تیتر خبری کوتاه در مجله علمی Scientific American نظرم را جلب کرد. عنوان این بود: “چه نوع رباتی را شما علاقهمندید؟” گزارش کوتاهی بود از یک تحقیق اخیر در دانشگاه هرتفوردشایر انگلیس راجع به اینکه آدمهای برونگرا رباتهایی را ترجیح میدهند که چهره و صدایشان شبیه آدمی باشد ولی آدمهای خجالتی برعکس رباتهایی به شکل ماشین را ترجیح میدهند.
منبع خبر بولتن خبری خود دانشگاه هرتفوردشایر را هم خواندم چیزی بیش از همین جمله را در طول یک صفحه گزارش نمیشد پیدا کرد. نکردند حداقل بگویند که این آمار گیری تحقیقی (که من بیش از یک تحقیق پرسشنامهای چیزی در آن نمیبینم) از چند نفر و چه تیپ کسانی با چه سابقهای، چه سنی و غیره و ذالک انجام شده است. هیچ اشارهای به اینکه این مطلب جایی چاپ شده باشد هم نیست. روی گوگل سرچ کردم و 6 تا مقاله کنفرانس در سال 2005 از همین گروه پیدا کردم که همه در باره رابطه ربات با آدم بود. اینکه مثلا در چه شرایطی توجه بچهها به ربات بیشتر است و یا چگونه (از نقطه نظر روانشناسی و ظاهر ربات - نه تکنیکی) باید رباتی برای ارتباط با آدمی طراحی کرد. ولی مقالهای در باب این مطلب اخیر، شخصیت و نوع ربات، پیدا نکردم. نمیدانم؛ شاید در دست چاپ باشد. هر چه که هست نتایج این تحقیق بسیار جای سئوال دارد و برایم جالب و در عین حال غمانگیز است که همچه مطلب ناقص و زردگونهای به سرعت راهش را به مجله Scientific American هم پیدا میکند.
من به شخصه خیلی بدم میآید که یک ربات شبیه آدم باشد و آدم خجالتیای هم نیستم! از آن بدتر، از این پیغامگیرهای جدیدی که کمپانیهای امریکایی تازگیها استفاده میکنند، بشدت بیزارم. خوشبختانه از آن پیغامگیرها در کانادا چندان استفاده نمیشود. میدانید کدام را میگویم؟ آنکه یک صدای زن کامپیوتریای جواب میدهد. بجای اینکه از تلفن زننده بخواهد که شمارهای را برای بخش مربوطه فشار دهد، حالا او باید به سئوالات بیشمار آن برنامه کامپیوتری با صدای زنانه (همشان هم اسمشان مِلِنی است!) جواب دهد. و صد البته که آن فقط یک برنامه کامپیوتری است که احتمالا با متد مارکو دارد تشخیص صدا میدهد. بنابراین با لهجه مشکل دارد. خیلی وقتها نمیفهمد و یا اشتباه میکند. آنوقت برای اینکه شیرفهمش کنید باید صبر کنید تا دوباره همه حرفهایش تمام شود چون مثل دیگر پیغامگیرها نیست که اگر دیگر حرفهایشان را حفظ شده باشی بتوانی زود یک شماره را فشار دهی و از شر توضیحات بیشتر تکراری خلاص شوی. نه! با این ملنی خانم کامپیوتری باید همه افاضاتش را گوش دهی و اگر مثل من وسط کار از اتلاف وقت عصبانی شوید و یا از این حرصتان بگیرد که مجبورید با یک برنامه زبان نفهم کامپیوتری صحبت کنید و بر سرشان فریاد بکشید که زهرِمار، او مؤدبانه میگوید که ببخشید، نفهمیدم که چه گفتید و آنوقت دوباره از اول توضیحاتش را شروع میکند….!
آخر این چه بدبختیایست که ما باید مجبور باشیم با یک کامپیوتر حرف بزنیم؟ من میتوانم بفهمم که گاه این پیغامگیرها سرویس دادن را آسانتر میکنند ولی خب همان روش فشار دادن شماره بسیار سریعتر و موثرتر از این حرف زدن با آن ملنی زبان نفهم است. من میتوانم بفهمم که احتمالا نوشتن برنامه تشخیص صدای تلفنزننده برای دهها دانشجوی مهندسی در سراسر دنیا باعث گرفتن مدرک فوق لیسانس و دکتری شده است. به لحاظ علمی هم قبول دارم که جالب است که ماشین را باهوشتر کنیم. ولی اینکه مجبور شوی با همانها که خودت برایشان برنامه مینویسی مکالمه کنی، دیگر خیلی زور دارد! من یکی که احساس میکنم که به شعورم توهین میشود وقتی که مجبورم میکنند با آن ملنی خانم کامپیوتری تلفنی “صحبت” کنم!

March 9th, 2008 at 12:31 pm
اتفاقا من با این سرویس گیر ها راحترم. اکثرا اونهایی که من باهاشون برخورد کردم خیلی خوب می فهمند و خیلیهاشون شما می تونید وسط سطحبتشون حرف بزنید. و اگه عصبانی هم باشید فحش هم بدید!
________________________________________________
سارا: خوش به سعادت شما!
[Reply]
March 9th, 2008 at 2:39 pm
:))
[Reply]
March 10th, 2008 at 1:09 am
مرسی اینشاءالله شما هم سعادتمند بشید.

[Reply]
March 10th, 2008 at 1:17 am
سلام
هميشه فكر مي كردم وبلاگت نظرات و روز مره هاي شخصي شما باشه ولي اين مطلب ها كه برگردون مي كنيد مثل يك پزشك يا كمانگير خيلي جالبه راستش من كلي سايت انگليسي زبان رو ميرم سرك مي كشم زبانم بد نيست مي دونم چي گفتن ولي هزارتا مطلب رو جدا كردم بعد نصفه نيمه اماده مي كنم بعدش ولشون مي كنم من اينجور پست ها رو بيشتر دوست دارم منظورم همين ترجمه و به فارسي برگردون كردن ه
[Reply]
March 17th, 2008 at 7:18 am
salam .bahar-o- norooz barshoma azezan khojasteh bad.
montazer-e- shoma hastim.
http://www.512512.blogfa.com
“parvaneh”
[Reply]