لطفاً مطالب این وبلاگ را در وبلاگ دیگری کپی نکنید؛ به جایش اگر دوست داشتید به آن لینک دهید. چاپ مطالب در مجلات نیز با ذکر و لینک منبع آزاد است. برای آشنایی با قوانین کپی رایت می‌توانید اینجا را ببینید. با تشکر، سارا رها

خواندنی های روز:

نامه‌های نیچه

فلسفی شما چه نظری دارید؟

نیچه نام بسیار آشنا و معروفی در نزد ایرانیان است. ( ولی اگر احیانا اولین بار است که نام او را می‌خوانید و کنجکاو شده‌اید به اینجا یک نگاهی بیندازید ولی توصیه می‌کنم که دیگر ادامه این پست را حداقل حالا نخوانید که چیزی عایدتان نخواهد شد اگر کتاب‌های نیچه را نخوانده باشید.)  نامه‌هایی از نیچه برجای مانده است که خواندنشان خالی از لطف نیست. تعداد قابل توجهی از آنها را می‌توانید اینجا به انگلیسی بخوانید. چند سال پیش رمانی به نام “وقتی نیچه گریه کرد” توسط اروین یالوم، استاد روانشناس داشگاه استانفورد، چاپ شد که به گفته نویسنده حدود یک چهارم داستان بر اساس نامه‌های نیچه شکل گرفته است. کتاب بسیار جالبی است. از معدود کتاب‌هایی است که یک نفس و بی وقفه خواندمش. و اما در زیر قسمت‌هایی از نامه‌های نیچه را که بدلیلی در ذهنم جاگیر شده‌اند ترجمه کرده‌ام که می‌خوانید. در ضمن این پست ظاهرا ربطی به پست‌های معمول دیگرم در این وبلاگ ندارد ولی حاصل یک تکاپوی ذهنی‌‌ است که مدتی‌است با یک تئوری علمی- فلسفی درگیرم.

از نامه سوم ژانویه 1889 به کازیمو وگنر:

این یک پیش قضاوت مغرضانه صرف است که من یک بشر هستم! با اینهمه اغلب میان آدمیان زیسته و تجربیاتشان را می‌دانم، از پایین ترینشان گرفته تا بالاترینشان را. در میان بودائی‌ها من بودا بودم، در میان یونانی‌ها دیونسیوس (خدای شراب و می‌گساری). الکساندر و قیصر هم صورت‌های دیگر من در زندگی‌های دیگر بوده‌اند، همینطور شکسپیر. بعد از آن ولتر  و ناپلئون و حتی شاید ریچارد وگنر هم بوده‌ام. اما اکنون من به عنوان دیونسیوس پیروز می‌آیم که خود را برای یک پیروزی بزرگ در روی زمین آماده می‌کند… نه اینکه من خیلی وقت داشته‌ام… بهشت از دیدن من در اینجا به شعف می‌آید…. من روی صلیب هم بوده‌ام…

از نامه ششم ژانویه 1889:

چیزی که در فروتنی من آزاردهنده است اینست که من در واقع هر اسمی در تاریخ بوده‌ام؛ و برای همه بچه‌هایی که من به این دنیا آورده‌ام، من به این شبهه می‌اندیشم که نه هرکسی که به امپراطوری خداوند وارد می‌شود از طرف خدا آمده است…. من همه جا با لباس دانشجویی خود می‌روم و به پشت هرکسی می‌زنم و می‌پرسم: “آیا همه چیز خوب است؟” من خدا هستم و این نمایش را من خلق کرده‌ام.

5 نظر برای “نامه‌های نیچه”

  1. pooyaa می گوید:

    البته من زندگینامه نیچه رو نخوندم ولی به حرف شما گوش نکردم و نامه هایی که گذاشته بودید خوندم.
    برام قابل فهم است (از نظر عرفانی)
    البته شنیده بودم که آقای نیچه اوایل حرفهای خوبی می زده ولی بعد خیلی شیفته فلسفه قدرت و این حرفها شده..
    این حرفهاش یه کم منو یاد آقای احمدی نژاد و البته عرفای خودمون انداخت.
    خلاصه کلام اینکه حرف خالی زیاد مهم نیست. اخلاق هم مهمه!
    فرصت شد یه کم از زندگی نیچه را باید بخونم.

    [Reply]

    سارا رها Reply:

    پویای عزیز
    نوشته من در تایید یا تکذیب نیچه نبود. گفتم که حرفهای حلاج گونه‌اش برایم جالب توجه است. در ضمن لابد میدانی که نیچه هم از بیماری مغزی رنج می‌برده. از این زاویه برایم خیلی بیشتر این حرفها جالب توجه و در خور تعمق می‌آید.

    [Reply]

  2. SEA می گوید:

    فیلمی از روی این کتاب ساخته شده است حتما آنزا ببینید. آنرا دوست خواهید داشت.

    [Reply]

  3. نازلی می گوید:

    فیلمی که از روی این کتاب ساخته شده است ،اسمش چیه و کی کارگردانی کرده و کجا میشه گیرش آورد؟

    [Reply]

    SEA Reply:

    فیلم «When Nietzsche wept» تولید سال 2007 به کارگردانی پینچاس پری

    [Reply]

شما چه نظری دارید؟

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS
FireStats icon Powered by FireStats