لطفاً مطالب این وبلاگ را در وبلاگ دیگری کپی نکنید؛ به جایش اگر دوست داشتید به آن لینک دهید. چاپ مطالب در مجلات نیز با ذکر و لینک منبع آزاد است. برای آشنایی با قوانین کپی رایت می‌توانید اینجا را ببینید. با تشکر، سارا رها

خواندنی های روز:

دکتر کاشی

اجتماعی شما چه نظری دارید؟

دکتر کاشی گرامی,

فکر کردم که منهم به سهم خود که از یکسال و اندی پیش خواننده دائمی وبلاگ شما بوده ام نظرم را در باره وبلاگتان و سئوال خاصی که مطرح کرده اید, بگویم. نظرات دیگران و خصوصا نوشته مرتضی در باره شما برایم جالب بود از این دیدگاه که چقدر افراد مختلف یک چیز واحد را متفاوت می بینند. البته جای تعجبی هم نیست. و اما من بدنبال نقد شما و افکار شما در این نوشته نیستم و فقط می خواهم مشاهدات و برداشت خودم از وبلاگ شما را بگویم که شما هم همین را در اصل پرسیده اید. 

اول از سئوالتان (جستجوی خویش با وبلاگ نویسی) شروع میکنم که بنظر دغدغه اصلیتان می رسد. من جان کلامم را با تئوری سیگنالها بهتر می توانم بیان کنم. ما در پردازش سیگنالها می دانیم که آنچه که ضبط می کنیم تنها یک مشاهده از آن پروسه حقیقی تصویر شده در حوزه زمان است. می دانیم که این مشاهده ناقص است و برای پردازش بهتر سیگنال باید تصویرهای سیگنال را در  حوزه های دیگر را هم بدست آوریم. اینست که فضایی n بعدی فرض می کنیم و سعی می کنیم ببینیم که سیگنال تا کجا در چند بعد موُلفه معنی دار دارد. آنگاه می توان سیگنال را از روی تصاویرش در فضای n بعدی بازسازی کرد. بنظر من شما بدنبال آن بازسازی در فضای  n بعدی خودتان می گردید و این حاصل نمی گردد جز از کند و کاوی مستمر در خود. وبلاگ نویسی این کند و کاو را ثبت می کند ولی خوانندگان شما تنها تصاویر شما را در هر بعد می بینند بی آنکه از دامنه و شدت آن تصویر آگاه باشند. در نتیجه بنظر این حقیر یک خواننده وبلاگ نمی تواند از این تصاویر پراکنده به بازسازی درستی در باره نویسنده وبلاگ برسد چون از آن دو پارامتر دامنه و شدت بی اطلاع است. آنها را تنها شما می دانید. تنها شما می توانید خود را از روی تصاویرتان در فضاهای متعدد بازسازی کنید. وبلاگ نویسی تنها کاری که می کند اینست که به افکار شما, به این تصویر سازی ( projection) در هر فضا, کمک می کند که نوشتن اساسا افکار را منظم می کند و از سرعتشان می کاهد.  

و اما مشاهدات پراکنده من بعنوان یک خواننده دائمی وبلاگتان:

 1- صمیمیت و صداقت و بی باکی (از اشتباه فهمیده شدن) در نوشته های شما موج می زند.

2-همانطور که خود نیزبه زبانی دیگر اشاره کرده اید گاه چون یک زائر در جستجوی حقیقت از خود, از کودکی خویش (من آن نوشته قدیمی شما را خیلی دوست دارم) و از سیر زمان سخن گفته اید, گاه چون فیلسوف و عالمی مطمئن به تعلیم پرداخته اید و گاه سر خوش و شاد از یک منظره و یا واقعه, لحظه ای را ثبت و تصویر کرده اید. در همه این حالات خود را در بعدی تصویر کرده اید و خواننده را هم با خود همسفر کرده اید.

 3- کلامتان زیباست و ادیبانه خصوصا آنجا که خود را از تعالیم و مقام استادی خود جدا می کنید و سر خوشانه راهی کشف یکی از آن ابعاد وجودی تان می شوید.

 4- شما در همه حال همسفرهایتان (خواننده هایتان) را ارج نهاده اید و حتی خواسته اید که از آنان هم بیاموزید هر چند که هر کس از ظن خویش می شود یار شما ولی باکی نیست. این حالت “از ظن خویش یار کسی شدن” از خصوصیات فضای مجازی است. 

خلاصه آنکه دکتر جان برداشت کلی منی که شما را ندیده ام و تنها در این فضای مجازی وبلاگ شما را می شناسم, اینست که شما یک زائرید. یک زائر در فرمتها و قالبهای با تضمین آینده که مذاهب و عرف ارائه می دهند, نمی گنجد. اینست که راه می افتد تا راه خویش را به حقیقت بیابد. زائر همسفری دائمی در همه مسیرها نمی تواند داشته باشد؛ او در نهایت تنها راه می پیماید.  یک زائر ممکن است به ته دره هایی پر از فراموشی و حتی پر از آنچه که علما به آن می گویند لهو, بیفتد ولی زائر هرگز از راه نمی ماند. او در همه حال انسانیت را پاس می دارد و همین یک خصیصه او را باز پیش می راند تا به راه مقصود برود. از قصد نگفتم “تا به مقصود برسد” چرا که هدف یک زائر رسیدن نیست بلکه رفتن و از خویش جاری شدن است.   شما از خویش جاری شده اید. از اینکه با نوشته هایتان ما را هم در این سفرهاتان همراه می کنید من به سهم خودم متشکرم.  

شما چه نظری دارید؟

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS
FireStats icon Powered by FireStats