لطفاً مطالب این وبلاگ را در وبلاگ دیگری کپی نکنید؛ به جایش اگر دوست داشتید به آن لینک دهید. چاپ مطالب در مجلات نیز با ذکر و لینک منبع آزاد است. برای آشنایی با قوانین کپی رایت می‌توانید اینجا را ببینید. با تشکر، سارا رها

خواندنی های روز:

تئوری احتمال بِیز و احتمال وجود خداوند

اجتماعی, علمی شما چه نظری دارید؟

همیشه بنظر من صحبت از احتمال وجود خدا و اثبات خدا با حساب احتمالات مسخره می آمد. فکر می کردم و می کنم که این مقوله چیزی نیست که با حساب احتمالات کسی بخواهد ایمان بیاورد و یا نیاورد. اساسا اعتقاد از دید من ربطی به احتمالات ندارد و یا می شود گفت که اعتقاد یعنی اینکه شخص با احتمال صددرصد به وحود چیزی یقین دارد. ولیکن دوستانی داشته ام که سالی یک ماه نماز می خوانند و روزه می گیرند. این دوستان همه شان در توجیه کارشان استدلال مشابهی داشته اند. آن استدلال این بوده است: نماز نخواندن یک گناه است و کفاره اش را بر طبق قوانین علمای شیعه و توضیح المسائل می توان با اجیر کردن یک شخص برای خواندن نمازهای قضا شده بجا آورد ولیکن کفاره روزه خیلی سنگین تر و پرخرج تر است. حالا آمدیم خدا وجود داشت و ما باید آنوقت کفاره بدهیم. کفاره نماز از کفاره روزه راحتتر است. پس روی حساب دودوتا چهارتا می صرفد که آدم بی اعتقاد هم سالی یک ماه را نماز بخواند (که صواب تمام ماههای دیگر را هم دارد) و روزه هم بگیرد که در صورت درست بودن احتمال وجود خدا خیلی زیان نکرده باشد!

در عین مضحک بودن این استدلال (لااقل از دید من) عده ای با همین استدلال ولو ناگفته به همان شکل که عرض کردم فقط سالی یک ماه آداب مسلمانی را بجا می آورند. و اما غرض از این داستان اینکه امروز به دنبال مطلبی در باره تئوری بِیز ( Bayes) می گشتم که به این مقاله برخوردم که در آن در ضمن توضیح تئوری بِیز بزبان ساده به کاربرد این تئوری در اثبات وجود خدا اشاره می کند و بحثهایی که پیرامون این کاربرد درگرفته است. نویسنده مقاله کریس ویگینز (Chris Wiginns)، استاد ریاضی دانشگاه کلمبیا است و می گوید که بحث علمی پیرامون مذهب در سالهای اخیر بالا گرفته است و شاهد بر این مدعا کتابهایی است که در تأیید و یا رد خدا به طریق علمی نوشته شده است.

تئوری بِیز همان فرمول حساب احتمال شرطی است که احتمال وقوع یک متغیر (بخوانید واقعه) تصادفی را به شرط آنکه یک واقعه دیگری که به آن متغیر اولی مربوط است از قبل اتفاق افتاده باشد، حساب می کند. آنها که این فرمول را به مسئله وجود خدا ربط می دهند پاسخ مردم به وجود خدا بر اساس تجربیات شخصی آدمها از مذهب را به عنوان احتمال وجود خداوند در اذهان مردم در نظر می گیرند و عددی را، بر اساس یک همه پرسی در این زمینه، به آن اختصاص می دهند. بعد عدد دیگری را به عنوان احتمال وجود خداوند در اذهان مردم بدون هیچگونه تجربه مذهبی از قبل اختصاص می دهند. سپس با استفاده از فرمول بِیز احتمال وجود خدا می تواند محاسبه شود.

داوکینگ (Dawkins) که کتاب “مغلطه خداوند” را نوشته است می گوید در حالیکه در درستی تئوری بِیز شکی نیست ولی آن اعدادی که براساس همه پرسی از مردم در این فرمول استفاده می شود اعداد اندازه گیری شده نیستند. آن اعداد در واقع قضاوتهای شخصی اند و اساسا کاربرد فرمول بِیز در این مسئله مغلطه است.

نکته دیگری که مقاله بدان اشاره می کند قدمت محاسبه احتمال وجود خداوند با حساب احتمالات است که مثلا در سال 1979 این احتمال کمی بیش از 50 درصد و در سال 2003 به چیزی در حول و حوش 97 درصد محاسبه شده است. البته به نظر من صرف نظر از بیهوده بودن این بحث برای اثبات وجود خدا این محاسبات یک مسئله را روشن می کند و آن رشد مجدد اعتقادات مذهبی در قرن اخیر است که این موضوع به اندازه کافی مورد توجه جامعه شناسان قرار گرفته است و روی آن بحث می کنند که چه شد که پیش بینی های جامعه شناس بزرگی مثل وبر غلط از آب در آمد که پیشرفت علم باعث کم شدن اعتقادات مذهبی در مردم نشده است.

نویسنده مقاله نگاهی اجمالی به زمان خود بِیز می اندازد و می گوید که بنظر نمی آید که شخص بِیز در زمان ارائه فرمولش اصلا به کاربرد آن در مسائل اجتماعی توجهی داشت. مقاله در پایان به کاربرد اصلی این فرمول که در انتخاب مدلهای متعدد و مناسب برای داده ها می باشد نگاهی اجمالی دارد و اینکه ساده نگاه کردن به کاربرد این فرمول گاه می تواند باعث پیچیده تر شدن مسئله گردد.

 

بعد التحریر - با دوستی داشتم بحث احتمالات و پروسه های تصادفی را می کردم که او مدعی شد که اساسا پروسه تصادفی ای وجود ندارد. تصادف و احتمال در اثر عدم وقوف کامل ما به همه جوانب است والا این مسئله قائم به ذات خویش وجود خارجی ندارد. مثال می زد که مثلا در انداختن یک تاس بازی اگر ما همه جوانب فیزیکی هر حرکت دست و قرارگرفتن دقیق تاس در دست را بدانیم آنوقت میتوان نتیچه را پیدا کرد نه اینکه تصادفی باشد. دیدم نکته قابل تاملی می گوید. در خصوص اثر دارو و بیماریها که کاملا صادق است. خیلی از مطالعات پزشکی و اثرات دارویی بر پایه مشاهده است و برای هر یک احتمال وقوعش را محاسبه می کنند صرفا به این دلیل که متغیرهای بسیاری دخیلند که که ما از آن بی اطلاعیم. اما مثلا در تحریک شدن نورونها چطور؟ این درست است که در مجموع سیگنال بیولژیکی مثلا سیگنال عضله که حاصل می شود نمی توان گفت که یک سیگنال تصادفی است هر جند که آنرا معمولا با نویز سفید مدل می کنند. ولی فایرینگ نورونها در طول مدت تحریک بخوبی با یک پدیده تصادفی با توزیع پواسان مدل می شود و این مدل جواب معقولی می دهد. بنظرم می رسد که هر چند که در نگاه کلی و جامع پدیده تصادفی نیست ولی در نگاه جزئی و زوم شده تصادفی است. شما چی فکر می کنید؟

12 نظر برای “تئوری احتمال بِیز و احتمال وجود خداوند”

  1. ravanparish می گوید:

    این نگاه ساده انگارانه که با ماهی یک ماه عبادتی که بر مبنای احتمالات ( احتمال اینکه خدایی باشه ) بنا شده ، احتمال بدیم که همین عبادات یه روزی به درد ما بخوره ، معجون مسخره ای خواهد شد . احتمال رو روی احتمال بنا کردن . گرچه حتی اگر بر اساس این احتمال که ممکن هست خدایی باشه ، عبادت کرد ، هم مسخره هست :
    ای خدایی که احتمال میدهم باشی ، اگر هستی تو را شکر میکنم !
    مشکل این هست که درک درستی از اعتقاد نداریم . مثل یک رمه گوسفند . و مهمترین عامل این عدم درک ، به نظر من دروغگویی - به معنی عام - هست . ما هنوز ارزش راستی را نمی دونیم .

    [Reply]

  2. پي‌كولو می گوید:

    مطلب جالبي بود. حاصل تئوري بيز به زبان ساده آن است كه براي اندازه‌گيري يك طول يك متري، به ابزاري با دقت بسيار بهتر از يك متر نياز داريم.
    اما درباره‌ي استفاده از آن براي اثبات يا رد وجود خدا، با داوكينز موافقم. درباره‌ي دقت قضاوت مردمان (به جاي ابزار اندازه‌گيري مثالي) هيچ درستنمائي‌يي نمي‌شود قائل شد. اين مثل آن است كه هواشناسي را بر پيش‌بيني آماري مردم بنا كنيم.

    [Reply]

  3. رهام می گوید:

    http://delusivefacts.blogspot.com/2007/10/blog-post_20.html
    لطفاً اين مطلب را بخوان…

    [Reply]

  4. پرانتز می گوید:

    سلام
    در مورد بند آخر متن فکر می کنم دلیل درست بودن یک قانون احتمال وجود یک قانون کشف نشده است در واقع چون دانش کاملی در مورد شناسایی و اثرات تمام متغییر ها نداریم رابطه ای رو بین علت و معلول پیدا می کنیم و از اونجایی که عوامل موثر بر یک پدیده با توجه به شرایط مکانی و زما نی و …. تغییر می کنند رابطه ما با درصدی از خطا جواب می دهد که اسمش رو می گذاریم احتمال

    [Reply]

  5. elfstone می گوید:

    در مورد اشراف داشتن به تمام جوانب یک موضوع، اصل عدم قطعیت هایزنبرگ به ما نشون میده که هیچ ناظری صرف نظر از نوع و جنسش نمی تونه از یک حد مشخصی در مورد صحت اندازه گیری خودش مطمئن تر باشه! و ثابت میشه که هیچوقت کسی نمی تونه به همه پارامترهای یک موضوع با دقت لازم اشرف داشته باشه با تونه اتفاقی بودن رو از محاسباتش حذف کنه! مثلا ما در مورد ردیابی محل یک الکترون ثابت می کنیم که هیچوقت نمیشه محل دقیق اون رو در لحظه ای خاص محاسبه کرد، بلکه بهترین کاری که میشه کرد اینه که محلهایی که “احتمال” وجود الکترون در وانجا بیشتره رو تعیین کرد. مکانیک کوانتومی در مورد تصادف و احتمالات حرفهای جالب و زیادی برای زدن داره…

    [Reply]

  6. kochebagh می گوید:

    آقا مشکل ما با این آخوندها هم همینه! اونقدر مسئله رو می پیچونن که آخر سر نمی دونم مطلب در مورد چی هست؟!
    اما در مورد بعدالتحریرت یه جورایی باهات موافقم.
    از بابت این پستت هم ممنون،جالب بود و غم انگیز!!

    [Reply]

  7. roolygta می گوید:

    اگه عشق gta هستین یه سر به من بزنین فقط تو رو خدا نظر یادتون نره اینم ادرسم http://www.roolygta.wordpress.com

    [Reply]

  8. lukadium می گوید:

    مرسی بابت مطلبت.
    رشته تحصیلی شما چیه؟!

    [Reply]

  9. pooyaa می گوید:

    خب در رابطه با بعدالتحریر
    فکر نمی کنم قسمت آخر سئوال شما را فهمیده باشم (هر چند که nerd factor مطلبتون بالا بود، بالاتر از دیپلم- من که اکابر ردی هستم) اگه به سئوالتون از دیدگاه فلسفی نگاه کنیم:با دوست شما موافقم در کل هیچ چیز تصادفی نیست- هر چیزی دلیلی داره-
    نمیدونم منظورتونااز”تصادفی” در مورد نورونها بود یا کل بیولوزی مد نظزتون؟ واینکه نمودار توزیع نورنها با توزیع پواسان جور درمی یاد رو به حساب تصادفی بودنشون گذاشتید یا قانونمند بودنشون؟

    [Reply]

  10. رضا می گوید:

    یک مساله جالب در احتمالات نسبی بودن آن است مثلا اگر در کیسه ای 2 مهره سبز و 2 مهره آبی موجود باشند و دست در داخل کیسه کرده و یک مهره را درآوریم احتمال سبز بودن آن مهره 0.5 است .حال اگر بدون اینکه مهره را نگاه کرده آن را به گوشه ای بیندازیم و مهره دیگری در آوریم باز هم احتمال سبز بودن آن 0.5 است.(چون ما آن مهره اولی را ندیده ایم).اما به عنوان مثال اگر مهره اولی که در آورده ایم را کس دیگری دیده باشد . از دید او احتمال سبز بودن مهره دوم 0.5 نیست (0.33 و یا 0.66 است)..بنابراین می بینیم که احتمالات مطلق نیستندو بستگی به ناظر دارند.

    [Reply]

  11. pooyaa می گوید:

    آقا رضا جالب بود. ممنون

    [Reply]

  12. بامداد می گوید:

    سارا جان سلام،

    مطلبت جالب بود و این موضوع ذاتا همیشه داغ هست و خواهد بود. فکر می‌کنم تا وقتی که تکلیف مفهوم «زمان» و به خصوص آغاز یا پیدایش آن برای بشر روشن نشود امکان صحبت کردن به شیوه «ریاضی» در مورد موضوع «واجب الوجود»‌ به صورت مطلق ریاضی وجود نداشته باشه. من شخصا فکر می‌کنم با تکمیل نظریه یکپارچه فیزیک خیلی چیزها روشن‌تر خواهد شد.

    اما در مورد این‌که پدپده‌ها یا پروسه‌های تصادفی وجود ندارند و فقط محصول فقر دانش ما در مورد او پدیده‌ها می‌باشند فکر می‌کنم «الف‌استون» درست توضیح داده در کامنتش. نظریه‌های دهه‌های اخیر فیزیک به ما توضیح می‌دن که برخی از پدیده‌ها «ظریف»تر از اونی هستن که «نگاه» ما اون‌ها را «عوض» نکنه. به این معنی که ما هرگز نخواهیم توانست اون‌ها را نگاه کنیم بدون اینکه در فرایندشون دخل و تصرف انجام ندیم.

    نگرش «مکانیستی» به جهان که تصور می‌کرد رفتار جهان را با «ذره‌بین» و «تلسکوب» می‌شود پیش‌بینی کرد شکست خورده است و به نظر می‌رسد همه پدیدها از قوانین «علیت» آن گونه که «نظم ساعتی» نیوتن می‌پنداشت پیروی نمی‌کنند.

    شاد و موفق باشی
    بامداد

    __________________________________________

    سلام بامداد جان
    ممنون از نظرت و اینکه سر زدی.
    زنده باشی

    سارا

    [Reply]

شما چه نظری دارید؟

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS
FireStats icon Powered by FireStats