بعضی بیماریها ظاهرا اصلا به هم ربطی ندارند مثل سکته قلبی و بیماری ژنیتیکی فرسودگی عضلات (Duchenne Muscular Dystrophy) که غالبا در کودکی آغاز میشود و به سرعت پیشروی میکند. ولی تحقیقات جدید در دانشگاه پزشکی استانفورد نشان میدهد که در هر دو بیماری ژنهای مشابهی فعال هستند.
تحقیقات مشابه تحقیق فوق گروه بندی بیماریها را دچار تحول کرده است. بیماریهایی که بنظر بی ارتباط میرسیدند اکنون ممکن است که در یک گروه قرار بگیرند. دانشمندان اکنون تلاش میکنند که بیماریهایی را که منشا ژنیتیکی مشابه دارند ولو اینکه در ظاهر متفاوت بنظر آیند، در یک گروه قرار دهند. بدین وسیله آنها امیدوارند که درمان موثرتری برای بیماریها پیدا کنند.
دکتر تاد گولب (Todd Golub) رئیس مرکز سرطان انیستیتوی کمبریج در ماساچوست میگوید: “در آیندهای نه چندان دور به جای آنکه به ریشه آناتومی یک تومور پرداخته شود، دانشمندان به مسیرهای مولکولی آن بیماریهایی که منجر به ایجاد تومور شده است خواهند اندیشید.”
در حال حاضر بیش از 40 نوع دارو برای درمان (پیشگیری) سکته قلبی وجود دارد، در حالیکه هیچ دارویی برای فرسودگی عضلات وجود ندارد. در حالیکه اگر این دو بیماری مسیر مولکولی مشابهی دارند شاید داروهای ضد سکته قلبی برای درمان فرسودگی عضلانی نیز باید که امتحان شوند.
دکتر گولب و همکارانش نقشه ارتباطیای برای بیماریها و ژنهای موثر درآوردهاند (روی عکس کلیک کنید تا نقشه در ابعاد بزرگ ببینید.) که نشان میدهد چگونه یک دارو با فعال کردن ژنی که در بیماری دیگری هم مشترک است، مربوط میشود.
این تحقیقات همچنین دانش ما را از ریشه و علت بیماریها و عملکرد ژنهای خاص گسترش خواهد داد. برای مثال اخیراً فهمیدهاند که دو ژن خاص ریسک دیابت و سرطان پروستات را افزایش میدهند در حالیکه این دو بیماری نیز بسیار به هم نامربوط بنظر میرسند تا حدی که دکتر کالینز (Collins) رئیس مرکز تحقیقاتی ژنیتیکی National Human Genom Research Institute میگوید که این کشف برایش غیر قابل باور بوده است. او همچنان میگوید که ژن دیگری نیز بنظر میرسد که در بیماریهای سرطانی و سکته قلبی و دیابت فعال است.
از طرف دیگر محققین دیگری مثل دکتر کندلر (Kendler)، استاد دانشکده روانپزشکی و ژنتیک دانشگاه ویرجینیا میگوید که در مورد بیماریهای روانی حتی اگر دو بیماری ژن مشترک داشته باشند باز هم دو بیماری کاملا مستقل از همند و این کاملا ناشیانه است که گمان کنیم که بیماریهای روانی بخاطر داشتن ژن مشترک در یک گروه قرار خواهند گرفت.
تعداد دیگری از محققین، مثل دکتر میلر، استاد دانشگاه تورنتو، نیز عقیده دارند که ژنها به تنهایی قادر نخواهند بود که بیماریها را گروه بندی کنند. برای مثال او به نوزادان اشاره میکند و اینکه بعضی از نوزادن که حتی ژن مسئول نارسایی ریوی دارند هیچوقت نشانهای از بیماری نشان نمیدهند. بنابراین آیا باید گفت که آنها نیز به همان بیماری دچارند؟ دکتر فرانک از دانشگاه کلرادو میگوید که آنها هنوز حتی نمیدانند که این گونه نوزادان را که ژن مسئول را دارند ولی علائم بیماری را ندارند، چه باید که خطاب کنند.
با همه اینها دکتر بوت (Butte) همکار دکتر گولب در دانشگاه استانفورد میگوید که گروه بندی ژنتیکی بیماریها یک روز به جایی خواهد رسید که گروه بندی فعلی بیماریها در آن بنظر عجیب خواهد رسید همانگونه که گروه بندی فعلی در نظر دانشمندان 100 سال پیش دور از دسترس و غیر عادی بوده است. برای مثال در سال 1909 یک گروه از علت مرگ بیماران “دیدار با خداوند” لیست شده بود. بنابراین در 20 یا 50 سال آینده نیز دانشمندان ممکن است که به گروه بندی فعلی بخندند.
متن کامل مقاله را اینجا بخوانید.
May 10th, 2008 at 11:24 pm
That was interesting!
May 13th, 2008 at 8:43 am
ممنون خانوم “این دگری”!
استفاده کردم… سپاسگزارم.