توضیح: نوشته زیر روایتِ بسیار ساده و خلاصه شده من از سخنرانی دکتر جف فِرِدبِرگ (استاد دانشگاه هاروارد) است به همراه برداشتهایم از مصاحبه دیگری که با مجله Nature داشته است. آن مصاحبه را روی اینترنت بدون ثبت نام نمیتوانید ببینید ولی شبیه به همان مطالب را در این گزارش میتوانید بخوانید. عکسها را از روی اسلایدهایش با اجازه ایشان گذاشتهام. بنابراین نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است. اگر هم اصل مقاله دکتر فردبرگ در این زمینه را که پارسال در مجله Nature چاپ شده، میخواهید به خودش ایمیل بزنید برایتان خواهد فرستاد.
یک سلول چگونه دوام میآورد؟
مدلی که به اتفاق آراء برای سلول و رفتار مکانیکی آن تا چند سال قبل ارائه میشد مدلی بود که در عکس زیر دیده میشود. ولی داستان اینجاست که این مدل به کل غلط است. در واقع کسی که این مدل را ارائه داده بود پس از آزمایشات و دادههای گروه دکتر فردبرگ که توسط آزمایشگاههای دیگر هم تایید شد، خود در مقاله خواندنی دیگری مدل قبلی خویش را رد نموده است. دلائل اینکه چرا آن مدل غلط است متعدد است که خود بحثی بسیار مفصل است ولی جانِ کلام در اینست که سلول نه یک مایع غلیظ است و نه یک ماده جامد قابل انعطاف؛ بلکه چیزی است بین این دو.
به لحاظ سفتی (stiffness)، سفتترین مواد الماس است بعد فلز (10 به توان 12 و 11 پاسکال) شیشه، فایبرگلاس و استخوان در رده 100 مرتبه پایینتر. موادی مثل خمیردندان، گِل، و سلول در رده 1000 پاسکال قرار دارند در حالیکه یک باکتری 100 مرتبه سختتر از آن است و یا حتی اَکتین که یک مولکول داخل سلول عضله است یک میلیون برابر از سلول سختتر است. حال ممکن است بپرسید که چطور یک مولکول داخل سلول میتواند یک میلیون بار از کل سلول سختتر باشد. برای فهم قضیه الیاف یک پارچه کتانی را در نظر بگیرید. در عین حال که یک تار الیاف خیلی محکم است و اگر در جهت عرضی بکشیدش پاره نمیشود ولی در عین حال میتواند در جهات طولی و دیگر کمی کش بیاید. بنابراین پارچه کتانی در کل ماده نرمتری از یک الیاف خویش است.
نکته جالب توجه دیگر در اینست که زمان پیدایش و تکامل سلول با زمان تکامل جهان قابل مقایسه است. پیدایش DNA، همزمان با پیدایش سلول فسیلی بدون هسته به 2 بلیون سال قبل برمیگردد. 1 بلیون سال بعد سلولهای با هسته
(نیوکلیوس) ایجاد شدند که دیگر همان شکل خود را تا زمان حاضر نیز حفظ کردهاند. علت نرم بودن سلول به مانند یک مادهای شبیه ژل، یا خمیر دندان و یا گِل بسیار ساده است. سلول را درون رسوبات گِل مانند اولیه پیدایش جهان تصور کنید که این سلول قرار است که با محیط اطرافش ارتباط داشته باشد: نفوذ کند و نفوذ شود. اگر سختی سلول از سفتی محیط اطرافش خیلی بیشتر باشد آنگاه نفوذ به لحاظ متابولیکی غیر موثر خواهد بود و برعکس اگر سلول خیلی نرمتر از محیط اطرافش باشد آنگاه به لحاظ مکانیکی ساختار غیر موثری خواهد داشت. آنگاه نخواهد توانست که براحتی بزرگ شود، تقسیم شود و غیره. پس برای به منظور رسانیدن کارهایی که یک سلول انجام میدهد در واقع سلول میبایست که نه جامد باشد و نه مایع و در عین حال خواص هردو را داشته باشد. در واقع چیزی باشد مثل گِل که تحت فشار شکل میگیرد و وقتی که فشار برداشته میشود شکل خود را میتواند حفظ کند و در عین حال آنقدر هم جامد نیست که تغییر شکل نتواند بدهد.
حال این کشفیات به چه درد میخورند؟! خاصیت شبیه گِل بودن سلول احتمالا برای گروه وسیعی از بیولژیستها و عملکرد بیماریها مهم است ولی اگر بخاطر رل عمده آن برای توضیح بیماری آسم نبود شاید اصلا کشف نمیشد.
سئوال اینجا بود که چه میشود که یک بیمار مبتلا به آسم وقتی نفس عمیق میکشد باز هم راه تنفسیاش باز نمیشود و همچنان دچار تنگی نفس است. وقتی سلولهای عضلات راه تنفسی مبتلا به آسم را در حد مولکولیاش مورد تحقیق قرار دادند متوجه شدند که سلول عضله مجاری تنفسی اساسا نمیتواند باز شود برای اینکه نمیتواند که مثل مایع رفتار کند. بزبان دیگر مثل سُس گوجهای میماند که در دهانه بطری گیر کرده و نمیتواند سرازیر شود هر چقدر هم که شما به بدنه بطری فشار وارد کنید. در یک همچه موردی راه تکان دادن بطری است تا انرژی لازم برای غلبه بر مانع ایجاد شود و سُس دوباره روان گردد. پس در مورد بیماری آسم نیز باید که بتوان خاصیت مایع و روان شدن سلول را به نحوی زیادتر کرد.


May 24th, 2008 at 6:53 pm
بسیار تا بسیار جالب بود. مرسی. رفتم تو صفحه آقای جف و کلی سرک کشیدم. آدم بسیار نازنینی به نظر میرسه. براش ایمل هم زدم
(گفتم که از طرف شما بهش رسیدم)ولی من نمیفهمم چرا از یک اسم عمومی مثل سلول استفاده شده؟ مگه سلولها با هم فرق ندارند؟ برای همه از یک مدل استفاده میشه؟ (یعنی فقط پارامترهای مدل برای سلولهای مختلف فرق میکنه؟)
________________________________________
سارا: سلولها با هم فرق دارند در شکل و عملکردشان ولی همه آنها مشترکاتی دارند که بسیار پایهای است مثل اینکه همه آنها در نسبیت یونهای داخل و خارج شبکه یکسانند و از آن طریق با هم ارتباط برقرار میکنند. (برایم مشکل است که این مطالب را به فارسی بنویسم!) و یا اینکه برای همه آنها قوانین نفوذ کردن یکسان است. آزمایشات گروه جف فردبرگ و دیگران هم نشان داده که در میزان سختی نیز همه کم و بیش یکسانند.
Reply
May 24th, 2008 at 11:35 pm
Thank you for the post. I didn’t get the point where you talked about development time of the cell compared to the world!
________________________________________________
Sara: It is easier for me to write scientific material in English than in Farsi; perhaps I didn’t explain it well in Farsi. That comparison of the Cosmo time and cell evolution time is perhaps a coincidence that it is true and for that reason interesting. The point is to say that the surrounding sediment around the cell at the beginning of life on earth was of mud type. Hence for cell to survive in such environment and get its way to reproduction, division, deforming, defusing, etc. was only to have of the same stiffness of its sediment, i.e. mud.
Reply
May 25th, 2008 at 12:54 am
ممنون. بسیار جالب بود استفاده کردم، هرچند یه سری احساسات و افکار دوگانه یا متضاد رو در مغزم زنده کرد. آدمیزاد موجود غریبی است. شش هفت سالی است که ارتباطم با مذهب بریده شده. دین خودم رو دارم که از نظر دینداران کفره و گمان نمی کنم در قالب هیچ دین و مذهبی جا بگیره، اما باز گاهی مطالبی از این دست که می خونم راضیم می کنه. می فهمم که حس تأییدی که میگیرم راضی کننده است اما نمی فهمم تأیید چی. چیزی که سالها ازش بریدم؟ یا فقط فکر می کنم بریدم و هنوز اون وسطا دارم دست و پا می زنم؟!
(ببخشید اگر بی ربط نظر دادم اون هم برای یک مطلب علمی. عنوانی که انتخاب کرده بودین باعث شد گمان کنم شما هم نیم نگاهی از این زاویه به این مطلب داشته اید)
______________________________________________________
سارا: ربطش رو من خیلی خوب میفهمم. محمود جان. گاه دلم میخواد که در باره همانی که اشارهاش اینجا رفته و همانی که برایت مبهم است واضح بنویسم ولی از بس که آن حقیقت را بر سر هر کوی و بازاری به حراج گذاشته و دکان زدهاند دست و دلم به گفتن آن حرفها نمی رود. احساس میکنم شاید باید سکوت کرد و علم فرا گرفت و عمل کرد تا آن حقیقت را بزرگ بداری.
Reply
May 25th, 2008 at 12:17 pm
خود علم و جزئیاتش زیاد زیبا نیست (حداقل از نظر کسانی که زحمت در راهش نکشیدند) ولی نتجه علم و ارتباطش با علوم کلی تر مثل اعتقادات اونو زیبا می کنه.
به نظر من دین، اعتقادات و علم همه یکی هستند چون هدفشون آسایش انسان است ولی خودخواهی و برتری جویی انسان باعث می شه که از این ابزارها درست استقاده نکنه و باعث ناراحتی و سرخوردگی انسانهای با وجدان بشه.
به نظر من حقیقت(به معنی درست بدون و ثابت بود) مطلق نیست و هر چیزی میتونه از یک دیدگاه درست و مطلق باشه ولی از دیدگاه بالاتر گذری و بی اعتبار.
در مورد سخت بودن ملکلوها اولین بار که این اصلاح رو میشنوم تا اونجا که از معلمان شیمی دبیرستان یادم می یاد از استحکام پیوند بین اتم ها در ملکول که از نوع الکترو مغناطیسی است صحبت شده.
و اینکه آیا در صحبتها این پروفسور از مدلهای مکانیک کلاسیک استفاده میشه؟
_____________________________________________________
سارا: نکته دکتر فردبرگ اینجاست که مدلهای مکانیک کلاسیک مثل همان مدلی که در عکس نشان داده شده فقط یک فیت کردن دیتا است و نه بیشتر. آن مدلها رفتار سلولی را توضیح نمیدهند. برای اطلاعات بیشتر مقاله نیچر جف و رفرنسهایی را که میدهد، بخوانید. از خودش بخواهید که براتون بفرسته. چون ورژنی که من دارم ورژن چاپ شده و نهاییاش نیست.
Reply
May 26th, 2008 at 12:33 am
سلام
اون فلشی که برای دانشجوهای هاروارد بود یادتونه؟!inner life of cell.این که غشا سلول سخت نیست بدیهی ما بهش می گیم غشا سلول سیال است.به دلیل همان اگزوسیتوز و اندو سیتوز که توی فلش هم هست.پس معلومه که غشا سفت نیست ولی من به این فکر میکردم ما می گیم کواسروات و میکروسفر اولین گام به سمت سازماندهی سلول بوده اند.
طبق الگوی حباب مواد آلی اولیه در آب به وجود آمده اند،زندگی از آب شروع شده و اولین سلول ها در آب بوده اند،کواسروات مولکول های لیپیدی (چربی) که به دلیل آب گریز بودند(هیدروفوب)به دورهم جمع شده و چیزی شبیه غشا سلول را ساختند.همین الان هم اعتقاد به فسفولیپید در سطح غشا داریم.
میکروسفرها هم آمینو اسید هایی هستند که دور هم جمع شده اند.که الان هم درغشا سلول پروتئین ها رو می بینیم.
من بین این 2 تا گیر کرده بودم نمی تونم به هم ربطشون بدم،با خاک موافق ترم.
اگرچه قبل از خواندن این مطلب این طور توجیه کردم که این یه حرف نمادین برای این که بگه انسان تو یک بعد پست هم داریم و از همین خاکی،این جمله برای آدم های مغروری مثل من خیلی حرفه!!!ولی ذهنم ممون طور که گفته بودم بهتون چند روزی بود دنبال این می گشت که بگه حرف خدای من صرفا نمادین نیست!
البته بگم که هنوز هم رابطه این 2 تا را نفهمیدم یعنی قبلی به کل قضیه اش منتفیه؟!!!
Reply
May 26th, 2008 at 3:39 am
راستی یادم رفت بگم که وقتی بدن متلاشی می شود به خاک بر می گردد ،همون نیترات و…
ربط داشت؟!
Reply
May 26th, 2008 at 6:22 am
از اون مطالب پسر فهمیده ای بود. اگه به همین صورت مطالب علمی بنویسی، چند وقت دیگه ممکنه مفتخرت کنم به لقب دختر فهمیده. گفتم چند وقت دیگه ها (تازه اون هم به شرطها و شروطها )
Reply
May 26th, 2008 at 6:31 am
man nemidoonam shoma dar che reshteyee tahsil mikonid amma in maghale ye shoma besyaar gheyr e elmi mibashad,
1:Hardenss is different from modulous of elasticity.
Hardness is defined as resistance to dentation against a sharp object. Elasticty is defined is deformation against forces. and we have Tensile,Compressive and Shear strength.
Tarjomeye Stiffness=Seftee whereas Hardness= Sakhti
va kheili chizaye dige,,,ke nemigonje ke begam, dar kol nemidoonam baghyie che natayeje AJIBI az in tarjome migiran!! ke too ye nazarat ham goftan?!!
__________________________________________________
سارا: دوست عزیز, نظر شما محترم است. فارسی من در ترجمه مطالب علمی قدر مسلم بی ایراد نیست و ممنونم که تذکر دادید. ولی در اینکه مطلب علمی است یا نه, آن برداشت شماست. من فقط روایت از سخنرانی دکتر فردبرگ و مصاحبه ایشان کردم. اگر بخواهید می توانم اسلایدهایشان را برایتان بفرستم که اجازه آنرا دارم ولی توصیه می کنم که اصل مقاله ایشان را از خودش بگیرید و بخوانید.
Reply
May 26th, 2008 at 6:45 am
i don’t mean the original article but your translation is Vague. words are not chosen proeprly.
And i guess by ‘AHAN’ you mean metal!!!
metal=FELEZ
Iron=AHAN
and many other things!
What this research has said : Cell is like a Clay
Clay and toothpastes are Gel forms with low mudlous of elasticity and what they contain ’silca’ is Hard material
______________________________________________
Sara: I corrected the translation of metal - thanks.
Reply
May 26th, 2008 at 9:28 am
من نمی فهمم کجا این موضوع مشکل داره،خاک سیلیس داشته باشه مانع از اینه که گل نرم باشه؟!!اکتین سخته مشکلی برای نرم بودن سلول ایجاد نمیکنه.
اشتباه بسیار معمولی که دوستان بین آهن و فلز می کنند،ولی خوب که چی وقتی مطلب با مرجعش این جا هست!!!والبته که سارا آدم عجیبیه که سعی می کنه مطالب را برای ما ترجمه کنه و برای استفاده هم وطنش می ذاره رو وب!!عجیبه که تو این عالم آدمی را می شه پیدا کرد که نخواهد در قله تنها باشه!!و فکر کنه که با هم در اوج بودن ،باهم یاد گرفتند قشنگه!!!و بخواد این وسط دست کسی را بگیره!
والبته باز هم عجیبه که کسی در این دنیا به ندای قلبش گوش بده!!!
Reply
May 26th, 2008 at 10:12 am
I believe translation of scientific materials always makes things more complicated.
Maybe it is better to write an introduction and conclusion in Farsi and the main material in English.
________________________________________________
Sara: I added the slides. Now there is a link to the file when you click on the word “Sokhanrani”
Reply
May 26th, 2008 at 12:27 pm
you use these term hardness, stiffnes, rigid
brittle,even porous!! all interchangeably! amzingly wrong!
____________________________________________________
سارا: لطفا برام بنویسین که ترجمه همه این کلمات تک تک به فارسی چی میشوند. در ضمن من هیچیک از این کلمات را به فارسی ترجمه نکرده ام که شما نوشتید من آنها را با هم قاطی کردهام. لطفا جملهای را مثال بیاورید که من آنها را بجای هم بکار گرفته باشم. آنجه که نوشتم روایتی از سخنرانی ایشان و متن مصاحبه ایشان است که درست هم هست. متن اسلایدها را اضافه کردهام ولی متن مصاحبه را من نمیتوانم پست کنم که خودتان ببینید برای اینکه ورژن چاپ شدهاش را ندارم..
Reply
May 26th, 2008 at 1:44 pm
آقای رامتین، فکر کنم همه ایرادهای تکنیکی که شما گرفته اید درست باشند. ولی به نظر من شما به یک چیز توجه نکرده اید و آن اینکه معرفی این مقاله و نوشتن ترجمه خلاصه آن در اینجا احتمالن برای اطلاع و قضاوت جامعه علمی نیست، بلکه برای عموم است یا آنها که متخصص این علم نیستند. برای من که تخصصم در زمینه دیگری است، هاردنس و ستیفنس و مدول یانگ همه یک مفهوم حسی القا میکنند و تعریف و تمایز علمی آنها در برداشت من از موضوع این مقاله چندان نقشی ندارند. این گونه نوشته ها مصداق “دانش برای همه” است. در اینباره اینشتاین گفته جالبی دارد، میگوید “وقتی مطمئن شو چیزی را میدانی (یا میفهمی) که بتوانی آن را به اولین کسیکه در خیابان میبینی حالی کنی”
بحث سر آهن و فلز شده اجازه دهید من هم افاضه علمی بکنم
به نظر من اگر در اصل مقاله از کلمه آهن استفاده شده بود (البته من اصل مقاله را نخواهده ام، برداشتم این است) درستتر بود. فلز یک نام عمومی است: از سدیم (به سختی پنیر لیقوان فرد اعلا) گرفته تا اورانیوم تهی شده (سختتر از سنگ خارا) همه فلز هستند و سختی آنها بیش از یک مرتبه قدر متفاوت است. درحالی که اگر هدف مقایسه مفهومی باشد (ان گونه که در مقاله در مقایسه با الماس و شیشه و فایبر گلاس -اسامی معین- آمده) همان آهن مناسب تر است. به احتمال قوی آهن را همه میشناسند و از سختی آن کم و بیش برداشتی دارند. ولی اگر اصرار به استفاده از نام فلز باشد بهتر است بهصورت جمع بیاید تا … خوب بس است دیگر، زیادی ملا نقطه ای شدم
شاد باشید.
Reply
May 26th, 2008 at 5:27 pm
Hi, again.
I’ve got no hard feelings but by using correct terminology we make things simpler and less confusing.
And there is a difference between ‘wrong’ and ’simple’.
Albert Einstein: Make it as simple as possible, but not simpler.
H.Mencken:Complex problems always have simple solutions that are wrong.
Have a great day and thank you for the attempt of translation anyway .
Good luck
Reply
May 26th, 2008 at 11:03 pm
سلام Web Page شما را دیدم بسیار جالب بود از طرز افکارت نیز معلوم مثل انسانهای عادی نیستی ، می خواستم بیشتر با شما آشنا بشم اگه امکانش باشه ادرس الکترونیکیم را برایت گذاشتم خوشحال میشم بتونم بیشتر با شما آشنا بشم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سارا: حالا این آسمان آبی یه چیزی گفت شما چرا باور کردین؟! به خدا من خیلی هم عادیام! زنده باشین.
Reply
May 27th, 2008 at 12:04 pm
ok you said you want do know the differences in persian
first you should knwo the meaning of
Hardenss, stiffness, and strenght
Diamond is hard(sakht)
biscuit is (??) not brittle
nylon rope is strong(MOHKAM,GHAVI)
actually I want know others recommendation for the translation
of these words to persian because I have many doubts which one is right
thank you
_______________________________________
Sara: thanks but I asked you to bring me an example that based on what you said I had used the words interchangeably and wrong. Other than stiffness that I still prefer the translation of “sakhti” instead of “sefti” I can’t see any other word or sentence to back up what you said.
Reply
May 27th, 2008 at 5:11 pm
رامتین ممنون که بحث ایجاد کردی!
از جرو بجث خیلی خوشم می یاد البته اگه از حد خیلی گرم گرمتر نشه! (یعنی داغ)
مسئله اینجاست که زبان فارسی مدتهاست که زبان علمی دنیا نیست!
حتی یک کم قدیمتر ها دانشمندان ایرانی هر چند که به زبان فارسی صحبت می کردند از زبان عربی برای نوشته های علمی استفاده می کردند. نیوتن هم کتاب اصلی خودشو در مورد قوانین فیزیک مکانیک است به زبان لاتین نوشته (چون زبان لاتین اون زمان زبان علمی بوده)
در مورد درستی این مقاله هم نگران نباش؛ مگه ندیدی که اون کسی که مدل اول را داده بود بعدا یه برچسب illusion ( توهم) روش چسبوده!
کلا در دنیای علم اول چیزی رو مشاهده می کنند بعد براش توجیح منطقی(چیزی که از نظر داخلی با خودش تناقض نداشته باشه) پیدا می کنند.
پس دلیل اینکه علم جادوگری الان وجود نداره این نیست که جادوگری توهم است! بلکه اینه که پدیده جادوگری رو مشاهده نکردند!
Reply
May 29th, 2008 at 8:22 am
سارا جان سلام زیاد سخت نگیر هر از گاهی هموطنان باید افاضه فیض بفرمایند و ابراز معلومات که قوم کثیری بی دانش اند و ما دانشمندان جهان از جهالتشان خنده امان می گیرد وامیزینگ امیزینگ راه می اندازیم . بی خیال . خوبی . مواد غذایی تو امریکا گرون شده یا نه؟
Reply
May 30th, 2008 at 5:46 am
why? if it is something wrong it is wrong. simple nothing personal.
you said top right this page
ه سختی (غلظت 1:
2:what you said about Actin molecule means Tensile strength
nor hardness or stiffness(I respect what you ‘prefer’ but
that is non of them.
3:اگر سختی سلول از سختی محیط اطرافش خیلی بیشتر باشد آنگاه نفوذ به لحاظ متابولیکی غیر موثر خواهد بود
what do you mean by ’sakhti’ Porosity?
see first comment of ‘Aseman aabi’ and you see he said cell wall is not ’sakht’ because he made the same mistake as you.
Reply
May 30th, 2008 at 5:47 am
4:گِل که تحت فشار شکل میگیرد و وقتی که فشار برداشته میشود شکل خود را میتواند حفظ کند و در عین حال آنقدر هم جامد نیست که تغییر شکل نتواند بدهد
do you mean something Elastic? if so why do you use’ Narm
in few line before that?
5:However clay is not elastic it is soft or weak! weak has a scientific definition as well.
6: what you said about Asthma is the definition of Dilatant and Pseudoplastic fluids and what you
said exactly defined Maxweel, voigt
model.(dashpot,spring)
Thank you for asking
_________________________________________
Sara: Dear Ratmin: it doesn’t help me and others if you write in English! Because my trouble is in the translation of those scientific terms to Persian as I’ve never taken a biology course in Persian. Write the corrected translation of the sentences that you think I wrote wrong, in Persian please.
Reply
May 30th, 2008 at 10:26 am
Persian translation can be pritty much debateable BUT intechangeable useage is another issue.
ok
1:Top right you said ه سختی (غلظت
you use them interchangebly dar dakhele PARANTEZ
hardness (Sakhti) this is what I just prefer
Viscousity=Ghelzat
2: you brought TAAR E ALIAF as an example of smoething
hard in a cell. Wrong anaology
and the concluded
بنابراین پارچه کتانی در کل ماده نرمتری از یک الیاف خویش اس
narm motazedash sakht
ghavi moltezadash za’eef
_____________________________________________
Sara: That example of fabric with exactly the same concept was Dr. Fredberg’s example in his talk while again the word “narm-tar” is due to lack of proper words in Persian. But it is not a wrong analogy. Re the first part I agree and will change it to “seft-tar”.
Reply
May 30th, 2008 at 10:47 am
4:گِل که تحت فشار شکل میگیرد و وقتی که فشار برداشته میشود شکل خود را میتواند حفظ کند و در عین حال آنقدر هم جامد نیست که تغییر شکل نتواند بده
anghadr ham JAMED nist
JAMED=solid
I think by Jamed you meant BAGHAVAAM
but now you can use SEFT
5:you made me go back to read the article
just tiny thing,
felz=metal
ahan=iron
steel=foolad
in the text it is steel
and also they used RIGID for cell wall
means Mohkam or SABET
I hope it helps
_______________________________________
Sara: by Jamed I meant to translate the word “rigid” for public audience.
Reply
May 30th, 2008 at 12:09 pm
you may also change top right of this page
سخنرانی جالبی شرکت کردم که جان کلامش این بود که سختی (غلظت) سلول در کل مثل گِل، یا خمیر دندان…
Where you used SAKHTI(GHELZAT) like they are similar
I guess this one is just a typo
Reply