وقتی که شما خاطرات زندگی خود را به یاد میآورید، به احتمال زیاد این خاطرات چندان دقیق و درست نیستند. آدمهای بالغ بندرت خاطرات قبل از 5 سالگی خود را به یاد میآورند و در به یادآوری خاطرات بقیه عمر عموماً یک گرایش سیستماتیک مشاهده میشود.
خیلی از تحقیقات نشان داده است که مردم بیشتر خاطرات دوران نوجوانی و جوانی (در حول و حوش 20 سالگی) خود را بیشتر از خاطرات سنین دیگر به یاد دارند. سئوال اینجاست که آیا مغز ما با گذشت زمان و بالارفتن سن قدرت ثبت خاطرات را از دست میدهد؟
این مقاله که خلاصه اش را در اینجا و کاملش را در اینجا میتوانید بخوانید، تحقیقی است در جهت یافتن اینکه چه عامل یا عوامل کلیدی در به خاطر سپردن یک خاطره موثر است. دکتر کانوی و گروهش در دانشگاه لید انگلیس از 16 داوطلب در رده سنی 47 تا 66 ساله خواستند که با به یاد آوردن خاطرات زندگی خود با 10 عبارت مختلف به عنوان 10 خاطره کلیدی از زندگیشان این جمله را کامل کنند: “من ……. هستم.” مثلاً “من یک پدر/مادر هستم” یا “من یک نویسنده هستم.” و غیره. و بعد 3 جمله از 10 جمله را که از بقیه واضحتر بودند، انتخاب کردند و آنگاه از هر فرد خواستند که خاطراتی را که باعث نوشتن آن 3 جمله شده بود و در نتیجه در واقع معرف شخصیت شخص بودند، همچنین سن خود در زمان آن خاطره را بنویسند.
مثلا اگر از من میپرسیدند من مینوشتم “من یک مادر هستم” و بعد خاطره تولد بچههایم را مینوشتم. و یا مینوشتم که ”من یک محقق هستم” و بعد خاطره زمانی را که تصمیم به این کار گرفتم مینوشتم.
نمودار زیر نتایج خام را نشان میدهد. محور عمودی تعدد میزان خاطرات و محور افقی سن و یا زمان است. تا اینجا نتایج مثل دریافتهای تحقیقات قبلی است که تعداد خاطرات از قبل از 3 سالگی بسیار کم است ولی برعکس تحقیقات قبلی نشان میدهد که خاطرات به یاد آورده شده هیچ الگوی خاصی ندارد و اینطور نیست که یک قلهای در حول و حوش 10 تا 30 سالگی داشته باشد.
محققین بعد فکر کردند که شاید باید جور دیگری به دادهها نگاه کرد. آنوقت آمدند و دادهها را به شکل دیگری ترسیم کردند (نمودار زیر) به این صورت که مبنای مقایسه را زمان فرم گرفتن شخصیتی طرف قرار دادند. مثلا از هرکس پرسیدند که حدوداً از چند سالگی شخصیت خود را فرم یافته احساس کرده است آنوقت آن سال را برای آن شخص به عنوان مبدا (نقطه صفر مختصات نمودار زیر) قرار دادند و خاطرات سالهای بعد را در طرف راست (مثبت) و خاطرات سالهای قبل را در طرف چپ (منفی) نشان دادند که حاصلش نمودار زیر شد.
همانطور که میبینید حالا یک الگویی به چشم میخورد و آن اینکه خاطرات به سمت زمان فرم یافتن شخصیتی گرایش دارد و تابع توزیعش هم به سمت راست تمایل دارد. دکتر کانوی و گروهش نتیجه گرفتهاند که مردم خاطرات خود را با گرایش به زمانی که خود را شناختهاند به یاد میآورند و علت اینکه محققین قبلی گفته بودند که یک قلهای در میزان به یاد آوردن خاطرات در سنین بین 10 تا 30 سالگی وجود دارد احتمالا به خاطر اینست که در فاصله بین 10 تا 30 سالگی است که یک فرد غالبا شخصیت خود را شکل یافته مییابد.
این نتیجه با مشاهدهی افزایشِ تعدادِ خاطراتِ مهاجرین از سن و سال مهاجرت خود نسبت به غیر مهاجرین تطبیق دارد چرا که غالباً مهاجرت یک عامل کلیدی در فرم گرفتن شخصیت فرد نیز به حساب میآید.
December 11th, 2008 at 2:07 pm
kheili jaleb bood.mamnoon
Reply
December 11th, 2008 at 2:30 pm
[...] آیا خاطرات مردم از زندگی خود از الگوی قابل پیشبینیا
December 13th, 2008 at 10:52 am
خيلي موضوع جالبيه.
بايد بشينم براي خودم يك نمودار خاطرات بكشم.
ممنون سارا جان
Reply
December 13th, 2008 at 2:25 pm
به نظرم به ياد آوردن خاطرات با سرعت زندگي هم ربط دارد. زندگي پس از سي سالگي شروع به دويدن مي كند و لختي پس از پنجاه سالگي ست كه هفتاد ساله مي شوند!
Reply
سارا رها Reply:
December 14th, 2008 at 5:10 pm
نکته جالبی را اشاره کردهاید و آن فرضیه متغیر بودن واحد زمان در ذهن افراد است که به عنوان تابعی از جنس خودِ متغیر یعنی سن که تابعی خطی از زمان است، تعریفش کردهاید. من هم همین گمان را دارم که علیرغم تمامی سالهای انتظاری که در بزرگسالی میکشیم باز زمان از زمانِ دورانِِ کودکی بسیار تندتر میگذرد!
Reply
مهدی پدرام Reply:
October 25th, 2009 at 10:57 pm
نکته ای که در اینجا به نظرم باید بهش توجه داشت اینه که بررسی سرعت گذشت زمان کاملا نسبیه زمانی که داریم به یک فعالیت یکنواخت و خالی از حرکت و هیجان می پردازیم مثل گوش کردن به یک سخنرانی ملال آور و انتظار برای تموم شدن اون زمان برای ما فوق العاده کند می گذره و برعکس زمانی که موقعی که در یک اپیزود پر هیجان و ماجرا از زندگی هستیم گذشت سریع زمان رو حس می کنیم اما هر دو اینها احساسات ما در اون دوره های زندگی هستند بعدها که این اپیزودها رو یادآوری کنیم قضیه برعکس میشه چون از دوره های پر ماجرا و هیجان مطلب برای یاد آوری در حافظه زیاده اون دوره ها برای ما طولانی به نظر می رسند و برعکس چون از دوره های یکنواخت و ملال آور چیز زیادی در حافظه برای یاد آوری نداریم اون دورها به نظر کوتاه میان
Reply