لطفاً مطالب این وبلاگ را در وبلاگ دیگری کپی نکنید؛ به جایش اگر دوست داشتید به آن لینک دهید. چاپ مطالب در مجلات نیز با ذکر و لینک منبع آزاد است. برای آشنایی با قوانین کپی رایت می‌توانید اینجا را ببینید. با تشکر، سارا رها

خواندنی های روز:

استفاده از نوروساینس در بازاریابی

علمی شما چه نظری دارید؟

لابد می‌دانید و یا حدس می‌زنید که چقدر در بازاریابی سعی می‌کنند از روانشناسان و نوروساینتست‌ها برای یافتن راه‌های فروش بیشتر  استفاده ‌کنند. پروژه‌های میلیون دلاری خرج تحقیقاتی می‌کنند که ببینند چه تبلیغاتی روی مردم اثر بیشتر در جهت فروش بیشتر می‌گذارد. مثلا آقای مارتین لیندستورم که مدیر کل شرکت لیندستورم در نیویورک است برای پیدا کردن راست و دروغ رفتار مشتری‌ها یک پروژه سه ساله با هزینه 7 میلیون دلار را اجرا کرد که طی آن مغز 2000 نفر از  5 کشور مختلف را اسکن کردند در حالیکه به افراد تبلیغات مختلفی را نشان می دادند.  حاصل این پروژه کتاب “تئوری خرید“ (buyology) شد که به عنوان پرفروش‌ترین کتاب بازاریابی هم شناخته شده است.

نقطه شروع آقای لیندستورم این فرضیه بود که مردم به هنگام پاسخگویی به یک پرسشنامه در باره نحوه خریدشان دروغ می‌گویند در حالیکه اسکن مغزی توسط fMRI و ضبط امواج مغز حقیقت را نشان می‌دهد.

در کتاب بایولژی آقای لیندستورم نتایجی می‌گیرد که علیرغم پرفروش بودن‌ِ آن، اهل فن بر آن انتقادات زیادی هم به لحاظ علمی-روانشناسی وارد کرده‌اند مثل این مقاله که بد نیست نگاهی به آن بیندازید.

در سال‌های اخیر هم که تب استفاده از fMRI بالا گرفته (بماند که اخیراً روی درستی دریافت‌های حاصل از آن هم محل شک و تردید پیدا شده است) کمپانی‌های بزرگ و دانشکده‌های مدیریت و بازاریابی هم پروژه‌های تحقیقی میلیون دلاری اجرا می‌کنند تا کشف کنند که مردم چگونه خرید می‌کنند. آقای اریک اسپانجبرگ که رئیس کالج بازرگانی دانشگاه واشنگتن استیت است می‌گوید: “ما در آستانه کشف رفتار ضمیر ناخودآگاه هستیم.”  منظور ایشان، آنطور که در ادامه صحبتشان در آن مقاله آمده، اینست که به کمک دستگاه‌ fMRI می‌توان فهمید که چرا مردم چیزی را که در پرسشنامه بطور متوسط  90٪ می‌گویند که خواهند خرید در واقع 8٪ مواقع نمی‌خرند. به نظر می‌رسد که اینجا هم همان فرضیه آقای لیندستورم در باب دروغگویی مردم در پرسشنامه‌های بازاریابی است که به کار گرفته شده است.

من شخصا در هیچ پرسشنامه بازاریابی‌ای (آن قدیم‌ها که بیکار بودم یکی دوتایشان را به هوای هدیه‌شان پر کرده بودم) هرگز چه آگاه و چه ناخودآگاه دروغ ننوشته‌ام. ولی من از آن دسته آدم‌ها هستم که همیشه در کوتاه‌ترین زمان ممکن خرید می‌کنم و عقیده دارم که اکثر تبلیغات دروغ می‌گویند! شبیه همان که آنها هم عقیده دارند که ما خریدارها دروغ می‌گوییم! با این اوصاف راستش خیلی خوشم آمد وقتی که در ادامه مقاله و صحبت‌های آقای اریک اسپانجبرگ خواندم که یک متخصص فروش در بوستون نتیجه پروژه‌هایش این بوده که علیرغم استفاده از همه‌ی تکنولژی‌های پیشترفته، موثرترین راه برای افزایش فروش بطور ساده حرف زدن با مشتری است!

بنابراین لازم نیست که یک تیم نوروساینس استخدام شود و دستگاه 2 میلیون دلاری fMRI استفاده شود تا بهترین راه تبلیغ پیدا شود که تازه آنهم بنیانش بر این است که مشتری دروغ می‌گوید. خیلی ساده با مشتری باید حرف زد و به نظر من باید به شعور مشتری احترام گذاشت تا جنس فروش رود!

سادگی غالباً بهترین راه‌حل است. ولی بخصوص در این دوره زمانه مردم شیفته روش‌های پیچیده‌ای هستند که مسائل ساده را پیچیده جلوه دهند. ولی بقول داوینچی “سادگی نهایت پیچیدگی است”!

8 نظر برای “استفاده از نوروساینس در بازاریابی”

  1. حرف حساب می گوید:

    سادگی بهترین است.

    [Reply]

  2. parsa می گوید:

    سلام. تبلیغات مفید و مؤثر بر پایه صداقت محض ساخته می شوند. به هر حال نمی توان تبلیغات را کاملاً بی تأثیر دانست. یک بخش از وظیفه تبلیغ،آگاهی و یکی از وظایف بازاریاب مشاوره خرید است.
    جالب است بدانید هم اکنون مخالفین با تبلیغات انجمنی فعال دارند ولی هنوز هم تبلیغات در درون بازاریابی جزءلاینفک هزینه های هر سازمانی است.
    خوشحال می شوم که به وبلاگ بازاریابان هم سری بزنید.
    http://www.gmarketing.mihanblog.com
    http://www.gmarketing.blogfa.com

    [Reply]

  3. نگارنده می گوید:

    چندی پیش یک مطلب طنز در روزنامه دانشگاه خواندم که می گفت چطور از دو در دو مساوی چهار یک مقاله ژورنال در بیاوریم!
    با این جمعبندیتون کاملا موافقم!
    گویا عده ای به جای علم به فکر شیوه های خرج بودجه های تحقیقاتی اند! البته من آنجا رو چون نمیدانم منظورم نیست! همین ایران خودمان از این مسائل کم ندیدم!

    [Reply]

  4. ناباور می گوید:

    مثل اینکه این فروشنده ها همیشه در فکر غالب کردن هستند! ولی واقعا برخی تبلیغات در ناخودآگاه انسان تاثیر می‌گذارند.

    من هم از آن دسته انسان‌ها هستم که اکثر تبلیغات را دروغ می‌دانند! ولی نمی‌توانم تاثیر ناخودآگاه آنها در تصمیمات خریدم را انکار کنم. تصاویر و واژه ها چه بخواهیم چه نخواهیم روی انتخاب آخر ما تاثیر می‌گذارند.

    در مورد سادگی و صداقت هم موافقم.
    سادگی هنر فراموش شده!

    شاد باشید

    [Reply]

  5. گزارش ساز می گوید:

    تو بازار ایران راحت ترین راه ممکنه با دنیای خارج فرق کنه مثلا در مورد خودروها به نظر شما اصول بازاریابی حاکمه یا محدودیت بازار یا اجبار خریدار؟

    [Reply]

  6. آسمان آبی می گوید:

    کجایید؟آقا برو گزینه بعدی من با این پول و خرید و این جور چیز ها حال نمی کنم!!!به خصوص این که فکر کنم یکی داره مجبورم میکنه که کالاش رو بخرم بدون این که خودم بفهمم!!!

    [Reply]

  7. Morteza می گوید:

    I do not think that people would lie when they fill out a questionnaire. Why would they do so? Instead I think the reason that the questionnaires are not reflecting people’s mind is that some people just fill it out randomly, or even those who are paid to have these forms filled, do it themselves again randomly

    And of course some people fill out the forms for the free gifts, like sara! Not all of them are honest. They just fill out the forms in 10 seconds to get the gift

    [Reply]

  8. pasha می گوید:

    مرسی واقعن کار کردن رو ذهن مشتری بهترین راه من که تو بیزینس خودم همین کارو میکنم ولی مخالف اساسی دروغ هستم و فقط وسوسه میکنم :)

    [Reply]

شما چه نظری دارید؟

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS
FireStats icon Powered by FireStats