لطفاً مطالب این وبلاگ را در وبلاگ دیگری کپی نکنید؛ به جایش اگر دوست داشتید به آن لینک دهید. چاپ مطالب در مجلات نیز با ذکر و لینک منبع آزاد است. برای آشنایی با قوانین کپی رایت می‌توانید اینجا را ببینید. با تشکر، سارا رها

خواندنی های روز:

مغز ما می‌تواند یاد بگیرد که درد را کاهش دهد

علمی شما چه نظری دارید؟

مقدمه (از سارا رها): باوجودیکه خود پدیده “درد” هنوز به سختی تعریف می‌شود و برای بسیاری از دردها توضیح علمی کاملی وجود ندارد، مقوله کنترل مغز و یا ذهن بر میزان درد مقوله تازه‌ای نیست. از قدیم بسیاری از اطباء بر این باور بوده‌اند که می‌توان با تمرکز ذهن بر چیزی دیگر میزان درد را کاهش داد. نه فقط اطباء بلکه خیلی‌ها هم بر این باورند که بیش از آنکه داروی مسکن درد را کاهش دهد، اعتقاد فرد به شفا بخشیِ دارو است که درد را کاهش می‌دهد. امتحانش ساده است. مثلا یک قرص قند به بچه‌ای که از درد انگشتش می‌نالد بدهید و می‌بینید که بچه ساکت می‌شود برای اینکه باور کرده است که آن قرص دارو است و قرار است که دردش را خوب کند! یا مثلا سربازها و جاسوسهای حرفه‌ای را تعلیم می‌دهند که در مقابل دردهای فیزیکی مقاومت زیادی حاصل کنند بطوریکه بتوانند درد مثلا یک استخوان شکسته را کاملا تحمل کرده و همچنان مسئولیتی را که به عهده دارند به آخر برسانند. حتی بطور عامیانه نیز این اصطلاح وجود دارد که می‌گویند “طرف کتک‌خورش ملس است” یعنی آنقدر کتک خورده که دیگر از کتک دردش نمی‌گیرد. نکته اما اینجاست که برای هر یک از این ادعاها اثباتی جز از برداشتهای اشخاص از میزان درد خویش وجود نداشته است.mackey.jpg

در سالهای اخیر دکتر شان مکی در دانشگاه استانفورد به کمک دستگاه fMRI ‌و یک نرم افزار پیچیده توانسته این موضوع را بطور آبجکتیو ثابت کند. نوشته زیر روایتی (ترجمه آزاد) از مقالات نوشته شده راجع به آزمایشات دکتر مکی و همینطور برگرفته از سه قسمت‌ از مقاله مفصل و ساده ملنی ترن‌استورن است که به عنوان یک سابجکت (شخص مورد آزمایش)، که همیشه از دردهای مزمن رنج برده است، در آزمایش‌های دکتر مکی شرکت کرده است. در نتیجه زبانِ مقاله اصلا تخصصی نیست و برای مردم عادی نوشته شده است. اصل مقاله را در مجله نیویورک تایمز چاپ شده 14 مه 2006 می‌توانید با کلیک روی این لینک بخوانید. دقت داشته باشید که درد انواع مختلفی دارد. در آزمایشات مکی تمرکز روی دردهای مزمن بوده است مثل درد آرتروز، یا سردردهای عصبی. نکته اینجاست که تعریف کردن ریشه دردهای عصبی دشوارتر است؛ مثل معده دردهایی که افواهی می‌گویند که به دلیل اعصاب است. بکرات گزارش شده است که کسانی که قطع عضو هم دارند از درد عضوی که دیگر ندارند شکایت می‌کنند. در این حالات این مغز است که یک جایی احساس دردِ آن عضو پیشین را ذخیره کرده و به زبان ساده آن درد را همچنان جاری نگاه می‌دارد.

دردِ من، مغز من

ملنی مقاله‌اش را با شرح جالبی از احساسات و افکار فلسفیِ خودش وقتی که برای بار اول در آزمایشات دکتر مکی شرکت کرد، شروع می‌کند و می‌گوید:

“چه کسی هست که آرزو نکند که مغز خودش را در حال کار ببیند و بلکه در آن تغییراتی انجام دهد؟ مثل یک نقاش که یک قدم به عقب برمی‌دارد تا نقاشی‌اش را بهتر ببیند و بهتر تغییر دهد. آیا روزی می‌رسد که ما با خودمان کاملا شفاف باشیم و کاملا هشیار از هشیاری‌مان، هشیارانه خودمان را خلق کنیم؟!

در 10 سال گذشته من از دردهای مزمن آرتروز رنج برده‌ام. هر وقت که درد زیاد می‌شود دلم می‌خواهد که یک دوربین بگذارم که بتواند داخل مغزم را ببیند، نقاط دردناک آنرا پیدا کنم، بِبُرمشان و بیرون بیاورمشان، ساکتشان کنم و دوباره بگذارم سر جایشان!

fmri-brain1.jpgاخیراً این امکان را داشته‌ام که زیر آن ماشینهای بزرگ fMRI دراز بکشم و تصاویر مغزم را در حال درد کشیدن تماشا کنم و تلاش کنم که بر روی دردم کنترل داشته باشم.

این چطور می‌خواهد کار کند؟ به یکباره تصاویر مغز خودم را در پیش روی خود می‌بینم. من دارم به مغز خودم نگاه می‌کنم در حالیکه مغز‌ِ من دارد افکارِ مرا فکر می‌کند؛ منجمله همین افکار را! دلم می‌خواست که بپرسم. “من” کیست که قرار است مغزِ مرا کنترل کند؟! بنظر می‌رسد که همان بحث قدیمی بدن و ذهن به شکل گسترده تر و نوتری دارد تکرار می‌شود. ولی بیش از هر چیز دیگری من می‌خواهم بدانم که آیا من قادر خواهم بود که یاد بگیرم که به مغزم فرمان بدهم و آنرا به شکل دیگری اداره کنم؟”

آزمایشات دکتر مکی اینطور بوده است که از افراد داوطلب، که همه‌گی از دردی مزمن در عذاب بوده‌اند، در طول شش جلسه استفاده از fMRI خواسته می‌شد که دردِ خود را با تمرین و تمرکز روی تصاویری که از مغزشان می‌بینند، کاهش دهند. برای تخمین میزان کاهش درد از روشهای متداول کلینیکی اندازه گیری درد استفاده کردند.

تصاویر fMRI آشکارا نشان می‌دهد که یک نقطه خاص برای احساس درد وجود ندارد و بر عکس درد شبکه پیچیده‌ای دارد که بین 5 تا 10 منطقه مختلف مغز در آن فعالند و مرتب سیگنال رد و بدل می‌کنند.

این شبکه دو قسمت عمده دارد: احساس (perception) درد و تلفیق (modulation) درد. این دو قسمت مدام با هم در حال تبادل سیگنال هستند. بیشتر دردهای مزمن بنظر می‌رسد که مربوط به فعالیت اضافه‌ای در قسمت احساس درد می‌باشند و یا مربوط به کم‌کاری قسمت تلفیق درد.

دکتر مکی و همکارانش و همینطور گروه‌های دیگر در مراکز تحقیقاتی دیگر آزمایشات عدیده‌ای روی درد و چگونگی پاسخ مردم نسبت به روشهای کاهش درد با کمک تعلیم انجام داده‌اند. اگر بروید در سایت دکتر مکی میبیند که همچنان برای پیدا کردن سابجکت آزمایشاتشان آگهی کرده‌اند. بنابراین مطلب جالب و خواندنی در این باره بسیار است. از آن میان این مبحث را با گفتاری از دکتر مکی به پایان می‌برم که می‌گوید:

“یکی از نگرانی‌هایی که ما داشته‌ایم این است که آیا ما داریم گرانترین دستگاه تعلیم کاهش درد را می‌سازیم؟ (قیمت دستگاه fMRI با آن نرم افزارش چیزی در حدود 2 میلیون دلار است.). بنابراین ما آزمایشات دیگری کردیم که در آن سعی کردیم که افراد را گول بزنیم و مثلا بجای تصاویر مغز خودشان، تصاویری از قبل ذخیره شده دیگری را نشان دهیم و یا اصلا ویدئوی مغزشان را نشان ندهیم ولی هیچکدام این روش‌ها کار نکردند و همچنان تنها کاهش درد زمانی مشاهده شد که شخص ویدئوی مغز خودش را به درستی تماشا می‌کرد و تلاش در کاهش درد داشت.”

به عبارت دیگر افرادی در آن سطح از آگاهی دیگر مثل یک بچه نمی‌توانستند به اثر تمرکز و کاهش درد باور داشته باشند و در نتیجه مستقل از نگاه کردن به عملکرد مغز خویش بتوانند که درد را کاهش دهند.

در آزمایشات اخیر در ضمن روی اثر درازمدت این روش کاهش درد نیز تحقیق می‌شود.

7 نظر برای “مغز ما می‌تواند یاد بگیرد که درد را کاهش دهد”

  1. الف.کاف می گوید:

    یاد جوونی‌هام افتادم که می‌خواستم… (قصه‌اش رو هنوز براتون نگفتم)

    می‌دونید… فکر می‌کنم اینکه تنها بیام و بخونم و یه شعف خاص از خوندن و کمی بیشتر دونستن حس کنم خیلی بد ِ…
    خیلی بد ِاگه این جرقه‌ها شعله‌ورم نکنه…
    اما…

    نمی‌دونم… نمی‌دونم باید چیکار کنم…
    (”نمی‌دونم”! این تنها چیزی ِ که می‌دونم!)

    _____________________________________________

    سارا: حتما اینرا شنیده ای: آنکس که نداند و بداند که نداند, بار خرک خویش به منزل برساند!
    جای امیدواری است دختر خوب. بخوان و یاد بگیر ولی انتخاب شده و هدف دار بخوان.

    Reply

  2. وحید می گوید:

    یک نظر کارشناسی اینجا می‌دین؟
    دانلود مستقیم اطلاعات به مغز انسان

    ______________________________________________________

    سارا: راستش باور کردنش به آن شکلی که عنوان پست میگه خیلی مشکله. در ضمن مطلب اصلا علمی نیست یعنی هیچ منطق و یا آزمایش علمی ای را اشاره ندارد. تا آنجاییکه من میدانم خواندن فکر بسیار محتمل تر و نزدیک تر است تا یادگیری به شیوه دانلود کردن. من به هیچ مقاله علمی ای در این باره برنخورده ام ولی اگر همینجوری هم فقط بخواهیم رویایی حرف بزنیم شاید یادگیری به شیوه دانلود کردن فقط برای مطالبی که صرفا به حافظه مربوط است روزی ممکن پذیر شود ولی قدرت پروسس کردن و تجزیه و تحلیل کردن بنظر بسیار نامحتمل می آید. و یا حتی درمورد کارهای فیزیکی مغز خاصیت تعمیم بخشیدن دارد و من به شخصه آن خصیصه را اصلا دانلودکردنی نمی توانم تصور کنم.

    Reply

  3. pooyaa می گوید:

    در زمانهای قدیم(و جدید) کسانی که مراقبه می کردند(می کنند) از این روش استقاده می کنند. ولی آنها دستگاه MRI نداشتند. چه خوب میشد این دستگاهها ارزان تر بود و هر کسی در خانه یکی داشت!
    ولی من شخصا دوست ندارم کله ام را جایی بزارم که میدان مغناطیسی شدیدی داشته باشه.

    Reply

  4. آسمان آبی می گوید:

    این که یک سرباز درد داره و می تونه فرار کنه، یا بعضی وقت ها تو تصادفات می گیم الان گرمی حالیت نیست، به خاطر این که استرس بی دردی را القا می کنه، که این استرس می تونه ناشی از غم یا شادی یا..باشه.(SIA)
    در شکنجه کردن فرد را باید یه زمان کوتاهی رها کنند بعد دوباره ادامه بدهند چون چیزی به نام خستگی سیناپسی ایجاد می شه که می تونه به خاطر این باشه که نورون ها دیگه ماده ای برای ترشح ندارند،فرصت می خواهند تا بسازند.یا می تونه به خاطر این باشه که گیرنده های پی سیناپسی ما ظرفیتش پر شده.منظورم از شکنجه کتک مداوم و پشت سر هم ولی حالا کتک خورش ملسه شاید به خاطر بالا رفتن آستانه تحریک نورون هاست.
    درد یک جنبه روانی داره و یک جنبه حقیقی، که البته این در مسیر های درد قابل توجیه به دلیل ارتباطاتی که با بخش های دیگر مثل هیپوتالاموس برقرار می کنه.
    مثلا وقتی ناراحتید، استرس داریدو…ممکن گوارش شما اثر بذاره(برای این که این ارتباطات را در ذهنمون به واقعیت نزدیک تر کنم این مثال را زدم)
    و یک چیز جالبی که خواندم راجع به مسیر های اپیوئیدی(سرکوب کننده درد،که در بدن وجود داره و اگر این مسیر ها تحریک بشوند درد مهار میشه)این بود که طب سوزنی و اون چیزی که در ذهن افراد دعا در نظر گرفته میشه این مسیر ها را فعال می کنه، فکر کنید اسم خدا تریاکه!!:)
    و البته که اگر افراد حالت افسرده بگیرند افسرده می شوند، مغز و مسیر های عصبی را به این سمت هدایت می کنند!!!
    پس این ما هستیم که خیلی جا ها مغز را هدایت می کنیم به اون چیزی که حس می کنیم و هستیم تا یه حدی(این نظر شخصی بود)

    Reply

  5. آسمان آبی می گوید:

    اجازه خانم معلم :))
    یادم رفت بگم که لمس پوست یا به عبارتی ماساژ درد را کاهش می ده.لمس پوست باعث فعال شدن یک سری نورون هایی می شه که در نهایت پیام درد در هسته ای در نخاع را مهار می کند(تا حدی).البته خوب این درد در نخاع است نه مغز!!!ولی خوب راه کاهش درده دیگه، به این می گن توصیه ایمنی!! :))

    خوشحال می شم اگر جایی دارم اشتباه می کنم دوستان بهم تذکر بدهند!

    Reply

  6. pooyaa می گوید:

    آبی آسمان:
    انقدر با شور و هیجان می نویسی که ادم به موضوع علاقمند میشه؛ ضمنا انحصار “Monopoly” علمی سارا را هم در اینجا میشکنی!!
    در کامنتت 4 5 تا موضوع با هم عنوان کردی که می شه روشون صحبت کرد.
    تا بعد.

    Reply

  7. آسمان آبی می گوید:

    شما لطف داریدآقای پویا،فکر نمی کردم این موج خنده و هیجان من به آمریکا برسه!

    به هر حال می خواستم بگم دنبال یه فرصت مناسبم تا بتونم تمرکز کنم و جواب اون 3 سوال را راجع به مغز کامل توضیح بدم!(قبلا هم این را گفته بودم)

    گپ علمی برای من یک زنگ تفریح حساب می شه، و البته که من این جا در حضور اساتیدم فقط دارم درس جواب می دم

    راستی user من: آسمان آبی

    موفق باشید

    Reply

شما چه نظری دارید؟

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS
FireStats icon Powered by FireStats