هایکوهای زیر از خانم قدسی قاضی نور است برگرفته از کتاب “فرهاد نقش خویش به کوه کند, شیرین بهانه بود!”
عبور نسیم برگ گل را لرزاند
توفان گذشت
سنگ ها با خبر نشدند!
***
برای وصف خاطرات
کلمان را یکی یکی مزه کرد
همه تلخ بود!
***
پی کلام مگرد!
آنچه می خواستی
نگاهت گفت!
***
مرغ عشقی که در میان قفس
برایم آوردی
آواز نمی خواند
مگر غروب و چه تلخ…
***
یکی زود به ستوه می آید
زود می رنجد
زود می رود
زود بر می گردد
یکی به ستوه نمی آید
نمی رنجد
دیر می رود, برنمی گردد!
****
برای پخته شدن
رو به عشق آوردیم
سوختیم!
****
کنار تو می نشینم
چشمانت تقویم روزهای گذشته است
روزهای تلخ
این روزها را
از نگاه تو چگونه جدا سازم؟
****
در اطاق را که گشودم
چنان پر از تنهایی بود
که جایی برای ورود به آن نبود
****
بعدِ آن همه دیدن
نگاه گر تر نباشد
هیچ ندیده!
****
آواز بلبل امروز
آواز هر روزی نیست
دیروز برای گل می خواند
امروز به یاد گل!
****
آب را به جان شعله افکندند
شعله خاموش شد
آب بخار!
October 28th, 2007 at 7:15 pm
(0_0) چه هایکوهایی! عالی بودند؛ مخصوصا دومی. ولی میدانید من فکر میکنم به گذر زمان حتب خاطرات تلخ هم شیرین میشوند. البته باز هم خاطرات تلخ سر جای خودشان هستند.
October 29th, 2007 at 3:55 am
یاد خداحافظ گری کوپر افتادم.
یادش بخیر
October 29th, 2007 at 3:33 pm
با عرض سلام خدمت سرکار خانم سارا رهای عزیز و محترم
حسب الامر به لینک مربوطه مراجعه کردم و مطلب را خواندم. پُست بسیار جالبی بود. در پاسخ به آن نیز چند پاراگرافی بصورت یک پُست قلمی کردم.
با تشکر از شما
ققنوس
October 29th, 2007 at 4:14 pm
سلام
ایولیده اید هایکوهایی بیدنده هههه
ببخشید ها شما لینکینگ انجام میدید آخه از وبلاگتون خوشم اومد باور کنید چون از هر وبلاگی که خوشم بیاد لینکش میکنم ! خود خودخواهی هست نه!
________________________________________
سارا: صبونه گرامی, البته که شما می تونید لینک وبلاگ منو اضافه کنین. یک وبلاگی که در دسترس عام هست که اجازه گرفتن نمی خواهد برای لینک کردن. شما در واقع لطف می کنید. و اما اگر منظورتون اینه که باید در عملی متقابل اینکار صورت بپذیرد همانطور که قبلا هم خدمتتون عرض کردم من شرمنده ام برای اینکه من اهل هیچ بده بستانی نیستم! مدتی است که می خواهم بلاگ رلم را درست کنم ولی وقت نمی کنم. راستش من از هیچ کسی نخواسته ام که به من لینک بدهد و هر کس هم که داده لطف کرده و بنده سپاسگزارم ولی خودم را متعهد به بلاگ رل درست کردن هم نمی بینم. حالا انشاءالله درست می کنم اگر فرصت شد. مخلص شما.
October 29th, 2007 at 7:23 pm
خیلی زیبا بود.
October 29th, 2007 at 7:27 pm
[…] چند هایکو از قدسی قاضی نور - آوای موج یکی زود به ستوه می آید […]
October 29th, 2007 at 8:51 pm
سلام بر شما سارا خانم.
October 30th, 2007 at 2:24 am
قلقلکم داد.زیبا بود
October 31st, 2007 at 2:58 am
من نوشته هاتونو از طریق فید دنبال می کنم،اگه می شه این ادامه مطلب رو بردارید! این طوری کل مطلب وبلاگتونو می شه از طریق فید دنبال کرد!
شعرش خیلی قشنگه.ممنون.
_____________________________________
سارا: کوچه باغ عزیز این فید خواندن هم مجازی اندر مجازی است! چه عیبی دارد که اگر مطلبی به دلتان نشست کمی قدم رنجه کنید و به داخل این خانه مجازی تشریف بیاورید؟! منکه خواندن با فید به دلم نمی نشیند. احساس می کنم که در دنیای مجازی هم دارم دیگران از توی یک جعبه دیگر نگاه می کنم! ممنون از لطف شما. مخلصیم.
October 31st, 2007 at 5:08 am
سلام- جالب بود-منتظر مطالب بهترو معرفی منبع آن هستیم
___________________________________
سارا: تشکر. منبع را همیشه در همه مطالبی که از دیگران نوشته ام متذکر شده ام. شما موردی را یافته اید که نکرده ام؟
March 22nd, 2008 at 5:18 pm
[…] مرتبط: چند هایکو از قدسی قاضی نور (1) […]
April 16th, 2008 at 10:21 am
خیلی زیباست من همه کتاب های قدسی قاضی نور را میخواهم آیا میتوانید مرا راهنائی کنید ؟
___________________________________________________
سارا: متاسفانه گمان نمیکنم که کتابهای ایشان را بتوانید در ایران پیدا کنید چون بعید می دانم که تجدید چاپ شده باشند. ولی از کتابفروشیهای جلوی دانشگاه بپرسید شاید دست دوم بتوانید پیدا کنید.
August 19th, 2008 at 1:20 am
سلام ساراي نازنين
من وبلاگ شمارو اولين باره كه ميبينم و اونم وقتي كه داشتم در مورد خانم قاضي نور دنبال مطلبي ميگشتم
من نوشته هاي ايشون رو خيلي وقت پيش خونده بودم
روي جاده برفي ردپايي است كه برنگشته
انگار خاطره توست
باقي بقاي شما
راما