لطفاً مطالب این وبلاگ را در وبلاگ دیگری کپی نکنید؛ به جایش اگر دوست داشتید به آن لینک دهید. چاپ مطالب در مجلات نیز با ذکر و لینک منبع آزاد است. برای آشنایی با قوانین کپی رایت می‌توانید اینجا را ببینید. با تشکر، سارا رها

خواندنی های روز:

پشت صحراها شهری ست

سفر نامه شما چه نظری دارید؟

 دیگر می بایست که می رفتم. روی تابلوی اتاق نوشتم: پشت صحراها شهری ست که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است. دور باید شد, دور…  در را بستم و کلید را تحویل دادم.  می بایست که بعضی خاطرات را به شنهای کویر می سپردم تا که دیگر بار نرویند. می بایست که آنها را جا به جا در دل شنها دفن می کردم تا در هیاهوی تپه ها گم شوند و دیگر همدیگر را نیابند و با هم به من هجوم نیاورند. این شد که آنروز صبح بهار از نیومکزیکو و آریزونای تشنه تا کالیفرنیای سخی یکسره راندم…

 راه چون نگاهی پر حسرت, ممتد و طولانی بود و جاده با تن زخمی و دردمندش در زیر پایم می دوید. صحرا تشنه و تب کرده و آسمان بی رحم. دریغ از یک سایه. سایه ها تنها در شهرها بودند و در زیر درختان تربیت شده. در بیابان فقط آفتاب بود و تمنای باران که در تک تک اجزای چهره زمین می دیدی.

Dragon Hill in Arizona

جاده خیلی خلوت بود و در غیاب دوربین و رادار ۱۶۰ می راندم. گذشته دور میشد و آینده به شتاب می آمد. حال لحظه ای ناپایدار بیش نبود.  یکباره متوجه ماری شدم که بی توجه به قوانین جاده می خواست از عرض جاده رد شود! مار نسبتا بزرگی هم بود. پا را گذاشتم روی ترمز. گذشته و آینده ایستادند و زمان حال لنگ لنگان آمد. جاده از نفس افتاد و ماشین ایستاد. صبر کردم تا مار عرض جاده را به سلامت طی کند و آنگاه دوباره راه بیفتم. اگر از رویش رد میشدم با آن سرعتی که داشتم احتمالا چپ می کردم ولی آیا مار طوریش میشد؟ گمان نمی کنم. احتمالا به هضم غذایش کمک هم میشد! باری مار بی هیچ توجهی به سلامت رد شد و من در اندیشه اینکه مار ما آدمها را چگونه می بیند باز براه افتادم.  دیگر بار جاده نفسی عمیق کشید و در زیر ماشین شروع به دویدن کرد.

علاوه بر گردبادهای کوچک در کویر اطراف راه, از دیدنیهای جاده آریزونا تپه های سنگی ای (عکسش رو در حال رانندگی گرفته ام) در منطقه ای بنام راه اژدها بود که آدم خیال میکرد الان است که سنگها بریزند پایین. براستی بعضی تپه ها با یکمی قوه تخیل شبیه اژدها بودند.

دیگر از دیدنیها یکی از دستشویی های بین راه بود که دیوارهایش را با کاغذ پوشانده بودند و هر مسافر سر راهی خطی به یادگار بر آن نوشته بود. یک نکته قابل تامل اینست که این قبیل چیزها در راه های پرت و کویری دیده میشه و نه تو راه های شلوغ که در هر گوشه اش آبادی است. من شبیه این خاطره نگاری در مکانی عمومی را مثلا در شرق امریکا یا شرق کانادا ندیده ام. باری تا همه آن خطوط را نخواندم از دستشویی در نیامدم! منهم خطی به یادگار نوشتم برای غریبه های آشنایی که در آینده آن خطوط را خواهند خواند. احساس بکر و خوبی بود از یک نزدیکی با آشنایی که غریبه است. آشناست چون پیش از تو و یا بعد از تو او هم از همان مسیر رفته و چه بسا که همان احساس ترا هم داشته. غریبه است چون بعد زمانتان یکی نیست.

پیش از آنکه تابلوی کالیفرنیا را ببینم بوی رطوبت را  استشمام کردم و چهره زمین را دیدم که کمی باز شده بود. بعد از آن گل بود و رنگ که چشم نوازی می کرد. نزدیکیهای ساندیگو کوههای سنگریزه ای جالب بودند. گویی یکی با تبر کوهها را خورد کرده باشد. شبیه آن کوهها ایران هم هست. ظاهرا شبها که سرد میشود رطوبت نفوذ کرده در سنگ یخ می زند و باعث ترکیدن و خورد شدن سنگ می شود. متاسفانه چون نزدیک غروب آفتاب بود و می خواستم تا قبل از تاریک شدن کامل هوا به شهر برسم نایستادم عکس بگیرم و در حال رانندگی هم عکس خوبی در نیامد. حسرتش به دلم ماند!

مقصدم ساندیگو نبود ولی چند روزی در آن توقف کردم. بسیار شهر قشنگی ست. عکسهایش را این پایین ببینید. در آنجا هم بی خانمان ها و گداها مثل فلوریدا اکثرا آدمهای اهل کتاب و موسیقی بودند و شبها غالبا می توانستی در حال کتاب خواندن در زیر تیر چراغ برق پارکها پیدایشان کنی! آنجنان قیافه آرامی داشتند که هوس می کردی که تو هم مدتی مثل آنها با یک کوله در پارک زندگی کنی…

Beggers in Downtown of SanDiego

San Diego Art MuseumView of SanDiego HarborDance at the Harbor of SanDiegoSanDiego Convention CenterA blue tree in San Diego

 

 

3 نظر برای “پشت صحراها شهری ست”

  1. کمانگیر می گوید:

    شما مدتی جایی مخفیانه وبلاگ نمی نوشتی؟

  2. Sara Raha می گوید:

    نه! منظورت چیه کمانگیر جان؟ این وبلاگ رو درست کردم که فارسی نوشتن یادم نره!

  3. دکتر شهر اشوب می گوید:

    از اینکه می بینم که وب لاگ برای بیان سخن خود انتخاب کردید خیلی خوشحال شدم و اینرا به شما تبریک میگویم .باتوجه به شناختی که از شما دارم مطین هستم که مخاطب بسیاری خواید داشت.!!! ایام به کام وشاد باشید .درود برشما

شما چه نظری دارید؟

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS
FireStats icon Powered by FireStats