لطفاً مطالب این وبلاگ را در وبلاگ دیگری کپی نکنید؛ به جایش اگر دوست داشتید به آن لینک دهید. چاپ مطالب در مجلات نیز با ذکر و لینک منبع آزاد است. برای آشنایی با قوانین کپی رایت می‌توانید اینجا را ببینید. با تشکر، سارا رها

خواندنی های روز:

موسم هجرت به وطن

عکس / شعر / نوشته شما چه نظری دارید؟

غادۀالسمان شاعره ای لبنانی است که اکنون ساکن اروپاست. شعرهای او توسط عبدالحسین فرزاد ترجمه شده اند. غادۀالسمان شعر قشنگی هم در سپاسگزاری از ایرانیانی که شعر او را خوانده و درک می کنند گفته است که در پستهای بعدی خواهم نوشت. شعرهای عاشقانه بسیار لطیفی دارد و همینطور شعرهایی برای وطنش. فعلا شعر زیر را داشته باشید تا بعد.

 زنی عاشق در شهرهای بدون خاطره

من سنگ پشت نیستم

و وطن من صدفی نیست

تا آنرا بر پشت خود بپوشم

و هر جا که می خواهم بروم…

من پرنده سپید نوروزی نیستم

که به هر جا پرواز کنم

و بهاران به آن کوچ کنم

و بگویم: این وطن است!

من فیل نیستم

که تنها برای مردن به وطنش بر می گردد

من قورباغه نیستم

که وطنش قورقور شامگاه باشد

من ماهی نیستم که وطنش خیزاب است

هر جا که برود

من مار نیستم که هر سال پوست می اندازد

و از آن کیفی می سازد برای برچسب وطنی تازه

….

من نیکو می دانم

که از هزاران سال پیش زاده شدم

و می دانم که کجا زاده شدم

و زندگی را از پس دیگری آموختم

و مرگ را از پس دیگری کامل کردم

و چشمانم دو قطب نماست

که پیوسته روی بدان سوست

هان من می گسترانم

پیکرهای یاران کشته ام را

بر بساط نوشتنم

و باران و مرکب می بارانم

ای دوست

آیا طعم شهرهای بی خاطره را می شناسی؟

و محله های بی گنجشک را

و قطارهای بی ایستگاه را

که بر ریلهای بی پایان اندوه

تو را سراسیمه و با شتاب می برند…؟

آه چه کابوسهایی که مرا به سویت باز می گردانند

و من موزه های اندوه را می گشایم

و نوار یاد بود را با دندان گریه

می برم

ای دوست

آیا طعم وحشت را می شناسی

آنگاه که باران بالای سرت

شیون می کند؟

برای زمستان شهرهای بزرگ

و تو تنها و سراسیمه می شتابی

و بر روی اندوه و خاطرات می لغزی؟

می دانم که کشتی ها در بندر

از دلتنگی شکوه ساز می کنند

اما کشتی های اقیانوس پیما از غربت شکوه می کنند

وقتی که می بینند

موسم هجرت به وطن نزدیک شده است….

5 نظر برای “موسم هجرت به وطن”

  1. مرتضی می گوید:

    اوه ه ه ه ه …

  2. Bamdad می گوید:

    سلام سارا جان،

    ممنون از معرفی شاعر لبنانی. من مترجم شعرهای ایشون آقای فرزاد رو دورادور می‌شناختم و الان که این شعر شما را دیدم و ذکری از ایشون کرده بودی کلی خاطره‌ها برام تداعی شد.

    سارا: علیک سلام بامداد جان. یکوقت وبلاگ مرا به دکتر فرزاد نشون ندهی ها! چون من اغلب ترجمه های ایشون رو دستکاری می کنم!

  3. حسن زارع می گوید:


    نمي دانم چرا با خواند اين اشعار؛ به ياد آيات آخر سوره شعرا ميافتم. آخه خانم محترم اگه فيل و مار و گنجشك و شتر مرغ و فلان و بهمان نيستي؛ چرا به همان وطنت نميروي تا به بچه هاي هموطنت كمك كني؟ حتي در حد يك نوازش؟ آري لبناني ها تا وقتي شاعراني داشته باشند كه هواي ملايم اروپا را بر بوي باروت جنوب لبنان ترجيح دهند؛ نبايد هم روزهاي آرمش را ببيند. كمي واقع نگر باشيم

    سارا: این کامنت شما را با لبخند خواندم چونکه شبیه لحن دوست عزیزم که شما در وبلاگش کامنت می گذارید بود! شعر است دیگر حسین خان جان! سخت نگیر اینقدر…

  4. dashtesabz می گوید:

    مرسی از این که این شباهت را درک کردی

  5. سخت گیر می گوید:

    بسیار زیبا بود. سارا جان لطفا مشخصات عربی یا انگلیسی کتاب را برایم بنویسید. اصل کتاب به فرانسه است؟

    سارا: ممنون. اصل کتاب به عربی است که توسط دکتر فرزاد به فارسی ترجمه شده است. اسم کتاب به فارسی هست: زنی عاشق در میان دوات نشر چشمه. ولی اسم کتاب به عربی را نمیدانم. کلا اکثر شعرهای غادۀالسمان را دکتر فرزاد به فارسی برگردانده اند. در ضمن باز هم از او در این وبلاگ شعرهایی نوشته ام (دو تا دیگر تا حالا)

شما چه نظری دارید؟

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS
FireStats icon Powered by FireStats