شب قدر:علی، مولوی و خدایی نزدیک
خطابه نمی خواند. کلمه هایی دشوار را ردیف نمی کرد. خود را به پیری نمی زد. خودمانی بود. حرفهایش سازمان مرتبی نداشت. خیلی قرارسفت و محکمی با خود نگذاشته بود تا از کجا شروع کند و در کجا اوج بگیرد و در کدام زمین فرود بیاید. همه کلمه ها بی اختیار می ریخت. سرعتش بالا بود برای همین مخاطبان مجبور می شدند به دنبالش بدوند. امام علی جابجا در میان جمله هایش نشسته بوذ… .
————————————————–
هرجا که میبینم واقعا «زندگیناخواستنی» بر من فشار میآورد، به مرگ فکر میکنم، آنجا که نمیتوانیم «آری» بزرگ را به زندگی بگوییم، باید «نه»ی مقدس را انتخاب کنیم. یعنی دو راه بیشتر نداریم، یا واقعیت (زندگی ناخواستنی) را تغییر دهیم و یا بمیریم. این دوراهیای است که کامو آنرا «دوراهی» یا «معضل» (dilemma)مینامد. یک سوی «زندگیناخواستنی» و سوی دیگر «مرگ» و «خودکشی»! به همین دلیل کامو میگوید فلسفه واقعی از «خودکشی» شروع میشود….
—————————————–
آه ای عالم ربّانی عشق!
در کتابی ابدی
شرح منظومهی بیداری ما را بنویس!
……
—————————————————–
دین عامه؛ دین خاموش؛ دین پنهان
“اکثریت” واژه ای است که بین متفکران در مورد آن توافق کمی وجود دارد. نیچه از آن گریزان بود، سارتر هم آنرا جهنم می خواند و بردیایف، اکثریت را در دوران مدرن، وسیله میانمایگی میدانست. متقابل مارکس، از تعیین کنندگی نقش آنان در حرکت تاریخ سخن می گفت. اما خانم سارا شریعتی در گفتاری، به موضوع دین عامه پرداخته است. دین عامه از دیدگاه ایشان، در برابر دین خواص و روشنفکران قرار می گیرد.