لطفاً مطالب این وبلاگ را در وبلاگ دیگری کپی نکنید؛ به جایش اگر دوست داشتید به آن لینک دهید. چاپ مطالب در مجلات نیز با ذکر و لینک منبع آزاد است. برای آشنایی با قوانین کپی رایت می‌توانید اینجا را ببینید. با تشکر، سارا رها

خواندنی های روز:

تجربه یک سال وبلاگ نویسی

غیره شما چه نظری دارید؟

هفته پیش سالگرد ایجاد این وبلاگ بود که به همان بهانه بالاخره دستی به سر و روی این خانه مجازی کشیدم. همین جا از کمانگیر عزیز و آزاده بانو بابت غرغر های مکررشان در باره پوسته قبلی و کمکهای فنی‌شان در پوسته جدید، هم شاکی و هم سپاسگزارم! عکسی که این بالا به عنوان banner می‌بینید عکسی است در ساحل بسیار زیبای Cancun مکزیک به هنگام طلوع آفتاب که چند سال پیش آنرا گرفته بودم.

و اما این تجربه یکساله وبلاگ نویسی برایم تجربه جالب و غنی‌ای بوده است. در گوشه و کنار خیابانها و کوچه‌های این دنیای مجازی ایستادم و بحث‌ها، دعواها و دوستی‌ها را تماشا کردم. گاه قاطی هم شدم. بعد در خانه خودم، اثر گرفته از آنچه که در کوچه و خیابان اینترنت می‌دیدم، مطلبی نوشتم. از قِبَل این وبلاگ دوستانی پیدا کرده‌ام که برایم بسیار عزیزند و احساس می‌کنم که با هم از یک قبیله‌ایم. مهم‌ترین و جالب‌ترین نکته‌ای که دریافتم اینست که آدمهای این دنیای مجازی هم چندان تفاوتی با آدمهای دنیای واقعی ندارند: همانطور که در دنیای واقعی من آدمها را از روی نگاهشان می‌شناسم و می‌توانم بفهمم که چه در ذهنشان می‌گذرد، اینجا هم کم و بیش از لابلای کلماتشان، از نحوه آرایش خانه مجازیشان، از نوع استفاده هر کلمه‌شان در نظرها و یا گوشه و کنار وبلاگشان، باز هم می‌توانم بفهمم که ذهنیت پشت آن وبلاگ چیست. البته بدون آنکه به دریافتهای اینچنینی‌ام ارزشی بیش از آنچه که باید، بدهم، ولی همین مشاهدات ریز است که برایم دوستی‌های با ارزشی با دوستان نادیده اینترنتی ارمغان آورده است. دفعه پیش در ایران یکی از این دوستان وبلاگی را دیدم؛ او را دقیقا همانگونه یافتم که از وبلاگش حدس زده بودم!

از این زاویه برای منی که از تماشا و اختلاط با مردم لذت می‌برم، وبلاگ نویسی و گشت و گذار در اینترنت همانند همان کار در دنیای واقعی است بدون آنکه یکی از میزان وقتی که برای دیگری می‌گذارم، بکاهد. برای من درگیر شدن در اینترنت نه تنها مثل اعتیاد نشد (شاید چون از سن معتاد شدن دیگر گذشته‌ام!) بلکه برایم مثل پنجره‌ای شد که بیرون از دنیای اطراف خودم را هم نگاه کنم و در نتیجه از بیرون نیز به خود بنگرم.

و اما کمی آمار و ارقام در باره وبلاگم، که در راستای حرفهای گفته شده در بالا، برایم جالب است که ببینم چه تعداد خواننده وفادار (دوستان) دارم و یا مردم با چه کلمات سرچی به وبلاگم می‌رسند.

در عرض یکسال گذشته، جمعاً حدود 78600 بازدید داشته‌ام که از این میان 48500 تایش از بعد از خریدن دومین شخصی یعنی در عرض سه ماه گذشته بوده است و 30000تایش در عرض نه ماه اول که روی وردپرس بودم. باید بگویم که این درجه از افزایش تعداد بازدید و همزمانی‌اش با داشتن دومین شخصی برایم تعجب آور است. شاید هیچ ربطی به هم نداشته باشند و صرفا یک تصادف باشد که ایندو فرآیند با هم دیده می‌شوند. والا اگر به لحاظ لینک شدن نوشته‌هایم در فروم‌های پر بیننده نگاه کنید، فرق چندانی در میزان لینک شدن پستهای من در مثلا بالاترین ایجاد نشده است. می‌تواند این باشد که هر وبلاگی به مرور زمان بیشتر شناخته می‌شود و خواننده‌های دائمی بیشتری پیدا می‌کند.

و اما آن تعداد بازدید به معنای تعداد افراد خواننده نیست. خوبی دومین شخصی اینست که جزئیات بیشتری از آمار بازدیده کننده‌ها را می‌توان دریافت. البته بلاگ هوست‌های ایرانی هم دیده‌ام که جزئیات خوبی را در اختیار می‌گذارند ولی وردپرس این اطلاعات را نمی‌‌دهد. باری از میان 48500 بازدید کننده سه ماه گذشته، تعداد افرادی که این بازدیدها را انجام داده‌اند حدود 17000 نفرند که از این میان تخمین خود من از تعداد خواننده‌های وفادار و دائمی‌ام حدود 300 نفر است.

نکته دیگری که برایم قابل تامل است و معیاری‌ست از اینکه یک وبلاگ چقدر موثر است، اینست که تعداد بازدید چند برابر تعداد افراد بیننده است. اگر تعداد بازدید مساوی تعداد بینندگان باشد به معنای اینست که افراد وبلاگ را گذری می‌بینند و رد می‌شوند. هر چه این تفاوت بیشتر باشد به معنای اینست که افراد با تامل بیشتری وبلاگ را می‌خوانند. نکته دیگر مدت زمان متوسطی است که هر بیننده روی وبلاگ صرف می‌کند. همانطور که گفتم نرم‌افزارهایی هستند که این اطلاعات آماری را روزانه، هفتگی، ماهانه و یا در کل می‌دهند. و البته این آمار روزانه بسته به اینکه پست جدیدی گذاشته شود یا نه و بسته به اینکه آن پست در یک فروم پر بیننده مثل بالاترین لینک شده باشد یا نه، متغیر است. برای وبلاگ من بطور متوسط تعداد بازدید 2.9 برابر تعداد بیننده‌هاست که باعث خوشوقتی من است. بزبان لری این یعنی اینکه بیننده‌ای که اینجا می‌آید نمک‌گیر می‌شود!

از آمار جالب دیگر کلمات سرچ هستند. حدود 20٪ بینندگان این وبلاگ از طریق سرچ می‌آیند و از میان کلمات سرچ شده بیشترین کلمات سرچ برای مطالب علمی این وبلاگ است، خصوصا مطالب در باره سلولهای بنیادین. بعد از آن بیشترین بازدید کننده ها برای کلمات کویر، موج و اسم خودم (سارا رها) و بعد از آن برای مطالب خانوادگی است. غالبا بازدید کننده هایی با سرچ جمله‌ای شبیه “با دختر نوجوانم چه کنم؟” و یا “مشکلات بعد از طلاق” به این وبلاگ می‌رسند

این آمارها را که اینجا نوشتم در اصل برای خودم در‌آوردم برای اینکه به بهانه یکسال وبلاگ‌نویسی به این فکر می‌کردم که چگونه می‌خواهم ادامه دهم و آیا اصلا می‌خواهم که ادامه دهم. خوشحالم از اینکه به دام کسب و جلب مشتری وبلاگی نیفتاده‌ام (احتمالا باز برای اینکه از سنّ اینجور کارها هم گذشته‌ام!). باوجودیکه یک وبلاگ مثل یک خانه شخصی است و هر فرد آزاد است که از هر چه که می‌خواهد بنویسد ولی داشتن مخاطب آنهم مخاطبین وفادار و دائمی خود ایجاد مسئولیت می‌کند که دیگر آدم جفنگ نگوید و وقت دوستانش را هدر ندهد. این وبلاگ را از روز اول “آن دگری” در من ایجاد کرد و هم او بود که چند پست اول را نوشت. ولی هر چه زمان بیشتر گذشت، کمتر قلم به او داده شد و بنظرم می‌رسد که دیگر او چندان جایی در این خانه هم ندارد…حرفهای گفتنی‌ام در مورد خانواده هم فعلا تمام شده است. اینست که از این به بعد بیشتر علمی خواهم نوشت و گاه سفرنامه و گاه هم شعر و البته گاه هم گفتگوهایی خودمانی از این قبیل.

دست آخر خطاب به آن دسته از دوستان خوبم که کنجکاوند بدانند که من در زندگی واقعی‌ام که هستم، باید بگویم که راستی چه فرقی می‌کند  بدانید که دقیقاً که هستم، چند سالم است و یا چه کاره هستم؟ اگر خواننده دائمی باشید از لابلای نوشته‌هایم تخمین درستی برای همه این سئوالات باید داشته باشید. کارِ سختی نیست در آوردن این اطلاعات؛ فقط کم مانده که آدرس خانه‌ام را بدهم والا همه اطلاعات دیگر را داده‌ام! با این همه اگر هنوز خیلی کنجکاوید، یک پیشنهاد دارم و آن اینکه اگر حدسی دارید بروید فقط از آن شخصی که حدس می‌زنید من هستم بپرسید. اگر آن شخص مورد حدسِ شما من باشم، مطمئن باشید که به شما دروغ نخواهم گفت. ولی در کل اجازه دهید که همان سارای رها بمانم! دلیل موجه و در عین حال کاملا شخصی‌ای برای این تقاضا دارم و میدانم که دوستانم چه در دنیای مجازی و یا واقعی به آن احترام می‌گذارند.

 

19 نظر برای “تجربه یک سال وبلاگ نویسی”

  1. کمانگیر می گوید:

    یک سالگی شما رو تبریک می گم. شاد باشید و سلامت. :)

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    سارا: مخلص کمانگیر خان جان خودمان!

  2. pooyaa می گوید:

    بهتون تبریک می گم. از مهمان نوازیتون هم ممنون.
    امروز فکر می کردم که این بلاگ نویسی ما فارسی زبانان واقعا خانه های ما را به هم پیوند داده. و ما را مانند یک خانواده بزرگ کرده.
    که هر روز از هم دید و بازدید می کنیم!
    خیلی هیجان انگیزه!

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

    سارا: ممنون از نظر لطف شما.از اینکه همیشه لطف داری و وقت میگذاری و کامنت می نویسی هم خیلی ممنونم.

  3. Amir می گوید:

    Salaam
    Happy Birthday to your weblog. The new template is very nice.

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    سارا: ممنون امیر جان. همینطور ممنون بابت اطلاعات دیگرت در باره مغز

  4. آزاده می گوید:

    سلام سارا بانو.
    با این وبلاگ نویسیتون منو که خیلی خوشحال کردین. درسته یه کم زیادی گیکه ولی دلم تنگ میشه وقتی کم مینویسی.
    خوش باشی و خوشحال

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    سارا: ما خیلی مخلصیم آزاده بانو! حالا قراره که گیک تر هم بشه!

  5. آذرشب می گوید:

    تبریک سارای عزیز
    برایت با تمام وجود آرزوی شادکامی میکنم
    اصولاً این جشن تولدهای آماری کاملاً با روان پاک من همخوانی دارم
    خیلی خیلی ممنون
    پشت سرت را خیلی دقیق تشریح کردی

    ______________________________________

    مخلصیم میرکا جان. ممنون

  6. وحید می گوید:

    یک سالگی مبارک
    امیدوارم در صدسالگیت من به جای «مریم اینا» افتخار دوبار لینک شدن از وبلاگی با پستهای فرازمانی (بدون تاریخ مصرف) رو داشته باشم.

    (به باعث و بانی خان جان پاراگراف آخر هم خسته نباشید عرض می‌کنم و می‌گم:امان از دست ین جماعت فضول!)

    ______________________________________________________________

    سارا: :)

  7. pooyaa می گوید:

    سارا خانم، میشه یپرسم میزان Data transfer ماهیانه چقدر است؟
    در ضمن یه چیزی یادم اومد:
    تو کالج یه معلم فیزیک داشتیم که وب پیج شخصی داشت و جواب سئوالها و اطلاعات کلاس رو تو وب پیج می گذاشت.
    در یکی از این صفحات یک live web cam feed بود که مستقیما تصاویر زنده اطاق هال و پذیزای خانه این معلم عزیز را نشان می داد!
    نمی دونم چرا اینو گفتم، ولی شاید این مسئله نشانگر این است که ما ایرانیها در چه محیطی زندگی کردیم و برای هم فیدبک(بازم این فیدبک :) ) غیر سازنده می فرستیم.

    _______________________________________________

    سارا: ببخشید ولی من اصلا متوجه نمیشم سئوال شما چیه و منظورتون از از فیدبک غیر سازنده هم چیه. منظورتون قیمت داشتن دومین شخصیه؟

  8. pooyaa می گوید:

    ببخشید منظورم همان چیزی است که در زبان عامیانه “حرف مردم” است. چون ما مردم (از جمله خود من) تمایل داریم که نکات منفی رو ببینیم و اونو منتقل کنیم. حالا اگه طرف هزار تا خوبی هم داشته باشه.
    برای همین هم است که بیشتر ما ایرانیها به طور ناخوداگاه همیشه در لاک دفاعی فرو می ریم.
    با شرکتی که باهاش قرار داد دارید host معمولا یه حدی براتون میزاره برای انتفال داده
    مثلا وقتی من صفحه اول log شما را باز می کنم(download) می کنم. یک مقداری دیتا بسته به مطالبی که در صفحه هست از سرور host به کامپیوتر من منتقل می شه. اگه تعداد بازدید کنندگان زیاد باشد و انتقال دیتا از حد بگذرد، دو حالت داره :) یا سرور اجازه به کاربران نمی ده که صفحه رو ببینند، یا بهشون اجازه می ده و شما را طبق قراردش چارج می کنه!
    (امیدوارم که خسته نشده باشی، و بگی بابا اینا رو می دونم)
    حالا سئوال من اینه که:
    همون برنامه که آمار رو نشون می ده به شما نشون می ده که در ماه چقدر داده منتقل شده.

  9. kousha می گوید:

    I enjoy reading through your weblog and I admire your
    good work
    good luck and I wish you continued success

  10. بامداد می گوید:

    درود و تبریک سارا جان. بودن ونوشتن‌ات توی وب‌لاگستان باعث دلگرمیه.

    شاد و پیروز باشی همیشه

    _________________________________________

    سارا: سلام بامداد جان. لطف داری…

  11. آسمان آبی می گوید:

    سارای رها یکی بزرگ شد!!!امید وارم همیشه از بند هر چی بند رها باشید!

    آقا حساب نیست، این نرم افزاره یا گشت نامحسوس!!!
    راستی فکر نکنید من یکی از اراجیف نوشتن دست می کشم،اصلا!

  12. سخت‌گیر می گوید:

    بانو سارا،
    یک‌سالگی وبلاگ و خانه‌تکانی بهاری مبارک.

    __________________________________________

    سارا: از لطفت سپاسگزارم. امیدوارم که آپ نکردن وبلاگت فقط در اثر مشغله درسی باشد. همیشه زنده باشی و سربلند

  13. سیروس می گوید:

    وای من چقدر دیر به اینجا سر زدم
    راستش خیلی وقته اینترنت زده شدم دنبال یک چیز با حال تر هستم نمی دوم دیگه نت به من حال نمیده
    بگذریم
    تولد وبلاگت رو تبریک می گم البته باید تولد وبلاگ نویسی شما رو تبریک بکم اگه اشتباه نکرده باشم
    انشااله که الان 34 یا 39 سالتونه با صد سالگی وبلاگتون بشین 139 ساله خلاصه من بیام اینجا کامنت بذارم پیرمرد شده باشم نوه ام بگه بابایزگ این همون سایت خونه ست بعد بگم پسرم من چشمم نمی بینه یک کامنتی برام بنویس
    دیگه من تولد گرفتم کلی موزیک گذاشتم میوه و شرینی و کلی نوشیدنی دادیم این ملت خوردن یک میوه ای چیزی بابا تولد خشک و خالی که نمیشه
    _______________________________________________

    سارا: دیر اومدی شیرینی هم می خواهی؟! همه تمام شد سیروس جان! بعدشم از این دعاهای پیر شدن واسه من یکی تو رو به جدت نکن :)

  14. سیروس می گوید:

    سارا: دیر اومدی شیرینی هم می خواهی؟! همه تمام شد سیروس جان! بعدشم از این دعاهای پیر شدن واسه من یکی تو رو به جدت نکن


    خب 90 ساله بشی خوبه ها ها اعصا بدست
    عینک زدی به نوه ات میدی دخترم این کامنت مال سیروس پیرمره
    spam رو بزن حوصله کامنتشو ندارم :)

  15. سیروس می گوید:

    من شیرینی میخوام
    بعدش ما رو تولد دعوت نگرفتی من خودم جوووون مردی کردم بی دعوت اومدم حالام شیرینی نخورده رفتیم
    ای ملت شاهد باشید این اسکروووووچ یک لیوان خالی م نداد ما بخوریم
    خسسسسسیس

    حالا اگه ازاده گفت سارا جان یک من یادم رفته روز تولد شیرینی بخورم یدون کیک واسش درست می کرد
    :(

  16. آزاده می گوید:

    ای بابا سیروس جان چه ساده ای تو! برو خدا رو شکر کن سارا مجبورت نکرده اینجا هزار تا شعر بگی.
    یعنی من رفتم که تا یه سال دیگه اینجاها پیدام نشه.

  17. سیروس می گوید:

    ای ازاده ی نامرد
    حالا من شدم کوشولوی اینجا خوفه والا
    :(
    ______________________________________

    سارا: آزاده کی گفت که مرده که حالا شما میگی نامرد؟! :)

  18. مرتضی می گوید:

    سلام سارا خانم
    امیدوارم که همیشه سالم و سر شار از شادی باشی . مطالبت واقعا جالب و ریبا هستند.
    در پناه حق

    _____________________________________________________

    ممنون, زنده باشی

  19. پرویز می گوید:

    سلام ممنون بابت مطالب ارزشمندتان . اولین بار درمان آلرِی با کرم های روده مرا به اینجا کشاند ، برای رهایی از آن رنج . که ناگه با یک گنج مواجه شدم رنج را فراموش کردم . بازهم ممنون تا بعد …

    ____________________________

    سارا: محبت داری پرویز جان. زنده باشی

شما چه نظری دارید؟

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS
FireStats icon Powered by FireStats