لطفاً مطالب این وبلاگ را در وبلاگ دیگری کپی نکنید؛ به جایش اگر دوست داشتید به آن لینک دهید. چاپ مطالب در مجلات نیز با ذکر و لینک منبع آزاد است. برای آشنایی با قوانین کپی رایت می‌توانید اینجا را ببینید. با تشکر، سارا رها

خواندنی های روز:

روشی برای درمان الزایمر با نقاشی‌های پابلو پیکاسو

علمی شما چه نظری دارید؟

توضیح: نوشته زیر ترجمه قسمت‌هایی از مقاله‌ای با همین نام در نیویورک تایمز است. منبع.

———-

alzheimer-group-watching-paintings.jpgآقای روبن روسن 88 ساله، کارمند سابق یک معاملات ملکی، در حالیکه به تابلو “دختر در مقابل آینه” اثر پیکاسو با نگاهی حاکی از عدم تایید و علاقه خیره شده بود. اما نگاه او آنطور که احتمالا فکر می‌کنید که ناشی از عدم علاقه به هنر مدرن نبود.   روبن بالاخره پس از مدت طولانی‌ای خیره شدن گفت: “این مثل این می‌ماند که شما بخواهید یک داستانی را بگویید که کلماتی برای وصفش وجود ندارد. پیکاسو خودش می‌داند که منظورش چیست ولی ما نمی‌دانیم.”

این درک متفاوت و در عین حال عمیق از نقاشی‌های پیکاسو کاری است که آقای روبن و هم گروه‌هایش هر روز در خیره شدن به نقاشی‌های پیکاسو می‌کنند. روبن چند سالی است که الزایمر دارد و همینطور دیگر افراد گروه. اگر کسی نمی‌دانست نمی‌توانست که از نگاه افراد این گروه تفاوتی بین آنها و دیگر بازدید کنندگان موزه پی ببرد زیرا که هیچکدام وقتی که به تابلوها نگاه می‌کردند آن نگاه مات و بی‌تفاوت بیماران الزایمری را نداشتند. بعلاوه وقتی که راجع به نقاشی‌ها حرف می‌زدند مثل بقیه اوقات رشته کلام از دستشان در نمی‌رفت و یا تکرار نمی‌کردند.

درمان با هنر و نقاشی برای درمان بیماری‌های روحی-روانی مثل توهم، الزایمر، کودکان مورد خشونت و سوءاستفاده واقع شده و بیماران سرطانی رو به افزایش است. بنظر می‌رسد که این روش کار می‌کند هرچند که کسی دقیقاً نمی‌داند چرا و چگونه. بوده‌اند بیمارانی که پس از ابتلا به الزایمر و یا توهم و فراموشی به یکباره استعداد هنری شگرفی از خود نشان داده‌اند. (یک نمونه‌اش را در اینجا ببینید.) 

کسی به درستی نمی‌داند چگونه این اتفاق در مغز می‌افتد. دکتر ساکز، یک نورولوگ، می‌گوید: “مسلماً ین یک تجربه بینایی نیست؛ بلکه احساسی است. بصورت غیر رسمی من به کرات در بیمارانم پاسخ‌های بسیار شفاف و بانشاط و دقیق دیده‌ام در حالیکه همین بیماران در پاسخ به سئوالات روزمره در می‌مانند و کلمات را گم می‌کنند. من گمان می‌کنم که درک آنها از هنر بصری بسیار عمیق باشد.”

موزه هنر معاصر نیویورک از یکسال قبل آزمایشی را روی بیماران مبتلا به الزایمر که در خانه‌های مخصوص الزایمری زندگی می‌کنند شروع کرده است. موزه هنرهای ظریف بوستون هم همین پروژه را از 5 سال پیش شروع کرده است.    

علاوه بر اینکه دیدن نقاشی‌ها و کارهای هنری مود و روحیه بیماران را برای ساعت‌ها و حتی روزها بهتر می‌کند، به نظر می‌رسد که بیماری‌ای که باعث از بین رفتن بسیاری از قدرت‌های کلامی و رفتاری معمولی شخص می‌شود، همانطور که در بالا اشاره شد باعث برانگیخته شدن استعدادهای خاصی در زمینه هنری می‌شود.   

یکی دیگر از بیماران برای نمونه، آقای ارتولا 86 ساله است که به گفته پرستارهایش کوچکترین چیزی او را تحریک و عصبانی می‌کرد و بسیار مشکل بود که او را درگیر فعالیتی کنند. ولی وقتی که او در جلوی نقاشی “دنیای کریستینا” اثر اندرو ویتث نشست، لبخند زد، به گفته‌های راهنما گوش داد و بعد بلند شد و راجع به شکل چمنی که در گوشه نقاشی به شکل بیضی دور یک خانه روستایی متروک که به نظر خانه ارواح می‌آمد صحبت کرد و از جمله گفت که این طرز نقاشی چمن برای این بوده که به شما این را برساند که در این خانه کسی زندگی می‌کند. و یا بعد در مقابل نقاشی “رقص” اثر ماتیس که از آنها خواشته شد که برای تابلو عنوانی بنویسند، نظرش را روی یک کارت اینگونه نوشت: “رقص زیبارویان” و در توضیح ادامه داد که “من یک زن لخت در این نقاشی می‌بینم و به نظرم زیبا است.”

در باره اثر موسیقی و هنر روی بیماران اخیرا بسیار نوشته و  همچنان تحقیق می‌شود. نشان داده شده است که در کنار استفاده روزمره موسیقی و هنر به دوز کمتری از دارو احتیاج است. دکتر ساکز می‌گوید که یکی از بیماران او که یک موسیقیدان است به کل حافظه از دست داده است مگر حافظه موسیقی‌اش را.  نیچه می‌گفت که ما با عضلاتمان به موسیقی گوش می‌دهیم. سئوال اینجاست که آیا مکانیزم مشابهی مثل آنکه نیچه می‌گفت به هنگام تماشای کارهای هنری وجود دارد؟

14 نظر برای “روشی برای درمان الزایمر با نقاشی‌های پابلو پیکاسو”

  1. یک فتحی می گوید:

    سلام سارا جان. ممنون. فقط خواهشا اگر نوشته هایی در این باره به دستتون رسید دریغ نکنید. خیلی برایم جالب بود :)

    [Reply]

    سارا رها Reply:

    حتماً، چشم.

    [Reply]

  2. links for 2008-11-30 « My Feed in The Web می گوید:

    [...] روشی برای درمان الزایمر با نقاشی‌های پابلو پیکاسو آقای روبن روسن 88 ساله، کارمند سابق یک معاملات ملکی، در حالیکه به تابلو “دختر در مقابل آینه” اثر پیکاسو با نگاهی حاکی از عدم تایید و علاقه خیره شده بود. اما نگاه او آنطور که احتمالا فکر می‌کنید که ناشی از عدم علاقه به هنر مدرن نبود. روبن بالاخره پس از مدت طولانی‌ای خیره شدن گفت: “این مثل این می‌ماند که شما بخواهید یک داستانی را بگویید که کلماتی برای وصفش وجود ندارد. پیکاسو خودش می‌داند که منظورش چیست ولی ما نمی‌دانیم.” [...]

  3. پاسپارتو می گوید:

    خیلی جالب بود! ممنون!
    متوجه منظور دکتر ساکز از این جمله نشدم: «مسلماً این یک تجربه بینایی نیست؛ بلکه احساسی است». تجربه بینایی یعنی چه؟ آیا معنی تخصصی‌ای دارد؟ به هر حال این آدمها چیزهایی را می‌بینند و احساسی درباره‌شان دارند.
    یا اینجا:«دکتر ساکز می‌گوید که یکی از بیماران او که یک موسیقیدان است به کل حافظه از دست داده است مگر حافظه موسیقی‌اش را. نیچه می‌گفت که ما با عضلاتمان به موسیقی گوش می‌دهیم. سئوال اینجاست که آیا مکانیزم مشابهی مثل آنکه نیچه می‌گفت به هنگام تماشای کارهای هنری وجود دارد؟» نفهمیدم جمله نیچه چطور به جملات قبل و بعدش ارتباط پیدا می‌کند.

    نقاشی «دنیای کریستینا» قبلا ندیده بودم، به خاطر این مقاله دیدمش! ممنون!
    http://en.wikipedia.org/wiki/Christina’s_World

    [Reply]

    سارا رها Reply:

    به جای “بینایی” باید می‌نوشتم “بصری” ولی به نظرم باز در سئوال شما فرقی نکند. برداشت من از جمله ایشان که عیناٌ از متن اصلی فقط ترجمه کرده ام اینست که اینطور نیست که این افراد بواسطه پروسس کردن بهتر در منطقه visual cortex به برداشت‌های عمیقی برسند.
    در مورد دومی بنظرم می‌خواهد بگوید که علت اینکه آن مرد فقط نواختن موسیقی را به خاطر داشت ولی همه چیز دیگر را از یاد برده بود احتمالا مصداق حرف نیچه است که گویی که این عضلات او هستند که نواختن موسیقی را از بر دارند نه مغز او. یعنی گویی که نواختن موسیقی مثل کدی برای عضلات در ستون فقرات حک شده باشد. بعد سئوال می‌کند که آیا مکانیزم مشابهی برای درک و تفسیر یک نقاشی هم وجود دارد که یعنی قدرت تفسیر در جای دیگری به غیر از آن قسمتی از مغز که آدمی فعلا برای پروسس کردن می‌شناسد، حک می‌شود؟

    [Reply]

    پاسپارتو Reply:

    فکر کنم ویژوال کورتکس‌شان تا حد قابل توجهی درگیر می‌شود، چون این‌طور که من فهمیدم نقاشی‌ها و اجزایشان را توصیف می‌کنند.

    در مورد دومی چیزی که من فهمیده‌بودم این بود که مرد حافظه موسیقی‌اش سر جایش است پس می‌شود توانایی‌اش در درک یا نواختن موسیقی را به همان حافظه باقیمانده نسبت داد. آن تشبیهی که درباره نواختن ذکر کردید به ذهن من نرسید. شاید به این خاطر که متن بیشتر درباره درک و تفسیر بود.

    ممنون : )

    [Reply]

  4. www.SorenPhoto.com می گوید:

    خیلی جالب بود
    ———-
    http://www.SorenPhoto.com
    اولین و بهترین وب سایت عکس ایرانیان

    [Reply]

  5. بیا تو خبر می گوید:

    باحال بود… فقط تورو خدا متنهاتو جاستیفای کن…

    [Reply]

    سارا رها Reply:

    چه چیزی را justify کنم؟ من هم با فایرفاکس و هم اکسپلورر درست می‌بینمشان و همه از طرف راست ردیف شده اند. شما از چی مرورگری استفاده می‌کنی؟

    [Reply]

  6. آزاده نيلي می گوید:

    خيلي جالب بود، از صبح ذهنم رو درگير كرده، يعني ممكنه ارتباطي بين هنر معاصر و بيماريهايي كه اين سالها شناخته شدن وجود داشته باشه ؟
    شايد هم من خوب متوجه نشدم و نقاشي توي سبك هاي ديگه هم تاثيرات مشابهي داره.

    [Reply]

    سارا رها Reply:

    راستش نمیدانم که چقدر سبک‌‌های نقاشی در بوجود آمدن این ارتباط روی بیماران الزایمری موثر است ولی موارد مشاهده شده‌ای که به یکباره یک شخص بیمار خلاقیت هنری پیدا می‌کند تا آنجاییکه من میدانم همه نقاشی‌هایی به سبک پیکاسو بوده‌اند.

    [Reply]

  7. سهراب گل هاشم می گوید:

    آلزایمرها نفس کشیدن را از یاد نمی برند.

    [Reply]

    سارا رها Reply:

    سهراب عزیز
    ممنون که سر می زنی و کاریکماتوری گاه هدیه می کنی.
    ولی تو این یکی قضیه راستش مغز یک بیمار الزایمری ممکنه حتی نفس کشیدن رو هم فراموش کنه… یعنی اینکه کنترل و تنظیم ریتم قلب و ریه هم از دست برود که خب آنوقت پایان زندگی بیمار خواهد بود. واقعییت غم انگیزیست این بیماری…

    [Reply]

  8. pooyaa می گوید:

    خبر جدید:
    آلزایمر می تونه نوع سوم از بیماری قند خون باشه و شاید بشه با استفاده از داورهای که گیرنده های انسلین را قوی می کنند مهار بشه:
    http://www.physorg.com/news110029762.html

    [Reply]

شما چه نظری دارید؟

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS
FireStats icon Powered by FireStats