همه را سِحر بخواباند و من خواب ندارم
این همه عشق ز افسونیِ جادوی تو بینم
در دل دیده غزلهای چنان آب روان را
تو بخوان که این همه از چشم سخنگوی تو بینم
درد دوری تو ازحد صبوری به در آمد
هله این درد نهانسوز به داروی تو بینم
بعد از این غزل این تصنیف هم میچسبد: تصنیف “میدانم که میآیی” ساخته امیرحسین خان سام نازنین، پزشک متخصص ساکن آکسفورد، و با صدای علی بیات.
____________
پ.ن..1 با عرض معذرت مجبور شدم که آهنگ رو بردارم تا مشکل فید ایجاد شده را حل کنم تا بعد دوباره بگذارمش. (ممنون از تذکر راجع به مشکل فید.)
پ.ن.2. نمیدانم چرا پادپرس با این آهنگ مشکل دارد. حالا جور دیگه هم مشکل حل میشه. برای شنیدن و دانلود کردن فایل ام-پی-3 اش روی این لینک کلیک کنید.
پ.ن. 3. باز یک مدل دیگر درست کردم! حالا فکر کنم کیفیت صدا هم بهتر شده باشد.
September 27th, 2008 at 1:04 am
سارا خانم خوراک رو دریابید.
September 27th, 2008 at 5:51 am
فید وبلاگتان مشکل دارد. لطفن رسیدهگی کنید.
September 27th, 2008 at 4:12 pm
ممنونم سارا جان
چقدر دلنشين بودن
September 27th, 2008 at 5:00 pm
خیلی زیبا بود دوست جان ^_^
سبز باشید :گل
October 22nd, 2008 at 5:04 am
سلام
تصور می کنم منظورت از هل همون حل بوده
سارا رها Reply:
October 22nd, 2008 at 10:58 am
“حل” به چه معنا آنوقت؟ نه منظور از “هل” باید همان “هلا” باشد.