دیروز یکی از آشنایان از لندن زنگ زد و گفت که خوابی عجیب دیده است و عالمی به او گفته است که خوابش به مثابه پیشگویی های نوستراداموس می ماند و چه بسا که تعبیر آنچنانی برای جهانیان داشته باشد. گفتم: خیر است انشاءالله! گفت ولی می خواهد که تعبیر مرا هم بداند! آخر این دوست, علیرغم اختلاف عقیده های بسیارمان, بر اثر یک سلسله اتفاقات به بنده اعتقاد عمیقی دارد. خواستم که خوابش را تعریف کند.
گفت که در خواب در خانه ای در امریکا زندگی می کرده که به یکباره سیلی خروشان به راه می افتد و آب به بالا فوران می کند. او خانه اش را مثل یک چمدان بر می دارد و به جای بالاتری می رود ولی آب همچنان بالاتر می آید و او باز بالاتر می رود. در وحشت و اضطراب از غرق شدن در نهایت قله کوهی را پیدا می کند که احساس می کند که دیگر از فوران سیلاب در امان است و آنوقت از خواب بیدار می شود.
گفتمش که تعبیر ساده و در عین حال خیلی واقعی و راحتی دارد. اگر به گوش جان می شنودش بگویمش والا همان به که پیش همان عالمانی که آنگونه تعبیر خواب کرده اند, برود! اصرار کرد که بگویم.
گفتم: خواب تو نشانه نگرانی های تو از وضعیت اقتصادی امریکا, و به تبع آن, دنیا است. با سقوط روزافزون دلار تو نگران از بین رفتن سرمایه های خود در مناطق مختلف دنیا هستی. آن طوفان و سیلاب در واقع سمبل نگرانی تو از وضعیت طوفانی اقتصادی دنیا است. اینکه تو مرتب خانه ات را با خودت بالاتر می بردی سمبل کارهایی است که احتمالا می کنی برای اینکه سرمایه هایت را از دست ندهی. ته دلت هم راحت است که در نهایت کارهایی که می کنی به نتیجه می رسد و تو را و سرمایه هایت را از گزند بلا و طوفان های اقتصادی در امان می دارد.
گفت: عجیب! راست می گویی ها! باید که به فکر بعضی از قراردادهایم باشم!
پس از آن عهد کردم که دیگر مجانی تعبیر خواب نکنم؛ شما هم اگر تعبیر خواب خواستید اول چک تائید شده بفرستید! سر مبلغش می توانیم چانه هم بزنیم!
پ.ن. منظور من از نوشتن متن بالا این بود که خوابهای ما ریشه در افکار ما دارد. آنها پیغامی از لایه های پنهان تر ذهن و یا روح ما هستند. اگر می خواهید تعبیر خوابتان را بدانید در درون خود کند و کاو کنید. غالباً چیزی از دنیای غیب برای شما در خواب نمی آید بلکه این بصیرت و نگرش شماست به اضافه همه آن اطلاعاتی که در DNA های شما ذخیره شده و شما ممکن است هرگز هم به وجودشان اشراف نداشته باشید, که در خواب با سمبلهایی به شکل خواب بر شما جلوه گر میشود. من می توانم یک خواب را روانکاوی کنم ولی بیش از همه این خود شما هستید که می توانید بفهمید که چرا چه خوابی را می بینید. رمالی و جادوگری هم چرت و پرت است. مغز ما کارش دائما پیشگویی لحظه بعد است. خوابها هم اگر جنبه پیشگویی داشته باشند باز از اطلاعات دریافتی پروسس شده مغز ما ناشی میشوند. در مواردی که به نظر میرسد بعضی از دوستان نادیده بطور جدی از من در کامنت تعبیر خواب خواستهاند، باید بگویم که من اصلا به تعبیر خوابی که در یک جمله گفته شود اعتقادی ندارم و با آن خواب یک جملهای هم روانکاوی کردن و ریشه و علت خواب را درآوردن مشکل است. مثلاً دوست نادیده، هلن، احتمالاً دو نفر را میشناسد یا گمان دارد که آن دو نفر به او علاقه مندند و خواهان ازدواج با او و در نتیجه آن خواب را میبیند. ولی این یک تعبیر خیلی سطحی است به دلیل اینکه من هیچ اطلاعی از هلن ندارم. ولی مطمئناً خود او اگر در خویش کند و کاو کند علت دیدن آن خواب را درخواهد یافت. –مخلص شما - سارا
پ.ن. 4 شهریور 87 - از اینکه جواب سئوالی را که چه در کامنت و چه از طریق ایمیل از من پرسیده میشود، ندهم احساس بدی میکنم که در کل اینکار را بی احترامی میدانم. ولی از آنطرف مثل اینکه بعضی دوستان نوشته مرا خصوصاً در این پست و توضیحات بعدیام را نمیخوانند که همچنان چه از طریق ایمیل و یا کامنت از من تعبیر خوابهایشان را میخواهند در حالیکه من اصلاً به تعبیر خواب به معنای رایجِ آن اعتقاد ندارم (این بالا هم همین را هم گفتهام). باز هم میگویم که من فقط یک خواب را میتوانم که کمی روانکاوی کنم که برای آنهم بجز یک دسته از خوابهای بسیار معدود باید که شخص را بشناسم. فقط به ایمیل دو نفر در این خصوص پاسخ دادهام آنهم به دلایل خاص آن دو نفر. والا بنده علمِ غیب ندارم و عنوان این پست هم بیشتر طنز است تا هر چیز دیگر. فکر میکردم که لحن نوشته به اندازه کافی گویای طنزآلود بودن نکته بود. بعداً باز صریجتر توضیح نوشتم و اینک هم این توضیح. دوست ندارم که بیاحترامی تلقیاش کنید ولی باور کنید که اصلاً وفتی برای پاسخگویی این قبیل سئوالات و یا گفتن همین موضوع در پاسخ به تک تک ایمیل های درخواست تعبیر خواب ندارم. از پاسخ ندادنم دلخور نشوید.
June 11th, 2008 at 2:30 pm
مردي هستم … ساله. سرم را كه بر بالش ميگذارم ميخوابم تا صبح مثل سنگ. بيدار ميشوم در حالتي كه ايچ خوابي نديدهام يا در خاطر ندارم. چگونه باشد تعبير آن اي عزيز؟
(هزينهي مربوطه بسته به تعبير قابل مذاكره خواهد بود)
________________________________________________

سارا حکیم: همانا که گرفتار مردی هستی در وادی متعارف زندگی! می خواهی که تورا وردی بخوانم که هر شب خوابی ببینی نیازمند تعبیر؟
از شوخی گذشته پیکولوجان همه خواب می بینند. اصلا امکان ندارد که خواب نبینی. حتما خودت هم میدانی که مغز اساسا چگونه خواب می بیند. ولی اینکه بیاد نمی آوری هم بستگی به مودت دارد. اگه بهش فکر کنی بعضی خوابها را بیاد خواهی داشت.
June 11th, 2008 at 10:20 pm
جالب بود! اگر در مورد فرایند خواب دیدن هم بنویسید بسیار خوب است.
_____________________________________________
سارا: brain سیگنال جان! خودت بنویس همانرا که گفتی! فعلا بگذار به کسب و کارم بپردازم!. اگر این هم نگرفت باز بر سر علم باز خواهم گشت!
June 12th, 2008 at 5:41 am
پسری هستم کوچک سال در کسب علم و ایمان طی طریق می کنم. هر شام همانکه سر بر بالین گذارم خواب هایی بینم از خوانندگان ماه روی فرنگی که حال خوشی به من می دهد. آیا این خواب ها مفسده های از جانب شیطان لعین است یا مفاهیم و تعابیری عمیق دارد؟ لطفا کمک کنید
( چک رو هم بیخیال خواهر , دانشجویی حساب کن)
_________________________________________________________
سارا حکیم: از آنجا که مراتب ارادت خویش را با گوگل ریدر به اثبات رسانده ای, تو را بی اجرت پند دهم و تعبیر خواب کنم! و اما 24 ساله جوان مردی که از بام تا شام دست اندر کار فراگیری رمل و اسطرلاب باشد و گاه بر سر “توالت” نویسد و گاه آنها را “صحبت” بنامد و همچنان خود را کوچک سال بخواند, همانا که خود به مصاف شیطان رفته تا او را درس دهد و شیطان نیز گاه از سر لج و هل من مبارز طلبی بساط حرفهای او را برچیند!
و اما در باب خوابت و تعبیر آن…آماده ای؟! پس هشدار که عنقریب به بلایی زمینی دچار خواهی آمد و یکی از آن پری رویان به تو زهری هلاهل خواهد داد که تو خواهی خوردش آنچنان که گویی عسل است! ولی زود باشد که حسرت یک رویا بر دلت بماند؛ اگر خواب تو را در رباید سنگ گردی تا بام برآید و دیگر رویا را در رویا مگر ببینی
June 12th, 2008 at 10:29 am
ای بانوی دانای اسرار خواب
پرسشی دارم که بسیاری از دانایان عالم از پلاتو و ارسطو تا دکارت و ژوانگزی هر چه بیش تر در آن غور کردند کمتر بیافتند و آن اینست که حال که دنیای خواب تو را بس حقیقی می نماید که رویا بودن آن را فهم نتوانی کرد مگر پس از برخواستن، پس تو چکونه خواهی دانست که حقیقت چیست و شاید که اکنون نیز درخواب باشی. خوابی به وسعت زندگی و به ناپایداری یک رویا. و نپندار که با نیشگونی از خود خواهی توانست حقیقت را در یابی چرا که آن را حس توانی کرد و تمامی درک خود از حقیقت را بر پایه آن پنچ حس بنا خواهی ساخت. و تو نیکوتر دانی که چگونه آن حواس را گمراه توانی کرد و همانا تو خود استادی در گمراهی یک حس و یادگیری ذهن با تکیه بر حس گمراه شده.
oooffff, it took all my energy to type in Farsi!!
http://en.wikipedia.org/wiki/Dream_argument
_________________________________________________
سارا: شما مثل اینکه نمی خوای بذاری ما به کار و کاسبی مون یکم برسیم!! نه آقا من آب رو بی فلسفه می خورم و بی شبهه و با شبهه هم می خوابم! ولی راستی هم حرفات بالاخره منو به صرافت این انداخته که بشینم یه مطلب جدی در این باره بنویسم!
June 12th, 2008 at 12:24 pm
سارا جان سلام
دوستی دارم که همیشه خواب هایی می بیند که وقایعی را که در زندگی آینده اش رخ می دهد به وضوح در خواب می بیندو بعد از یکی دو سال تعبیر می شود. مثلا یکبار خواب دید بچه ای به بغل دارد و در بازاری که نمی شناسد راه می رود. دو سال بعد بچه بغل از بازاری در سوریه در حال عبور بوده که بیاد می آورد این همان بازاری است که در خواب دیده.
این رویاهای صادقه که تعبیر واقعی در آینده دارند چگونه اتفاق می افتند.
_____________________________________________________
سارا: دشت سبز جان, نظر مرا میخواهی باید بگویم که اکثر این خوابهای این چنینی که مردم به پیشگویی ربطش می دهند، اصلا پیش بینی آینده نیست. تشابهاتی هست که اشخاص دوست دارند به آن مربوطش کنند. اگر هم درصد کمی پیش بینی مثلا اتفاق یکی دو روز آینده باشد باز هم بنظر من این ذهن خود انسان است که تا حدی تخمینی از اتفاقات محتمل آتی زندگی خودش دارد. در مورد این شخصی که تو نوشته ای. او در خواب بازاری را می بیند که با بچه در آن راه می رود. اتفاقی که در زندگی روزمره اش زیاد می افتد. حال دو سال بعد که از بازار سوریه رد میشود آیا به یقین و تحقیق می تواند بگوید که این همان بازار در خواب دو سال پیشش بوده است؟ آیا نشانی خاص از آن بازار در خواب داشته که در این بازار هم همانرا دیده است؟ احتمالا نه ولی ما معمولا دوست داریم که فکر کنیم که خواب های ما مثلا رویای صادقه اند و از دنیایی دیگر بر ما الهام شده اند. در حالیکه خواب همان فعالیت ذهن خودمان است که تحقیقات علمی نشان داده که مغز در خواب با سرعتی حتی تا 6 برابر بیداری کار می کند. دوستان برای من خوابهای بسیاری را تعریف می کنند که خود بی شک و گمان آنها را دلیل بر زندگی گذشته ای که داشته اند می دانند چرا که خوابهایی می بینند که ربطی به زمان حاضر ندارد. در عین حال که آن ادعا را همانطور که نمیتوان ثابت کرد، رد هم نمیتوان کرد، باز هم به هر حال این فعالیت مغزی ماست که آن خواب را می بیند. من براحتی توجیه و تعبیر منطقیای برای همه آن خوابها بجز یکی شان داشته ام. در مورد اکثریتشان واضحا چون شخص به زندگی گذشته باور داشته در نتیجه همه خوابهایش را هم در همان مسیر می دیده ولی وقتی که من برایش یکبار خوابش را تحلیل کردم دلیلی برای رد تحلیل من هم نداشت. اگر می توانستم دوست داشتم روی مغز نوزاد یکسری آزمایشات fMRI انجام دهم . ولی هنوز هیچ تستی نمیتواند بگوید که آیا سلولهای مغز از حافظه ای پر هستند و یا خالی.
June 13th, 2008 at 2:54 am
درود بر شما
دوست من از اینکه سراینده موسیقی متن وبلاگم را به من
شناساندید بسیار سپاسگزارم.
از بابت لینک هم منو شرمنده کردید
امیدوارم که از کاریکلماتور ها خوشتان آمده باشد.
پیشنهاد میکنم اگر فرصت دارید به آرشیوموضوعی من هم
سری بزنید.
وبلاگ زیبایی دارید.
در مورد تعبیر خواب خیلی جالب بود.
وبلاگتان از هر نظر کامل است.
پاینده باشید
June 13th, 2008 at 1:58 pm
سلام
با کاریکلماتورهای تازه در ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد ـ خرداد ۸۷ شماره ۲۷
به روز هستم.
June 13th, 2008 at 2:22 pm
ممممممممم… والا ما که تو ایرانیم و حسابی تو بانکهای خارجی نداریم… هر سایتی هم که میبینیم باید چیزی پرداخت کنیم و نمیتونیم، روی ضربدر قرمز کیک میکنیم و بیخیال ِ محصولات و اطلاعات پولیاش میشیم!
یعنی اینجا رو هم باید بیخیال شیم؟!!
.)
_____________________________________________
سارا: المیرای گل! تو که از دوستانی و آس و پاس مثل خودمان! منظور من آنهایی است مثل همان دوستی که زنگ زده بود و نگران سرمایه های کلانش بود! والا من و تو اگر خواب ببینیم که از توش پول در نمیاد عزیز!
June 13th, 2008 at 2:23 pm
منظورم “کلیک” بود!
June 14th, 2008 at 1:53 pm
سارا خانم عزیز، بابت لینک ممنونم، جبران کردم. (لینک زیر را ببینید)
http://negaheno.wordpress.com/2008/05/04/linkestan/
June 14th, 2008 at 3:30 pm
جالب است که ما هم تعبیر خواب میبکنیم، منتها نه برای عوام !
در مورد ایشان هم شما درست گفتهاید، فرار کردن و استرس و به بالا گریختن، همواره نشانه از وضعیت متلالتم روحی این دنیایی خواب بیننده دارد و اصولا با بالا پریدن، به بالا جستن، به بالاپرواز کردن و همه و همه به معنای از این دنیا خسته شدن و تمایل شخص به عرفانیات است.
خیلی از خوابها، نشانههایی روحی و روانی از خواب بیننده دارند که وضعیت اورا مشخص میکنند، لیکن برخی خوابها که شاید 10٪ خوابها باشند، پیشگو نیز هستند، اصولا چون در عالم خواب اضداد و اعداد با عالم واقع متفواتند، تعابیرشان نیز متفاوت است و …. (اینها دیگر از رموز استادی است و جای بحث دارد و من اینها را فقط به مریدان خود میگویم!!!)
خوابهای متفاوت ببینید با جسمی چالاک و روحی سبک.
مهدی
________________________________________________
سارا: ما همان برای عوام!! فقط تعبیر خواب می کنیم رفیق! و اما در مورد خوابهای پیشگویی می توانید نظر مرا در پاسخ به کامنت دشت سبز بخوانید. من به شخصه چندان اعتقادی ندارم یعنی به آن شیوه ای که متداول است اعتقاد ندارم و برای همان 10٪ هم که شما فرموده اید معمولا توحیه منطقی و علمی دارم. در مورد خوابهای داستان سوره یوسف هم وسوسه شده بودم که شرحی بنویسم ولی بعد پشیمان شدم.
June 15th, 2008 at 12:46 am
سارا:
در مورد تعبیر خواب زیاد نمی خواستم وارد بحث بشم چون با افراد صاحب نظر یه مقدار سخته صحبت کردن! ولی در مورد آن دگر و این دگری مطلبی خواستم بنویسم ولی دیدم شاید برداشت خوبی ازش نشه. شاید در یک موقعیت مناسب نوشتم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سارا: پویای عزیز، در مورد آن نوشته های این و آن دگری، فقط همینقدر بگویم که سعی در انطباق دادن آن دگری با اویی که شما از من می شناسید و دیده اید و چهره ای از او ساختن نباشید. آنها را به عنوان قطعه ای ادبی بخوانید اگر دوست دارید. اگر هم بارِ ادبی ندارند دیگر ببخشیدشان.
June 15th, 2008 at 3:58 am
اگر بنیان های فکری مدرن را در نظر بگیریم، قابل درک است، زیرا تجربه گرایی در این روش اصل و سند است.
اما، سندی محکمی هم نیست که چیزی که انسان تجربه نکرده وجود نداشته باشد، حالا این یک بحث فلسفی ولی قابل اثبات است.
ما اگر بخواهیم این جوری به دنیا نگاه کنیم، حتی بر فرض مثال نمیتوانیم پرواز روح را هم اثبات کنیم، در صورتیکه بنده خودم این تجربه را داشته ام، اما برخی دوستان نمیتوانند این را خلط کنند و برخی دوستان این را مالیخولیا می دانند در صورتیکه ما می دانیم که در حالت پرواز، از بدن خارج می شویم و در این حالت می توانیم به هر نقطه ای که خواستیم حرکت کنیم و حتی به جاهایی سفر کنیم که در حالت عادی برای رفتن به آنجاها نیاز به طی کردن مسیرهای چند روزه است. (حالا تازه این جدای از پرواز جسمانی است.)
البته این سخنان منکر علم روانشناسی نیست، چه آنکه در مورد خوابها نیز اکثر خوابها که در حالهای متعارف دیده می شوند، بیشتر بازتاب دهنده روان بیننده هستند تا وقایع آینده را، چون ما می دانیم که این ذهنیات زندگی روزانه است که فرد را در خواب نیز به اشکال مختلف درگیر می کند، اما بر اساس علوم قدیم، اگر یک سری شرایطی برای فرد خواب بیننده، در قبل از خواب دیدن فراهم شود، رویاهای صادقه نیز قابل دیدن اند، اما مشکل اینجا با علم جدید این است، که اولا علم جدید به کل هیچ گونه اصالتی برای روح قائل نیست و معتقد است که این مغز است که خواب را می بیند، اما در علم قدیم مسئله روح مطرح است که رابطه اش با مغز در طول یکدیگر هستند و همین رابطه طولی اگر در شرایطی ارتقا یابد می تواند حالتی خلاف آن 90% که گفتم را محقق کند و دوم اینکه تشخیص شرایط ایده آل و نادر کار هرکسی نیست، شما یک معبر سنتی را میبینید که بدون توجه به این و فقط برای راضی کردن مشتری، همه خواب ها را رویای صادقه می داند و یک معبر مدرن را نیز دارید که در این مواقع نادر، دست به فلسفه بافی های شخصی میزند و این را خارج از چهارچوب علمی اما با زبان علمی به خواب بیننده تحویل می دهد. درصورتیکه هر دو به خطا دارند می روند.
اینجا دیگر باید به نظر من هم تحقیقات علمی کاملتر شود و هم معبران عالمی که به علوم عرفانی و قدیم آگاهی دارند نیز با محققان همکاری کنند، تا واقعیت امر مشخص شود. (کاری که متاسفانه کم انجام می گیرد، زیرا آدم وقتی در این علوم هرچه جلوتر می رود زبانش خاموشتر می شود، مگر حلاج الاسراری پیدا شود، همچنین محققان مدرن معمولا چون بدبینانه به امر نگاه می کنند اغلب این باعث عدم همکاری می شود.)
در پایان دلیل اینکه گفتم من برای عوام تعبیر نمی کنم این است که چون تا زمانیکه نتوانم فرد را روانکاوی کنم که در روزهای منتهی به خواب دیدن چه دغدغه ذهنی داشته، چه شرایط جسمانی قبل از خواب دیدن داشته، چه غذای هایی مصرف کرده و چه نوع حالت عرفانی داشته است و به طور کل تا او را حضورا نبینم، معمولا تعبیر نمی کنم، همینطور معتقدم که تا وقتی علمم کامل نشود اگر زیاد بخواهم عوامگرا شوم، این در روند اکتشافاتم تاثیر می گذارد، که خوب بالاخره این یک تصمیم شخصی است. (البته خوابهای معمولی را می توان خیلی راحت تعبیر کرد، اما برخی اوقات پیچیدگی ها زیاد است و در موارد باید برسی ها دقیقتر باشد.)
از این بحث لذت بردم / با سپاس، مهدی
June 15th, 2008 at 7:38 am
نميدونم جرا ولي اصلا به تعبير خواب اعتقاد ندارم . چندتا خواب ديدم كه تعبيرشون مردن بود ! چي بگم …
* طبق عادت به شما لينك ميدم . اگر تمايل داشتيد لينك بديد اگر هم كه نه …
June 15th, 2008 at 7:40 am
سلام
من داشتم این شعر رو سرچ میکردم که تو وبلاگ شما دیدمش:
ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم ….. شعر و غزل و در بیتی آموخته ایم
در عشق که او جان و دل و دیده ماست ….. جان و دل و دیده هر سه را سوخته ایم
شما رو تحسین میکنم (به خاطر ائتلای این شعر) و امید به کام بودن ایام رو براتون دارم…
June 15th, 2008 at 9:44 am
جالبه. من هم معمولاً خيلی راحت ميتونم خواب ديگران رو تعبير کنم، اما در تعبير خوابهای خودم درميمونم، بس که عجيب و غريب هستند!
June 15th, 2008 at 9:47 am
آها راستی در جواب پيکولو… من چند وقت پيش در تلويزيون يک فيلم مستند در اين باره ديدم که يکی از محققان فرنگی ميگفت اگر بعد از ديدن خواب بيدار بشی و دست کم يک دقيقه بيدار بمونی اون خواب به يادت ميمونه، وگرنه فراموشش ميکنی. نتيجه ميگيريم کسی که خوابش به اين سنگينيه، کمتر احتمالا داره که رويايی رو به ياد بياره، مگر اينکه دم صبح خواب ببينه.
June 17th, 2008 at 5:44 pm
یک تجربه شخصی: بارها شده وقتی که برای رسیدن به deadline از خواب زدم و مشغول کار بودم، از فرط خستگی و از شدت عقب بودن در کار در نقطه بین خواب و بیداری چندین بار جابجا شدم. نمیدانم برای سلامتی مضر است یانه ولی تجربه بسیار شیرین و جالبی است به ویژه اگر بعد از چند بار روی آن کنترل پیدا کنید. در چنین لحظه ای احساس میکنم دو زندگی دارم: یکی زندگی معمول و در حال بیداریم و دیگری آنکه ایجا اسمش را “خواب” میگذاریم. چیزی که متوجه شدم این بود که خواب یک پدیده گسسته نبود، بلکه ادامه دار بود. چیزی مثل افکاری که در ضمیر ناخودآگاهمان با آنها مشغول هستیم. مثلن چند بار اتفاق افتاد که پس از چند لحظه خواب و برگشتن به دنیای بیداری هنگامی که دوباره به خواب میرفتم هیچ احساسی در باره وقفه بین دنیای خوابم نداشتم. در حالی که فرایند بیداریم قطع و وصل میشد
من هیچ تخصصی در این زمینه ها ندارم ولی فکر میکنم ما همیشه در حال خواب دیدنمیم و فقط هنگامی که عملن به خواب میرویم و مغزمان از زیر بار پردازش سیگنالهای بینایی و شنوایی و … آزادتر میشود، مشغولیات ضمیر نا خوداگاهمان را به صورت خواب میبینیم. یعنی ترکیبی از حافظه و خلاقیت ذهنیمان شبیه همان نتایجی را تولید میکند که پردازش سیگنالهای خام بینایی و شنوایی و غیره در مغز باعث میشوند. فقط وقتی که خواب هستیم آگاهی بهتری نسبت به آنها پیدا میکنیم.
June 20th, 2008 at 6:02 am
سلام سارا جان میشه بی زحمت خوابمنو تعبیر کنی
من خواب دیدم تو یه خونه ی قدیمی بودم که از پنجره اش حوزش و درختای تو حیاط خونه رو می بینم بعد یه نفر اومد تو اتاقم
معنی خوابم چی میشه ؟
__________________________________________________
سارا: سلام سیروس جان, کل خواب همین بود؟ بعد بیدار شدی؟ طرف زن بود یا مرد؟ از در اومد تو؟ در ضمن میخوای تعبیرش رو اینجا بنویسم و یا بهت ایمیل بزنم؟!
June 20th, 2008 at 6:33 am
همینجا بگو از در اومد تو نمی دونم زن بود یا مرد ولی خونه قدیمی بود و خیلی قشنگ البته اگه کف دستم لازمه عکس ، کف دستمو برات گذاشتم ( اینـــجا )
________________________________________________________
باشه باید برات می نویسم. ولی حالا فقط یه چیز از روی خطوط دستت: پسر چرا قصد ادامه تحصیل نداری و به همون لیسانس مهندسی ات راضی ای؟! در ضمن خطوط دست هم عوض میشن وقرار نیست که تا آخر عمرت حرفهای ثابتی رو بزنن! و اما تعبیر خوابت: داری ازدواج می کنی اونم با رعایت آداب سنتی. خونه قدیمی در ذهن تو سمبل آداب سنتیه . زیبا بود چون که تو با اون آداب مشکلی نداری و بنظرت قشنگ هم میان. احساس می کنی که اجرای آن آداب برایت خوش یمن است. روشنی و راحتی (حوض و حیاط) در آن می بینی. مبارک باشه سیروس جان! صمیمانه برات آرزوی خوشبختی می کنم. .
سارا: چه بامزه که عکس دستت رو هم گذاشتی! راستی راستی داره باورم میشه که در این کارا دستی دارم ها
June 20th, 2008 at 8:02 am
مرسی سارا جان تعبیر بامزه ات خیلی جالب بود احتمالا خط دستم چون زیاد تایپ کردم قاطی شدن ولی ما که دوست داریم ادامه بدهیم اقای دکتری چیزی بشیم بفرماید یه لیوان قهوه ی داغ
June 22nd, 2008 at 5:54 pm
سارا رها جان کاش تو نظرخواهیم مال منم تعبیر میکردی بعد پولیش میکردی:) اما خواب این آشناتونو خیلی خوب و منطقی تعبیر کردی.به جان تو بیا دوتایی گوشه یه خیابون شلوغ بساط رمالی پهن کنیم یه هفتهای میاردر میشیم:)
یه فضولی کنم و در جواب پیکولو بگم که رها راست میگه همه خواب میبینن.
اما شنیدم اگه بلافاصله بعد از خواب دیدن بیدار شیم موضوعش یادمون میمونه. حالا نصف شب باشه یا دم صبح یا لنگ ظهر یا قیلوله عصر و… فرق نمیکنه… اما اگه بعد از خواب دیدن بیدار نشیم و بریم تو فاز سنگین> بعد از بیدار شدن هیچی یادمون نمیاد.
__________________________________________
تعبیر مختصر خوابهاتو برات نوشتم! میذارم به حساب همکاری آینده
سارا: زیتون جان, چه از این بهتر که دوتایی بریم کنار خیابون دستفروشی و رمالی و از این حرفا. من اونجا عالمانه میشینم و تعبیر خواب می کنم تو هم کف دستا رو ببین و خلاصه تبلیغات کن و سرو صدا و مشتری یابی
June 22nd, 2008 at 5:58 pm
سیروس جان> کف دستت رو دیدم:)برات متاسفم:( خدا بیامرزدت:((
.
.
.
.
.
البته بعد از 120 سال:)
July 14th, 2008 at 12:33 am
سلام خوا ب دیدیم که کنار یک رود آرام وشفاف در حرکت بودم و دختری بلند قد در این آب خودشو می شست بیرون می آمد و به طرف جنگل می رفت.ومن از کنارش عبور کردم و فقط نگاه کردم.بعدش به یک لنگر گاه که دوستم اونجا بود رفتم و با هم صحبت کردیم.تمنای تعبیر دارم!!!!!!!!!!!!!
July 25th, 2008 at 1:34 am
خواب دیدم که یک مار سیاه و خیلی بزرک من را در یک لحظه خورد در صورت امکان تعبیر کنید.
July 25th, 2008 at 7:54 am
سلام سارا جان
من خواب ديدم يك آقاي ناشناس به من دو تا گردنبند و دو تا انگشتر هديه داد. اگر امكان دارد تعبير كنيد.
مرسي
July 31st, 2008 at 1:28 am
سلام ساراي عزيز
من اغلب خواب پدربزرگم كه مرده است را ميبينم. ديشب خواب عجيبي ديدم. خواب ديدم من و پدر و مادرم با هم هستيم و پدرم در پشت ميزي نشسته است كه روي آن پر از پارچههاي مختلف است و يك طاق پارچه سفيد را انتخاب كرده است كه تمامي آن پارچهها متعلق به پدربزرگم ميباشد (ايشان درقيد حيات نيستند) پدرم قصد دارد آن پارچه سفيد را از پدربزرگم به مبلغ واقعي آن يعني هفتاد هزار تومان بخرد اما ايشان اصرار دارند كه بابت آن بيشتر از 6-7 هزار تومان دريافت نمي كنند. لطفا مرا در تعبير اين خواب ياري فرماييد.(در صورت امكان تعبير آن را برايم ايميل كنيد)
با تشكر فراوان
سودابه
August 20th, 2008 at 12:26 am
سلام سارا جون
من دیروز صبح خواب دیدم که سر کلاس دانشگاه هستم و استادمان که یک خانم بود نیز حضور داشت من مشغول صحبت شدم و بعد از اینکه حرف هایم تمام شد استادم یک کتاب نهج البلاغه به من هدیه داد می خواهم بدان تعبیر آن چیه؟
August 20th, 2008 at 3:17 am
سلام سارا جان
میشه لطفا خواب من رو هم تعبیر کنی ؟
من یه دختر مجرد هستم مادرم من سالها پیش از دنیا رفت ، من خیلی خواب مادرم رو میبینم ، ولی در حدود 20 روز پیش خواب دیدم مادرم یه لباس عروس سفید و زیبا برام فرستاده توسط یکی از بستگان نزدیکم ، توی یه جعبه بود ، خودش هم بهم تلفن کرد و بهم خبر داد که این لباس رو برای عروسیه من فرستاده من لباس رو گرفتم و از توی جعبه در اووردم و تنم کردم …
راستی ! میشه لطفا بگی خوندن آیه الکرسی توی خواب چه تعبیری داره ؟
August 20th, 2008 at 5:15 am
سلام
خواب دیدم که در خانمان مجلس شادی بر پاست و من در حال رقصیدن.در رقص حرکاتی را انجام میدادم که در بیداری امکان ندارد که بتوانم.لباس زیبایی هم بر تن داشتم. سارا جان تعبیر آن چیست؟
August 21st, 2008 at 3:36 am
سلام سارا جان
من خيلي خواب نمي بينم (يا به عبارت درست تر، خوابهام يادم نمي مونه)
چند وقت پيش خواب ديدم كه توي اتاقم موش هست (اتاقي كه مربوط به خونه قبليمون بود كه 22 سال توش بودم و 3 سالي ميشه كه جابجا شديم)
چند شب پيش هم شب خواب به مار سياه و كوتاه رو توي اتاق ديدم، اول ترسيدم. رفتم بيرون ديدم روي ديوار هال چندين مار با همون قيافه ولي خيلي كوتاه تر (در واقع به كرم برگ شبيه تر بودند ولي من توي خواب مي دونستم كه مار هستند) هست!
دوست داشتم نظرتون رو بدونم…
ممنون
August 25th, 2008 at 4:19 am
سلام
لطفا خواب مرا هم تعبير كنيد و اگر امكان دارد به ميلم بفرستيد.
خواب ديدم كه 2 تا آهو يكي نر و ديگري ماده در حياط خانه اي هستند و من آهوي نر را در قفس كنار خانه انداختم و آهوي ماده را گلويش را بريدم و آهوي ماده ناراحت به اين طرف و آن طرف مي رفت و يك بار هم به من حمله كرد و من هم ديدم كه آهو دارد اذيت مي كند و همچنين گلويش دارد خوب مي شود دوباره و با شدت گلويش را بريدم و او افتاد صحن حياط و مرد.
متشكرم.
August 26th, 2008 at 11:48 am
سلام حدود یک سال است که هر شب حوادثی را که در چند روز یا رد چند ماه آینده می بینم.اکثر مواقع شفاف بدون واسطه ولی یعضی مواقع با واسطهمن در اوایل جوانی هم چند بار چنین حالتی راتجربه کردهام.ولی سال گذشته پس از داشتن یک درگیری کاری بر سر یک مناقصه در ماهمبارک رمضان به چنین حالتی رسیدم.حتی یکبار به خودم گفتم حداقل خاصیت آن دعوا و شکاین بازی این روشن بینی بود شب در خواب کس که نمی دانم که بود به من می گفت مطمنی مهنت است یا موهبت.شاید باورتان نشود از دندان درد مادرم تا عوض شدن مسئولم در محل کار تا مسافرت یا …را در خواب می بینم.حیران ماندهام من خودم نمی خواهم این چنین باشد ولی نمی دانم چرا اینگونه است .نمی دانم چرا این طور شده ام.
علی رضا-31 ساله -مجرد-کارشناس ارشد فیزیک
September 13th, 2008 at 11:30 pm
سلام
سارا جون میشه لطف کنی بگی دیدن نوزاد ÷سر تو خواب چه تعبیری داره؟
ممنون میشم.
September 26th, 2008 at 6:49 pm
سلام سارا جان..امیدوارم خوب و سلامت باشی…سارای عزیز…من خواب عجیبی دیدم که مدتی است فکرم را مشغول کرده… خواب دیدیم سه گاو بزرگ به یک شک و رنگ با شاخهای بزرگ به خانه ام امده و قصد آزار مرا داشتند …من هر چه از دست انها فرار میکردم باز هم به دنبالم می آمدند…
تعبیرش چیست؟
بی صبرانه منتظرم.
ممنون
September 27th, 2008 at 2:39 am
سلام به سارای عزیز
خانمم چند وقت پیش تو وب ختم قرآن گذاشتم و بعد از ختم خواب دیدم کنار یکی از اقوام هستم که مرده و تو خونشون یه حوض هست که آب زلالی داره به آب نگاه میکردم که دیدم قرانی هست تو اون خونه برش داشتم بوسیدمش و به پیشونیم زدم و یادم نمیاد خوندم یا نه گذاشتم سر جاش
بعد چند روز یکی ازدوستام دوباره خواب دید جایی هستم که خیلی قشنگه مثل یه باغ با رودخونه قشنگ من چادر مشگی سرم کردم و دارم گریه میکنم .ممنون میشم کامنت خصوصی یا ایمیل برایم بزنید .علی یارتون