لطفاً مطالب این وبلاگ را در وبلاگ دیگری کپی نکنید؛ به جایش اگر دوست داشتید به آن لینک دهید. چاپ مطالب در مجلات نیز با ذکر و لینک منبع آزاد است. برای آشنایی با قوانین کپی رایت می‌توانید اینجا را ببینید. با تشکر، سارا رها

خواندنی های روز:

خاطراتی حک شده بر پیشانی

عکس / شعر / نوشته شما چه نظری دارید؟

2002__-__4.jpg

خاطرات سالهای تلخ را

لابلای دفتر مجوی

به پیشانی ما نگاه کن!

 

– قدسی قاضی نور–

 

پ.ن. عکس یکی از عکسهای برگزیده سال 2002 است و تا آنجاییکه یادم است یک خانواده فلسطینی را در زیر بمباران هوایی اسرائیل نشان می دهد.

 

6 نظر برای “خاطراتی حک شده بر پیشانی”

  1. پي‌كولو می گوید:

    با وجود اينترنت، ديگر خلبان تنها دگمه را از دور فشار نمي‌دهد. وحشت و مرگي را هم كه برپا كرده بعدش مي‌بيند. چطور هنوز مي‌توان آدم‌ها را براي جنگ ناعادلانه سازمان داد؟

  2. mrkhalili می گوید:

    چقدر از این خاطرات دارم :(

  3. pooyaa می گوید:

    جنگ عادلانه؟
    این دو کلمه جمع دو نقیض است عزیز

  4. kochebagh می گوید:

    به پيشاني ما نگاه كن! درد و رنج و …

  5. macromediax می گوید:

    میدونی … ما خودمونم این روزا رو داشتیم . البته اون روزا من بدستانی بودم … اول یا دوم . اما بالاخره یادمون نرفته …
    جنگ همیشه بد است ./no war

  6. pooyaa می گوید:

    وقتی این عکس رو دیدم دلم برای این خانواده سوخت. ولی یک احساس خیلی قویتر در من زنده شد که متاسفانه باید اعتراف کنم که جنبه منفی داشت چون از تنفر ناشی میشد.
    تنفر من از وحشیگری اسرائیلها نبود. چون متعقدم فلسطینیها خیلی خشنتر و بی رحمتر از اسرائیایها هستند.- اگر راجع به نظر من درباره مناقشه اعراب- اسرائیل کنجکاو بودید میتوانید به نوشته های آرش کمانگیر مراجعه کنید. که خیلی شبیه به افکار من است (هر چند که من نه آرش را دیده ام و نه با ایشان صحبت کرده ام)-
    تنفر من از بی توجه ای انسانها و رساناهای گروهی جهان به حقوق بشر به معنی واقعی “بشر” صرف نظر از رنگ پوست و موقعیت و … بود.
    مسئله فلسطینها مسئله داغی است برای رساناها چون آنها عرب هستند و عربها نفت دارند و همین. ده ها میلیون انسان افریفای جان خود را از دست می دهند ولی کسی برایش مهم نیست. چون قاره افریقا دیگر آن اهمیت قبلی را از نظر اقتصادی ندارد.
    البته قصد بی احترامی به اعتقادات سارا خانم را ندارم چول این عکس زیبا نشان زجر کشیدن انسانهاست و همه ما یکی هستیم (چون همه قطرات یک بحریم) و منظور سارا خانم هم از پست این عکس نشان دادن این زجر بوده.
    اگه حتی راه دوری نریم در دوران جنگ 8 ساله ایران و عراق شهر ما مرتبا مورد بمباران هواپیماهای عراقی بود یکبار یادم میاد بعد از بمباران پدرم به بیمارستان رفته بود و زخمیهای بمباران را که عمداتا از بمبهای خوشه ای بودند دیده بود و صحنه های وحشتناکی که دوست ندارم اینجا بیان کنم را شرح می داد.
    جالب اینجاست که بعد از چند سال دست دوستی بین حکمرانان دو کشور ایران و عراق فشرده شد و خونهایی که بر زمین ریخته شده بود فراموش شد! نمیدانم تا کی ما انسانها باید تحت تاثیر تعصبات ملی؛ مذهبی و … ساده ترین حقایق را نادیده بگیریم. گاهی وقتها از انسان بودن خودم شرم میکنم!

شما چه نظری دارید؟

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS
FireStats icon Powered by FireStats