پ.ن. 0. داستان خیلی خوشمزه تر از آنی شده است که فکر می کردم! اینجا توضیح داده شده است که این داستان سرکار گذاشتن ملت ایده یک فرد بوده است و البته او ادعا می کند که این یک پروژه اجتماعی هم بوده است. ولیکن به نظر من اصلا ارزش علمی از دید مردم شناسی و جامعه شناسی ندارد که قوانین علمی یک تحقیق در آن اصلا رعایت نشده است. بیش از این نمی خواهم که راجع به آن چیزی بگویم. فقط یک نکته مهم برای خودم و کسانی که وبلاگ مرا می خوانند و آن اینکه من ترجیح می دهم که به آدمها چه در دنیای حقیقی و چه در دنیای مجازی اعتماد کنم تا اینکه بی تفاوت باشم و یا مدام در پی اثبات یک تئوری توطئه باشم. من بدون اعتماد به مردم نمی توانم زندگی کنم حتی اگر این اعتماد به قیمت اشتباه کردن و به بی عقلی موصوف شدن و یا انواع ضررهای دیگر که گاه و بیگاه دچارش شده ام, تمام شود. من ترجیح می دهم که سرم کلاه برود تا اینکه بی تفاوت شوم.
————————————
امروز روی بالاترین لینکی هست از آخرین پست این وبلاگ که متعلق به سولماز یکی از کابران بالاترین است مبنی بر اعلام تصمیم او به خودکشی. نمیدانم که چقدر این نوشته او صحت دارد. سولماز را در دنیای واقعی نمیشناسم فقط کامنتهایش را گاه روی بالاترین دنبال میکردم. علت اینکه توجهام را جلب کرده بود که کامنتهایش را دنبال کنم این بود که بشدت بد دهن و پرخاشگر بود و با لاتی ترین الفاظ مردانه برای دیگران در ذیل لینکها کامنت میگذاشت و غالباً هم وارد دعوا میشد ولی با همه این اوصاف بشدت هم با مرام و به نظر من که خیلی هم با محبت و با عاطفه میآمد. یک نمونه از آدمهای لات ولی بسیار لوطی و با معرفت. روی این اوصاف احساس من اینست که این نوشته آخرش هم جدی است که او اهل دروغ و اتفاقا جلب توجه نبوده.
خودکشی پدیدهای کاملا اجتماعیست و حاصل شرایط یک اجتماع. دورکهایم کتاب معروفی به نام خودکشی دارد که در آن آمار سالانه خودکشی کشورها را بررسی کرده و برآن اساس استدلال کرده که اگر خودکشی که در ظاهر به نظر میرسد امری بسیار شخصی است، واقعا پدیدهای شخصی میبود نباید که همچه روند مشخصی در میزان خودکشی سالیانه هر جامعه خاص پیدا میشد. مثلا چه دلیلی دارد که خودکشی در بعضی جوامع همیشه بالاتر از جوامع دیگر است.
همانطور که گفتم من سولماز را از نزدیک نمیشناسم و امیدوارم که خودکشی هم نکرده باشد. فقط اینرا مینویسم به عنوان یک هشدار به پدر مادرها که کمی بیشتر با فرزندانتان قاطی شوید. اگر میتوانید او را روی دنیای مجازی هم دنبال کنید و بشناسید. فکر نکنید که خارج فرستادن مشکلات او را حل میکند (سولماز مدتی هم خارج بوده است). اگر فرزند شما به ته هر چاهی اعم از افسردگی و ناامیدی و یا فساد و بزهکاری میافتد شما هم دنبالش بروید تا که بتوانید درش بیاورید. آشفتگیهای فرزندانتان را دریابید. اگر وبلاگ دارد، بدون اینکه مزاحم آزادیاش شوید، حتماً وبلاگش را بخوانید و کامنتهایش را دنبال کنید.
پ.ن. لینک این نوشته روی بالاترین
پ.ن. 2. یک احتمال هم وجود دارد که همه این ماجرا در حول و حوش سولماز ساختگی باشد که کمی اطلاعات جدید به نظر من با هم نمیخوانند. ولی باز هم تاکید من بر بند آخر مطلبم است که اگر هم ماجرا ساختگی باشد باز نشانه آشفتگی شدید روحیست.
پ.ن.3. همانطور که این بالا گفتم دو تا مطلب پخش شده با هم نمیخوانند. بیشتر از همه ادبیات نوشته شده در این لینک در مقایسه با لینکهای قبلی همان شخص به اضافه نامه ای که به سولماز نسبت داده میشود و در درستیاش کلی جای شک است. من دیگر این را دنبال نخواهم کرد. ولی باز هم میگویم که فرق چندانی در اصل قضییه مورد نظر من نمی کند. اگر هم سولماز همین اولاد باشد که احتمالش هست، آنوقت همین یکی هم پریشان احوال است و نیازمند توجه و درمان. نکته ای که هست اینست که حرف خودکشی را ولو اینکه طرف به قصد جلب توجه هم گفته باشد نباید سرسری گرفت. این حرفها نشانههای آشکار پریشان روحیست.
October 26th, 2008 at 10:31 am
جملات آخر عالی بودند
[Reply]
October 27th, 2008 at 3:06 am
سوای مسئله خودکشی و یا سولماز و رفتار بالاترینی اش ، بررسی های آماری چه در ایران و چه در خارج از ایران با قطعیت بالایی نشان داده است که اقدام به خودکشی در زنان بیشتر از مردان است ولی میزان موفقیت مردان در خودکشی بیشتر از زنان هست ، آیا صرفاً طبع خودنمایانه زنانه باعث این رویکرد هست یا خیر را نمیدانم ، بهر حال امیدوارم رقص مرگ قشنگی داشته باشیم.
[Reply]
October 28th, 2008 at 5:42 am
خيلي ذهنم رو اين نوشته مشغول كرده بود، دنبال جواب بودم.
هيچ وقت به خودكشي فكر نكردم، به فرار چر ا ولي خودكشي نه.
اصلا فكر نمي كنم حق دارم در مورد زنده بودن خودم يا ديگري تصميم بگيرم، زندگي موهبته و من دوستش دارم .
اين رو توي دشبورد وردپرس ديدم، نمي دونم همون سولماز هست يانه، چه فرقي مي كنه، يك انسانه، خانواده اي داره و شايد فرزنداني، حتي اگر خيال پردازي هم باشه، باعث تاسفه.
http://golnush45.wordpress.com/
[Reply]
October 28th, 2008 at 11:03 am
چه قدر بد. امیدوارم موضوع به خیر گذشته باشه و جدی نباشه.
__________________________
راستش بنظر میاد که فقط یک آیدی بوده که خودکشی کرده!!!
ولی باز هم به نظرم من خیلی فرقی نمی کنه و اون کسی که این آیدی را کشته و سناریوهای مختلفی را بازی کرده, باید حسابی روان پریشی داشته باشه. به هرحال نکته من این بود که پدر مادرها با کارهای اینترنتی بچه هاشون بیشتر درگیر بشن و حواسشون به این قبیل نقش بازی کردنها هم باشه.
[Reply]
October 29th, 2008 at 5:23 pm
درباره پ.ن 0 : به هر حال کارت درسته.
[Reply]
November 3rd, 2008 at 12:06 am
من ترجیح می دهم که به آدمها چه در دنیای حقیقی و چه در دنیای مجازی اعتماد کنم تا اینکه بی تفاوت باشم و یا مدام در پی اثبات یک تئوری توطئه باشم. من بدون اعتماد به مردم نمی توانم زندگی کنم حتی اگر این اعتماد به قیمت اشتباه کردن و به بی عقلی موصوف شدن و یا انواع ضررهای دیگر که گاه و بیگاه دچارش شده ام, تمام شود. من ترجیح می دهم که سرم کلاه برود تا اینکه بی تفاوت شوم……….چقدر این حست رو دوست دارم سارای عزیز… سخن از دل ما گفتی جانا .. همواره موفق و شاد باشی دوست من
___________________________________________
ممنون؛ زنده و جاری باشی عزیز
[Reply]