لطفاً مطالب این وبلاگ را در وبلاگ دیگری کپی نکنید؛ به جایش اگر دوست داشتید به آن لینک دهید. چاپ مطالب در مجلات نیز با ذکر و لینک منبع آزاد است. برای آشنایی با قوانین کپی رایت می‌توانید اینجا را ببینید. با تشکر، سارا رها

خواندنی های روز:

تولد با عقیده: چگونه مغز خدا را خلق می‌کند؟ - قسمت اول

علمی, فلسفی شما چه نظری دارید؟

توضیح: نوشته زیر ترجمه وفاداری است از مقاله‌ای با همین عنوان از مجله نیوساینتیست (منبع). لازم به توضیح است که ترجمه‌ی این متن به معنای اعتقاد داشتن به همه‌ی استدلالات آن از جانب من نیست. ولی از آنجاییکه این مطلب در حیطه تخصصی من نیست از نقد و بررسی آن خودداری می‌کنم و فقط ترجمه‌اش می‌کنم که آنرا مقاله جالب و در خور تعمقی یافته‌ام. اگر جایی اشکالی در ترجمه می‌بینید ممنون می‌شوم که ذکر کنید.

————

در شرایطی که بسیاری از ارگان‌ها در دوران رکود و افسردگی عمومی که در سال 1929 آغاز شد، سقوط کردند، کلیسا یک استثنا بود.حتی سنتی‌ترین کلیساها نیز بر تعداد افراد شرکت کننده در مراسم‌شان افزوده شد.

شرح این اتفاق در سال 1970 نوشته شد ولی فقط اکنون است که علم می‌تواند به بیان دلیل آن بپردازد. اینطور است که  آدم‌ها یک تمایل طبیعی به سمت باورهای مذهبی دارند بخصوص در دوره‌های سختی. مغز ما بدون کوشش به دنیایی خیالی  از ارواح، خدایان و دیو‌ها باور می‌آورد. هرچه بیشتر احساس عدم امنیت کنیم، باور به این دنیای ماوراءالطبیعه بیشتر می‌شود. بنظر می‌رسد که ذهن ما واقعا تنظیم شده که به خدا و یا خدایان اعتقاد داشته باشد.

باورهای مذهبی در همه فرهنگ‌ها مشترک‌اند: مثل موسیقی و زبان که بنظر می‌رسد بخشی از آنچه است که انسان با آن تعریف می‌شود. تا این اواخر علم از اینکه بپرسد چرا، ابا داشت. پال بلوم روانشناس دانشگاه یل می‌گوید: “این نیست که مذهب مهم نیست، بلکه اینطور است که مذهب مثل یک تابو برای مردم است و برای همین پیشرفت علم در پیدایش مذهب کم بوده است.”

ریشه اعتقادات مذهبی هنوز یک معما باقی‌ مانده است. ولی در سال های اخیر دانشمندان پیشنهاداتی داده‌اند. یکی از ایده‌های پیشرو اینست که مذهب یک تطبیق تکاملی است که باعث می‌شود مردم بهتر دوام بیاورند و در نتیجه ژن‌های خود را به نسل بعد منتقل کنند. با این تئوری، باورهای مذهبی به اجداد ما کمک کرده است تاگروه‌های کوچکی را که با هم شکار می‌کردند، در بچه داری به هم کمک می‌کردند و غیره تشکیل دهند و بتدریج این گروه‌ها دوام بیاورند و گسترده شوند.  بدین ترتیب مذهب توسط پروسه فرگشت (تکامل) انتخاب شد و در نهایت به همه جوامع بشری نفوذ پیدا کرد.

با این وجود تئوری مذهب در نتیجه تکامل به مذاق همه خوش نمی‌آید. آنتروپالژیست، اسکات اتران (Scott Atran)، از دانشگاه میشیگان این تئوری را چندان منطبق با تکامل (فرگشت) نمی‌داند و می‌گوید که با توجه به گستردگی اعتقادات مذهبی چندان این ایده منطقی به نظر نمی رسد. برای مثال او می‌گوید که اعتقاد به زندگی پس از مرگ به سختی با نظریه تکامل و دوام آوردن و پخش کردن ژن‌ها تطابق دارد. بعلاوه اگر هم منفعتی داشته باشد، باز هم این تئوری توضیح نمی‌دهد که ریشه مذهب در چیست؛ فقط توضیح می‌دهد که چگونه پخش شده است.

یک تئوری دیگر که توسط اتران بیان شده است اینست که مذهب یک فراورده طبیعی عملکرد ذهن انسان است.

این به این معنا نیست که مغز انسان یک قسمت برای خدا داشته باشد همانطور که یک قسمت برای یادگیری زبان دارد؛ بلکه به این معنا است که برخی از توانایی‌های خاص انسان که باعث شده است که انسان یک موجود موفق و برتر شود، همان توانایی‌ها باور به ماوراءالطبیعه را نیز خلق می‌کنند. بلوم می‌گوید اکنون برخی از تحقیقات زیربنای این تئوری را بنیان گذاشته‌اند که باورهای مذهبی در واقع بطور بنیادین در مغز ما ثبت شده‌اند. (اینجا عبارت hard-wired استفاده شده است که من آنرا “بطور بنیادین” ترجمه کرده‌ام چون ترجمه بهتری به ذهنم نمی‌رسد ولی ترجمه خوبی هم نیست.hard-wired  اصطلاحاً به پاسخ و عکس العمل‌های بدون تفکر و تلاش مغز می‌گویند. مثلاً اگر دست را روی آتش بگیریم، مغز دست را پس می‌کشد و این یک پاسخ طبیعی و هارد-وایر شده مغز است. ولی در عین حال معادل رفتارهای غریزی نیست. شما اگر عبارت بهتری برای ترجمه‌اش می‌دانید لطفا ذکر کنید.)

مبنای این تئوری‌ها براساس مشاهدات تحقیقاتی است که روی بچه‌ها انجام شده است. در اینگونه تحقیقات فرض بر این است که ذهن بچه‌ها نماینده حالت طبیعی و اولیه (default) ذهن آدمی است که بعدها البته در دوران بزرگسالی تغییر می‌کند. جاستین بارت (Justin Barrett) آنتروپالژیست دانشگاه آکسفورد می‌گوید: “کودکان بطور طبیعی پذیرش زیادی برای باور به خدا دارند و این پذیرش اولیه خشت بنای اولیه طرز تفکر حسیِ ما را در طول حیات‌مان می‌گذارد.”

پس چگونه مغز و یا ذهن آدمی خدا یا خدایان را خلق کرده است؟ بلوم می‌گوید: “یکی از پارامترهای کلیدی اینست که مغز ما دو سیستم فکری (cognitive) مجزا برای تحلیل کردن مسائل ذهنی و یا ارادی و مسائل در ارتباط با اشیاء دارد.

این تفکیک بسیار زود در زندگی هر کسی بوجود می‌آید. بلوم و همکارانش نشان داده‌اند که کودکان حتی 5 ماهه نیز بین اشیاء و آدم‌ها تفاوت قائل می‌شوند.  اگر یک جعبه در مقابل آن‌ها تکان بخورد و بایستد نوزدان عکس العمل نشان می دهند ولی اگر یک آدم همان کارِ جعبه را انجام دهد، آنها هیچ عکس العمل ناشی از توجه و یا تعجب را نشان نمی‌دهند. از دید کودکان اشیاء می‌بایست که از قوانین فیزیک پیروی کنند و به شکل قابل پیش‌بینی‌ای حرکت کنند. در حالیکه آدم‌ها، که اهداف و نیت‌های خودشان را دارند، می‌توانند به هر شکلی حرکت کنند.

بلوم می گوید که این دو سیستم مغزی خودکار هستند و ما را به دو گونه طرز برخورد با جهان وامی‌دارند: یکی با ذهنیات سروکار دارد و دیگری با جنبه‌های فیزیکی دنیا. او این فرض را که ماده و ذهن از هم مجزا هستند یک دوگانگی بدیهی می‌خواند. بدن برای پروسه‌های فیزیکی مثل غذا خوردن و حرکت کردن است، در حالیکه ذهن هشیاری ما را بطور مجزا از بدن هدایت می‌کند.

شواهد بسیاری هست دال بر اینکه فکرِ ذهنِ بدونِ بدن طبیعی است. مردم به راحتی روابطی با کسی که وجود خارجی ندارد به وجود می‌آورند حدود 50٪ کودکان 4 ساله یک دوست خیالی دارند و بزرگسالان غالبا روابطی روحی با نزدیکانشان که از دنیا رفته‌اند و یا یک شخصیت افسانه‌ای و یا حتی شریک زندگی خیالی دارند. همچنانکه بارت خاطرنشان کرد، این یک مهارت مفید ناشی از تکامل یافتگی انسان است.  بدونِ آن ما نمی‌توانیم سلسله مراتب گسترده اجتماعی را نگاهداریم و یا اینکه حدس بزنیم که یک دشمن نادیده چه نقشه‌ای ممکن است که داشته باشد. نیاز به یک بدن برای فکر کردن به ذهن آن در واقع یک استعداد بسیار مفیدِ خاصِ انسان است.”

ادامه دارد

39 نظر برای “تولد با عقیده: چگونه مغز خدا را خلق می‌کند؟ - قسمت اول”

  1. 40tike می گوید:

    یه تحقیقی روی مغز افراد دین باور شده بود که نتیجه نشون میداد قسمتی از مغز این افراد خیلی بیشتر فعال از مغز آدم های دین نباور.

    Reply

    ناباور Reply:

    احتمالا این مورد نظرتان بوده: تجربه دینی در مغز

    Reply

  2. omid می گوید:

    ممنون تا این جا که جالب بود.

    Reply

  3. کیوان بنی اسدی می گوید:

    «لازم به توضیح است که ترجمه‌ی این متن به معنای اعتقاد داشتن به همه‌ی استدلالات آن از جانب من نیست.»

    ببینید اگر جربزه و شهامت نوشتن یا ترجمه یک متن علمی بدون این مدل دستمال زدن های از سر ناچاری و مذبوحانه ندارید مجبور نیستید این کار را بکنید. هستید؟ با این افاضات فقط تولید نوفه می کنید و جلوی ارتباط مخاطب و متن علمی را بخاطر جبریات ایدئولوژیک میگیرید و فضای ذهنی ایرانیان را از این که هست هم آلودتر می کنید. این جور «زائده های » بر متن را به اندازه کافی در ملاسهای دینی و معارف جمهوری اسلامی ته هر متن ازاد و مستقلی که بوده بخوردمان داده اند. اینجا هم دست از این ترسو کاریها بر نمی دارید؟
    مگر مجبورید عزیز من؟ خوب جراتش را نداری زبان به کام بگیر همان حرفهای امن و «بی آزار» ت را بگو و زحمت را کم کن.

    Reply

    سارا رها Reply:

    شما مختارید هرجور که دوست دارید فکر کنید و بیشتر از آن مختارید که وبلاگ مرا نخوانید! ولیکن من به لحاظ علمی و از دید نوروساینس روی بعضی از ادعاهای محققین اشاره شده در این مقاله بجث دارم. خیلی از نوروساینتیست‌ها به همین استقلال ذهن از بقیه مغز هم باور ندارند ولی نوروساینس هم حیطه تخصصی من نیست و فقط در حال یاد گرفتنش هستم.

    Reply

  4. 3pehrr می گوید:

    عالی توضیح داده

    رگه گردن بعضیا هم نباید بلندشه

    علمه دیگه

    Reply

  5. طاها بذری می گوید:

    ما منتظر قسمت های بعدی هستیم.

    البته

    آن‌جا که علم جوابی ندارد٬ خدا جای نادانی را می گیرد. خدایان از بین می روند و خدای واحد جای آن‌ها را می گیرد٬ چون علم پیشرفت می کند و نیازی به خدایان بی شمار نیست. روزی شاید این علم آن یکی را هم کنار بزند!

    Reply

  6. pooyaa می گوید:

    خوب این پست خیلی شبیه پست لرد کاوی است.
    این مطلب هر چند که دقیق و علمی بیان نشده ولی کلیت آن را قبول دارم.
    و در این عین حال به نظرم هم قابل استفاده خداباوران است هم خداناباوران. چون خداباوران معتقند که خدا مغز را طوری خلق کرده که او را بشناسد و ناباوران هم می گویند کل تصور خدا زائیده مغز است. نتیجه مشترک: بهرحال تصور خدا در ذهن وجود دارد!!

    Reply

  7. Iman می گوید:

    مرسی . عالی بود
    برداشت من این که شما می فرمایید خدا ساخته ذهن بشره ؟؟؟

    لطفآ پاسخم را بدهید.
    ممنون

    منتظر قسمت بعدی مقالتون هستم

    Reply

    سارا رها Reply:

    بنده هنوز چیزی را نمی‌فرمایم!! این مقاله هر سه قسمتش ترجمه است که بتدریج خواهم نوشت. هدف من چیز دیگری است. زود قضاوت نکنید!

    Reply

  8. mahbod می گوید:

    چیزی که من به ان پی برده ام اینست که بوجود امدن مذاهب باید ها و نبایدهایییست که امروز به نام قانون بوجود امده و مذهب و خدا تنها ساخته ذهن بشر است و وجود خارجی ندارد و هر چه اعتماد بنفس انسانها پایین تر باشد بیشتر به مذهب و خدا و خرافات و جادو و دنیای ماورا روی میاورد چون انسان میخواهد تکیه گاهی داشته باشد و این عدم اعتماد بنفس بالا در انسانهای ضعیف میباشد که خود به تنهایی برای حل مشکلاتش تلاش نمیکند

    Reply

  9. babak می گوید:

    جالب بود..من فقط گوش میدم.

    Reply

  10. سعید می گوید:

    نظر من: سلام. اگر خدا فقط یک کلمه و یک اسم بود که زاییده مغز بشر باشه در اون صورت توانایی انجام کاری را هم نداشت، مثل بت ها و داستانها. انسان در مواقع سختی به یاد خدا میافته اما این به این معنی نیست که یک انسان ضعیف خودش رو بکشه کنار و فقط منتظر باشه تا ببینه خدا چیکار میکنه. انسان تلاش میکنه ولی یه مواقعی ممکنه تلاش انسان به هدر بره. حال اگر به قدرت خداوند ایمان داشته باشه این قدرت نتیجه همه تلاشهای انسان رو به خودش بر میگردونه و نمیزاره که به هدر بره. من به این قدرت بزرگ و عجیب میگم خدا. این شانس نیست این یه قدرت واقعیه که در ارتباط تنگاتنگ با انسانه و در لحظات حساس و خطرناک و یا مواقعی که هیچ امیدی نمیمنوه قدرتش میتونه به راحتی آشکار بشه(به شرطی که اون رو باور داشته باشیم).

    Reply

    محمود Reply:

    شما با همون داستانهات خوش باش برادر

    Reply

  11. حرف حساب می گوید:

    زحمت زیادی برای ترجمه اش کشیدی که پیداست. ممنون. برای هارد وایر هم شاید بشود برنامه ریزی شده و یا خودکار را گذاشت.

    Reply

  12. Morteza می گوید:

    Thanks a lot for this post! Unfortunately, most of the researches cited here are somehow religious or have been grown up in religious nations. I had a Chinese friend for 6 years. In his brain, there was no part for God, either hard-wired or loose-wired. He simply would not bother to think about it

    My 4.5 old speaks English rather good. One day I asked him about the word “God”, he said what? He even had not heard about this word and anything about it. But he asks me how he had come to this word, and then he keeps asking then how his grandparents came to this word and so on, so forth. This is where some people may say that ok ok God made us, but I will not tell him so. We better say, we do not know

    But, having said all of this against religion, let me add this as well: one of my friends said something interesting about religion: If you believe in God, your everyday life will probabely become more lovely

    Reply

    ناباور Reply:

    درود مرتضا جان. فکر نمی‌کنم سخن شما در مورد دیندار بودن این دانشمندان کاملا درست باشد. اکثر این پژوهش‌ها هم در کشورهای سکولار و محیط‌های دانشگاهی بی طرف انجام می‌شود و نمی‌توان به آن انگ داشتن تعصب دینی زد.

    چیزی که هست مساله دین و خدا در جوامع بشری بوده و هست. این قابل انکار نیست. حال دانشمندان در تلاشند تا علت علمی آن را بفهمند. این نشان نمی دهد که دین خوب است یا بد. تنها نشان می دهد که چه طور به وجود آمده و تکامل یافته.

    + در مورد سخن دوستتان در بند آخر؛ من به عنوان یک ناباور که تجربه اش را دارم؛ مخالفت خودم را اعلام می‌کنم! به نظر من زندگی به طرز شگفت آوری زیبا و هیجان انگیز است. این در حالی است که شور و اشتیاق من هیچ ریشه دینی ندارد؛ چون من کاملا بیدینم. اتفاقا زندگی من به نحوی با قوی تر شدن دید انتقادی و شک نسبت دین و خدا شیرین تر شده است!

    + البته گمان می‌کنم شما هم بیدین باشید! در مورد اینکه پاسخ برخی سوالات را باید با “I don’t know” بدهیم کاملا موافقم. متاسفانه برخی چنین نمی‌کنند. در مورد به وجود آمدن انسان هم می‌توانید به او به صورت ساده فرگشت (Evolution) را توضیح دهید.

    شاد باشید

    Reply

  13. Fariborz می گوید:

    دوست عزیز،

    من به عنوان خواننده وبلاگ ترجیح میدهم اگر شما متن علمی را ترجمه می کنید از این عبارت ها بالای متن ننویسید: “لازم به توضیح است که ترجمه‌ی این متن به معنای اعتقاد داشتن به همه‌ی استدلالات آن از جانب من نیست.”

    متن فوق، مطلب شما را جهت دار میکنه و لازمه هر کار علمی (حتی مطالعه مطلب علمی هم) نیاز به باز بودن و بدون جهت بودن ذهن داره.

    سعی کنید کار با ارزشتون را (آگاهی جامعه ایی که سایت شما را مورد بازدید قرار میده) با یک جمله جهت نادرست بهش ندید.

    Reply

  14. Fariborz می گوید:

    من اصل مقاله را مطالعه کردم، مطلب جالبی است فقط یک مشکل این دوستان در نمونه هاشون (Test case) هاشون دارند و انهم اینکه آنها حتما افرادی را انتخاب کردند که یا مذهبی بودند یا در خانواده مذهبی بودند و یا محیط اجتماعی شون وابستگی شدیدی به مذهب داره. چرا؟ به این علت که من با کسانی که در شوروی سابق بزرگ و تقریبا پیر شده بودند صحبت کردم کسانی که هیچ مذهبی را تجربه نکردند و هیچ کلیسا و مسجد و کنیسه ندید (البته خوش بحالشون) آنها هیچ درکی و فهمی از خدا نداشتند و چه سعادتمند بودند. می گفتند این چیه که شما خودتون باهاش سرگرم کردید؟ چطوری به همچین چیزی رسیدید؟ چرا به جای دعا نمی رید فعالیت و تلاش کنید تا به آن چیزی که می خواهید برسید؟

    Reply

  15. Fariborz می گوید:

    دو کامنت منهم که نشان داده نشد. لطفا زحمتش را بکشید. سپاسگزارم.

    Reply

  16. حسین می گوید:

    من یک پسر کاکل زری خیلی خوشگل دارم.در اثبات وجود خدا همین برام کافیه.من هیچ دخالتی در آفرینش و تکمیل اون نداشتم.وقتی که میبینم برای ساختن یک وسیله ساده چند صد نفر درگیر می شوند نمی تونم قبول کنم درست شدن یک موجود به نام انسان اون هم از آب متئفن به صورت اتفاقی بوده باشه.خودتون رو الکی گول نزنید.خدا هست.

    Reply

    morteza Reply:

    Hossein khan,

    Of course you had some role in creation of your son! I am sure

    You have mixed several different things together and came up with a false conclusion

    Reply

    ناباور Reply:

    حسین گرامی پیشنهاد می کنم در مورد فرگشت (Evolution) بخوانید. با درود

    Reply

  17. ALIRE7A می گوید:

    عنوان متن یه مقدار اشکال داره به نظر من
    خدا مخلوق نیست و مغر هم خالق نیست

    Reply

  18. links for 2009-02-17 | نیم خط وحید » انعکاس لینکهای جالب و خواندنی روز می گوید:

    [...] تولد با عقیده: چگونه مغز خدا را خلق می‌کند؟ [...]

  19. noname می گوید:

    با تشکر از زحمت شمادر ترجمه مقاله.من هر سه قسمت مقاله شمارا به قالب یک فابل PDF درآوردم. در صورتی که تمایل داشته باشید میتوانم یک نسخه از آنرا برای شما ارسال کنم تا برای دانلود در سایت بگذارید.لطفاٌ در صورت تمایل کامنت بگذارید
    با تشکر از مطلب سودمند شما
    ضمناً کتابی با عنوان «وانسان خدا را آفرید» به قلم آقای دکتر الف-ب (در خود کتاب اینطور نوشته شده) در این زمینه هست که به بررسی تاریخی پیدایش خدا در نزد انسان میپردازد
    لینک آنرا هم در کامنت بعدی برای علاقمندان میگذارم.

    Reply

  20. noname می گوید:

    لینک دانلود کتاب «و انسان خدا را آفرید»
    http://www.4shared.com/file/49147427/4878db7d/va_ensan_khoda_ra_afarid.html

    Password : parsfreedom

    Reply

  21. SAGeet می گوید:

    با اجازت می خوام تبدیل به جاوا کنم برا موبایل سه قسمتو , البته با ذکر منبع .

    Reply

    سارا رها Reply:

    اشکالی ندارد. اصل منبع مقاله به انگلیسی را هم ذکر بفرمایید.

    Reply

  22. پرهام می گوید:

    حالم از خودت و وبلاگیت بهم می خوره [...]
    __________________

    سارا: کلمه داخل براکت بی ادبانه بود و من حدفش کرده ام.

    Reply

  23. noname می گوید:

    سلام به دوستان
    فابل PDF مقاله را با ذکر مندع فارسی و انکلیسی Upload کردم
    لینک دانلود : http://www.megaupload.com/?d=TYU8355C

    Reply

  24. noname می گوید:

    با عرض معذرت، مقاله با ذکر «منبع» فارسی وانگلیسی Upload شد.امیدوارم مفید باشد.

    Reply

  25. لُرد کاوی می گوید:

    این آقای Justin Barrett از پیشروان این قضیه است. این شاخه از علم روانشناسی بسیار جالب است.
    ممنون رها جان

    Reply

  26. علي می گوید:

    نظمي كه در اين دنيا وجود دارد نميتواند اتفاقي باشد.

    Reply

    هیچ باور Reply:

    در مورد نظم و اینکه انچه ما در جهان میبینم نیازی به وجود یک افریدگار هوشمند ندارد:

    http://secularismforiran.com/weinberg_cc1.htm
    &
    http://secularismforiran.com/nazm-gozinesh.htm

    Reply

  27. دشت سبز می گوید:

    بوعلی سینا می گوید این وجودی که وجود دارد یا ممکن است یا واجب. اگر واجب است که واجب الوجودی هست و اگر ممکن است پس قطعا به یک واجب الوجود نیاز دارد.

    Reply

    هیچ باور Reply:

    البته من هم باهاش موافقم از نظر علمی واجب الوجود ماده(انرژِی-جنبش)است.

    Reply

  28. فرهاد می گوید:

    مطلب جالبیه و ترجمه شما قابل تقدیره فقط با کامنت گذار اول موافقم که بهتر بود دیسکلایمر(ترجمه کنید لطفا!) اول رو اصلا نمی نوشتی. در هر حال خوبه که با طرح نگاه ناتورالیستی (دین به مثابه یک پدیده طبیعی) یک کم تابوهای ذهنی مسلمین هلال بلت(!) هم تلنگر بخورده. اگر این بحث براتون جالبه می توانید یک شرح مختصر تبیین های روانشناسی تکاملی از شکل گیری دین ـ (با نگاه اتئیستی بدون پولیتیکال کورکتنس) رو در کتاب پندار خدا اثر داوکینز بخوانید:
    http://secularismforiran.com/dawkins-pendarekhoda-fasle5-1.htm

    Reply

    سارا رها Reply:

    قبول دارم که در اثر رفتارهای ج.ا. آن مقدمه من تعبیر تلخی در ذهن بعضی ها میتونه ایجاد کنه ولی واقعا وقتی که اونو نوشتم همانطور که توضیح دادم زیر کامنت اول نکته توضیحی من بیشتر از دیدگاه علمی بود و نه اعلام برائت خود از لامذهبی بودن!

    Reply

شما چه نظری دارید؟

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS
FireStats icon Powered by FireStats