داستان مردی را که روز یکشنبه گذشته در فرودگاه ونکوور بعد از دریافت تیزر مرد, شنیدید و یا خواندید؟ لینک خبر را دیروز در بالاترین گذاشتم. داستان از این قرار است که مردی در حدود چهل ساله پس از رد شدن از حفاظت فرودگاه عصبانی شده و به زبانی از زبانهای اروپای شرقی شروع می کند به داد و فریاد کردن. کامپیوتری را بلند می کند و پرت می کند (لابد کامپیوتر خودش بوده دیگه. مال کس دیگه که معمولا آنجا ولو نمی ماند), صندلی هم پرت می کند که آنوقت مامورین پلیس را صدا می زنند. پلیس می آید و به او دستور می دهند که آرام بگیرد و چون او هنوز فریاد می زده و بنظر خشن می آمده به او تیزر شوت می کنند. از چه فاصله ای؟ معلوم نیست. جالب اینه که من هیچ ویدئویی از اصل ماجرا پیدا نکرده ام. می گویند که دو بار تیزر را شوت می کنند و مرد بیهوش می شود و بعد هم می میرد. به همین سادگی.
من با گوشهای خودم از رادیو شنیدم که مرد چند دقیقه بعد از اعمال تیزر از هوش رفت و مرد. حالا در گزارشهای جدیدتر می گویند به دلیل فاصله بین اعمال تیزر و مرگ مرد احتمالا تیزر مقصر نبوده است. ولی حداقل اینجا کسانی هستند که قضیه را دنبال کنند بی آنکه خود تهدید شوند و سیستم قضایی واقعا مستقل است هر چند که کند است. اخیرا نگرانیهایی ابراز شده (ببینید) و خصوصا اشاره به این دارد که افرادی که تیزر دریافت می کنند عموما افراد عادی و غیر مسلح هستند و بنابراین می بایست که استفاده از تیزر بازنگری شود.
چندی پیش تیزر زدن آن دانشجوی امریکایی به هنگام سئوال از جان کری بود که خیلی سر و صدا کرد و چند ماه پیش هم اگر یادتان باشد یک دانشجوی ایرانی در دانشگاه کالیفرنیا تیزر دریافت کرد و خبرش خیلی سر و صدا کرد ولی این سر و صداها به سرعت هم خوابید..
کمی به آمار نگاه کنیم شاید بد نباشد. این مرد در فرودگاه ونکوور شانزدهمین نفر بود که در کانادا در ظرف 5 سال اخیر پس از اعمال تیزر مرده است. برای گزارشی در یکی از موارد قبلی می توانید اینجا را بخوانید. و اما آمار مرگ بعد از اعمال تیزر از سال 2001 به اینطرف در امریکا بیش از 200 نفر بوده است. سیر صعودی افزایش مرگ با تیزر جالب توجه است و بنظر می رسد با حادثه 911 بی ارتباط نباشد. این گزارش مفصل و جامع را در ابراز نگرانی از استفاده از تیزر بخوانید و ببینید که به چه کسانی تیزر زده شده است از جمله به پسر بچه های 12, 16 و 17 ساله که نوجوان 17 ساله مرده است. بر اساس این گزارش تعداد مرگ در سالهای 2001 تا 2006 به ترتیب 3, 13, 17, 48, 61, 68. بوده است.
برای اینکه ببینید تیزر چیست و چگونه عمل می کند می توانید اول یکسری به ویکی پیدیا بزنید و بعد این دستور کار تیزرهای مدل جدید را بخوانید. و اما بهترین مقاله ای که آمده محاسبه کرده چقدر جریان به بدن شخص در اثر اعمال تیزر وارد می شود این مقاله است. یک اشتباه تایپی هم دارد ولی چندان مهم نیست. بر طبق این داده ها تیزر پالسهایی با پیک ولتاژی معادل 50 کیلوولت به بدن شخص وارد می کند. تعداد پالسها 15 پالس در ثانیه است و طول مدت هر پالس 11 مایکروثانیه. در نتیجه اگر مقاومت بدن در فاصله بین دو سر محل اتصال تیزر به بدن 1 کیلو اهم محسوب گردد جریان موثر وارد شده در حدود 200 میلی آمپر می شود.
شاید وارد کردن این جریان به بدن یک آدم سالم و خشک (عرق مقاومت بدن را خیلی پایین می آورد) کشنده نباشد ولی اولا که همه تخمینها راجع به مقاومت بدن در فرکانسهای مختلف از روی بدن حیوانات حساب شده است. در ثانی مقاومت بدن افراد مختلف با هم بسیار متفاوت می تواند باشد به دلیل تفاوت پوست. نکته دیگری که در این محاسبات در نظر گرفته نشده و من ندیدم که جایی هم به آن اشاره شود اینست که بنظر من فرق می کند که تیزر به کجای شخص اعمال شود. مقاومت داخل بدن خیلی کمتر از مقاومت پوست می باشد. یعنی قسمت اعظم مقاومت بدن در سطح آن است. اگر تیزر مستقیما به روی ققسه سینه اعمال شود در واقع برای جریان چند مسیر موازی وجود دارد که باز تا آنجا که من می دانم مقاومت ریه و قلب خیلی کمتر از مقاومت سطحی بین دو محل اتصال تیزر می باشد. در نتیجه قسمت بیشتر جریان 200 میلی آمپر از داخل ارگانهای بدن مثل ریه و قلب خواهد گذشت.
استاندارد ایمنی برای قلب جریان کمتر از 10 میکرو آمپر مستقیم و جریان کمتر از 10 میلی آمپر در سطح است. البته این استاندارد ایمنی است ولی قلب می تواند با یک جریان بالای 10 میلی آمپر که مستقیم از آن بگذرد دچار اریتمیا شود. بعلاوه جریان 200 میلی آمپر برای یک ثانیه محاسبه شده است. اینها معمولا چندین بار تیزر را اعمال می کنند. پس می توان تصور کرد که یک جریان بالای 10 میلی آمپر به مدت چند ثانیه از قلب و یا ریه می گذرد. همچه جریانی در طول چند ثانیه حتما می تواند قلب را دچار اریتمیا و عضلات ریه را دچار انقباض دائم کند که در نتیجه شخص یا بر اثر ایست قلبی احتمال دارد بمیرد و یا در اثر نفس نکشیدن. تازه به این سناریو این نکته را هم اضافه کنید که غالبا پلیسها سر افراد را پایین و شخص را در حالت خمیده نگاه می دارند که در آن وضعیت نفس کشیدن حتی در شرایط عادی هم دشوار می شود.
راستش را بخواهید با آنچه که در این سالها از پلیس کانادا و امریکا دیده ام, من به شخصه در کنار پلیس اینجا احساس امنیت نمی کنم و این احساس نا امنی در سالهای اخیر به همت رهبران کوته بین دنیا برای همه مسلمانها و ایرانیان خارج از کشور بیشتر شده است. در کشور خودمان هم که قربانش بروم هرگز از دیدن پلیس احساس امنیت نکرده ایم. من هنوز تنم می لرزد هر باز که یاد داستان آن دخترک شانزده ساله ای می افتم که به پلیس پناه برد و آنها به او تجاوز کردند و یا این قضیه اخیر خودکشی دختر جوان در بازداشتگاه انضباطی و یا حرفهای رکیکی که دیگر فعالین زنان شنیده اند هر بار که سر و کارشان با پلیس افتاده است و و … دنیای ناامنی داریم… بقول آن حکایت قدیمی سنگها را بسته و سگها را رهانیده اند….

October 17th, 2007 at 6:11 am
چه غرب چه شرق هر جا خشونت باشه عاقبتشم همين ميشه هر كسي بايد خودش مواظب خودش باشه كه خشمشو كنترل كنه منتظرتون هستم تو وبم
[Reply]
October 17th, 2007 at 3:06 pm
ممنون از پست بسیار خوبتان.
[Reply]
October 17th, 2007 at 3:08 pm
[...] افزایش خشونت پلیس در غرب و عواقب مرگبار آن - آوای موج [...]
October 17th, 2007 at 7:20 pm
ممنون از بابت این پست.تو این دوره زمونه به هیچ نیروی پلیسی نمی شه اعتماد کرد! ماجراهای مشابه زیادی بدون کوچکترین سروصدایی تو همین ایران ما اتفاق می افته که کسی باخبر نمی شه!
[Reply]
October 19th, 2007 at 6:51 am
نه شرقی نه غربی جم هو ری ه اس لا میییییییییییییییییییییییییییییییییی
[Reply]
October 19th, 2007 at 10:10 pm
من که با دیدن پلیس بیشتر احساس استرس بهم دست میده تا ارامش و امنیت!
[Reply]
October 20th, 2007 at 5:26 am
سلام
خدا آخر عاقبت ما و بقیه آدمها رو به خیر کنه. فکر کردیم از ایران میایم بیرون حداقل پلیس دیگه خوبه. اما ظاهرا همیشه اینطور نیست.
در ضمن میخواستم تشکر کنم که به وبلاگ من سر زدید.پاسخ سئوال میوه فروش و ترازوی دو کفه ای رو در وبلاگ گذاشتم و یک مسئله جدید نیز پست کردم.
موفق باشید
-امیر کاشانی
[Reply]
October 20th, 2007 at 8:39 am
تازه وبلاگتان را ديدم ! خيلي عاليست! موفق باشيد!
سارا: ممنونم. من خواننده وبلاگ خوب شما هم بوده ام. در ضمن شما درسی خوانده اید که من خیلی دوست دارم که می خواندم.
[Reply]
November 15th, 2007 at 5:49 am
[...] شده توسط Sara Raha on نوامبر 15, 2007 داستان تیزر خوردن آن مرد لهستانی و کشته شدنش دقایقی پس از دریافت تیزر که [...]
November 17th, 2007 at 5:31 pm
با درود وا فر بر همه ي هموطنان عزيزم.
اين مشتركين مرز ها ي پر گهر و سها مداران ثروت ملي ،
بچه كه بو ديـم بزرگتر ها مي گفتند:
پليس حا فظ جا ن و ما ل و نواميس مردم است و هر بچه اي كه گم شد با يد تو خيا بون دستشو بده به پليس كه كمكش كنه تا وا لدينش را پيدا كنه .
و لي به نظر مي رسه كه امروزه د ر همه جاي جهان مسئله صدو هشتاد در جه فرق كرده كه در اين صورت با يد گفت .
آ زا دي ، امنيت ، آرا مش ، حقوق بشر،
خدا بيا مرزدت . و يا به قول شاعر:
چه روزهاي قشنگي بود،سرشارازتبلورها
. . . . . . . . . . . . . . . . . .
به روي موج ينشستيم و،ديگربرنمي گردد
كمي زآرا مش ديروز ، حتي در تصـور ها
پ.م.م
[Reply]