لطفاً مطالب این وبلاگ را در وبلاگ دیگری کپی نکنید؛ به جایش اگر دوست داشتید به آن لینک دهید. چاپ مطالب در مجلات نیز با ذکر و لینک منبع آزاد است. برای آشنایی با قوانین کپی رایت می‌توانید اینجا را ببینید. با تشکر، سارا رها

خواندنی های روز:

برانگیختن حس ترحم و عذاب وجدان: حربه‌ای ناکارآمد

اجتماعی, خانواده شما چه نظری دارید؟

امروز به آمار بازدید وبلاگم در گوگل آنالیتیک نگاه می‌کردم و دیدم که تعداد قابل توجهی از آنان که از طریق جستجو به وبلاگ من می‌رسند با سرچ روی کلمات “فرزند - طلاق” به اینجا رسیده‌اند و این باعث شد که یاد این مطلب بیفتم که مدتی بود می‌خواستم راجع به آن بنویسم.

مطلب راجع به مادری مطلقه است که از رفتار بی‌تفاوت و سرد دخترش با خودش پیش خانم دکتر احمدنیا شکایت کرده است و ایشان هم دختر را نصیحت کردند و به او یادآوری کردند که چقدر مادرش برایش زحمت کشیده و چقدر او نسبت به مادر خودخواهانه رفتار می‌کند که مادر فقط کمی قدردانی می‌طلبد. ظاهراً دختر به فکر فرو رفته و مادر با چشمانی اشکبار گفت که تنها دلخوشی‌اش اینست که وقتی می‌آید خانه دخترش او را برای رفتن پیش دوستانش ترک نکند (ایجاد حس ترحم و حس عذاب وجدان).

من به تبع کارم (تحقیق علمی) یاد گرفته‌ام که در حیطه‌ای که تخصص ندارم، اگر حرفی هم داشته باشم خیلی با احتیاط نظر ‌دهم. برای همین باز می‌گویم که من جامعه شناسی، روانشناسی و مردم شناسی و … را بصورت آکادمیک نخوانده‌ام و دوست ندارم پا در کفش متخصصین این فنون کنم. اما بسیاری از آنچه را که در این زمینه در این وبلاگ نوشته‌ام با همه وجودم تجربه کرده‌ام و شاید به دلیل در غربت بودن شاهد و مشاور برخی دیگر هم در این زمینه بوده‌ام. بنابراین هدفم فقط اشاعه این تجربه است و نه جسارتی بر روش متخصصینی چون خانم دکتر احمدنیا که برایشان احترام قائلم.

بنظر بنده همانطور که در پست‌های راهکارهایی برای رفتار با فرزندان در غرب و همینطور فرزندان طلاق نوشته‌ام، اگر شمای پدر و یا مادر می‌خواهید که رفتار فرزندتان با شما بهتر شود و یا او را در زندگی خویش یاری دهید که اشتباه نکند، اول از همه باید که خودتان فردی قوی، موفق و سرزنده باشید (یعنی سعی کنید که خودتان را اینگونه ببیند که همه اینها نسبی است. در هرلحظه ما می توانیم خود را موفق و یا شکست خورده ببینیم) تا بعد بتوانید به دیگری (فرزندتان) کمک کنید. ایجاد حس ترحم و عذاب وجدان در فرزندتان ممکن است مثل یک قرص مسکن برای حداکثر یکی-دو روز موثر بیفتد ولی مثل هر دوایی بدانید که عارضه دارد و عارضه‌اش هم چند گونه است. ممکن است فرزندتان به موجود افسرده‌ای تبدیل شود چون دائماً خود را مقصر احساس می‌کند و توان اصلاح خود را هم نداشته باشد و یا اساساً نداند که چرا و چگونه باید اصلاح شود. و یا در بعضی‌های دیگر ممکن است که بر اینهمه حس عذاب وجدانی که به او داده می‌شود طغیان کند و بیشتر از پدر و یا مادرش دوری جوید.

دقت داشته باشید که من نمی‌گویم که پس به فرزند از گل نازکتر نگویید و اصلا خطاهایش را تذکر ندهید. تذکر دادن و یا حتی موقت با فرزند قهر کردن فرق دارد با ایجاد احساس گناه و ترجم. برعکس می‌گویم که قوی باشید حتی در برابر فرزندتان. نگذارید این احساس به او دست دهد که شما موجود درمانده‌ای هستید که جز اشک و نفرین و آه کار دیگری از دستتان بر نمی‌آید. نخواهید که دلش برای شما بسوزد؛ تکدی محبت نکنید. برعکس از خود چهره‌ای قوی و مصمم و با دیسیپلین نشان دهید که خیلی خوب می‌داند که خطوط قرمزی هست که فرزند او نباید از آنها بگذرد و اگر گذشت آنوقت مثلاً حمایت او را ندارد. ولی لطفاً راجع به خطوط قرمزتان قبل از اینکه آنها را اعمال کنید خوب فکر کنید و برای خودتان حداقل آنها را خوب تعریف کنید. می‌توانید به مرور زمان تعدیلشان کنید ولی نه به این معنا که فرزندتان موفق شود که مرتب شما را و خطوط قرمزتان را به گوشه‌ای براند.

متاسفانه ایجاد حس گناه و استفاده از حس ترحم فرزند بنظر می‌رسد که جزو فرهنگ ما ایرانی‌ها و آسیایی‌هاست. بنظرم هیچ حربه‌ای بدتر از آن نیست. می‌خواهم حتی بگویم که کتک زدن هم شاید به این بدی نباشد که این هست. کتک‌های کوچک و سطحی غالباً فراموش می‌شود و بچه به سرعت پدر یا مادرش را برای زدن پشت دستش و یا پشت باسنش می‌بخشد ولی  ایجاد حس گناه در فرزند یک عمر با او می‌ماند و شاید هیچوقت پاک نشود. مطمئن باشید که اگر بچه‌تان را با این حس بزرگ کنید یکروزی برعلیه شما خواهد شورید؛ اگر نکرد به آدم تلخ و افسرده‌ای بدل خواهد شد.

عشق خود به فرزندتان را نشان دهید، به هر شکلی که می‌دانید ولی تکدی محبت او را نکنید.  آن مادری که در قسمت اول این نوشته صحبتش رفت احتمالا خواننده این سطور نیست ولی چقدر دوست داشتم که به او اطمینان دهم که اگر کمی با دخترش بیشتر بخندد و خوشحال باشد و خود را مستقل و قوی نشان دهد، آنوقت خواهد دید که این دخترش است که پیش او به قصد صحبت و دریافت نظر خواهد آمد.

6 نظر برای “برانگیختن حس ترحم و عذاب وجدان: حربه‌ای ناکارآمد”

  1. روزبه دانشور می گوید:

    خیلی خیلی قشنگ نوشته بودین!

    Reply

    سارا رها Reply:

    ممنونم. در ضمن زمینه‌ی وبلاگ شما آدم رو گرسنه می‌کنه! کامنت‌ها رو بسته بودین. خواستم بگم که من هم مثل شما هرگز به اون سر وصداهای غذا خوردن این جماعت چینی عادت نکرده‌ام که هیچ اصلا آلرژی هم پیدا کرده‌ام!
    زنده باشی

    Reply

  2. دشت سبز می گوید:

    به یاد مادرم افتادم که چقدر قوی تراز ما بود. حتی موقع مرگ رفت شهر خودش و گفت دوست ندارم بچه هایم مرگ مرا ذره ذره ببینند . وقتی تمام شد می بینند.وصیت کردکه در مرگم هم گریه نکنید. کمرش را می بست و با تمام مخالفت ما تا زمانی که بود پای سینک ظرفشویی ظرف ها را می شست. بچه ها به جای تیله بازی در دهکده بیشتر دوست داشتند بیایند پای درس قران او و به من می گفتند نمی شود به جای مدرسه رفتن به مکتب برویم. مکتب خیلی بهتر است . آدم مجبور نیست یک جا بنشیند. آدم آزاد تر است. با تمام جذبه ای که مادر داشت بچه ها حساب می بردند و روز ختمش در مسجد همه شاگردهایش باهم سوره حمد را به هجی خواندند. (الف ولام سرال- ح و میم سر حم -الحم- دال بر دو- الحمدو.بالاترین عذاب برای ما قهر کردن مادر بود که خیلی خیلی به ندرت پیش می آمد.
    روحش شاد.

    Reply

  3. آزاده نيلي می گوید:

    نوشته فوق العاده اي بود، مقتدر بودن و حفظ فاصله ها
    هيچي توي رابطه فرزند و پدر و مادر بدتر از حس رها شدگي نيست والبته مورد تبعيض واقع شدن
    خيلي دلم مي خواد مادر خوبي باشم ولي گاهي مهربان بودن در عين مقتدر بودن خيلي سخته.

    Reply

  4. شهاب می گوید:

    تکدی….
    هی ی ی ی ی….
    :دی

    Reply

  5. ب.ع می گوید:

    سلامی به پاکی و قداست ماه مبارک رمضان تقدیم حضور رهای عزیز!
    امید طاعات و عبادات تان تا ایندم مورد قبول درگاه حق قرار گرفته باشد.
    مطلب زیبای تان را به خوانش گرفتم و خواستم بگویم که منهم با شما موافقم که برانگیختن حس ترحم در دیگران نسبت به خود، در حقیقت اعترافی است بر ضعیف بودن و ناتوانی خودمان و در طی زمان میان ما و عزیزان مان فاصله ایجاد می کند.
    ب.ع از افغانستان عزیز!

    Reply

شما چه نظری دارید؟

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS
FireStats icon Powered by FireStats