویم. در بارهاش میتوانید در اینجا بخوانید. ولی منظورم بیان اثر CVS با این آزمایش روی بیماران روانی است که نشان میدهد با اعمال CVS این بیماران موقتا (اینکه اثرش چقدر میماند خیلی جای بحث و تحقیق دارد) به حالت عادی برمیگردند؛ یعنی مثل یک دارو عمل میکند. این نتیجه به همان مطلبی که در اول این پست گفتم ، برمیگردد. در زمانهای قدیم هم از این روش برای بیرون آوردن به اصطلاح “جن” از بعضی افراد استفاده میکردند و ظاهراً جواب میداده. آزمایشات اخیر نشان میدهد که واقعا این روش روی بیماران روانی اثر دارویی دارد و حداقل برای مدتی ولو کوتاه رفتار آنها را نرمال میکند. همانطور که در بالا هم گفتم گویی که با این روش قسمت سنسوری و مود مغز را ری-ست کرده باشیم.
از آنجاییکه CVS روش بیخطر و خیلی راحتی است، جای آن دارد که بیشتر رویش تحقیق شود. مثلا بد نیست حداقل قبل از هر سخنرانی سیاستمداران و صاحبان قدرت این روش را به آنها اعمال کرد تا بلکه جلوی حرفهای لاف و گزاف را شاید بگیرد!
—-
توضیح پلاسیبو – پلاسیبو در لغت یعنی الکی، مصنوعی. در آزمایشات عمدتاً پزشکی از آن جایی که خود دادن دارو و یا اعمال یک روش مورد تحقیق ممکن است که اثر روانی دربهبود بیمار داشته باشد، معمولاً از یک گروه بیمار به عنوان کنترل استفاده میشود که به آنها مثلا قرص شکر میدهند و یا الکی ادعای اعمال روی مورد تحقیق را میکنند تا اثر صرفا روانی ادعای درمان را در مقایسه با گروهی که به آنها واقعا دارو دادهاند و یا روش مورد نظر را اعمال کردهاند، ببینند. به آن اثر صرفاً روانی اینکه طرف مثلا مورد درمان قرار گرفته است در حالی که هیچ درمانی هم به او اعمال نشده است، اثر پلاسیبو میگویند. برای توضیح کامل میتوانید اینجا را بخوانید.