لطفاً مطالب این وبلاگ را در وبلاگ دیگری کپی نکنید؛ به جایش اگر دوست داشتید به آن لینک دهید. چاپ مطالب در مجلات نیز با ذکر و لینک منبع آزاد است. برای آشنایی با قوانین کپی رایت می‌توانید اینجا را ببینید. با تشکر، سارا رها

خواندنی های روز:

سخنی با فیلتر کنندگان: انتقادی سازنده و یک پیشنهاد

اجتماعی, خودمانی شما چه نظری دارید؟

روی سخنم در این نوشته با آن دسته از خوانندگان وبلاگم است که به جناح‌های قدرت دولتی نزدیکند و احتمالا رای‌شان و نظرشان روی سیاست فیلترینگ اثری دارد.

مطمئنم که همگی قبول دارید که فریاد زدن به هنگام بحث نشانه ضعف است، کتک زدن نشانه عجز و زندانی کردن طرف مقابل نشانه استیصال و درماندگی. این میان فیلترینگ همان نقش زندانی کردن را دارد.

اگر می‌گویید که برای صلاح و گمراه نشدن نسل جوان و برای حفاظت از اسلام این کار را می‌کنید والا شما طاقت شنیدن حرف مخالف را دارید، بگذارید یک حدیث معروف را به یادتان بیاورم.

سوره اصحاب فیل را که به خاطر دارید؛ نه؟ یک نگاهی به آن بیندازید، حزء سی‌ام است. وجه تسمیه این سوره در کتاب‌های تعلیمات دینی دوره راهنمایی ما بود. گمان نمی‌کنم که از کتاب‌های شما هم حذف شده باشد.

داستان حکایتی تاریخی است در زمان عبدالمطلب، پدربزرگ حضرت محمد (ص). کشور همسایه با لشکری عظیم با فیل به قصد خراب کردن کعبه به آنها حمله می‌کنند و اول از همه 12 شتر قبیله عبدالمطلب را می‌گیرند. عبدالمطلب به نزد رئیس لشکر می‌رود و خواهان پس داده شدن شترها می‌شود. رئیس لشکر تعجب می‌کند و به تحقیر می‌گوید: ما قصد خراب کردن خانه خدای شما را داریم و تو این وسط فقط نگران شترهایت هستی؟! عبدالمطلب پاسخ می‌دهد: من مسئول حفاظت از اموال مردم قبیله‌ام هستم. خدا خودش می‌داند چگونه از خانه‌اش حفاظت کند!

شترها پس داده شد و فردایش آن لشکر به قصد خراب کردن کعبه به راه می‌افتد که به ناگاه آسمان از پرندگانی که سنگریزه پرتاب می‌کردند سیاه می‌شود و باعث ترس و رم کردن فیل‌ها می‌شود. فلذا داستان اصحاب فیل و آن سوره که اشاره به نکته این داستان دارد که خداوند چگونه کعبه را حفاظت نمود.

نتیجه منطقی این داستان اینکه شما نگران دین خداوند نباشید، خدا خودش می‌داند چگونه از دینش محافظت کند. شما نگران حق و حقوق مردمی باشید که در قبال آنها به هر شکلی ولو ناچیز مسئولیتی برعهده دارید.

وقتی که شما وبلاگ‌ها را فیلتر می‌کنید باعث می‌شوید که ملت از این پروکسی‌ها و فیلتر‌شکن‌هایی استفاده کنند که به همه جا راه می‌برد و از همه جا هم تبلیغ می‌گذارد و در نتیجه بیشتر آنها را در معرض سایت‌های آنچنانی قرار می‌دهد که هیچ پدر و مادری نمی‌خواهد که فرزندش ببیند. آن قبیل سایت‌ها در تمام دانشگاه‌های امریکا و کانادا فیلتر شده هستند و کافیست که دانشجویی از کامپیوترش تلاش کند به یکی از آن سایت‌ها دسترسی پیدا کند. نه تنها که نمی‌تواند بلکه این تلاش هم ثبت می‌شود و عنقریب از طرف سیستم اخطاری دریافت می‌کند که این کار غیر مجاز است. البته علت اصلی فیلترینگ آنگونه سایت‌ها برای مسئله اخلاقی نیست بلکه برای اینست که معمولا آن سایت‌ها ویروس زا هستند و تمام سیستم کامپیوتری دانشگاه را می‌توانند به ویروس آلوده کنند.

علت اینکه این قضیه را الان می‌نویسم اینست که خبردار شدم که وبلاگ “ناباور“  هم پس از آخرین پستش در باب رد برهان علیت فیلتر شده است. ناباور جوان خوش‌فکری است که من به کرات از بحث با او استفاده کرده‌ام؛ باعث می‌شود بیشتر فکر کنم و مستدل‌تر فکر کنم و حرف بزنم. اینکه او به خدا معتقد نیست و احیاناً در باب رد بعضی از استدلالات اثبات وجود خدا می‌نویسد، دلیل بر این نمی‌شود که صدایش را خفه کنید. شما حتی طاقت نوشته‌های دکتر کاشی را هم ندارید که وبلاگ او هم در شهرستان‌ها فیلتر است. باز آن حکایت اصحاب فیل را به یاد بیاورید که همان خدایی که شما به خاطر او این کار را می‌کنید بهتر از شما حتماً بلد است که از خودش و دینش محافظت کند. اگر دستی در کار دارید وبلاگ او و همه وبلاگ نویس‌ها را باز کنید.

اگر قرار باشد که بحثی سازنده در باب مذهب داشته باشیم باید که مخالفین هم بتوانند در بحث شرکت کنند والا خود گوییم و خود خندیم که هنر نیست. فیلتر کردن وبلاگ‌های ضد مذهبی یعنی این که کم‌ آورده‌اید و نمی‌توانید طرف را مجاب کنید پس صدایش را می‌برید. مذهب قرار است که به آدم‌ها شهامت، شجاعت و آزادی ببخشد. کجا رفت شهامتِ برخوردتان؟ با چماق برخورد کردن که شهامت نیست. همین کارها را کرده‌اید که این همه هر روز جوان‌‌ها چپ و راست به هر بهانه‌ای با بدترین الفاظ به خدا و پیغمبر و هر کسی که نشانی از مذهب دارد، فحش می‌دهند؛ یک نگاه به لینک‌های مذهبی بالاترین بیندازید. اگر شما چماق فیلترینگ را بر زمین بگذارید آنها هم به تدریج چماق فحش دادن را بر زمین خواهند گذاشت.

و اما پیشنهادات: علاوه بر فیلتر کردن سایت‌های آنچنانی برای آلوده نشدن به ویروس من پیشنهاد می‌کنم که اگر خیلی دوست دارید که فیلتر کنید، وبلاگ‌ها و سایت‌هایی را بطور موقت به عنوان یک جریمه مثلا یک هفته‌ای فیلتر کنید که مطالب را بدون ذکر منبع کپی-پیست می‌کنند که این کار معادل دزدی است ولی یک دزدی کلاس بالا! اگر خواستید، بگویید یک لیست از این دسته وبلاگ‌ها و سایت‌ها به شما بدهم که من همینجوری رد این کارها را برای خودم نگاه‌میدارم برای اینکه شاید یک وقتی به درد بخورند! متاسفانه بعضی از سایت‌های محترم مذهبی هم در آن لیست کذایی من با مدرک و سند وجود دارند. نام نمی‌برم که به اصلاحشان هنوز امیدوارم.

پیشنهاد دوم: باز اگر فیلترینگ را خیلی دوست دارید پیشنهاد می‌کنم که یک جوری فیلتر کنید که خیری هم داشته باشد. مثلا وبلاگِ  دانشجوهایی را که بخاطر وبلاگ نویسی معدلشان پایین می‌آید به عنوان جریمه یک هفته تا یک ماه فیلتر کنید! اصلا می توانید یک شرط معدل بگذارید! بعضی دانشجو‌ها مثل این محمد سلیمانی عزیز و خوش‌فکر ما هروقت که از درس و مشق‌هایش عقب می‌افتد، خودش خودش را جریمه می‌کند و دیگر وبلاگ نمی‌نویسد! البته او طلبه است و بجای شرط معدل می‌شود از او پرسید که چه شرطی برای فیلترینگ وبلاگ طلبه‌ها مناسب است.  برای وبلاگ استادها هم می‌توانید شرط داشتن یک حداقل امتیاز از محبوبیت در همه پرسی از دانشجوها بگذارید! (میدانم که الان است که از طرف گروه عظیمی از دوستان و خوانندگان این وبلاگ بایکوت شوم!!)

و اما اگر الان ته دلتان دارید فکر می‌کنید که من چقدر خودم را تحویل می‌گیرم که این‌ها را نوشته‌ام شما را به امام علی ارجاع می‌دهم که در پاسخ آن مردی که مدح و ثنای او را می‌کرد، گفت: من از آنچه که تو بر زبان داری بسی کمترم و از آنچه که در دل داری بسی برترم!

مخلص همگی

سارا رها

54 نظر برای “سخنی با فیلتر کنندگان: انتقادی سازنده و یک پیشنهاد”

  1. سروش می گوید:

    عالی بود. حق گفتی :-)

    Reply

  2. pooyaa می گوید:

    آزادی وجدان یک اصل است. عقاید مختلف را نمی توان همیشه پوشانید.
    اگر خدا و دینش حقیقت داشته باشند. هیچ نیازیی به حمایت دیگران ندارند و این حقیقت همیشه آشکار خواهد شد.
    اگر هم حقیقت نباشند دیر یا زود از بین خواهند رفت. پس این حرکات مذبوحانه هیچ فایده ایی ندارد!

    Reply

  3. آزاده می گوید:

    نکن مادر من، نکن خواهر من. اون چماق فیلترت رو بیار پایین. الان شرط معدل میذاری، پس فردا لابد شرط دست به سینه نشستن، پسون فردا هم لابد عطر زدن و لباس مودب پوشیدن هنگام پست نوشتن. نکن خواهر من، بذار به کارمون برسیم.
    :دی

    Reply

  4. Morteza می گوید:

    Salaam sara jan

    mersi az in matlabe ghashanget! vali sorry-ha, bebakhshid-ha, kheili delet khoshe aziz. zaheran yadet rafte ke ba ki tarafi. bazi-ha age mantegh dashtan ke vaze ma va kheilihaye dige alan in nabood

    Reply

    سارا رها Reply:

    موضوع اینه که شماها هم فکر می‌کنین که همه‌ی فیلترینگ‌ها از روی حساب و کتاب و طبق نقشه و دستور از بالا است. به نظر من اینطور نیست. خیلی هم می‌تواند به سلیقه شخصی آن کسی که مسئولیت قسمتی از کار را دارد باشد. روی سخن من با همان شخص و امثال او است که می‌دانم خواننده این وبلاگ هم هستند. من به اصلاح اعتقاد راسخی دارم و معتقدم که آدم‌ها نه نیک مطلق‌اند و نه شر مطلق. باب گفتگو را نباید بست.

    Reply

  5. Morteza می گوید:

    sorry it is me again

    dar zemn ina negarane dine khoda nistan. negarane noon va abe khoodeshoonan

    Reply

  6. m.reza می گوید:

    مطلبی که نوشتی کاملا درست و منطقی است و من هم باهات موافقم. اما آخه کدوم یکی از کارهای این ج.ا از روی حساب و منطق بوده که حالا در زمینه‌ی فیلترینگ بخواد باشه؟!
    وقتی وزیر ارتباطات و فناوری که بالاترین مقام تو این زمینه رو داره علنا اعلام میکنه که اینترنت 128kb برای ایرانی‌ها زیاد هم هست و اجازه نمی‌ده مردم به سرعت‌های بالاتری دسترسی داشته باشند مشخص میکنه که کار از پایه و اساس مشکل داره. اینها کلا با مقوله‌ایی به نام اینترنت مخالفند چرا که باعث شده مردم دیگه فقط متکی اخبار گلچین شده‌ی داخلی نباشند و بتونند حداقل از آخرین خبرها و اتفاق‌های دنیا بدون هیچ تغییر و تفسیر برعکسی با خبر بشوند.
    مطمئن باشید که اگه میتونستند همین اینترنت نفتی رو جمع میکردند که خیال همه رو از این بابت راحت کرده باشند ولی منتها دیگه زورشون تا همین حد بود و یا شاید هم سیاستشون اقتضا نمیکنه که تا این مرحله جلو بیاند.

    Reply

    سارا رها Reply:

    ممنون از نظر شما. لطفا جواب من به کامنت مرتضی در بالا را بخوانید.

    Reply

  7. زهرا می گوید:

    اوه اوه اوه
    من به نوبه خودم خوشحالم که دانشجوی شما نشدم یا حجسین =))

    Reply

  8. وحید می گوید:

    منطق بسیار ضعیفی ارائه دادید، که به راحتی قابل نقض است.

    Reply

  9. بی‌نام می گوید:

    این جور نوشتن‌ها نشان می‌دهد که شما با مسئولین فیلترینگ زیاد سر و کله نزده‌اید. من برای آزاد شدن سایت‌ها و وبلاگ‌های زیادی مذاکره کردم و می‌کنم و یک توصیه می‌کنم.

    اگر می‌خواهید پستهایی در این زمینه بنویسید ابدا خودتان را مخالف آنها نشان ندهید. سعی کنید جوری حرف بزنید که به نفع سیستم فیلترینگ باشد تا در مقام مقابله. یک جورهایی باید نظرشون رو تائید کنید و بهشون بگویید که کارشون این جوری بود بهتر بود.

    متاسفانه این بار مجبورم کامنت رو بی‌نام بگذارم اما از روی ایمیلم می‌توانید بفهمید کی‌هستم. شاد باشید سارای عزیز

    Reply

  10. سيدناصر می گوید:

    سلام. من مطالب وبلاگ شما را دنبال مي كنم؛ شما را يك دانشمند جدي شناخته ام و مواردي هم از شما آموخته ام. در پست فعلي به سوره فيل ارجاع داده ايد و تاويل خود را از آيات به عنوان نتايج عملي قابل كاربرد در جامعه -عدم سانسور منتج از اسلام- به گردانندگان جامعه پيشنهاد داده ايد. گرچه نتيجه اي كه شما از تفسير و تاويل آيه گرفته ايد بسيار مثبت و منطبق بر ارزشهاي دستاوردي بشر -بند1 حقوق بشر يعني آزادي عقيده و ابراز عقايد- است اما روش كار شما يعني بدست آوردن اين نتيجه از روي تفسير آيه قرآن داراي اشكال است. بدين معني كه هركس ديگر و منجمله فقها هم مي توانند برداشت هاي خود را از قرآن داشته باشند و آنرا به عنوان “بايدها و نبايدها” به جامعه معرفي كنند؛ كاري كه در جامعه حاضر هم اتفاق مي افتد. شايد بدانيد كه قرآن بسيار به كشكولي شبيه است كه در آن انواع و اقسام نظرات متفاوت و گاه متناقض يافت مي شود و بنابر اين اشخاص مي توانند براي هر نظري كه داشته باشند شواهد پشتيبان آنرا در قران بيابند و عرضه كنند-گاه بدون نياز به تفسير و تاويل يعني بر مبناي نص آيه-؛ در مورد كيس خاص شما كه به تعبير و تاويل و برداشت هاي غيرمستقيم هم متوسل شده ايد كه ديگر فاجعه است و راه براي هر برداشتي باز خواهد شد. بنابر اين به نظر من براي قانونگذاري -سياستگزاري- در جامعه رجوع به آيات و روايات با ما آن مي كند كه تابحال كرده است. براي اينكه در اين باره بيشتر و علمي تر بدانيد پيشنهاد مي كند شما كه به نظرم خود را فردي مذهبي مي دانيد سلسله نوشتارهاي مستند و روشمند آقاي اكبر گنجي با سرنام “قرآن محمدي” را كه تا به الان به قسمت نوزدهم رسيده است در اين آدرس http://zamaaneh.com/idea/cat_4/ مطالعه كنيد.

    Reply

    سارا رها Reply:

    سید ناصر گرامی
    از نظر شما سپاسگزارم. و اما چند نکته:
    1- من از قرآن نتیجه‌ای نگرفته‌ام بلکه از حکایت تاریخی راجع به عبدالمطلب نتیجه گرفته‌ام. اشاره به آن آیه را فقط برای یادآوری آن حکایت تاریخی آورده‌ام. فلذا جایی برای تفسیر به رای نمی‌ماند.
    2- با همه احترام و با وجودیکه بر طبق گفته بند 1، اصلا من قرآن را تفسیر نکردم، معذالک بنده با شما مخالفم که قرآن را فقط یک عده خاص باید که تعبیر و تفسیر کنند. قبول دارم که باید کمی تاریخ را هم دانست ولی اگر قرار باشد که آن کتابی باشد که فقط یک عده محدود بخوانند و بفهمند که اصلا نقض غرض است و همان می‌شود که شده بود: قرآن بالا تاقچه‌ها وسیله تزئینی و بوسیدن بود!
    3- باز هم با همه احترامی که برای آقای گنجی قائلم به لحاظ شهامت و سرسختی ایشان، و گاه مطالب‌شان را هم دنبال می‌کنم ولی حرفهای ایشان در زمینه تفسیر قرآن را چندان علمی و دقیق هم نمی‌دانم.
    ارادتمند
    سارا رها

    Reply

    سيدناصر Reply:

    خانم رها
    گفته ايد كه “پيشنهاد عدم فيلترينگ” برداشت شما از يك “حكايت تاريخي” بوده است نه تفسير به راي آيه. بسيار خوب. من حكايت تاريخي ديگري را يادآوري مي كنم: در كتابهاي تاريخي صدر اسلام منجمله تاريخ طبري نقل شده است هنگامي كه پيامبر در جنگ بدر پيروز شد چند نفر از مشركان را به اسارت گرفت. در ميان ايشان “كعب” شاعري بود كه در مكه به پيامبر اهانت كرده و ادعا كرده بود شعرها و حكاياتي بهتر از قران پيامبر براي مردم دارد و به اين ترتيب مردم را از پيامبر پراكنده ساخته و به خود جلب مي نمود. پس از اسارت پيغمبر فرمان داد كعب را به اين دليل فوراً گردن زدند و در پاسخ به شفاعت ها ي دوستان تنفر الله از كعب را به دليل گمراه كردن مردم دليل آورد.
    خوب من از حكايت بالا نتيجه مي گيرم كه نبايد در دنياي فعلي هم به آزادي كساني كه به هر نحو نظري بر ضد دين دارند (دگرانديشان) پابند بود و بايد با هر وسيله منجمله فيلترينگ با آن به مقابله برخاست.
    من هرگز نگفته ام كه قرآن را يك عده خاص بايد تفسير كنند نظر من اين بود كه اگر بخواهيم شبيه كاري كه شما انجام داديد قوانين و اصول را از آيات يا تفسير آيات يا روايات (حداقل سخنان پيغمبر) يا سنت (رفتار و سلوك پيغمبر يا عبدالمطلب) براي جامعه امروزي استخراج كنيم ره به تركستان برده ايم گو اينكه در مثالهايي كه شما آورديد و من آوردم ديديم.
    اما يك مساله ديگر: چرا شما مثالي از سنت آورده ايد و بر اساس آن خواسته ايد “آزادي” -حداقل آزادي در وبلاگ نويسي- را نتيجه بگيريد. من فكر مي كنم شما به سبب زيست در دنياي آزاد و عر ف جامعه آزاد (اصطلاحاً زايتگايست) آزادي را مبنا قرار داده ايد و سپس خواسته ايد طرز فكرتان را به پشتوانه سنت درآوريد يعني شما خواسته يا ناخواسته تحت تاثير دنياي جديد و مدرنيته -در اينجا مولفه آزادي عقيده در مدرنيته- هستيد و بر اين مبنا در سنت به دنبال شواهدي خواهيد گشت كه نظر شما -آزادي عقيده- را تاييد مي كنند. اما مسلماً مانند مثالي كه در بالا آوردم من نوعي ضد آزادي هم مي توانم شواهدي را در آيات و سنت بيابم كه بر ضد آزادي باشند.
    بنابر اين نظر من اگر نتوانستم قبلاض آنرا خوب بيان كنم اين بود كه “بنا كردن اصول بر سنت و احاديث و آيات” اصولي كه همه شمول باشند كاري تقريباً غيرممكن است”. اخلاق و حقوق بشر مدرنيته شايد قابل استخراج از احاديث و سنت باشد اما مسلماً بسياري از مطالب ضد آن آن هم قابل استخراج است -حتي شايد با حدت بيشتر-.
    شما را به مطالعه “قرآن محمدي” اكبر گنجي دعوت كردم كه دقيقن به همين موضوع مي پردازد. در مورد آقاي گنجي گفته ايد كه حرفهاي ايشان را چندان علمي نمي دانم. سوال من اين است كه كدام حرفهاي ايشان را علمي نمي دانيد. از شما به عنوان يك دانشمند انتظار داريم حرف صريح و مشخص بزنيد. مي دانيد كه رد كردن كسي با عنوان “ايشا نرا چندان علمي و دقيق نمي دانيم” علمي و دقيق نيست. اگر واقعاً مطالعه كرده ايد دستكم يك مورد را بگوييد كه سر مخالفت با نوشته هايش را داريد و دليل تان چيست. اگر هم مطالعه نكرده ايد به نظرم در رد كردن اين نوشته با كار بردن عناوين “نه چندان علمي و دقيق” كمي درنگ كنيد.
    گرچه طولاني شد ولي خيلي دلم مي خواهد اين سوال را از شما بپرسم كه آيا مطالعات ديني مذهبي -گرچه اندك- داشته ايد و اگر جواب آري است نوشته هاي چه كسي را علمي و دقيق مي دانيد يا حداقل چه نوشته اي را در اين موضوع علمي و دقيق مي دانيد؟ با آرزوي انديشه متعالي. سيدناصر

    Reply

    pooyaa Reply:

    با کلیت نظر شما موافقم که اگر بخواهیم با نظر به حدیث و حتی کتاب آسمانی حکم صادر کنیم می توانیم هر چه دلمان بخواهد درست کنیم، که نمونه اش همین کارهایی است که آقایان در ایران انجام می دهند. از طرفی یک آفتابه دزد را دست می زنند ولی در عین حال یک دزد کلان تبدیل به سردار سازندگی می شود و مورد عزت و احترام واقع می شود!
    با کلیت صحبت آقای گنجی هم موافقم که آنطور که من فهمیده ام ایشان در مقابل کسانی که به افراط به جنبه آسمانی قران تکیه می کنند؛ سعی می کنند به جنبه انسانی-تاریخی قرآن و پیامبر بیشتر تکیه کنند تا حالت تعادل را ایجاد کنند.
    نکته همین ایجاست که اگر بخواهیم نگاهی بیطرفانه به دین و کتاب بیداندازیم باید از دیدگاه کسانی که بیطرف هستند و مثلا از جایگاه تاریخی و باستان شناسی به مسئله نگاه می کنند به مسئله نگاه کرد.
    اگر به قران نگاهی بیدازیم دو موضوع اصلی را آن می بینیم: یکی مفهوم عدالت پروری و دیگری تسلیم در مقابل خداوند.
    به نظر من این خلاصه قران است و دیگر چیز دیگری نیست.
    اگر من یک انسان مسلمان بودم باید از عقلم برای پیدا کردن مظاهر عدالت بکار می بستم. به صرف اینکه کسی بگوید من مسلمان هستم و عادل هستم که کار تمام نمی شود. مثل اینکه کسی به شما بگوید الان شب است. شما که نباید به راحتی قبول کنید. می توانید از پنجره به آسمان نگاه کنید یا به ساعت مچی خود نگاه کنید تا ادعای گوینده ثابت شود.
    تمدن امروزی به عدالت که ناشی از آزادی است خیلی بها می دهد. از طرف دیگر اسلام در زمان خود یک حرکت تمدن ساز بود. پس اگر کسی بگوید که روح اسلام با تمدن بشری موافق است حرف بی جایی نزده.
    ولی متاسفانه حکام دینی امروز؛ تمام فکر و ذکرشان ایجاد دشمنی بین مردم مسلمان و تمدن بشری هستند.
    مشکل همیشه این است که ما همیشه اصل را فراموش می کنیم و درگیر فرعیات می شویم.
    مثال دیگر:
    من کتاب آقای مارکس را نخواندم ولی طبق چیزهای که شنیدم که ایشان طرفدار عدالت و بر ضد بهره کشی طبقه سرمایه دار بر علیه کارگران بود. حدس می زنم در زمان ایشان کارگران زحمت فوق العاده ای را متحمل می شدند.
    ایشان استدلال کردند که بالاخره این وضع اینطور نمی ماند و بعد از انقلاب صنعتی به انقلابی خواهمیم رسید که دیگر طبقات از بین می رود و به جامعه بدون طبقه خواهمی رسید که عدالت د ایده ال در آن خواهد بود.
    خوب دیدیم که پیش گوئی آقای مارکس زیاد دقیق نبود و به حقیقت هم نپیوست. ولی در عوض جامعه بصورت دیگری تعدیل شد. مثل ایجاد بیمه و تامین اجتماعی و تشکیل و تقویت اتحادیه های کارگری و غیره.
    نکته اینجاست که اگر خود آقای مارکس الان زنده بود شاید راه دیگری که خیلی ملایمتر بود پیشنهاد می کرد (چون مثلا جنایات شوروی سابق و چین کمونیست را می شنید) و تمایلات عدالت خواهانه خود را طور دیگری مطرح می کرد. ولی جالب اینجاست که هنوز هستند کسانی که باز معتقد به مارکسیسم-کمونیسم هستند.
    هدفم این نبود که دین را با مارکسیسم یا هر ایدلوژی دیگر مقایسه کنم ولی بهر حال هر عقیده ای حتی آسمانی چون یک طرفش در زمین است همیشه نسبی و در حال تغییر است و انسان بالغ همیشه به اصل مطلب توجه می کند نه فرع.

    سارا رها Reply:

    سید ناصر گرامی
    من به شخصه معتقد به جدایی دین از سیاست و قوانین حاکم بر یک جامعه هستم که دین را وسیله ای فقط برای تعالی اخلاق میدانم و از نفس سیاست و اداره جامعه مستقل. اما با هر کسی به زبان آن کس باید سخن گفت فلذا اشاره من به حدیث. در مورد آقای گنجی و اینکه چه کسی را قبول دارم اجازه بدهید که حرفی نزنم که اصلا مسئله را شخصی نکنیم. اصلا اشاره شما به آقای گنجی و تبلیغ برای روش ایشان هم به نظرم در این بحث بیراه است. در ضمن من هرگز ادعای سواد تخصصی زمینه مذهب نکرده ام و برعکس همیشه در هر زمینه ای به غیر از حیطه تخصصی ام با احتیاط چیزی نوشته ام. نظر شخصی بنده در مورد آقای گنجی هم از این زاویه ارزشی ندارد.

  11. حرف حساب می گوید:

    همه جوره پیچانده ای ولی تاثیر ندارد جان من.

    Reply

  12. نوید می گوید:

    من در آمریکا تحصیل می کنم.
    در دانشگاه من هیچ سایتی فیلتر نیست.

    Reply

    Morteza Reply:

    Salaam

    Navid is right. In Canada at least at two Universities there is no filtering. The porno sites are legal for 18+. At the Universities all internet activities are traceable and monitored, but nobody tells you why you watched this site or that site. I was caught once, when I downloaded a cracked Corel-Draw illegally

    Reply

    سارا رها Reply:

    دانشگاه‌هایی که من توشون بودم (4 تا هم امریکا و هم کانادا) که بعضی سایت‌ها فیلتر بودند.

    Reply

    Morteza Reply:

    You were not lucky at all :-)

    In Universities, the spam emails, viruses and so on are filtered. Everything here is legal. God does not rule here. Canada is established based on the “Rule of Law”. This is in the Constitution of Canada.

  13. کمانگیر » Blog Archive » Links for 2009-01-31 [del.icio.us] می گوید:

    [...] آوای موج » Blog Archive » سخ&#1606… پیشنهاد دوم: باز اگر فیلترینگ را خیلی دوست دارید پیشنهاد می‌کنم که یک جوری فیلتر کنید که خیری هم داشته باشد. مثلا وبلاگِ دانشجوهایی را که بخاطر وبلاگ نویسی معدلشان پایین می‌آید به عنوان جریمه یک هفته تا یک ماه فیلتر کنید! اصلا می توانید یک شرط معدل بگذارید! بعضی دانشجو‌ها مثل این محمد سلیمانی عزیز و خوش‌فکر ما هروقت که از درس و مشق‌هایش عقب می‌افتد، خودش خودش را جریمه می‌کند و دیگر وبلاگ نمی‌نویسد! البته او طلبه است و بجای شرط معدل می‌شود از او پرسید که چه شرطی برای فیلترینگ وبلاگ طلبه‌ها مناسب است. برای وبلاگ استادها هم می‌توانید شرط داشتن یک حداقل امتیاز از محبوبیت در همه پرسی از دانشجوها بگذارید! (میدانم که الان است که از طرف گروه عظیمی از دوستان و خوانندگان این وبلاگ بایکوت شوم!!) [...]

  14. رضا می گوید:

    من فكر مي كنم وب سايت هاي مذهبي ، منظورم برداشت هاي غير حكومتي از مذهب شيعه و همينطور مذاهب ديگر نيز فيلتر مي شوند و شايد هم شديد تر چرا كه به هر حال به نوعي تمركز دارند كه قابل شناسائي هستند ، مثلا سايت هاي دراويش كه شيعيان مؤمن و معتقد و صلحجوئي هستند (تا آنجا كه من از آنها شناخت دارم) تحت فشار زيادي قرار دارند. به نظر من موضوع بيشتر جنبه سياسي دارد نه اعتقاد و يا عدم اعتقاد به خدا.

    Reply

    سارا رها Reply:

    درست ولی مگر این جمله معروف شعار ج.ا. نبود که ” سیاست ما عین دیانت ماست.”؟

    Reply

    رضا Reply:

    شاید عکس آن باشد یعنی دیانتی که عینا به رنگ سیاست درآمده است. دشمنان خدا همیشه دوستان آزادی اطلاعات نیستند کما اینکه کره شمالی برمه و کوبا که دولتهائی به شدت ضد مذهبی (نه غیر مذهبی)هستندسیاست های مشابه با ج ا یا حتی سخت گیرانه تر از آن را دنبال می کنن و از سوی دیگر دوستان خدا (اگر دولت آمریکا را آنطوری که خود می خواهد اینگونه بنامیم)می توانند به آزادی و تبادل دانش اندیشه و اطلاعات معتقد باشند و آن ذا منشاء قدرت خود بدانند. شاید رشد و بلوغ سیاسی یک حکومت تأثیر بیشتری داشته باشد بر روی آزادی اطلاعات (که اینتر نت هم بخشی از آن است) نه جهانبینی حاکم.

    Reply

  15. نگارنده می گوید:

    خوشبختانه با اولتراسرف و فری گیت! مشکل فیلترینگ حادی نخوردم تا حالا! اما وقتی از یکی دوستان شنیدم که برای تقویت فیلترینگ بودجه میلیاردی اختصاص دادن (و برای اطمینان خبر رسمیش رو پیدا کردم که در این لینک هست:
    http://www.ict.gov.ir/newsdetail-fa-3195.html
    )تصمیم گرفتم یک گزارش تهیه کنم از آمارهای مختلف و راهکارها و تاثیر آنها و …
    البته من هم مثل خیلی از دوستان چندان امیدی به دست اندرکاران ندارم با این حال به خاطر بارقه امید کوچکی که هست در حال جمع آوری اطلاعاتم و یه فرصت مناسب برای جمع بندی مطالب!
    5 میلیارد تومانی که در این خبر آمده کم نیست (آن هم تنها برای تقویت فیلترینگ)! دلم برای این پولها (و البته موارد بسیار نظیر این) میسوزد.

    Reply

    سارا رها Reply:

    جان خودم همان پیشنهادات خودم (بند آخر پست) خیلی عالیند برای صرف این بودجه! چه خوب میشه اینجوری بچه‌ها رو درسخون کرد؟!

    Reply

    نگارنده Reply:

    یادم باشه یه تحقیقی بکنم که به نفع درس نخونها هم باشه (;
    درس خوندن خوبه ها! اما کارهای بهتر هم شاید باشه!
    من خودم تحقیق و مطالعه رو ترجیح میدم! سیستم آموزشی ایران باگ زیاد داره!

    Reply

  16. علي می گوید:

    اميدوارم مطلب شما تاثير گذار باشه. چند هفته اخير فيلترينگ به اوج خودش رسيده . مثلا در اصفهان سايتي مثل delicious.com رو فيلتر كردند.

    Reply

  17. ناباور می گوید:

    دوست عزیز، بسیار مطلب حق‌طلبانه و بجایی بود. کاملا با اصل و ریشه مطلب موافقم.

    راستش من همیشه برایم جای سوال بوده که چرا برخی باورمندان انقدر متعصبانه با مسائل برخورد می‌کنند؟ مگر خود را وکیل وصی آفریدگار جهانیان می‌دانند؟ اگر واقعا به خدایی مهربان، دانا و قادر مطلق ایمان دارند، این کارها دیگر چه معنی دارد؟ خفه کردن صدای مخالف با تحدید، زندان، قتل کافر و در دنیای مجازی فیلترینگ وبلاگ‌ها و وبسایت‌ها تنها نشان دهنده یک چیز است: ضعف. شاید چون در ته دل به آنچه می‌گویند معتقد نیستند. وگرنه فکر می‌کنم موجودی که پروردگار جهان باشد خودش بهتر می‌توان با مخالف برخورد کند! به همین خاطر گاهی به طنز می‌گویم:
    خدایا مرا از شر پیروانت محفوظ دار!

    البته قطعا نه همه پیروان. ولی فکر می‌کنم اگر هم خدایی باشد بسیار خردمندتر، آزاداندیش‌تر، مهربان‌تر و عاقل‌تر از این حرف‌ها باشد.

    من امیدوار بودم که این وبلاگ بتواند محلی باشد هر چند کوچک برای گفتگو و تبادل نظر آزاد. اتفاقا گفتگوهای خوبی هم انجام شد. دوستان دیندار و بیدین بسیاری پیدا کردم؛ و جز یکی دو مورد برخورد دینداران و مخالفان خوب بود. من را امیدوار کرد. ولی حال نمی‌دانم چه کار کنم. روز جهانی داروین هم نزدیک است و می‌خواهم مطالب مرتبط با آن را بنویسم. نمی‌دانم وبلاگ جدیدی بزنم یا در همین ناباور ادامه دهم.

    + سپاس دوباره. نظر لطفتان است.

    شاد و پیروز باشید
    ناباور

    Reply

    سارا رها Reply:

    به نظر من در همین وبلاگ ناباور ادامه دهید. راستش فیلتر کردن فقط خواننده‌هایی را که با سرچ به وبلاگ می‌رسند کم می‌کند. والا آنها که خواننده دائمی باشند و یا اهل این باشند که بخواهند مطلبی جدی بخوانند براحتی از فیلترشکن‌های متعدد استفاده می‌کنند.

    Reply

  18. برنامه های آشنایی با فرگشت (تکامل) به مناسبت روز داروین « ناباور می گوید:

    [...] آوای موج هم مطلبی در مورد ‌فیلتر‌ینگ‍ نوشته‌است: سخنی با ‌فیلترکنندگا‌ن. این پست را با سخن خردمندانه‌ای از ولتر آزاداندیش به [...]

  19. فرشید می گوید:

    مسیله اصلی همین جاست که حکومت قصد حفاظت از اسلام را ندارد بلکه هدف حذف مخالفین و حفظ حاکمیت است…اسلام و کعبه بهانه اند….

    Reply

  20. LK می گوید:

    بابا شما هم خیلی خوشحالی ها. فکر میکنی این مسئولان حرف حالیشون میشه یا اصلا میفهمن منطق یعنی چی؟
    بابا اینجا ایرانه ها

    Reply

  21. بامداد می گوید:

    مرسی سارا. خیلی خوب بود.

    Reply

  22. Morteza می گوید:

    Salaam

    az oon commente seyed nasser ja khordam, dar morede gardan zadane oon shaer! hala fahmidi ba ki tarafi sister?

    Reply

    سارا رها Reply:

    I think you are mistaking in his intention. Nevertheless, there is such Hadis and I knew it too. Why that Hadis does not apply in this discussion while I still believe I could use the Prophet’s grandfather Hadis is longer than I can explain here. It is easy to make misleading argument.

    Reply

  23. hame می گوید:

    سلام هیییییییییییییییییییییییییییییییییییی!!!!!!!!
    من تازه گی ها باسه آپدیت مکافی چون دیگر قید ایران و زده از فیلتر شکن استفاده میکنم اما دیگر هیچU82 کار نمکند موندم میان دنیا وآخرت !!!!!

    Reply

  24. لینک‌های روز: هفتان هم تحمل نشد « بامدادی می گوید:

    [...] سخنی با فی.لتر کنندگان: انتقادی سازنده و یک پیشنهاد »» آ… چند پیشنهاد عالی. حالا که فیل.تر می‌کنید دست‌کم مفید و کاربردی این کار را بکنید! [...]

  25. عرفان می گوید:

    يك پرانتز وسط بحث باز كنم.
    ويكي پدياي فارسي در دانشگاه ما فيل طر است! خنده داره به خدا!

    Reply

  26. yasin ghasemi می گوید:

    مطلب جالبي بود…
    اينها اگر وجدان كاري داشتن وضعشون خيلي بهتر بود
    كسي كه ماه ها و يا سال ها مياد زحمت ميكشه و در اخر فيلتر!
    دايه ي دلسوز تر از مادر شدند…
    http://www.lovestan.ir
    يك سايت دوستيابي…
    خب همگي ميدونيم كه كمتر سايت دوستيابي در ايران با فيلتر روبرو نشده!!!
    دليلش هم نميدونم والله!
    حتما ميترسن كه جوان هاي ايراني از طريق اين سايت ها كارهاي غير اخلاقي نكنند! همان حكايت سوره فيل!
    در اين سايت سخنراني دكتر شريعتي رو گزاشتم
    يكي از معدود كساني كه نترسيد و مشت محكمي بر دهان اين بزدلان زد…
    به اميد آزادي…
    ياسين قاسمي

    Reply

  27. ورتیگونه می گوید:

    حالت خوبه ؟!؟! کجا زندگی می‌کنی ؟!

    نوشتی:
    اینکه او به خدا معتقد نیست و احیاناً در باب رد بعضی از استدلالات اثبات وجود خدا می‌نویسد، دلیل بر این نمی‌شود که صدایش را خفه کنید.

    این دلیل برای خفه کردن با طناب دار کافی که چه عرض کنم زیاد هم هست، چه برسد به فیلترینگ.

    Reply

  28. ramin می گوید:

    با سلام مدیر محترم
    سایت iranmeet تمایل به تبادل لینک با شمارا دارد
    اطلاعات سایت :
    PR : 2
    الکسا : ۱۲۸ هزار
    عنوان : دانلود رایگان
    نام سایت http://www.iranmeet.com
    در صورت قبول این پیشنهاد ما را با مشخصات بالا لینک کرده و مشخصات خود را برای ما ارسال کنید
    به امید همکاری بیشتر

    Reply

  29. Morteza می گوید:

    salaam sara jan

    long time, no see

    in vartigoone javabe bahali dade-ha. haghe matlab ro ada karde

    in nabavar khoonesh mobahe

    Reply

    سارا رها Reply:

    هستم که همین دور و برا! این گوشه راست رو نگاه کنین؛ توی روزانه ها!
    ولی واقعا بدجوری سرم شلوغه. با این همه من به این خانه مجازی بیشتر از خانه حقیقی ام می رسم!!

    Reply

    Morteza Reply:

    salaam

    kheili az adam-ha dar khaneye majazishoon bishtar hal mikonan bashan ta haghighi, choon khaneye majazi ro motabeghe meile khodet miszai

    Reply

  30. كاوه می گوید:

    بنده چون خيلي از افكار بلند و متكي به استدلالات “قوي” متكي بر ماليات اينجانب و پول نفت را “نادرست” ميدانم، فيلتر كردن را به هر مناسبتي مناسب نميدانم. راستش خيلي از كامنتها را هم دقيق نخواندم - كسي اگر خواست بتواند “اعتراضكي” هم بكند كه مشغول باشد - اما چيز كوچكي كه ميخواستم بگويم اين است كه فيلتر كردن هم به مثل تمام امورات ديگرمان علاوه بر خط مشي هاي كج و كوله مردم مشغول كن، بر طبق طبع مريض فيلترچيها و سيستمهاي مزخرف فعليشان هم انجام ميشود. اين است كه به جز چند سايت، بقيه موارد فيلتر شده در بين ارائه دهندگان خدمات اينترنت يكسان نيست. ياد آن وقتي ميافتم كه مردم فيلم ويدئو را در پاكت ميوه ميگذاشتند! اينترنت هم…

    Reply

  31. حنا می گوید:

    چند سفسطه در اینجا به کار رفته است . مثال میزنم:
    -ادامه روش قدیمی صحیح است : پدر به فرزندش میگوید من اتومبیل ندارم. پدرم هم اتومبیل نداشته. پدر او هم اتومبیل نداشته. بنابراین تو هم نباید اتومبیل داشته باشی.
    پاسخ : شاید همه آنها در دوران زندگی خود نیازی به اتومبیل نداشته اند یا شاید اتومبیلی وجود نداشته است.
    - ما بهترین مبل را تولید میکنیم چون به روش سنتی تولید میکنیم.
    پاسخ : مثل همیشه نامرغوب.
    -سیاه و سفید دیدن : دو نوع آدم وجود دارد. فقیر و ثروتمند. آیا شما میخواهید ثرتمند باشید یا فقیر باقی بمانید.
    پاسخ : درجات متعددی بین فقیر مطلق و بسیار ثروتمند وجود دارد.
    -اگر شما با ما نباشید بر ضد ما هستید.
    پاسخ : ممکن است فردی فقط با بعضی از نظرات شما موافق باشد و فرد دیگری با بعضی دیگر از نظرات شما موافق باشد ولی نه کاملا موافق و نه کاملا مخالف.

    Reply

  32. sepehr می گوید:

    من دانشجوی رشته کامپیوتر هستم از این بحث ها هم زیاد کردم ولی فایده نداره

    با تشکر

    Reply

  33. رضا می گوید:

    ملت ایران بجای انکه سایتها را فیلتر کند باید طرز فکر جامعه را باید عوض کند

    Reply

    سارا رها Reply:

    ای بابا آقا رضای عزیز! این روزها که در خیابانهای ایران راه میرم و فقط با مردم معمولی کوچه و خیابان و کسبه و این پسر دخترهای ولو در خیابان حرف میزنم و از جمع های روشنفکری و آکادمیک به دورم می بینم چقدر هر روز از روز پیش خانه از پای بست ویران تر می شود….غم و غصه ای همچین ته گلوم رو میگیره و فشار میده که منی که همیشه عادتمه که مثبت ببینم هم دیگه دلم نمیخواد اصلا ببینم…

    Reply

    pooyaa Reply:

    مشکل مردم ایران ناامیدی است؛ چون راه نجاتی را نمی بینند. ولی همان مثال خانه ای را که زدید که از پای بست ویران است را اگر از جنبه مثبت نگاه کنیم:
    وقتی شما می خواهید طرح خانه ای را عوض کنید و کلا یک خانه نو و زیبا بسازید باید اول آن خانه را تا حد پایه خراب کنید و حتی پایه هایش را بکنید! این اتفاقی است که الان در کشورمان دارد می افتد تمام اصول و ارزش های اخلاقی دارد از بین می رود؛ جوانها مخصوصا می خواهند همه چیز را تجربه کنند و به هیچ چیز پایبند نیستند. این زوال ادامه پیدا می کنه تا به کف زمین برسه. اونوقته که امید ساخته شدن دوباره هست!

    Reply

  34. مسلم می گوید:

    مرگ بر ديكتاتور چه ترياكي چه مفتخور چه وافوري چه دكتر
    ننگ بر سيد علي كه آبروي ساير سادات رو هم برد
    ننگ بر عنتر دست آموز او كه اصل و نسب اسرائيليش بر همه ايرانيان ثابت شد
    درود بر ايرانيان سبز و غيور و شجاع كه حلقه محاصره را روز بروز بيشتر از قبل بر حاكمان جائر و ولايت وقيح تنگ تر مي كنند پيروزي و شادي و آزادي از آن ملت ايران است
    محرم ماه خون است سيد علي سرنگون است
    منتظري زنده است ديكتاتور بازنده است

    Reply

  35. vahid می گوید:

    راست میگی اینها دیگه شورش رو در آوردن. فکرکنم اینها اصلا سایت رو نگاه ممیکنند و به صورت RANDOMفیلتر میکنند .
    من خودم یه بچه مذهبی هستم ولی امروز که میخواستم سایت عقیده رو ببینم ,اون پیام اعصاب خورد کن جلوم ظاهر شد .
    هفته قبل هم که می خاستم در مورد چرچیل تحقیق کنم بیشتر سایتها فیلتر بود, که بی خیالش شدم . شما بگید برای یک دانشجوی علوم سیاسی چی از این مهمتره که کتابهای خاطرات چرچیل و اسناد لانه رو داشته باشه. تا از روشهای توطعه و استراتژیها انکلیس و آمریکا اگاه بشه . مگه کتابی معتبرتر از کتاب چرچیل در مورد جنگ جهانی دوم وجود داره؟ اخیرا هم که اکثر سایت های سیاسی را بستن .این چیزیه که نتیجه ای جز کوری سیاسی نداره … واقعا متعصفم…

    Reply

شما چه نظری دارید؟

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS
FireStats icon Powered by FireStats