چرا آدمی میجنگد؟ چه فرقیست بین جنگهای عصر حجر تا جنگهای سازمان یافته عصر ما؟
اجتماعی, علمی شما چه نظری دارید؟
هر روز در گوشه و کنار این دنیا صدها و بلکه هزاران نفر در اثر جنگ کشته میشوند. همین حالا در دارفور هر روز صدها نفر کشته میشوند (عکسهایش را ببینید) ولی صدایش چندان در نمیآید. تقاضای صلح برای سودان در مقام 47ام دستور کار امریکا برای اصلاحات در افریقا قرار دارد. در پنج سال گذشته 200000 هزار نفر در دارفور کشته شدهاند. 2.5 میلیون نفر از خانههایشان توسط اعراب سودان رانده شدهاند. صدها نفر در قبرهای دسته جمعی دفن شدهاند. اما جنگ اسرائیل و فلسطین که ریشهای 60 ساله دارد همه جا در صدر اخبار است. در اینکه از کشتار مردم غیرنظامی و کودکان در هیچ کجا، در هیچ دستورکاری و مرامی نمیتوان بیتفاوت گذشت، شکی نیست ولی خوب است که از خودمان بپرسیم چرا اینهمه تفاوت بین پوشش خبری برای آن جنایتها و این جنایت وجود دارد.
روی تلخ حقیقت اینست که معمولا هیچکدام از طرفینِ جنگها به خاطر مردم و یا دلایل مردمی خواهان تمام شدن جنگ نیستند. جنگ ایران و عراق هم که با سرکشیدن جام زهر تمام شد و نه آن موقع پس از 4 سال که عراق تا سر مرزها عقب رانده شده و امکان صلح از طریق مذاکرات در الجزیره فراهم شده بود. اکنون هم در جنگ اسرائیل و حماس، دو طرف این جنگ اخیر به واقع خواهان تمام شدن این جنگ نیستند چون فعلا در بازی شطرنجی که شروع کردهاند به نفع بازیهای قدرتیشان در داخل و در منطقه نیست. بهای این بازی شطرنج بین سیاستمداران را البته مردم معمولی و بیدفاع و کودکان در هر کشور میدهند. چون استراتژی بازی طرفین فرق میکند هزینه مردمی جنگ در میان فلسطین بیشتر است. براین فرگوسن در مقاله خواندنی “تولد جنگ” میگوید: رهبران سیاسی و مذهبی طرفدار جنگاند و جنگ به نفع آنهاست چون جنگ در واقع برایشان امنیت شغلی میآورد. چون از یک طرف باید روحی باشد که نیاز به نجات داده شدن داشته باشد، باید جنگی باشد که پس برای صلح بتوان تبلیغ نمود، و از طرف دیگر باید منابع قدرت را به نحوی در دست گرفت تا قدرت حفظ شود. جنگ زمینه لازم برای این هردو منظور را فراهم میآورد.
فهمیدن این حرف و اینکه چگونه بقای سیاستمدارها و رهبران در ایجاد و ادامه جنگ است با کمی اشراف بر تاریخ و علم چندان مشکل نیست. اگر جنگی نباشد و همه افراد جامعه سالم و درستکار و آرام باشند پس مداحان دیگر برای چه مصیبتی نوجه بخوانند؟ اگر کسی گناهی نکند دیگر چه نیازی به موعظه میماند؟ اما پس چرا در عین حال به این سادگی مردم درگیر جنگ میشوند و یا از موضع جنگ طلبانه یک گروه حمایت میکنند، موضوع بحث این نوشته است که باید به تاریخ جنگهای بشر نگاه کرد و انگیزههای او را از دید روانشناسانه بررسی کرد که به لحاظ فیزیولژیکی تفاوتی در بشر جنگجوی 10 هزار سال پیش و بشر جنگجوی امروزی یافت نشده است.
اینکه چرا بشر جنگجو است و میجنگد سئوال خیلی قدیمیایست و خیلی از دانشمندان هم سعی کردهاند که جوابی برایش پیدا کنند. عدهای از فلاسفه گفتهاند که این در طبع بشر است که بجنگد. ولی این جواب مثل اینست که آدم بگوید چسب به این دلیل میچسبد که خاصیت چسبیدن در ذات آن است!
یک جواب کمی بهتر از اولی اینست که جنگیدن در طبع حیوانی ما است. این جواب همان است که فروید را خوش آمده است که به آلبرت انیشتین گفت: “بشر نمیتواند جنگ را مهار کند مگر آنکه بتواند احساسات و غرائز حیوانی خود را مهار کند.”
گروهی از بیولژیستها هم که در پی یافتن دلائل خشونت آدمی در میان هورمونها میگردند، میگویند که اساسا رفتارهای خشونت آمیز در پسرها و مردها ناشی از یادگیری نیست بلکه در اثر فعلانفعالات شیمیایی هورمونهای موجود در جنس مذکر است که منجر به خشونت میشود. آزمایشات البته فقط روی موشها انجام شده است ولی نتیجه را به آدمها تعمیم دادهاند. من اصلا بیولژی نمیدانم ولی بدون آنهم میتوانم روی دو تا اشکال اساسی این ادعا انگشت بگذارم و آن اینکه اولا تغییرات هورمونی ممکن است که خشونت بیاورد ولی آیا همه خشونتها هم ناشی از تغییرات هورمونی است؟ (اینرا که نمیتوانستهاند روی موش آزمایش کنند. ) دوماً خیلی از مردها اصلاً خشن نیستند و این مردها در اقلیت هم نیستند. پس آنها چه؟ یعنی یک چیزی از مردانگی کم دارند؟!
حالا صرف نظر از این آزمایشات که چندان محل اعتبار برای جواب به سئوال اصلی نیستند، به نظر میرسد که طرفداران این عقیده که جنگیدن در ذات حیوانی بشر به دلیل ادامه بقا است، بیشتر است. اما این گروه از محققین و متکلمین همانطور که دکتر کرگ چالکُئست مفصل و جالب توضیح میدهد همه جنگها را از نوع جنگ برای حفظ جان و ادامه بقا تصور میکنند در حالیکه جنگهای چند هزار سال اخیر از نوع جنگهای سازمان یافته است که دیگر با انگیزه حفظ بقا نیست. از مقاله سال 2003 براین فرگوسن، آرکئالژیست، نقل میکند که در واقع تا قبل از از ده هزار سال پیش، در تاریخ هیچ قتل عام عمومی و کشتار دسته جمعیای وجود نداشته. از طرف دیگر، بدنهای پارهشده، و شواهد جنگ و خشونت از 6500 سال قبل از میلاد مسیح به بعد بطور مرتب دیده شده است. براین فرگوسن و همینطور تاریخدانان دیگر هم این نتیجه را گرفته آند که جنگ یک نظام فرهنگی انسان است.
دکتر چالکُئست توضیح میدهد که سیستمهای اجتماعیای که حقوق اولیه و نیازهای اولیه (چه جسمی و چه روحی) شهروندان خود را نادیده میگیرند در آنها خشم تولید میکنند. اما این خشم از زاویه دیدِ رهبران صاحب قدرت جامعه مفید هم میتواند باشد به این معنا که اگر درست هدایت شود در واقع سوخت موتور جنگ طلبی رهبران را فراهم میکند. خشم بشدت قابل جابجا شدن است و این غالباً ناخودآگاه انجام میشود. (جمله معروف هر چه فریاد دارید بر سر امریکا بکشید را به یاد بیاورید که چه هوشمندانه از خاصیت این جابجایی خشم استفاده کرده بود.) دکتر چالکُئست شرح گزارش آماریای را میدهد (صفحه 5 این مقاله) که چگونه مردم خشم خود از یک موضوع را بر سر شخص یا چیز دیگری خالی کرده بودند.
توصیه میکنم که همه سخنرانی دکتر چالکُئست را بخوانید که بسیار جذاب تهیه شده و مستدل و روان است. نکته قابل توجه و تحسین برای من این بود که دیدم او از جمله کسانی است که با سرسختی با همکاری روانشناسان (خودش هم روانشناس است) و ارتش امریکا مخالفت میکند چونکه معتقد است که این دانش در اختیار ارتش که قرار بگیرد سلاحی میشود (در واقع شده است) برای شکنجه و اطلاعات گرفتن. اما در آخر سخنرانی کمی امیداوارانه صحبت میکند و میگوید:
اگر یک راهحل برای مسئله جنگ وجود داشته باشد، آن راه حل میبایست که از حاشیهها بدرخشد، از حاشیههای سیاست حاکم و صنعت. باید از از هوش جوانهای با شور و احساس و ایدهآل گرای با خلاقیت و با شهامت بدرخشد، آنها که هنوز از راهنمایان بزرگترشان که تجربه دارند میآموزند که چگونه آتش درون خود را مهار کنند و آنگاه میآموزند که چگونه آن شعلههای با دقت کنترل شده میتواند این دنیای فرسوده را حفظ کند که برخلاف جنگ آگاهی بیحد و مرز به جلو میرود.
January 11th, 2009 at 2:38 am
نمی دونم اجازه دارم این مطلب رو اینجا بنویسم یانه. به هر حال چون به نفع ایرانه امیدوارم پاک نشه.
اگه دنبال جنگهای حیثیتی و بزرگتر کردن ایران توی دنیای مجازی هستید، به حدود 2000 ایرانی که دارن برای اعتلای وطنشون توی بازی آنلاین EREPUBLIK میجنگند بپیوندید.
http://WWW.EREPUBLIK.COM
Reply
سارا رها Reply:
January 11th, 2009 at 2:34 pm
من کامنتهایی را که هیچ ربطی به مطلب ندارند و فقط برای تبلیغ یک سایت یک خط کلیشه کامنت میگذارند تایید نمیکنم. این کامنت شما را تایید کردم که همین را به اطلاع برسانم!
Reply
January 11th, 2009 at 3:28 am
سلام
به نظر من اگر هر کسی شخصا به آنچه خود دارد ببالد و برای خود کافی بداند، هیچ وقت در پی جنگ نخواهد بود . شما از یک بچه کوچک در نظر بگیرید تا یک مملکت که آن هم به دست یک نفر اداره می شود. اگر من به انچه دارم کفایت کنم هیچگاه چشمم به دیگری نخواهد بود. نمی دونم منظورم رو متوجه شدید جناب ؟
با تشکر از پست بسیار مفیدتون.
Reply
January 11th, 2009 at 4:31 am
ممنون سارای عزیز از این پست،
با کلیّت بحث شما موافقم، مسئله اینجاست جنگ و تنازع بقا ریشه در تاریخ انسان/حیوان دارد. هزاران سال است که بشر درگیر جنگهای خونین است. (انسان می تواند از حیوان خیلی درنده تر باشد).
در تاریخ اگر نگاه کنیم. ریشه جنگها اختلافات قبیله ای، ملی، مذهبی، سیاسی و اقتصادی بوده است.
پیشرفت بشر در 200 سال گذشته در طول تاریخ بی سابقه بوده است. امروز مرزهای بین المللی کمرنگتر و کمرنگتر می شود. افراد بشر بهم خیلی نزدیکتر شده اند.
به نظر من مهمترین چالش های امروز مسئله رقابتهای اقتصادی بین کشورهای بزرگ و منازعات مذهبی و ائدولوژی بین کشورهای غنی از یک سو و کشورهای فقیر می باشد.
هر چند که تنشهای جهان امروز به نظر مایوس کننده می رسد ولی در عین حال بشر خواه ناخواه بسوی یک فرهنگ و نظم جهانی پیش میرود.
مثلا می بینیم که گفتگو قدرتهای بزرگ بر سر مشکلات یک امر طبیعی شده امری که در 50 سال پیش قابل تصور نبود. اتحادیه اروپا که زمانی آرزوی کشورهای اروپائی بود، سالهاست محقق شده. کشورهای آسیا جنوب شرقی بسوی تشکیل اتحادیه کشورهای آسیایی پیش می روند.
البته کشورهای آفریقایی و خاورمیانه در این میان از همه عقبترند.
در این دنیا سرانجام همه بقدری قوی و نزدیک به هم خواهند شد. که چاره ای نخواهد بود که همه با هم متحد شده و مشکلات را با شور و مشورت و همکاری حل نمایند.
وظیفه و مسئولیت کشورهای غنی و مخصوصا آمریکا خیلی سنگین است. زیرا اگر اجازه دهد که کشورهای فقیر در فقر و بدبختی خودشان قوطه ور باشند به علت کوچک شدن دنیا مشکلات این کشورها دامنگیر آمریکا می شود، کما انیکه این مسئله اتفاق افتاد.
دولت آمریکا داره متوجه میشه که حتی برای حفظ و امنیت خودش هم که شده باید بیشتر با سایر کشورهای دنیا همکاری بکنه و سعی کنه که ارزشهای بالای کشور خودش را برای سایر کشورها بخواد.
Reply
سارا رها Reply:
January 11th, 2009 at 2:32 pm
مطمئن نیستم که امریکا یعنی جناح تصمیم گیرنده مسائل نظامی به این نتیجهای که شما میگین به این شفافیت رسیده باشند. شواهد که هنوز اینرا نشان نمیدهد.
Reply
pooyaa Reply:
January 11th, 2009 at 7:02 pm
منظورتون رو از (جناح تصمیم گیرنده نظامی) نفهمیدم؟
منظورتون اینه که نظامی ها قدرت دارند؟ و یا اینکه جناح صاحب قدرت متمایل به استفاده نیروی نظامیست؟
Reply
سارا رها Reply:
January 11th, 2009 at 7:06 pm
نه منظورم سازمان سیا و شرکتهای عظیم اسلحه سازی که اقتصاد امریکا هم بدان وابسته است و نقش عمده ای در بازی های سیاسی دارند به اضافه آن گروهی از یهودیان با نفوذ در سیستم سیاست خارجی امریکا است.
pooyaa Reply:
January 12th, 2009 at 12:56 am
به نظر من با عرض معذرت این صحبت ها ناشی از همون طرز تفکر تئوری توطئه است که دوستان چپی یا مذهبی مطرح می کردند و هنوز هم می کنند.
در مورد نقش یهودیها در قدرت زیاد تحقیق نکردم. ولی اگر نقشی هم داشته باشند این چیز کاملا طبیعی است.
اینجا (در آمریکا) هر کسی در عرصه اجتماعی بیشتر فعال باشه بیشتر نتیجه می گیره. (از طریقه قانونی مثل نامه نگاری با نمایندگان، لابی کردن و غیره) یهودیها هم که می دانید عالم ترین مردم روی زمین هستند. پس تعجبی نداره که حرفشون رو بتونند جلو ببرند.
ما (مثلا ایرانیان چه خارج و چه داخل) اگر از راه قانونی و گفتگو و در گیر گفتگو شدن با سیاستمداران و نمایندگان مردم آمریکا می توانستیم خیلی از رویدادها را به نفع خودمان تغییر دهیم ولی بیشتر راه ساده تر رو انتخاب می کنیم که همان دوری جستن و پناه بردن به تئوری توطئه و اهریمن پنداشتن و امپرایالیست نامیدن آمریکاست.
درسته که آمریکا کشور قدرتمندی است و خواه ناخواه سوء استفاده از قدرت بوجود می آید ولی اینجا بحث مقایسه مطرحه. خیلی از ما بالاجبار از کشورمون بیرون اومدیم. من شخصا حاضر نبودم در کشورهایی مثل ایران، عراق، چین، روسیه و.. زندگی کنم چون این کشورها حقوق شهروندی شهروندانشون رو رعایت نمی کنند. حداقل ایجا یک قانون نسبی رو سر مردم هست که ازشون حمایت می کنه.
در خاورمیانه خودمون هزاران هزار نفر(می تونید تحقیق کنید) بر سر جنگهای خانگی و بین کشوری کشته و آسیب دیدند، که شاید ما فقظ جنگ ایران و عراق رو ازش مطلع هستیم. دلیل جنگ: اوهام و خیالات زمامداران مستبد-
آمریکا و جهان آزاد اگر به میادین نفتی علاقه دارند طبیعی است. چون فعلا به انرژی نفت وابسته هستند. و حیاتش بسته به نفته و مجانی هم نفت رو نمی گیرند و بابتش پول به کشورها می دهند. این کشورهای تولیدکننده نفت در عوض چکار می کنند؟ با این پول بادآورده سرمست می شوند و احساس می کنند که صاحب دنیا شده اند. به ملتهاشون زور می گویند. و تبلیغ می کنند که دولتهای غربی در فکر چپاول ما هستند. کسی نیست به دولتها بگوید که پدر سوخته ها! اگر این کشورهای غربی به شما پول ندهند که از گرسنگی می میرید! کشورهای صنعتی با علم و کار ارزش افزوده به نفت که ماده سیاه و بدبو است داده اند!
شما هم اگه راست می گویید با پول مجانی و بی زحمتی که بدستان رسیده کشورتون را آباد کنید.
در مورد سازمان سیا اگه کمی تحقیق کنید متوجه می شوید که سازمان سیا بر خلاف تصور در مقابل پنتاگون(از نظر بودجه) جوجه است! و اصلا قدرت زیادی ندارد. پنتاگون و سازمانهای اطلاعاتی نظامی آمریکا بودجه کشور را می بلعند.
باید توجه کرد که باز نباید فقط به جنبه منفی مسئله تکیه زد. نیروهای نظامی آمریکا خیلی وقتها امنیت رو در جهان حفظ کردند. یک لحظه تصور کنید که اگه آلمان هیتلری، ژاپن جنگ جهانی اول، شوروی کمنیستی، چین و روسیه فعلی بر دنیا غلبه می کردند ما باید به کجا فرار می کردیم؟ (شاید به مریخ)
یک نویسنده که اسمشو نمی دونم و فقط مصاحبشو تو رادیو شنیدم کتابی نوشته به عنوان “ایالات متحده اروپا” که در این کتاب به شباهت های اتحادیه اروپا با آمریکا (که کشوریست متشکل از دولتهای متحد) اشاره می کند و اینکه اتحادیه های دیگری در دنیا تشکیل می شوند. یک نکته جالب که نویسنده به آن اشاره کرده که چرا بعضی از شرایط اجتماعی در اروپا بهتر از خود آمریکاست؟ نویسنده استدلال می کند که چون بخش بزرگی از بودجه آمریکا صرف امور نظامی و ایجاد پایگاههای نظامی در نقاط دنیا می شود و کشورهای اروپائی از این امنیت ایجاد شده توسط آمریکا استقاده می کنند و از جیب خودشون خرج نمی کنند و می توانند پولهاشونو ذخیره کنند و برای خدمات اجتماعی کشورشون خرج کنند. پس شاید متوجه بشیم که چرا بعضی وقتها بعضی آمریکایها احساس طلبکاری از دنیا می کنند (که شاید که زیاد بیجا نباشه)
یادم می آید 4 سال پیش در کشاکش مبارزه انتخاباتی “بوش و کری” گروهی از مردم انگلستان برای مردم آمریکا نامه نوشته بودند که ” ای مردم صلح دوست آمریکا لطفا به کری رای بدید که دوباره ثابت کنید صلحدوست هستید…” و یکی از آمریکایها در روزنامه یا رادیو جواب داده بود که: “لطفا دهنتون رو ببندید و در امور داخلی ما دخالت نکنید اگر ما (آمریکا) نبودیم شما انگلیسیها الان آلمانی صحبت می کردید!”
صحبت زیاد شد ولی حرف زیاد دارم..
تا بعد
ممنون
Reply
January 11th, 2009 at 10:02 am
میدانستم برای فروش اسلحه نیاز به جنگ داریم اما برای حکومت …
بی انصافیست! اینها که بدون جنگ هم میتوانند!
Reply
سارا رها Reply:
January 11th, 2009 at 2:29 pm
کشورهای غیر مردمی قدرتشان را از طریق ارتش و نیروی انتظامی در دست نگاه میدارند. باید بهانهای برای خرج سرانه مملکت برای تقویت بیشتر نظامی پس پیدا کنند. جنگ این بهانه را به خوبی فراهم میکند. همیشه ارتش اول به بهانه سرکوبی دشمن خارجی تقویت میشود و بعد در داخل هم برای سرکوب مخالقین و پاسداری از قدرت حاکمه استفاده میگردد.
Reply
January 11th, 2009 at 8:51 pm
Salaam
The reason the World cares about Palestine/Israel dispute and their battles is that many countries such as US, and the entire West, Iran, Arab countries, even Russia have interests and benefits there. Poor people of Palestine!
In 1994 in Rwandan Genocide, 500, 000 to 1,000,000 people were mass murdered in Rwanda!! http://en.wikipedia.org/wiki/Rwandan_Genocide
The movie “Hotel Rwanda” 2004 has pictured some angles of this tragedy
It is a wonderful movie
Reply
pooyaa Reply:
January 12th, 2009 at 1:02 am
مرتضی عزیز کاملا درسته، نه فقط در آفریقا بلکه در کشورهای عربی و خاورمیانه قتل عامهای زیادی صورت گرفته که ما اصلا خبری ازشون نداریم.
تعریف این فیلمو زیاد شنیدم ولی ندیدمش. امشب رفتم و کرایه کردم و خواهم دید، ممنون
Reply
January 12th, 2009 at 12:15 am
يكي از علمائ بزرگ مي گويد :جنگ ناشي از ناداني است ومن هم با گفته ي او موافقم
Reply
January 12th, 2009 at 3:50 am
[...] چرا آدمی میجنگد&… فهمیدن این حرف و اینکه چگونه بقای سیاستمدارها و رهبران در ایجاد و ادامه جنگ است با کمی اشراف بر تاریخ و علم چندان مشکل نیست. اگر جنگی نباشد و همه افراد جامعه سالم و درستکار و آرام باشند پس مداحان دیگر برای چه مصیبتی نوجه بخوانند؟ اگر کسی گناهی نکند دیگر چه نیازی به موعظه میماند؟ اما پس چرا در عین حال به این سادگی مردم درگیر جنگ میشوند و یا از موضع جنگ طلبانه یک گروه حمایت میکنند، موضوع بحث این نوشته است که باید به تاریخ جنگهای بشر نگاه کرد و انگیزههای او را از دید روانشناسانه بررسی کرد که به لحاظ فیزیولژیکی تفاوتی در بشر جنگجوی 10 هزار سال پیش و بشر جنگجوی امروزی یافت نشده است. [...]
January 12th, 2009 at 7:33 am
حتی فکر کردن به صلح آدم آرامش میده ولی شاید بیشتر به یکی از آرزوی های دست نیافتی بشر شبیه باشه.چون خود آدمها در همه جوامع -و نه فقط سیاستمداران-,عاشق جنگ اند و اغلب نمیدانند! همین طور که در مطلب هم اشاره شده به احتمال زیاد ما آدم ها مثل خیلی از حیوانات دیگه به طور غریزی دوستدار جنگیم.مخصوصا اگر مذکر باشیم.احتمالا درصد زیادی از جنگطلبی های ما ها ناشی از ژن های ماست مخصوصا ژنهایی که روی کروموزوم “وای” قرار دارن!!علت اینکه جنگهای ده هزار سال قبل هم کشتار های بزرگ نداشتند به نظرم ساده ست:
یکی این که اجمتماعات انسان کوچک بودند و دوم و مهمتر اینکه آدمای ده هزار سال پیش با مشت و لگد و چنگ و دندون با هم میجنگیدند یا حد اکثر با چوب و قلوه سنگ!!کشتار های بزرگ زمانی شروع شد که بشر ابزار لازم برای این کشتارها رو به دست اورد.الان هم که قربونش برم با یک دکم میشه هزارن و بلکه میلیون ها نفر رو کشت.
اینکه ریشه جنگ را در عصر حاضر به گردن کشور های زورمند و سیاستمداران آنها بیندازیم به نظرم کاملا غلط ه.
ای بسا اگر بی آزارترین ملت ها و کشور ها به اندازه کافی قدرت و ثروت که داشتند تبدیل به زورگو ترین و خونخوارترین ملتها میشند. “آمریکا” و “صهیونیزم” و “سی آی ای ” و اسمهای مشابه هم فقط برای این خوب هستند که مرگ را برایشان بخواهیم و کمی اعصاب خودمون رو آرامش بدیم.شاید از یاد ببریم که “صلح” این آرزوی دیرینه در “عالم خاکی” نمی آید به دست.
Reply
pooyaa Reply:
January 13th, 2009 at 3:15 pm
کوکی عریز:
کاملا با شما موافقم که حتی تصور صلح به انسان آرامش می ده.
اگه فیلم “the secret” رو دیده باشید قسمتی هست که می گه دلیل اینکه بشر موفق نشده به صلح برسه اینکه به اندازه کافی به صلح فکر نمی کنه! مثلا وقتی می خواد اعتیاد رو ریشه کن کنه می گه “جنگ بر علیه اعتیاد”. یا ” مبارزه با فقر” یا نسخه ایرانی ” جنگ جنگ تا پیروزی”!
و کاملا درسته که جنگ ریشه در طبیعت پست ما داره که ریشه تاریخی تنازع بقا رو داره.
ولی این عصر نورانی امروز بشریت بر روی علم و محبت و فدارکاری بنا شده. و این نورآنقدر قوی است که سرانجام جهان را منور خواهد کرد. ما می تونیم نشانه هاشو کاملا ببینمیم!
Reply
کوکی Reply:
January 14th, 2009 at 1:47 am
نمیدونم چطور به این نتیجه رسیدید که عصر حاضر ,عصر نورانی و محبت و فداکاری ست.یک نگاهی به دور و بر خودتون بیاندازید… تا واقعیات را ببینید.عصر ما هم عصری ست مثل همه اعصار گذشته, نه تاریک مطلق و نه آنچنان نورانی که انوارش سرانجام جهان را منور کند.
ممنون از توجه و پاسخی که کامنت م دادید.
Reply
pooyaa Reply:
January 14th, 2009 at 11:18 am
بله، دلیل اینکه هنوز کاملا نورانی نشده اینکه که هنوز خیلی از ماها ناآگاهیم. هزار سال پیش رو در نظر بگیریم، امپراطوری رم را در نظر بگیریم که سرچشمه تمدن غربی امروز است. در آن زمان مردم به استادیوم های ورزش می آمدند و از جنگیدن و کشته شدن مردم لذت می بردند. در این زمان برده داری لغو شده. در آن زمان نه تنها برده داری بلکه حقوق انسانها معنی نداشت. در این زمان کسی حق نداره حتی مکلمات تلفن شما را بدون اجازه شما گوش کنه. در این زمان رئیس یک کشور را بخاطر اینکه دروغ گفته تا مرز برکناری پیش می برند. در آن زمان قدیم هر کسی پول داشت هر چند تا زن و برده می خواست می توانست بخرد. در این زمان وقتی بمب بر سر مردم می افتد میلیونها نفر آن را می بینند و فریاد می زنند که این بیچاره ها چه گناهی دارند؟ حتی در رواندا در فیلم هتل روندا وقتی آن مدیر هتل می خواهد آن ژنرال “هوتو” را بترساند و مجبور به انجام کاری کند. به او می گوید اگر به حرف من گوش ندهی و من کشته شوم تو بعنوان جنایتکار جنگی محاکمه خواهی شد.
پس می بینیم که بشر از نظر معنوی خیلی پیشرفت کرده. من معتدقم اکثریت مردم طبیعت خوب و نیکویی دارند ولی مشکل بی تفاوتی و بی خیالی است. یعنی دولتهای جهان و مردم صبر می کنند که اول مشکل بوجود بیاید بعد آن را حل کنند، که این خیلی اشتباه است. اختلافات جمع می شه و بعد تبدیل به جنگ می شود. بعد مردم صداشون در می آید که وای داره بشر کشته می شه.
من که خودم به وجود نیروی بالاتر اعتقاد دارم، فکر می کنم که نیرو (که ما خدا شاید اسمشو بگذاریم) با فرستادن این بلاها داره به ما تلنگر میزنه که بیدار شید، بجنبید بابا چقدر بی خیالید!
بشر هیچ چاره ایی نداره که به یگانگی برسه و جلوه از یگانگی عالم بالا بشه.
January 12th, 2009 at 10:14 am
Salaam bar hame
ba arze mazerat az Sara baraye estefasdeye tablighi az weblogesh, va zemne mahkoom kardan jenayate Israel dar Gaza, in linko bebinid
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/01/082140.php
Reply
January 12th, 2009 at 10:23 am
در اصل تفاوتی وجود ندارد هر چند ظاهر کمی متفاوت است.
جنگ ها در حقیقت تنهامیان دو نفر است که در این میان هزاران نفر از روی نادانی به حرف ان دو نفر گوش میدهند.
دنیا بر اساس سیاست ده هانفر و نادانی میلیون ها نفر اداره میشود.
Reply
January 12th, 2009 at 1:58 pm
پویا گفته:”دولت آمریکا داره متوجه میشه که حتی برای حفظ و امنیت خودش هم که شده باید بیشتر با سایر کشورهای دنیا همکاری بکنه و سعی کنه که ارزشهای بالای کشور خودش را برای سایر کشورها بخواد.”آمریکا که از دنیا جدا نیست و نمی تونه خودشو کاملا جدا کنه اقتصادش وابسته به اقتصاد دیگر کشورهاست و امنیتش هم.این حرف سیاست مدار ها و ژورنالیست های خود آمریکاست.آمریکا داره دنیا رو مدیریت می کنه.کشورهایی که توسط دیکتاتورها کنترل می شوند علاوه بر ایجاد آشوب برای مردم خودش بر امنیت و اقتصاد دنیا هم تاثیر می گذارند و اوضاع رو از کنترل خارج می کنند.منافع آمریا اقتضاء می کنه که بقیه کمک کنه و دیکتاتور ها رو کنترل کنه.
Reply
pooyaa Reply:
January 13th, 2009 at 3:31 pm
میترای عزیز:
من نمی فهمم که چطور آمریکا دنیا را مدیریت می کنه؟
اینجا تمام مسئولین دولت از فردای خود مطلع نیستند.
هر رئیس جمهوری ممکن است روز بعد از کار برکنار بشود.
ولی قوانین و عدالت(نسبی)این کشور که باعث امنیت اقتصادی شده باعث شده که حتی کشورهای رقیب (مثل چین) در آمریکا سرمایه گذاری کنند. چند وقت پیش مجلس امریکا قانونی تصویب کرد که جلوی خرید بیشتر صنایع بزرگ آمریکاتوسط چین را گرفت (چون چین تصمیم گرفته بود چند پالایشگاه و شرکت نفتی را از آمریکا بخرد) و نمایندگان استدلال کردند که اجازه این کار باعث تسلط چین بر صنایع مادر آمریکا و در آینده برای امینیت کشور خطرناک است.
آمریکا ارتباطش با سایر کشورها جنبه اقتصادی داره و با هیچ کشور دشمنی نداره. مثلا آمریکا به صدام دستور نداد که به ایران حمله کند. این جاه طلبی خود صدام بود.
اتفاقا به نفع آمریکا است که دنیا آرام و با ثبات باشد. چون باعث رونق اقتصادی و درآمد بیشتر برای سرمایه دارها می شود.
Reply
January 12th, 2009 at 2:30 pm
[...] چرا آدمی میجنگد؟ چه فرقیست بین جنگهای عصر حجر تا ج
January 12th, 2009 at 2:57 pm
با بخش مهمي از اين نوشته موافق نيستم… و معتقدم جنگ ها و بي رحمي هاي دنياي معاصر دروغگوتر از هميشه اند و البته پيچيده تر.
Reply
January 12th, 2009 at 5:28 pm
سلام جنگ یعنی رودررو شدن دو انسان در جهت حرکت به سوی مرگ با اندیشه ایی ساختگی و از آن جایی که هدف انسان و ادیان حیات است پس مطلب گویاست که جنگ به نفع کسی نبوده ونیست. در طول تاریخ فقط از فتح ها و غنایمی گفته شده که در جنگ های بعدی از دست داده شده است.هیچ وقت از اصل حیات،انسان،حرفی به میان نیامده همیشه در جنگ هاجان انسان ها ارزش خود را نداشته است .همیشه کسی که آغازگر جنگ بودند کسانی بودند که در جنگ شرکت نمی کردند واز جان دیگران برای اهداف خود مایه می گذاشتند پس کوتاه اینکه جنگ به هر شکل و به هردلیلی امری غیرمعقول وبرآمده از احساس است تا عقل و شعور تا کنون ثمره هیچ جنگی بقای جاودان نداشته وهیچ دلیلی نتوانسته توجیه کننده آن باشد (البته از منظر عاقلان)
Reply
January 13th, 2009 at 7:50 am
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام عیک یا ابا عبدالله
در لفافه به امام(ره) ایرادهای گرفتید.
ازعلی آموز اخلاص عمل شیرحق را دان منزه ازدغل
درغزا برپهلوانی دست یافت زود شمشیری برآوردوشتافت
اوخدو انداخت برروی علی افتخار هر نبی وهر ولی
درزمان انداخت شمشیرآن علی کرداو اندر غزایش کاهلی
گشت حیران آن مبارز زین عمل وزنمودن عفو ورحم بی محل
گفت:برمن تیغ تیز افراشتی از چه افکندی مرا بگذاشتی؟
گفت:من تیغ از پی حق میزنم بنده ی حقم نه مامور تنم
شیر حقم نیستم شیر هوا فعل من بر دین من باشد گوا
به عنوان یک دوست پیشنهاد میکنم خطبه ای جهاد نهج بلاغه مطالعه کنید.
البته من از کشتار بدلیل افراد بی گناه(نه صهیونیست ها) حمایت نمیکنم. (صهیونیستهاروباهمه یهودیهااشتباه نگیرید)
این آقا پویا خان هم خیلی سنگ امریکا به سینه میزنه و حسابی غرب زده است. سوال دارم کهآیا نمیدنن در امریکا برای درس خوندن دررشته حقوق وپزشکی یهودی بودن یک امتیازه!! (من خودم فامیلهای زیادی درامریکادارم ازاونها شنیدم)
((یهودیها هم که می دانید عالم ترین مردم روی زمین هستند))
کی گفت این قوم لعنت شوده عالمترین هستند البته تواذیت وآزار پیامبران الهی وجون دوستی ودروغ گفتن و کلا برداشتن وحق دیگران را خوردن و با پنبه سر بریدن و……..
اللهم عجل لولیک فرجهم
Reply
جواد Reply:
January 13th, 2009 at 1:26 pm
تو که ظاهراً آدم تحصیل کرده ای هستی و فامیل های زیادی هم آمریکا داری یک پرس و جویی ساده ای از همین دوست های دانشگاهی ات بپرس و بگو که از دانشمندان مطرح رشته آنها(البته رشته شان نبایستی فقه و حقوق اسلامی باشه!!!)چند تاش مسلمان و چندتاش یهودی هستند.بعد اگه با استفاده از جدول تناسبی که در پنجم ابتدایی یاد گرفتیم یک نسبتی به دست بیاری آن وقت معلوم می شود که آقا پویا راست گفته یا جنابعالی.
اللهم عجل لولیک فرجهم
Reply
سارا رها Reply:
January 13th, 2009 at 1:36 pm
آقا جواد, شما که همان آقای مصرآبادی کامنت گذارنده در کامنت بعدی هستید یعنی چی این دو تا کامنت با دو نظر نسبتا کاملا متفاوت با فاصله زمانی 2 دقیقه در بین دو کامنت و یک آی-پی واحد و دو تا ایمیل مختلف؟! در ضمن من روانشناس هم نیستم و مقاله ام هم بیشتر علمی بود و معرفی آن مقالات ارزنده دو نفری که ذکر کردم.
Reply
pooyaa Reply:
January 13th, 2009 at 1:58 pm
آقای پرهام:
من نه غربزده هستم نه شرق زده نه آدم دینی، نه آدم ضد دین و …
افتخار من انسان بودن است.
خدا (اگر وجود داشته باشد) به انسان چشم داده تا ببیند. عقل داده تا سبک سنگین بکنه.
یهودیها نسبت به جمعیتشون دانشمندان زیادی به بشریت هدیه دادند. می تونید به امار کسانی که جایزه نوبل گرفتند مراجعه کنید.
در آمریکا، تبیعض غیر قانونی است. کسی را نمی توان به خاطر رنگ پوست، جنسیت، اعتقاد، بیماری،… مورد تبیعض قرار داد. یعنی اگر کسی به دادگاه شکایت کند که فلان شرکت بخاطر اینکه او مثلا بیماری ایدز دارد، استخدام نکرده و بتواند این مسئله را ثابت کند، آن شرکت مورد مجازات قرار میدگیرد!
در مورد دانشگاه ها من همچین چیزی نشنیدم. کاملا برعکس ایجا اگر کسی از اقلیت باشه: مثلا سیاه پوست، مسلمان، خارجی، زن و غیره شانس ورودش به دانشگاه بیشتره (چون مسئولین دانشگاه سعی می کنند که محیط با افراد گوناگون و فرهنگهای چندگانه ایجاد کنند)
در مورد دین بارها گفتم و فکر کنم شما هم موافق باشید. هدف از آمدن دین ایجاد فرقه و گروها با نامهای مختلف نیست. هدف دین ایجاد عدالت و فضایل انسانی است.
دین این نیست که تسبیح دست بگیریم و الله الله گویان تو خیابانها راه بیفتیم و شب و روز نماز بخوانیم. همه اینکارها را می کنیم که اخلاق خوب از ما ظاهر شود.
حضرت محمّد فرموده: “اگر همسایه تو گرسنه باشد تو مسلمان نیستی”
در آمریکا بارها برای من پیش آمده که وقتی بیکار شدم و بی پول شدم دولت پول غذای من رو داده.
آیا در کشور “اسلامی” ایران این طور است؟
به نظر من دولت آمریکا خیلی اسلامی تر از دولت ایران است.
فقط به اینکه بگوییم من مسلمان هستم که کار تمام نشد. باید به کارهامون ثابت بکنیم که ما دوستدار خدا هستیم. اگر واقعا مسلمان بودیم اینهمه فقیر در کشور خودمان نبود.
پس بهتر نیست اول خودمان را درست کنیم بعد برای دیگران خط و نشان بکشیم؟
راستی شما در کدام حدیث و یا آیات قران خواندید که باید آقا برای ظاهر شدن از علما اجازه بگیرد؟
به نظر من علما باید از ظاهر شدن آقا بترسند!
Reply
iranian Reply:
January 13th, 2009 at 4:17 pm
با عرض معذرت از خانم رها این نظر شاید ربط مستقیمی به مطلب نداشته باشد ولی غیر مستقیم چرا. در هر صورت نمیتوانم ننویسم
در مورد نظر پرهام برای pooya باید بگم که لطفا در مورد غرب زدگی چرت و پرت نگید. هرکی تا میاد یه حرف درست بزنه 4 نفر آدم که احساس میکند خیلی معنویتشان و البته درک و فهمشان بالاتر از دیگران است شروع میکنند به زدن انگ غرب زدگی و کافر و ملحد بودن به دیگران. آخرین بار که خود بنده از طرف یکی از همین عزیزان مزین به صفات نوکر آمریکا و اسراییل و نفهم و ترسو و … شدم را فراموش نکرده ام. حرف من با آن فرد در مورد دولت آمریکا و دولت ایران و اشتباههای ساختاری نظام دولتی ایران بود ولی در نهایت صحبتی که شنیدم این بود که گفتم. مثل اینکه قبول کردن این صحبت ها برای عده ای خیلی سخت و بلکه غیر ممکن است. شاید عادت کرده اند که بشنوند که امام زمان می اید و ستمکاران ( یحتمل آمریکا و اسراییل و انگلیس ) را له و لورده میکند. بخشی از این حرف ممکن است درست باشد یعنی ظهور امام زمان ولی مطمئن باشید اگر این اتفاق بیفتد اولین جایی که ستمکارانش باید له و لورده بشوند ایران است نه آمریکا. دروغ های تلویزیون مثل اینکه عده ای را به این باور کشانده که ملت ما تنها ملت بر حق و ظلم ستیز دنیاست و بقیه دنیا یا نوکر آمریکااند یا ترسو. ملت ما شامل لطف الهی است و بقیه جاهای دنیا مردمش ته جهنم. لابد شما که تمام کامنت رو پر از ادبیات دینی کرده اید هم جلوه ظلم ستیزی ملت مسلمان ما در اینترنتید؟
شما که به آمریکا توپیده اید و یهودی بودن را در قبولی دو رشته دانشگاهی امتیاز شمرده اید فراموش کرده اید امتیاز قبولی در همه جا و پست و مقام گرفتن در ایران را یعنی ریش و تسبیح سه متری داشتن و شنیده شدن صدای ذکر گفتن طرف از سه کیلومتری؟
در ضمن صفاتی که به قوم یهود نسبت داده اید (که شاید هم درست باشد) بدجوری شبیه صفات مردم ما به خصوص بعد از انقلاب هست. دروغ گفتن که رکن اصلی زندگی ماست. کلاه برداری هم که فقط باید کور باشی تا تو جامعه ما نبینی. در مورد حق دیگران را خوردن هم که به نظر میاد اصلا چیزی نگویم بهتر است.
فقط یادآوری میکنم این سخن سید جمال الدین اسد آبادی را که می گفت :
من به اروپا رفتم، اسلام را ديدم، ولی مسلمان نديدم و در كشورهای آسيايی و آفريقايی مسلمان ديدم، ولی اسلام را نديدم.
اذیت و آزار پیامبران الهی هم که گفتید در کشور ما وجود ندارد؟ همین که مردم ما این کار ها را انجام میدهند و بعد به خودشان مسلمان میگویند و گندکاری های دولت + مسلمان و شیعه خواندن خود به اندازه کافی نام اسلام راستین را لکه دار و در نتیجه روح پیامبر اسلام را آزرده نمیکند؟
چه طور اینها را در ایران نمیبینید و بعد به آمریکا گیر میدهید؟ آمریکا هر چه هم که باشد از ما خیلی مسلمان تر است. لااقل مردم آنجا توسط دولت بدبخت نمیشوند. سران مملکتی آنجا بخور بخور نمیکنند بعد بیایند جان و زندگی مردم را صرف گند کاری هایشان بکنند.
مهمتر از همه مردمش راه به راه دنبال کلک زدن و زیراب زدن نیستند. مردمش اعتقادات مذهبی را به گند نمیکشند (نمیدانم صحبت های مداح معروف اهل بیت را شنیده اید که در مجلسش گفته هر که برای سینه زدن لخت نمیشود گمشه بیرون؟ فقط هم ایشون نیست )
شما هم به جای اینکه دوز معنویتتان بالا بزند و مردم را به خواندن نهج البلاغه دعوت کنید (که عملا با این وضع موجود کاملا بی فایده است) و به آمریکا بتوپید به فکر این مملکت باشید که دارد از دست میرود آن هم در حالی که مردمش سنگ فلسطینی ها را بیشتر از خودشان به سینه میزنند
Reply
morteza Reply:
January 13th, 2009 at 8:42 pm
agha parham
ma ke nafahmidim shoma manzooretoon chie
lotfan vazeh tar benvisid zire diplom ha ham befahman
makhsoosan oon shere molana vase chi bood?
Reply
January 13th, 2009 at 8:15 am
فرق بین جنگهای بدوی و جنگهای مدرن شاید نه در شدت خشونت که در شیوه خشونت باشد . و ظاهر انگیزه نه باطن آن . اینکه چرا میجنگد و یا سئوال بهتر اینکه آغازگر جنگ چه انگیزه ی برای خود داشته زیرا کسی که دفاع میکند انگیزه اش روشن است .اما اینکه توجیه پذیر است یا نه ؟ من خودم شخصا نمیدانم اگر کسی به قصد زخمی کردن به من حمله کرد او را میکشم و آیا اگر کسی به قصد کشتن به من حمله کرد پیش از کشتنش احساس عذاب وجدان میکنم یا نه ، نمیدانم . اما فکر میکنم این سئوالیست که خوب است هر کسی از خودش بپرسد …
Reply
January 13th, 2009 at 1:07 pm
سارا جان سلام
پرداختن به این بحث های ریشه ای فضای دیالوگ را ایجاد می کند و سبب می شود تا نقطه نظر آدم ها اگر منصف باشند تعدیل شود.
به نظر من گاه مطلب خیلی ساده تر است. ریشه بسیاری از جنگ ها به خصوص آن ها که یهود بارها در طول تاریخ به راه انداخته و یا مسبب آن بوده مثل جنگ جهانی دوم در حرص و ولع انسان برای پول و قدرت است. یادش به خیر شریعتی که می گفت زر و زور و تزویر که هر سه در شکل گرفتن جنگ تاثیر دارند.
در فرهنگ قرانی ملاء طبقه مرفه بی دردی است که افکار روشنفکرانه دارد و برای حفظ رفاه و آسایش خود دیگران را برای مقابله و رویارویی با حق توجیه می کند. ظلم ، استکبار ، جهل و دیگر خصائل نکوهیده در انسان می تواند انسان را به وادی جنگ بکشاند.
اما در مقابل بمبی که بر سرت می ریزند و یا اگر قدرتمند نباشی خواهند ریخت چه باید کرد. آیا باید گذاشت تا مثل رواندا نسل کشی راه بیافتدو همه شما را بکشند؟ در بحث و دیالوگ تو جای دفاع از میهن ، خانواده و جان افراد همنوع کجاست؟ جای ایستادن در برابر قلدری زور مداران کجاست؟ آیا جنگیدن درراه خدا معنا ندارد؟
قربانت دشت سبز
Reply
January 13th, 2009 at 1:19 pm
شما که روانشناس هستیدچرا در تبیین جنگ به خصلت های روانی انسان توجه نمی کنید. آزمایش میلگرام در روانشناسی به خوبی نشان داد که انسان های معمولی نیز می توانند به راحتی در سیکل معیوب اطلاعت از منبع قدرتی شوند که دستورات آزار رساندن به دیگران می دهد. البته من نه همچون فطرت گرایان فکر می کنم(همچون فروید) و نه همچون زیست شناسان و تحول گرایان. اما به نظرم تا انسان هست جنگ هم هست. شما در تحلیل تان مشکل به بالادستی ها ارجاع دادید ولی من آن را به انسان های عوام و عادی ارجاع می دهم که پیاده نظام و ابزار جنگی منابع قدرت هستند
Reply
January 13th, 2009 at 2:43 pm
سارا خانم:
به توصیه شما قسمت های اول کتاب 1948(بنی موریس) رو خوندم ولی فعلا بقیه اش رو ادامه ندادم. بخاطر اینکه فقط می خواستم بدونم اولین خون رو کی ریخته فلسطینها یا یهودیها مهاجر؟ و جوابم روگرفتم.
از کتاب می خوانیم:
” اولین خشونتها در سالهای 1908-1909 طبیعت “جنایت کارانه” و یا اختلاف بین همسایه ها بود. مثلا عربی با چاقو قصد دزدی از عابری در نقطه دورافتاده داشت . ویا زوج یهودی که در ساحل دریا قدم می زدند مورد حمله اعراب قرار گرفتند..
نویسنده اشاره می کند وقتی مهاجران به خرید زمینها اعراب از دولت عثمانی (علی رغم خواسته اعراب محلی) ادامه دادند. این خصومت کم کم جنبه ملی گرفت و تبلیغات اعراب شامل این عبارات شد: “صهیونیست ها ما را می کشند، پوست می کنند و به زنان و دختران ما تجاوز می کنند!”
Reply
January 13th, 2009 at 2:47 pm
به نام خدا
حرفهای مشکوکتونو اون هم توی این برهه از زمان (غزه) خوندم.
ببینید عزیزان قبل از هر جنگی یک سری پیش زمینه ها برای شروع جنگ لازمه. همونجوری که بعضی دوستان اشاره کردند زیاده خواهی و حق خوری یک مورد اساسی هست. حالا من سوالم اینجاست : از زمان پیدایش کره زمین و اقدام خداوند برای ارسال نبی و پیامبر برای نشان دادن راه صحیح زندگی به بشر، هر جا که کسی منافعش این وسط در خطر اوفتاده راه رو سد کرده و مخالفت کرده که نمونه اش هم در تاریخ فراوان پیدا میشه.
این نبردی هم که در غزه مشاهده می کنید نمونه کوچکی از تقابل نیروی ایمان با نیروی منفعت طلبی و زیاده خواهی و لشکر کشی برای تصرف نا به حق هست. و هر تلاشی برای مقابله با اون مقدسه.
من یک سوالی خدمت نویسنده محترم دارم: میشه بفرمایید جمله ای رو که خداوند متعال در قرآن کریم آوورده که جهاد و شهادت در راه خدا افضل و بالاترین عبادت نزد من محسوب میشه و جایگاه شهدا بالاترین جایگاه ها در نزد من هست رو برام تفسیر و تشریح کنید؟
مثلا فرض کنید صهیونیستها و نیروهای حماس هر دو منافع خودشونو میبینند و مردم بی گناه این وسط کشته میشن خوب! حالا به نظرتون چرا حماس مثلا نمیره توی اقیانوس و مثل دزدان دریایی کشتی بدزده و کسب درآمد داشته باشه؟؟!!خطرش هم کمتره نه!!
پس این چه عشقیه چه نیروییه!!؟
جنگ با دو نوع تفکر دو نوع روحیه دو نوع ایمان و در نهایت دو نوع عشق
جالبه که طرف مقابل یعنی نیروی شر با تفکری دیگه مبارزه میکنه. مثلا اگر نیروی ایمان نبود الان نویسنده محترم با این آرامش نمی تونستند توی خونه بنشینند و وبلاگ بنویسند.
Reply
morteza Reply:
January 13th, 2009 at 8:50 pm
salaam thenext
in ghesmate harfetoon ke pain copy kardam kheili baram jaleb bood! zaheran kheili az alame gheib agahi darid. modati bood az in harfa nashnide boodam
از زمان پیدایش کره زمین و اقدام خداوند برای ارسال نبی و پیامبر برای نشان دادن راه صحیح زندگی به بشر
Reply
January 14th, 2009 at 8:08 am
[...] چرا آدمی میجنگد؟ چه فرقیست بین جنگهای عصر حجر تا ج
January 14th, 2009 at 4:53 pm
چرا کسی نمی گرید به حال مردمی که جنگ ندارند ولی جنگ دارند.این جمله از the next(من یک سوالی خدمت نویسنده محترم دارم: میشه بفرمایید جمله ای رو که خداوند متعال در قرآن کریم آوورده که جهاد و شهادت در راه خدا افضل و بالاترین عبادت نزد من محسوب میشه و جایگاه شهدا بالاترین جایگاه ها در نزد من هست رو برام تفسیر و تشریح کنید؟) منو یاد جنگ 8ساله خودمون انداخت می خواستم بپرسم خدا در کدوم ور مسئله قرار می گیره؟ما یا اونا و اینکه شرایط شهید وشهادت چیه؟جنگ مسلمان علیه مسلمان؟جهل علیه جهل؟کشتن جوانان زیر 18سال؟کجای ادیان الهی این چنینکه شما تفسیر میکنید نوشته؟ بابا در بیار کله زیر برفو.
Reply
January 14th, 2009 at 9:01 pm
Sara jan man ye pishnahad daram. midoonam ke be ghole maroof ba signal va system va brain bishtar hal mikoni, vali mishe in soal ya moshabehe oono inja matrah koni, bebinim baghie dar in mored chi fekr mikonan
soal ine ke “bardashte shoma az chizi be esme Khoda “God” chie? aya aslan vojood dare? age vojood nadare, pas in donya az koja oomade. age vojood dare, kojas va mahiatesh chi
merci
Reply
سارا رها Reply:
January 14th, 2009 at 9:27 pm
سلام آق مرتضی! اول از همه آقا فارسی بنویس لطفاً . لابد میدونی که فارسی نوشتن صواب داره و انگلیسی نوشتن مکروه و فنگلیش نوشتن اصلا حرام است و حرام! بعدشم آقا شما چه سئوالات آسونی میکنی ها! راستش رو بخوای من جلو جلو همه جوابهایی رو که مردم خواهند داد میتونم بهت بگم. ناباوران خواهند خندید و نصیحت خواهند کرد که بروید کمی کتاب فیزیک بخوانید و کمی بیگ بنگ چاشنی بفرمایید تا همچون آنان بیخدا گردید. از آن طرف اهل کتاب خواهند گفت که مگر در قرآن نیامده که راجع به خود خدا سئوال نکنید. پس همانا بهتر که روح خود را صیقل داده و در جهت کسب تقوی بکوشید. مومنان اما این وسط سکوت خواهند نمود که ….
بقول مولانا آب کم جو تشنگی آور بدست // تا بجوشد آبت از بالا و پست
و اما از این حرفها گذشته هر چه من از این بحثها گریز دارم باز در زیر چند تا از پستهای من که راجع به مقالات علمی مثل آنکه راجع به اثبات خدا با آمار بود ملت یکسری بحثهایی کردهاند. اگه برین توی دسته علمی نگاه کنین پیداشون خواهید کرد.
و اما مدتی است که میخواهم یک کشف و شهودی را در باب مغز و خدا بنویسم صرفا برای اینکه افکار خودم را از کیاس دربیاورم و به نظمشان بکشم ولی هنوز دلم راه نمی دهد که بنویسمش …شاید هم هیچوقت ندهد. چون که وبلاگ چندان جای مناسبی برای این حرفها نیست.
بعد از التحریر: آن کامنتهایی که منظورم بود زیر آن پست احتمال وجود خداوند نیست. اشتباه کردم. بخشی زیر پست “روح مادرم” است و بقیه روی بالاترین است وقتی که این پستها آنجا لینک شده بودند. قاطی کردم، ببخشید!
Reply
pooyaa Reply:
January 15th, 2009 at 2:04 am
چیه می ترسی؟ بنویس اگه راست میگی!
نمی دونم تونستم تحریکت کنم یا نه؟!
اتفاقا نوشتن خوبه چون همونطور که گفتی افکار آدم رو منظم می کنه و شاید خود آدم بفهمه که واقعا فکرش چیه.
شاید با همین نوشتن باعث الهام inspiration بشه حتی برای یکنفر
من شدیدا توصیه می کنم که روش کار کنی.
Reply
January 26th, 2009 at 2:59 am
عجب پست جالب و کامنت های پربحثی!
این جمله خدا بود!
البته جنگ دلایل بسیاری دارد. ولی اگر بخواهیم به اصل قضیه خشونت و چرایی آن برگردیم بهترین مرجع، روانشناسی فرگشتی است. مثلا دلیل اینکه چرا مردان به نسبت خشن تر از زنان هستند را از این راه می توان توضیح داد. و یا حتی پیش زمینه های ذهنیت جنگ طلبی را هم می توان بهتر فهمید. شاید در وقتی درباره اش نوشتم.
+ برخی از کامنت های این آقا پویا هم بسیار کامل و جالب هستند.
شاد باشید
Reply
May 7th, 2009 at 10:56 pm
ببینید چه جوانهای ما تلف شدند همه داد میزنند برای انتخابات در حالی که متدها دادشون رو توی دنیای دیگه خواهند زد ولله تقصیر اینها نیست تقصیر دللتهی خودخواه و دزد و فریبکار هست. اگه فکر میکنین
بد میگم یه خط برام بنویسین.این قطعهٔ اشکبار رو نگاه کنید.
http://www.youtube.com/watch?v=us9PHHzf3_Y
aliyeha@rocketmail.com
Reply