لطفاً مطالب این وبلاگ را در وبلاگ دیگری کپی نکنید؛ به جایش اگر دوست داشتید به آن لینک دهید. چاپ مطالب در مجلات نیز با ذکر و لینک منبع آزاد است. برای آشنایی با قوانین کپی رایت می‌توانید اینجا را ببینید. با تشکر، سارا رها

خواندنی های روز:

کشتی باده بیاور یا نیاور؟! - تازه‌های علمی

علمی شما چه نظری دارید؟

مدتی‌ست که سرم خیلی شلوغ است و فرصت نقد و بررسی مقالات علمی و بحث‌شان به زبان ساده را به شیوه سابق ندارم. از طرف دیگر دلم می‌خواهد مابین مطالبی که هر روز می‌خوانم آنهایی را که به نظرم جالب می‌رسد هم با شما سهیم شوم. پس فکر کردم که به شیوه‌ای دیگر خلاصه چند خبر را فقط بگویم و ذکر منبع طبق معمول تا بعد.

و اما عنوان این پست اشاره به محتوای مقاله‌ای‌ست در باره مفید بودن و یا مضر بودن گریه کردن و اشاره‌ام به آن بیت معروف حافظ است که می‌گوید: کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست // هرگوشه چشم گشت از غم دل دریایی و شجریان هم که محشر خوانده‌اش.

در این مقاله گفته شده که مردم عموماً معتقدند که گریه کردن باعث خالی شدن شخص از تالم و غصه می‌شود و سبک می‌شود. اما اخیراً محققین می‌گویند که این باور عمومی چندان هم همیشه درست نیست. اول از همه اینکه گریه کردن مسری است. دیگر اینکه اثر احساسی ناشی از گریه خیلی بستگی به این دارد که چه کسی پهلوی طرف است و چه عکس‌العملی به گریه شخص نشان می‌دهد. در این تحقیق اخیر بین دانشگاه‌های فلوریدا و هلند از 5096 فرد از کشورهای مختلف راجع به آخرین صحنه گریه کردنشان و عکس العمل دیگران پرسیدند و اینکه آن عکس‌العمل‌ها چه اثری رویشان داشته. 70٪ گفتند که رفتار دیگران با آنها مثبت و تسلی بخش بوده ولی حدود 16٪ هم گفتند که رفتارهای بی‌تفاوت و یا خشمگین اطرفیان باعث بدتر شدن حالشان شد.

دکتر نلسن می‌گوید که افرادی که در کودکی لزوماً محبت و نزدیکی عاطفی با پدر، مادر و یا قیم خود نداشته‌اند در بزرگسالی غالبا نمی‌توانند به راحتی گریه کنند و یا با گریه احساس راحتی کنند.

در نهایت، گریه مثل یک سیل بهاری می‌‌تواند باعث پاک شدن روح از تالمات شود ولی از طرف دیگر باید توجه داشت که همان سیل ممکن است که شخص را حسابی خیس هم بکند! پس همان که حافظ گفت: کشتی باده برای نجات بیاور!

ساعت طبیعی بدن

دیده‌اید که بعضی‌ها صبح‌ها بهتر کار می‌کنند و بعضی‌ها شب‌ها و غالباً هم به نظرشان می‌رسد که تغییر این عادت‌شان خیلی کار سختی است؟ اینطور است که آدمی یک ساعت طبیعی بدن دارد و این ساعت طبیعی بدن باعث تنظیم شدن سوخت و ساز بدن می‌شود. غالباً وقتی که این ساعت طبیعی مختل می‌شود، مثلا در اثر مسافرتی که اختلاف ساعت فاحش به همراه دارد و گرفتن کار شیفتی که متغیر است، شخص دچار اختلال در خورد و خوراک و خواب می‌شود. همه اینها خب واضح است. اما چیزی که جدید است آزمایش اخیری است که روی موش‌ها انجام شده که به فهمیدن چگونگی کارکرد ساعت طبیعی بدن در سطح مولکولی کمک بزرگی کرده است.

دو گروه از موش‌ها را مورد آزمایش قرار دادند و میزان NAD که یک عامل عمده در سوخت و ساز سلولی است، اندازه گرفتند. مشاهده کردند که در گروه کنترل NAD موش‌ها در طول روز بسته با ساعت طبیعی بدن موشها به تناوب بالا و پایین رفت ولی میزان NAD در موش‌هایی که با تزریق در ساعت طبیعی بدنشان دستکاری کرده بودند و بعلاوه 48 ساعت هم در تاریکی مطلق نگاهداشته‌ بودند، کمتر از حد معمول بود و بعلاوه هیچ تناوبی هم نداشت و در یک سطح باقی ماند. محققین یک نکته دیگر را هم مشاهده کردند که کاهش NAD باعث به هم خوردن ساعت طبیعی بدن هم می‌شود. یعنی این رابطه یک رابطه دو سویه است.

فهمیدن مسیرهای مولکولی ارتباط ساعت طبیعی بدن با سوخت و ساز بدن از آن جهت اهمیت دارد که راه را برای کنترل بسیاری از بیماری‌ها مثل دیابت و چاقی زیاد باز می‌کند. همه مقاله را در اینجا بخوانید. در ضمن عکس زیر شمایی از ساعت طبیعی بدن آدمی در شرایط معمولی برای اکثریت مردم نشان می‌دهد.

چقدر به اعمال خود آگاهی داریم؟

در یک آزمایش سال 2007 روانشناسان دانشگاه یل در امریکا روی قضاوت مردم وقتی که یک غریبه (که در واقع یکی از محققین بوده) از آنها برای نگه‌داشتن یک فنجان قهوه (برای یک گروه قهوه یخ و برای گروه دیگر قهوه داغ) درخواست کمک نمود، تحقیق کردند. بعد از آن افراد خواستند که شخصی را که به او کمک کرده بودند به لحاظ شخصیتی توصیف کنند. نتایج تعجب آور است. افراد گروه اول شخصی را که برای نگهداشتن فنجان حاوی قهوه داغ کمک خواسته بود، آدمی خونگرم و اجتماعی و افراد گروه دوم همان شخص را که این بار قهوه یخ در دست داشت، آدمی خودخواه و غیر اجتماعی توصیف کردند.

این نتایج که در نظر اول شگفت آور و عجیب می‌رسد اما در سال‌های اخیر در آزمایشات متعددی مورد بحث قرار گرفته است. روانشناسان می‌گویند که این نتایج نشان دهنده اینست که چقدر سرووضع ظاهری، بو، صدا و امثالهم می‌تواند مردم را تحریک کند و قضاوت آنها را تحت تاثیر قرار دهد. از آن مهم‌تر تحقیقات جدید نشان می‌دهد که ضمیر ناخودآگاه خیلی بیشتر از آنچه که تصور می‌کردند در تصمیم گیر‌ی‌های ظاهراً آگاهانه‌ی ما فعال است و به واسطه همین رابطه بین ضمیر ناخودآگاه و آگاه شخص است که می‌توان رفتارهای بعضاً متناقض یک فرد را توضیح داد. اینکه مثلا چرا در موقعیتی یک فرد خیلی بخشنده عمل می‌کند و در لحظه‌ای دیگر خیلی خسیس.

آزمایشات جالبی در این زمینه شده است مثل اینکه دیده‌اند که وجود یک کیف چرمی سامسونت کاری روی میز کار در حین آزمایش باعث می‌شود که افراد خسیس تر رفتار کنند نسبت به گروهی که یک کوله پشتی روی میز کارشان قرار داده شده بود.  شبیه این آزمایشات را امروز در رادیوی سی-بی-سی هم صحبتش را می‌کردند. دیده‌اند که اگر 10 فرمان را یک جایی در معرض دید بنویسند و قرار دهند افراد کمتر تقلب می‌کنند. آزمایشات جالب دیگری هم در مقاله گفته شده است از جمله اینکه اگر اتاق بوی مواد تمیز کننده دهد افراد مورد آزمایش وقتی که بیسکوییت می‌خورند سه برابر افراد در گروه دیگر که در اتاق بدون بوی تمیزی بوده‌اند، خورده‌های بیسکوییت را بعد از خوردن از روی میزشان جمع می‌کنند. و همه این‌ها در شرایطی است که افراد حتی به کار خود آگاهی چندانی ندارند. مقاله جالبی است. توصیه می‌کنم که همه‌اش را بخوانید. قبلاً هم مقالات شبیه به این را در پست های دیگر مفصل‌تر نوشته بودم مثل: 1 و 2.

28 نظر برای “کشتی باده بیاور یا نیاور؟! - تازه‌های علمی”

  1. pooyaa می گوید:

    جریان آزمایش (این آخری) اینطوری بوده که این گروهی که آزمایش روشون انجام می شده، بهشون یک نقاشی از صورت یک نفر (فرضی) نشان می دادند و ازشون می پرسیدند که به نظر شما این آدم که عکسشو می بینید چطور آدمی است؟
    منتهی با یک کَلَک: اون کسی این تحقیق رو می کرده و سئوال رو می پرسیده از آزمایش شونده ها می پرسیده “میشه این لیوان قهوه رو از من بگیرید تا این عکسو نشونتون بدم؟”
    50% موارد قهوه داغ بوده و 50% موارد قهوه یخی بوده.
    نتیجه آزمایش این بوده که وقتی مردم قهوه داغ و گرم رو در دست می گیرند بیشتر تمایل دارند که احساس کنند که عکسی که بهشون نشون داده عکس آدمِ خون گرم، خوب، اجتماعی،… و بالعکس زمانی که قهوه یخی را در دست می گیرند تمایل دارند که اون آدم رو سرد، خود خواه، عبوس و … تصور کنند.
    یعنی مغز و ذهن انسان سردی و گرمی قهوه رو با سردی و گرمی انسانی اشتباه می گیره!
    پس عجیب نیست که سوءتفاهمات در روابط انسانها این قدر زیاده!
    ضمنا گزارش این تحقیق رو از رادیو شنیدم.

    [Reply]

    Morteza Reply:

    salaam,

    what Pooya said about that experiment is different from what Sara says Who should we trust here
    :)

    Also it depends how hot the coffee is. I can imagine that if the coffee is too hot to hold, people would think differently

    [Reply]

    pooyaa Reply:

    هر کی رو که می خواهی بهش اعتماد کن!
    راستی اون ایمیلی که تازه ساختی! رو چک کن لینک دانلود windows xp رو برات فرستادم. این ویندوز اوریجیانله.
    ولی مثل اینکه مشکل فونتت حل شده.

    [Reply]

    Morteza Reply:

    Salaam agha Pooya

    Thanks a lot for the link. I have had that email for 5 years, I guess. I still have the Persian font problem

  2. pooyaa می گوید:

    راستی اون عکس ساعتهای مختلف و فعالیت بدن را از کجا آوردی؟
    من در کتابهای که طب چینی قدیم را توضیح می دهند به این موضوع برخوردم که چنینان قدیم شبانه روز رو به 12 قسمت تقسیم کرده بودن و هر کدام از قسمتها(2 ساعت) مختص به قسمتی از بدن بود که در این ساعت بیشتر فعال می شد (مثل کبد، کلیه و…)
    برام جالبه که علم قدیم چقدر پیشرفته بوده

    [Reply]

    سارا رها Reply:

    By searching for Biological human clock on google!

    [Reply]

  3. Morteza می گوید:

    This is the first time I understand the meaning of that poem, of course by Sara’s explanation. Thanks

    I personally, whenever cry for a couple of minutes, feel very relaxed. But of course it depends how bad the problem is and how easy you can cope with it. If like the Hafez’s case it is an “eshghoolaneh” matter, it is not easy to forget it and move on

    [Reply]

  4. Morteza می گوید:

    About that clock, I personally have realized that about 4-5 am, I become cold and sometimes I need extra blanket. I never thought that my body temperature has dropped, I thought the outside temperature and therefore the home temperature decreases around that time. Silly me

    :)

    [Reply]

  5. دشت سبز می گوید:

    سلام سارا جان
    بزار یک ایراد بنی اسراییلی ازت بگیرم:
    کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست
    گشته هر گوشه ی چشم از غم دل دریایی
    در ضمن من فکر کنم اگر این موارد را در یک روستا یا یک شهر پیاده کنند قضیه متفاوت خواهد بود. مثلا در روستایی که ما زندگی می کنیم! چون هوا گرم است خانم ها پس از نماز صبح شروع به کار می کنند ، گاوها رو می دوشند، مرغ ها رو غذا می دهند و بعد اگر قالی است قالی می بافند وگرنه نخ می ریسند. ساعت 10 که آفتاب بالا آمده میایند و گوشت کوبیده می خورند و بعد می خوابند. آیا ساعتی که تو نشان دادی برای این آدم ها هم همین موارد را نشان می دهد؟

    [Reply]

  6. بامداد می گوید:

    از خواندن این نوشته لذت بردم. مرسی.

    [Reply]

  7. نا باور می گوید:

    تازه های علمی بسیار جالبی بود! سپاس دوست عزیز.

    انقدر مسائل علمی جالب زیاد است که آدم می‌ماند از کجا و کدام شروع کند! من تصمیم گرفتم پست بعدی وبلاگم را به دید انتقادی و مسائل مربوط به دین اختصاص ندهم! و فقط مطلب علمی بنویسم. تا ببینم چه می‌شود.

    شاد و پیروز باشی

    [Reply]

    رضا Reply:

    من فكر مي كنم تصميم درستي است،راستش اين موضوع “خدا ناباوري” و بحث مداوم در مورد آن ، بر اثر تكرار مداوم مي شه گفت كه تقريباً داره حات ابتزال به خودش مي گيره (البته اين نظر منه و اين موضوع شايد طرفدارهاي خودش را داشته باشد)

    [Reply]

    pooyaa Reply:

    آفرین ناباور عزیز
    دید انتقادی داشتن خوب است. چون تصورات غلطی که وجود دارد را نقد می کند. و در عین حال خوب است که در مورد نقاط مشترک هم صحبت کرد تا شاید بتوان نوعی همگرائی convergence ایجاد کرد و شاید بجائی رسید که بفهمیم که اصلا اختلافی(اساسی) وجود ندارد؛ بلکه نوعی اختلاف سلیقه یا دیدگاه است که وجود دارد. (جریان شناسائی فیل در تاریکی بگفته مولونا)
    موفق باشید

    [Reply]

  8. رامین می گوید:

    جالب بود. من از قسمت بیسکویت اش خوش‌ام آمد. این نتیجه می ده حرف مهسا همسرم را باید در مورد تمیز کردن خانه بیشتر گوش بدم تا در ضمیر ناخودآگاه‌ام اثر بهتری بگذاره…

    راستی من صبح‌ها خواب‌ام و ساعت 2 نیمه‌شب نقطه اوج خلاقیت‌ام است. از همان بچگی(:

    [Reply]

  9. Morteza می گوید:

    من فونت فارسی دارم. فونت فارسی خیلی خوب است!

    مرسی pooya

    I can not find Pe in farsi

    [Reply]

    سارا رها Reply:

    تبریک! احسنت به تایپ فارسی :) پ معمولا کلید \ است و یا کلید ~.

    [Reply]

    pooyaa Reply:

    به دنیای شیرین فارسی خوش آمدی :)
    شکر شکن شد همه طوطیان هند زین قند فارسی که به بنگاله می رود.
    اِاِ.. چه جالب من چند روز دیگه برای دوره کاری به Bangalore هند می رم. این همون بنگاله است؟!

    [Reply]

    Morteza Reply:

    مرسی پویا و سارا

    ولی مغزم خیلی همکاری نمیکنه. احتمال داره خل بشم.
    Now, I uderstand that how much I am used to English

    پویا هو فان در هند. :(

    [Reply]

    pooyaa Reply:

    yes Morteza, Now I am gonna have fun by teaching Persian to Indian Girls!

    Morteza Reply:

    Pooya, are you sure they are going to be girls?

    ;)

    I think Sara is now starting to think of kicking me out of her virtual house

    [Reply]

    pooyaa Reply:

    Pretty Much buddy, Do I sound g -a-y to you?!
    :)

    Morteza Reply:

    پویا البته که نه. ولی ما در مورد اموزش زبان فارسی حرف می زدیم. البته جدی که نمیگی؟ اگه جدی هست ببین ویکنسی ندارن ؟ منم فارسیم خوبه ها!

    ;)

  10. Morteza می گوید:

    sorry that :( was supposed to be :)

    [Reply]

  11. pooyaa می گوید:

    در یاد گرفتن تایپ کرد فارسی تجربه ای که من دارم این است که:
    سعی نکن فکر کنی، تمرین کن یواش یواش یاد می گیری.
    اتفاقا وقتی فکر می کنی، (که مثلا دکمه”پ” کجاست و باید حفظش کنم) پروسه یادگیری کندتر می شود!

    [Reply]

  12. pooyaa می گوید:

    http://www.wisebread.com/how-to-naturally-reset-your-sleep-cycle-overnight
    چطور در یک شب ساعت بدنمون را دوباره تنظیم کنیم

    [Reply]

  13. مولوی می گوید:

    سلام حال کردم ازمطالب باحالت می خواستم شمارا بعنوان لینک هام قراربدم فقط عنوانش چی باشه

    [Reply]

    سارا رها Reply:

    خب آوای موج دیگه! همین اسم این وبلاگ!
    زنده باشی

    [Reply]

  14. nazak می گوید:

    سلام میون مطالبتون اونی که علمی تر ودقیق تراز بقیه است همان ساعت بیولوژیک است و 2 مورد دیگه نسبی است ممنون استفاده کردیم.

    [Reply]

شما چه نظری دارید؟

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS
FireStats icon Powered by FireStats