این کمانگیر خان عزیز مردم آزار گرامی تازگیها یک عکس جواتی از خودش گذاشته و ما رو هم خلاصه دعوت کرده به اینکه عکس منیر خانمیمان رو کنیم! داستان ظاهرا از وبلاگ عصیان شروع شده که فرموده اند که همگان عکس 10-15 سال پیششان را رو کنند. و اما از آنجاییکه این من هستم که بر زمان میگذرم و نه زمان بر من، و همچنین اینکه زمان در نزد من دایره است و نه یک بردار جهت دار، بعلاوه آنکه در دایره پس و پیش معنایشان را از دست میدهند، و آخر آنکه من همیشه در مصاف زمان با دیگران با یک اختلاف فاز روبرو هستم (از هردو طرفش)، پس ما ماندیم که این 10-15 سال رو کدوم طرفی بریم و عکس برداریم. از پیریمان برداریم و یا از جوانیمان! هر چه بیشتر غور و اندیشه کردم بیشتر گیج شدم که اصلا کجای مدار زندگیام هستم! خلاصه دردسرتان ندهم رفتیم دو تا عکس منیر خانمی دبش اعلا از گذشته و آینده در آوردیم، که در واقع نویسندگان این وبلاگ هستند! خودتان ببینید و قضاوت کنید!
خداییش دروغ پوروغ در کار ما نیست و فتوشاپی هم معلومه که نیست. محل عکسبرداری هم تهران، چهارراه سلسبیل (طرفهای نواب اونورا) است. حل معمای این عکسها با توضیحاتی که در بالا دادم را هم میشه به عنوان مشق ایام نوروزیتان حساب کنید که یه وقت خدای ناکرده بیکار نمانید! بخصوص که این آزاده خانم هم دیگه تقصیر درس نخواندن های خودشو انداخته به گردنِ از مو باریکتر ما و بازی مشاعرهمان!

هرکسی هم که این پست را میخواند و وبلاگ دارد البته دعوت است که این چنین کند که ما کردیم و یا آنچنان کند که دیگران کردند!
کمانگیر کار جالبی کرده و سلسه مجمع الجوات وبلاگستان رو درآورده گذاشته در این پست وبلاگش!
March 21st, 2008 at 9:11 am
این دایره و اینا رو که سر در نیاوردم، اما داستان “سارا” و “رها” نیست؟ سلام برسونید به مادرتون سارا خانم.
_______________________________________________________________
سارا: اینم یه تعبیرشه
March 21st, 2008 at 9:29 am
شد یه چیزی بنویسی که ما هم بفهمیم. فلسفه تمام هستی رو تو این پست آوردی. متلک مارو هم که از قلم ننداختی. به مامانتون هم سلام برسونید رها خانم.
____________________________________________________________________________________
سارا: رسوندم
میگما! تو یه جور از استادت حرف میزنی انگاری که خانم تناردیه ست (حالا خانمه یا آقا؟) و تو هم کوزت طفلکی!!
March 21st, 2008 at 10:31 pm
[…] این حضرات گرامی تابحال شرکت کرده اند: عصيان، کمانگير، آواي موج، دست نوشته ها، آزاده، آق مجيد، لافکاديو، و حرف حساب. […]
March 21st, 2008 at 10:42 pm
اوه مای!
این را چهجوری اینجوری کردی منیج خانوم؟
فکر کنم عکس آینده شما همان عکس گذشته مادرتان باشد. یعنی عکس مثلا مادرتان توی 40 سالگی را گذاشتهاید به عنوان عکس خودتان توی 40 سالگی. یعنی آیندهتان. گذشته مادرتان را به عنوان آینده خودتان گذاشتید.
چی شد؟ یکی بیاید حرفهای مرا ترجمه کند.
_________________________________________________


سارا: نشد وحید جان! تو هم رفتی از رو دست این آزاده و کمانگیر کپی کردی در ایده مادر و دختر بودن این دو تا عکسها! بازم جای حدس زدن داره. آقا اونهمه توضیح که نوشتم والله کشک نیستند, عین واقعیتند
هرکی راز این عکسها رو تا روز 13 کشف کنه جایزه داره
March 21st, 2008 at 11:09 pm
یعنی عکس اولی 15 سال قبل و دومی 15 سال بعد هست؟ هوم؟ واقعا؟
حالا جایزه چی میدهی؟
____________________________________________________
سارا: ای همچین! داری نزدیک میشی! ولی باید بگی چه جوری! جایزه؟ راستش فکرش رو هنوز نکردم؛ پیشنهادات پذیرفته می شود!!
March 21st, 2008 at 11:17 pm
پیش نهاد برای جایزه (البته فقط در صورتی که خودم بردم):
آدرس
smallcandle.com
را برای من بخرید!
_____________________________________________________–
سارا: چرا به مالت آتیش میزنی؟ خوبی وحید جان؟
March 22nd, 2008 at 5:32 am
عکس دوم پانزده سال بعد از عکس اول هست. یعنی عکس اول ممکن است 30 سال قبل باشد و عکس دوم میشود یعنی آینده در گذشته. آیندهای که برای زمان عکس اول آینده بود و برای الان گذشته حساب میشود. درست گفتم؟ یا بازهم نه؟
March 22nd, 2008 at 6:31 am
ظاهرا عکس حال حاضرتون رو دادید به یکی از نرم افزارهایی که میشه باهاشون سن طرف رو کم و زیاد کرد. از اینها که یکجورایی شبیه آینه جادو زن جادوگر توی داستان سپیدبرفی هستند.
March 22nd, 2008 at 6:34 am
راستی کجای سلسبیل عکس رو گرفتید؟ البته عکس اصلی رو، نه این دو تای با نرم افزار ساخته شده رو. از کمیل و مرتضوی تا سر آزادی همه سلسبیل حساب میشه. کدوم عکاسی؟
__________________________________________________________________________
سارا: جونم واسه تون بگه, فکر کنم چهارراه مرتضوی بود, یادم نیست ننه
در ضمن جادو و جیبل چیه ننه جان, میدونم این دختره یه کارایی کرده ولی جادو مادو نکرده
March 22nd, 2008 at 9:47 am
سلام من راز عكس رو كشف كردم ها
عكس اول مال 15 سالكي بوده دومي هم دوتا 15 اضافه شده 45 شده ديگه
اگه درست نبود يكم راهنمايي كن زود جواب ميدم
البته جايزه من سفر مكه ميخوام
_______________________________________________________________
سارا: سیروس جان دستت درد نکنه ننه! شیره را خوردی و گفتی شیرین است!! اونکه شما نوشتی که راز نبود؛ اصلا من می خواستم که شما همین خیالها رو بکنی, ولی راز چیز دیگریست:)
در ضمن مگه من اینجا کاروان دار مکه ام؟! خودم همیجوری خواستم برم مکه بی کاروان رام ندادند!
March 22nd, 2008 at 10:19 am
بگذریم،عکس قمر خانم یا به تعبیر خودتان منیر خانمی،راستی بگم که منیج برای منیژه هست نه منیره!
گذشته و آینده در دایره معنا نداره و هر چی بدوی سر جای اولت نهایتا برسی!اگر 2 تا عکس را درگذشته گرفته باشی چی؟!دایره است دیگه ،اونی که گذشته گرفتی با فرض این که بد افتاده باشی می تونه آیندتون هم به حساب بیاد.گذشته = آینده فقط توی این دایره می دوی!من اعتماد کردم به توضیحاتتون!
البته تعبیر بچه ها هم می تونه درست باشه،ما آزاده را قبول داریم!
راستی جایزه،یک عدد کلید طلایی آپارتمان
جایزه دوم یک عدد پژو 206
________________________________________________________________________
سارا: خدا رو شکر که انقده مسئله پیچیده ست که هیشکی نمیتونه حدس بزنه والا با این جایزه که از دهنم در اومد کارم ساخته بود!!
March 22nd, 2008 at 10:22 am
سلام به سارا خانوم عزیز و عیدتون مبارک
من الان تو این دنیا نیستم برا اینکه عکس آزاده رو دیدم تعادلم به هم خورد و افتادم، کمانگیر عکسشو گذاشته. سعی می کنم از دنیای ماورا ته توی این عکسا رو در بیارم ولی تا حالا که چیزی نفهمیدم
عجب معماهایی طرح می کنیدا!
_________________________________________________________
سارا: سلام به روح آق مجید عزیز
آقا اونور اینترنت ذغالیه یا سرعت ترابایتی داره؟!
منم هیچوقت آزاده رو اینجوری که عکسشو انداخته تصور نمی کردم. با این عکس خلاصه سرها بریده کرده بی جرم و بی جنایت! در ضمن چه دانشکده آهنینی دارین ها! مال ما نرده هاش چوبی بود و خیلی هم خوشگل!
March 22nd, 2008 at 6:02 pm
سارا خانم قبول نیست، شما هم مثل سیاست مدارها مردم را سر کار گذاشتید!
چون بالفرض شما جواب رو می دونید (ما از کجا بدونیم؟) باید به یک آدم بی طرف جواب رو می گفتید (اول) که اون قضاوت کنه که ما درست گفتیم یا نه!
جواب من هم اینکه:
نمی دونم عکس آینده رو چطوری بدست آورید ولی می دونم که این تصویر زیاد صحیح نیست.
چون در این دایره زمانی شما، شما در آن واحد دو نفر هستید(یکی 15 سال جوانتر و دیگری 15 سال پیرتر از حال) پس حال شما برایند (سوپر پوزیشن) 15 سال قبل و 15 سال آینده شماست و چون گذشته و حال شما معلوم است پس آینده شما را می شود با یک جمع برداری ساده حساب کرد!
______________________________________________________
بابا کلی فسفر سوزوندم واسه این یک عدد پست!!
سارا: خب اگه راست میگین یه عکس خودتونو وردارین باهاش همین کاری که گفتین بکنین ببینم مثل این میشه یا نه
March 22nd, 2008 at 6:36 pm
نمی دونم ولی مسئله اینجاست که در آینده این شکلی نخواهی بود.
من تا بعد از 13 منتظر می مونم تا جواب درست را بشنوم و امیدوارم که جواب خوبی داشته باشی or…
March 22nd, 2008 at 9:24 pm
بالاخره چی شد؟ درست گفته بودم یا نه؟ آن جایزه را هم نخواستیم اصلا (انگار میداد)!
مخلصیم به سبک شهرآشوب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تا 13 صبر کن جوابش رو اونروز میدم! تازه بازیش شروع شده! در ضمن ما مخلص تریم!
وحید جان شش ماهه دنیا اومدی؟
March 23rd, 2008 at 12:09 am
اصلا عکس پیری ها همون عکس اولی نیست. چون شکل بینی و چشم ها فرق می کنه. ضمنا شکل فک هم فرق می کنه. اما شکل لب ها مثل همه. هر دو تا از یک طرف اینطوری شده ( مممممم - اینطوری ! )
ضمنا عکس دوم قدیمی تر از عکس اول گرفته شده. این رو از روی حالت کاغذ و اون سیاهی و زردی میشه فهمید.
حالا اینکه این دو کی هستن. این دو مسلما یک نفر نیستن. اما رابطه ی فامیلی با هم دارن. اما این که میگی اینا 15 سال اختلاف دارن رو باید توی این درنظر بگیریم که کی گفته مبدا زمان سال 1300 هست؟ شاید مبدا زمان 1400 هست و 1300 میشه مبدا …
ببینم فهمیدی؟!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سارا:
طاها جان حتما روز 13 اینجا سر بزن جواب این معما رو خواهم داد. شایدم دیرتر چون
برام فان شده این حدسها! در ضمن من کی گفتم که این دو تا عکس با هم 15 سال اختلاف سن دارن؟!
March 23rd, 2008 at 1:28 am
من كشف كردم رازشو
اين عكس دومي 15 سال قبل از عكس اولي تو همون عكاسي گرفته شده
اگه اين نبود
يكم راهنمايي كن باشه
در ضمن اين همسايه ما كاروان داره از اونا كه ميرن مكه اگه خواستي بگو بگم بهش با اونا بري مگه حاج خانم شي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
هنوز خیلی وقت هست بعد از 13 راشو بر ملا میکنم!
سارا: نپ، بازم فکر کن
March 23rd, 2008 at 7:27 am
بابا تو اگر از 15 سال پیش تا حالا یک اپسیلون هم فرق نکردی کی گفته 15 سال دیگه منیر خانم می شی ؟ همون جواتی که بودی هستی البته ظاهرت رو می گم.مراقب خودت باش خانمی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سارا:
March 23rd, 2008 at 7:36 am
سارا جان
من یه خورده که فکر کردم یاد اون نقاشی افتادم که فراموشی داشت و صورت خودش رو نقاشی کرده بود. دوباره دلم گرفت نشستم گریه کردم. برعکس پیغام قبل که 2 الی 3 دقیقه پیش گذاشتم این دفعه ترسیدم. فکر کردم آیا آدم چهره خودش رو هم فراموش می کنه؟ دیگه از این نقاشی های منیرخانمی نکش. دیستورت کردن با فتو شاپ کاری نداره اما امیدوارم به تلخی من فکر نکرده باشی.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سارا: رفیق جان من، اون نقاشه و نقاشیهاشو هی میخوام که اینجا بذارم هی عقب میافته….جواب نکته ظریفت در غریبگی با آینه رو در ایمیل میدم…اینجا بذار همین بازیمون رو داشته باشیم! در ضمن بخدا از فتوشاپ استفاده نکردهام!
March 23rd, 2008 at 10:04 am
دشت سبز عزیز:
واقعا تعجبه از شما، اینقدر ترسو نبودید که، پاشو پاشو این بچه بازیها رو بزار کنار.
March 26th, 2008 at 7:12 pm
[…] نهضت. این شیردلان تا بحال جواب دادند: عصيان، کمانگير، آواي موج، دست نوشته ها، آزاده، آق مجيد، لافکاديو، حرف حساب، تلخ […]
March 29th, 2008 at 12:45 am
من هی به این سارا خانم اعتماد بالانفس می گم بابا این خودتی می گه نه عمرا!دیدید فقط من نیستم که این نظر را دارم!
بذارید من جواب را بدم ،آقا من همون عکاسم که میدان نواب از سارا عکس گرفته بود،دیدی سارا جان، شما در مقابل دوربین مخفی قرار داشتی!2 تا عکس ها رو خودم گرفتم،چه جوری به دست شما رسید!
دشت سبزِه بابا؟!!!خوبید الان؟ مادر من این طوری نکن دلمون میگیره.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سارا: من که میگم هردو تا عکس خودمه! تو مثلا چی کشف تازهای کردهای؟! دختر یه دو سه روز دیگه صبر کن رازش رو برملا میکنم!
March 29th, 2008 at 6:20 pm
سلام. اولین باره که اینجارو می خونم و کامنت میذارم، با اشخاص و اصطلاحاتی که اومده ( منیر خانم و قمر خانم و … ) آشنایی ندارم، ولی تحلیلهایی نمودیم این عکسها رو در فتوشاپ که لینک عکس تغییر داده شده در ادامه اومده، و همونطور که می بینید نشون میده که هر دو عکس یکیه(به موها توجه کنید)، پس نظریه مادر و دختر منتفیه. به هر حال بقیه اینو ببینن و نظر بدن : http://i30.tinypic.com/25aqdkz.jpg
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سارا: سلام آقا شهاب صفا آوردید!
دو سه روز دیگه راز این عکسها را بر ملا میکنم. باز هم سر بزنید!
March 31st, 2008 at 1:22 am
[…] جواب داد، بر خلاف دیگران که عکسی از گذشته گذاشتند، او عکسی از آینده هم گذاشت. اما اینکه داستان چی بود امروز معلوم شد: سارا در پست […]
March 31st, 2008 at 6:15 am
[…] 13 ما را به عنوان دروغ 13 تلقی کند. پس این شما و این راز آن عکسهای ما از طیٌ الزمانِ […]