نوشته زیر ترجمه مقاله “آیا اکسیتوسین کلیدی برای فهمیدن است؟” به قلم جنیفر بارتز و اریک هالندر, (هردو از اساتید دانشکده پزشکی نیویورک هستند.) است که به دلیل اهمیت نکته ای که نتایج بطور غیر مستقیم بدان اشاره میکنند آنرا ترجمه کرده ام. سه-چهار خط را که خیلی کلمات پزشکی و اختصاصی داشت ترجمه نکرده ام که برای خواننده غیر متخصص خسته کننده نشود. اصل مقاله را می توانید در اینجا بخوانید.
*****************
آیا اکسیتوسین کلیدی برای فهمیدن است؟
برای مخلوقات اجتماعی مثل انسانها, قدرت تشخیص انگیزه ها, اهداف, امیال, اعتقادات و احساسات دیگران نه تنها خوب است بلکه یک مهارت لازم برای زندگی اجتماعی است. ما باید بتوانیم بفهمیم که دیگران به واقع چه می گویند و با چه پس زمینه ای سخن می گویند نه فقط برای آنکه بتوانیم به هدف خود نزدیک شویم بلکه برای اینکه بتوانیم با دیگران در کل هماهنگی داشته باشیم. بالاخص, ما باید متوجه باشیم که دیگران هم می توانند افکار, امیال, اعتقادات و احساسات متفاوت با ما داشته باشند و همان افکار و اعتقادات و احساسات متفاوت است که رفتار احتمالا متفاوت آنها را شکل می دهد. این درجه از معرفت و آگاهی به نوبه خود به ما اجازه و امکان میدهد که رفتار دیگران را پیش بینی کنیم.
دانشمندان نورولوژیست اجتماعی و ذهنی ( cognitive and social neurologists) به این مهارت ویژه و حیاتی می گویند: “تئوری ذهن” ( Theory of Mind) و آنر پایه موفقیت هر مخلوق اجتماعی می دانند. به قول محقق سیمون بارون-کوهن “در میانه یک موقعیت اجتماعی, این مهارت ویژه است که با فهمیدن سریع ریشه های یک رفتار اجتماعی شخص را کمک می کند که یک روز دیگر هم دوام بیاورد.”
و اما چگونه مغز این مهارت ویژه خواندن ذهن دیگران را فراهم می کند؟
مقاله اخیر گریگور دامس و همکارانش در آلمان راهی برای نزدیک شدن به پاسخ این سئوال یافته اند و آن در ارتباط هورمون اکسیتوسین (Oxytocin) و این مهارت ویژه است. مقاله “اکسیتوسین به خواندن ذهن دیگری کمک می کند” نقش این هورمون را در رفتارهای نرمال اجتماعی و همچنین در کمبود مهارتهای اجتماعی که در بیماران مبتلا به آتزم (Autism) دیده میشود, بسیار موثر میداند.
احساسات مادرانه-پدرانه, حافظه و خواندن ذهن
اکسیتوسین یک هورمون پپتاید است متشکل از 9 آمینو اسید. توسط مغز در magnocellular neurosecretory cells تولید میشود و در خون جاری می گردد. اکسیتوسین باعث تولید شیر در پستان مادر می گردد و همینطور در انقباضهای زایمان موثر است. بعلاوه در قسمتهای دیگر مغز و اعصاب ستون فقرات نیز عمل می کند و باعث فعالیت دیگر نورونهای مغز می گردد.
تحقیقات روی سرحیوانات از گروه پستانداران نشان داده است که اکسیتوسین روی رفتارهای پدرانه-مادرانه, رفتارهای ناشی از امیال جنسی وهمینطور احساسات ناشی از جدایی موثر است. با مطالعه اثراکسیتوسین روی مغز موشها بنظر میرسد که که این هورمون حافظه اجتماعی (شناسایی افراد) را هم فعال میکند.
تحقیقات دیگرنیز پیشنهاد میکنند که اکسیتوسین ممکن است که در رفتارهای اجتماعی و قوای ذهنی انسان موثر باشد. مثلا مقاله ای نشان داده است که این هورمون اعتماد به دیگران را افزایش میدهد و در تصمیم گیری موثر است و مقاله ای دیگر نشان داده است که این هورمون پاسخ مغز به ترس را تعدیل می کند. ولی تحقیق دامس و همکارانش ورای این تحقیقات, راه را برای تئوری ذهن باز میکند.
آیا این هورمونهای من است و یا این من هستم که ذهن شما را می خوانم؟
در تحقیق و آزمایشهای دامس و همکارانش 30 فرد جوان (بین 21-30 سال) اکسیتوسین را از طریق بینی دریافت کردند و به سئوالهایی در باره حدس زدن افکار مردم جواب دادند. برای مثال عکسهایی از هنرپیشه ها در حالات مختلف نشان داده شد که افراد مورد تست فقط چشمهای آن هنرپیشه را در عکس می دیدند و باید حالت روانی و ذهنی شخص در عکس را حدس می زدند. افرادی که هورمون اکسیتوسین را دریافت کرده بودند بطور قابل محسوسی (به لحاظ آماری) بهتر از گروهی حدس زدند که این هورمون را دریافت نکرده بودند.
(شما هم اگر مایلید می توانید این تست (مشابه تست آزمایشهای دامس) را امتحان کنید و قوه خواندن افکار دیگری را در خود بیازمایید.)
نتایج این تحقیقات به درک ما از پروسه های نورولوژیکی ای که زیر بنای رفتارهای اجتماعی انسان است و همچنین به فهم ما از اختلالات ذهنی ای که روی رفتارهای اجتماعی اثر می گذارند (مثل آتزم) کمک می کند. بعلاوه این احتمال هم وجود دارد که اکسیتوسین در درمان بیماریهای ناهنجاری رفتاری موثر واقع شود.
مکانیزم عمل اکسیتوسین
آزمایشهای دامس و دیگران و ما (نویسندگان این مقاله) نشان داده است که اکسیتوسین راه تحلیل رفتارهای اجتماعی بر اساس اطلاعات دریافت شده از طریق حداقل دو کانال شنوایی و بینایی را هموار میسازد. این نتیجه این سئوال را به همراه می آورد که چگونه و با چه مکانیزمی اینکار صورت می پذیرد.
نتایج آزمایشات قبلی می گوید که اکسیتوسین در تعدیل کردن استرس و پاسخ به ترس موثر است. در نتیجه اکسیتوسین ممکن است با کم کردن هیجانات اجتماعی, که در افراد با اختلالات ذهنی خصوصا افراد مبتلا به آتزم زیاد است, به تئوری ذهن کمک کند.
امکان دیگر اینست که اکسیتوسین می تواند با تقویت پردازش داده های اجتماعی, انگیزه شخص در شرکت در اجتماع را افزایش دهد.
ولی اینکه چگونه اکسیتوسین تئوری ذهن را تقویت می کند سئوالی است که محققین باید در آینده بدان پاسخ دهند. سئوالهای بسیار دیگری نیز هست که هنوز جوابی برای آنها یافت نشده است. مثلا آیا اکسیتوسین روی زنها نیز به مانند مردان عمل می کند؟ در تمام آزمایشات فوق افراد آزمایش شونده مرد بوده اند. هنوز بسیاری نکات هست که می توان در باره قوای مغزی در خواندن ذهن دیگران فرا گرفت.
September 16th, 2007 at 3:02 pm
سارا خانم،
افسرده نیستم ولی اگر فکری به حال اندازه و نوع قلم (فونت) نوشته ها نکنید، به زودی به لشگر افسردگان می پیوندم. لطفا یک قلم چشم نواز در اندازه مناسب انتخاب و بایگانی را هم یکنواخت فرمایید.
“آرشیو رو که خوندم چشام باباقوری شد!”
راستی اگر پای نوشته های قدیمی تان نظر بگذارم متوجه می شوید یا نه؟ بلاگ اسپات اگر کسی نظر گذاشت با ایمیل خبر می دهد. نمی دانم وردپرس چگونه است
سارا: سخت گیر عزیز
با چی این صفحه را باز می کننید؟ فایر فاکس؟ موضوع اینه که با اکسپلورر فونت خیلی بررگ دیده میشه و با فابر فاکس خیلی کوچک! ولی چشم. حالا بزرگش می کنم. و بله اگر زیر پستهای قدیمی هم کامنت بگذارید من همین بالا فوری می بینمش. خیلی هم ممنون میشم که اینکار را بکنید.
مخلص شما.
September 16th, 2007 at 5:37 pm
مطلب جالبي است. مرسي بابت انتخاب و ترجمه. من هميشه در برابر جملاتي مثل اين كه فلان ماده باعث بهمان اثر در رفتار ميشود، به برعكسش هم فكر ميكنم. فلان رفتار هم به رها شدن بهمان مادهي شيميايي در بدن منجر ميشود. اگر نظرت را جلب ميكند پستي نوشته بودم با عنوان “اسب ارابه را ميكشد يا ارابه اسب را هل ميدهد؟” (http://pastoo.blogspot.com/2007/07/blog-post.html)
September 16th, 2007 at 9:36 pm
خوب شد سر کله ات پیدا شد. دیگه داشتم نا امید می شدم و در بقایای هواپیمای تایلندی جستجویت می کردم. بابا یه بوقی بزن بعد غیب شد. خوب عیبی نداره حالا می بخشمت. ببینم این هورمونه می تونه کمک کنه من بفهمم تو چرا یکهو غیب ات می زنه؟ اگه ای طوره یه خورده بفرست تا در مواقع لزوم استفاده کنم. اما از شوخی گذشته ببین تو خرما از این هورمون ها هست یا نه؟ چون من خرما که می خورم این حالت بهم دست می ده.
سارا: سلام
September 17th, 2007 at 5:26 am
به نام خدا
منبع این مطلب رو خواسته بودید
http://www.yahaq.org/today/13860625/344.html
از کتاب لطايف الطوايف نوشته فخرالدین علی صفی می باشد
با تشکر
سارا: ممنون
September 17th, 2007 at 6:12 am
سلام سارا خانتر جانتر گرامیتر!
خوبی شما؟ من کمی تبل شدم، ببخشید. از این بهه بعد هر روز میایم حاضریام را میزنم. نه الکی گفتم هر یک روزدرمیان میآیم. خب؟
آن ایده هم در اصل از عرفان (حرفحساب) بود. امیدوارم که زیاد استفاده بشود و فراگیر.
راستی من وبلاگ شما را تقریبا همیشه میخوانم، اما نظر نمیگذاشتم که آنهم چشم. و یک چیز دیگر، این وردپرس خنگ نظر شما را اسپم حساب کرده بود!
سارا: سلام وحید آقای عزیز (دیگه نمی تونی بهش “تر” اضافه کنی!!)- حاضری زدن ایده خوبیه! وردپرست رو هم لطفا کمی ادب کن که ازاین گافها دیگه نکنه!
September 17th, 2007 at 8:36 am
سلام ،اول تبريك ميگم بهتون به خاطر ترجمه ي روان و ساده تون .
من به سوالات اون تست پاسخ دادم ، البته بعضي از لغات برام قابل فهم نبود كه مجبور شدم از دكسيونر هم استفاده كنم. در نهايت متاسفانه فقط به 25 سوال از 36 تا جواب درست دادم!!!
سارا: ممنون. البته زبان نقش مهمی بازی میکنه در آن تست. بعلاوه من معتقدم که حرکات صورت آدمها برای نشان دادن احساسات تا حدودی به فرهنگ هم وابسته است و در نتیجه لزوما تستی که برای فرهنگ غرب طرح شده روی آدمهای با فرهنگ دیگر درست کار نخواهد کرد. خلاصه ناامید نشوید!!
September 17th, 2007 at 8:39 am
مقاله جالبي بود موفق باشيد!
سارا: ممنون
September 22nd, 2007 at 11:40 am
سلام پستی در مورد وبلاگ های دخترانه در وردپرس نوشته ام سر بزن.
September 23rd, 2007 at 10:08 pm
چشم خانم سارا رها! پیشنهادی برای کتاب دارید؟ خوشحال میشوم!!
October 6th, 2007 at 1:05 am
سارا خانم سلام با تاخیر
من فایرفاکس دارم. حق با شماست؛ اکسپلورر متفاوت نشان می داد. فکر کنم اشکال از وردپرس باشد چون بلاگ اسپات چنین مشکلی ندارد.
قلم و اندازه نوشته های آخر خیلی بهترند (هم با فایرفاکس هم با اکسپلورر امتحان کردم).
October 16th, 2007 at 8:12 pm
سلام مطلب جالبی بود خواهشی داشتم سایتی دارای مقاله در مورد ذهن انگیزشی به من معرفی کنید با تشکر مارال
June 12th, 2008 at 4:30 pm
مطالب بسيار عالي است .اميد دارم كه به من اجازه بدهيد در وبلاگم اين مطلب رو قرار بدم البته با ذكر منبع.
_______________________________________
سارا: همانطور که این کنار هم در روزانه نوشته ام من خوشحال می شوم که مطالبم مورد استفاده قرار بگیرد. فقط منبع هم ذکر شود. ممنون. زنده و پایدار باشید..
September 3rd, 2008 at 12:58 pm
امتياز من هم 25 شد از 36
آخرش يه چيزايي در مورد اوتيسم و … نوشته بود كه نفهميدم!