لطفاً مطالب این وبلاگ را در وبلاگ دیگری کپی نکنید؛ به جایش اگر دوست داشتید به آن لینک دهید. چاپ مطالب در مجلات نیز با ذکر و لینک منبع آزاد است. برای آشنایی با قوانین کپی رایت می‌توانید اینجا را ببینید. با تشکر، سارا رها

خواندنی های روز:

آزادی اراده: فریب یا واقعیت؟ (قسمت اول)

علمی, فلسفی شما چه نظری دارید؟

من نبودم، این نورون‌های من بودند که این تصمیم را گرفتند!

وقتی که بچه‌ها، غالباً بچه‌های ایرانی، کار بدی می‌کنند خیلی‌ها می‌گویند که این من نبودم که کار بد را کردم، شیطان گولم زد! و البته این استدلال را از بزرگترهایشان یاد می‌گیرند. وقتی که پسرم 3-4 ساله بود یکبار غذایی را که برایش بد بود از دسترسش دور کرده بودم و به او که بهانه‌ی آن غذا را می‌گرفت گفتم: ”اون غذا رو پیشی برد.” چند روزی بیشتر نگذشت که یکروز که از پسرم خواستم که شکلات‌هایی را که توی مشتش قایم کرده بود و در حال آب شدن بودند به من بدهد، دستش را برد پشتش و به زبان بچه‌گانه‌اش گفت: “شکلاتو پیشی برد!”. آن روز را دقیقاً یادم است چون یاد گرفتم که دیگر از این گونه روش‌های مبتنی بر گول زدن و در نتیجه فرار از مسئولیت با بچه‌ام اعمال نکنم.

و اما موضوعی را که می‌خواهم اینجا به بجث و نقد بگذارم، تربیت بچه نیست، بلکه بحثی است که در سال‌های اخیر بیشتر از همیشه داغ شده است و آن بحث آزادی اراده انسان است. برخی از نوروساینتیست‌ها بر این عقیده‌اند که آزادی اراده یک فریب بیشتر نیست و ما توسط ژن‌هایمان و قسمت ناخودآگاه مغزمان است که عمل می‌کنیم. در مقابل دانشمندان دیگری هم هستند که کاملا برعکس این عقیده را دارند.   ‍قبلا  در چند پست مطالبی را در ارتباط با این موضوع بطور پراکنده به بحث و نقد کشیده‌ام که مرتبط ترین‌شان را می‌توانید در 1 و 2 بخوانید و همینطور بسیاری از مقالات در دسته‌بندی علمی که در باره اثر محیط روی قضاوت‌های اخلاقی و یا شرایطی که مغز دچار توهم می‌شود، هم غیر مستقیم مربوطند. اما بگذارید قسمت اول این بحث را با گزارش چاپ شده توسط بِرنز و سِردلو در این مقاله از آرشیو ژرونال نورولژی شروع کنم. مقاله با گزارشی در باره یک مرد 40 ساله با شغل معلمی که به لحاظ اجتماعی مردی ملایم و منطقی بوده، شروع می‌شود:

مرد که به لحاظ فیزیکی سالم به نظر می‌آمد به تدریج تمایل فزاینده‌ای به پ.و.ر.ن.، خصوصاً پورنوگرافی کودکان، پیدا می‌کند در حالیکه به گفته‌ی او قبلا هرگز تمایلی به پ.و.ر.ن. کودکان نداشته. از سه سال گذشته او عکس‌های مجلات پ.ن.و.ر.ن را جمع‌آوری و نگهداری می‌کند و در عین حال تلاش دارد که این تمایل خود را مخفی نگاه‌ دارد چون ‌که آنرا خطا می‌داند ولی با این وجود موفق به سرکوب تمایلات خود نمی‌شود. موضوع از دید همسرش مخفی مانده بود تا زمانی‌ که دختر خوانده‌ی نوجوان مرد متوجه رفتار غیر طبیعی مرد می‌شود و به مادرش می‌گوید و ماجرا فاش می‌شود. همسر مرد که از ماجرا شوکه شده بود به پلیس خبر می‌دهد، مرد را  دستگیر می‌کنند و در دادگاه مرد را به اتهام child molestation محکوم به زندان و یا گذراندن یک دوره 12 مرحله‌ای در مرکز مخصوصی برای درمان آن تمایل س.ک.س.ی به کودکان بگذراند. مرد دومی را انتخاب می‌کند. در طول آن دوره علیرغم اینکه مرد بشدت مایل بود که از زندان حذر کند، معذالک همچنان نمی‌تواند که جلوی تمایل شدید خود را به نرس‌های زن بیمارستان بگیرد و رفتارش نه تنها بهتر که نمی‌شود بلکه بدتر هم می‌شود. درنتیجه تصمیم بر این می‌شود که او را به زندان بفرستند.

درست در شب قبل از فرستاده شدنش به زندان، مرد از سردرد شدیدی شکایت می‌کند ولی دکترهای بیمارستان اول گمان می‌کنند که او به دلیل فرار از زندان رفتن است که سردرد دارد. و وقتی که مرد از قصد خود برای خودکشی و در عین حال تمایل  به تجاوز به زن پیری در آن مرکز سخن گفت برایش جلسه مشاوره با روانپزشک توصیه کردند. ولی فردای آن روز مرد تعادلش را هم تقریباً از دست داد و در نتیجه او را به اورژانس بردند و از مغزش اسکن کردند و داستان در واقع از اینجا است که به لحاظ نوروساینس و فلسفی جالب می‌شود. همانطور که در عکس‌های زیر می‌بینید در قسمت فرنتال لوب مغز مرد تومور بزرگی دیده شد.

Figure 1. Magnetic resonance imaging scans at the time of initial neurologic evaluation: T1 sagittal (A), contrast-enhanced coronal (B), and contrast-enhanced axial (C) views. In A and B, the tumor mass extends superiorly from the olfactory groove, displacing the right orbitofrontal cortex and distorting the dorsolateral prefrontal cortex. The tumor is capped by a large cystic portion.

تومور را با جراحی درآوردند و آثار عدم تعادل و همچنین علاقه به پ.و.ر.ن. ناپدید شد و پس از هفت ماه مرد به تشخیص آن مرکز درمانی اصلاح یافته و نرمال تشخیص داده شد و اجازه پیدا کرد که به خانه پیش همسرش و دختر خوانده‌اش برگردد.

ولی دوباره بعد از گذشت چند ماه، سردردهای او بعلاوه علاقه و احساس کنترل ناپذیر او به عکس‌های پ.و.ر.ن.  شروع شد. باز به بیمارستان مراجعه کرد و از مغزش اسکن کردند و دیدند که تومور دوباره رشد کرده است. پس دوباره مغز او را برای برداشتن تومور رشد کرده در همان محل قبلی جراحی کردند.

مقاله فوق مقاله پزشکی است که من فقط قسمت گزارش وضعیت بیمار را بدون پرداختن به جزئیات پزشکی‌اش نقل کرده‌ام. باقی داستان را مقاله ذکر نمی‌کند و فقط به ذکر چگونگی تومور در مغز می‌پردازد. من هم در جایی نخوانده‌ام که باقی داستان چه می‌شود، آیا باز هم تومور رشد می‌کند و یا اینکه مرد برای همیشه از شر آن تومور و تبعات آن خلاص می‌شود. ولی نکته این‌جاست که پس از این ماجرا بحث اینکه همه اعتیاد‌ها، قتل نفس‌ها نیز ریشه و دلیل بیولژیکی دارند، پس این مغز است که باید به محاکمه کشیده شود، داغ شد. این عبارت آخر عنوان مقاله‌ای است در اینجا که بد نیست یک نگاهی بیندازید برای اینکه بیشتر وارد فضای بحث مورد نظر شوید.

این داستان را تا اینجا داشته باشید تا در پست بعد مثال‌های تحقیقی مستند دیگری و برخی نیز در طرف مقابل این مثال بیاورم.


22 نظر برای “آزادی اراده: فریب یا واقعیت؟ (قسمت اول)”

  1. آزاده می گوید:

    دنیا اینطوری خیلی ترسناکه. ولی احساسم اینه که هنوز چیزی به اسم اراده هم در طول این ماجرا هست. مثلا اینکه میشه درد رو کنترل کرد یا فراموش کرد. منظورم اینه که به نظرم ما فقط یه سیستم کنترلی نداریم بلکه گویا چندین سیستمند که بعضی هاشون هم مثل این ترسناکند

    Reply

  2. Morteza می گوید:

    Salaam,

    First of all, can you trace me? I think you could see where I am now

    It was very interesting, thank you. Mmmm. I am digesting it

    Would you like to tell us what that smart boy is doing now

    Reply

    سارا رها Reply:

    First of all, sort of yes!
    Who do you mean by smart boy?

    Reply

    Morteza Reply:

    aha, so we have no privacy nowadays
    !
    ;)

    By that smart boy, you know what I mean. Your son

    Reply

  3. رضا می گوید:

    از نظر نورولوژي نمي دانم اما فكر مي كنم كه يك ضربه روحي بزرگ (كه مي تواند شامل اتفاقاتي باشد كه براي آن معلم بيچاره روي داد و متعاقب آن عمل جراحي مغز) بر روي عادات ، رفتار ها و تمايلات فرد تأثير بگذارد.من فردي را مي شناسم كه تقريباً به شنيدن صداي موسيقي در هنگام كار، رانندگي ، در هواپيما و …. اعتياد داشت و بر حسب عادتي كه از دوران نوجواني باقي مانده بود تحمل سكوت برايش مشكل بود اما پس از يك ضربع روحي بر اثر اتفاقي كه برايش روي داد ديگر شنيدن صداي موسيقي برايش ناراحت كننده ( و يا حتي عذاب آور) است.

    Reply

  4. گربه باز می گوید:

    هيچ جا نميريم همينجا هستيم ، ما منتظر ادامه اش هستيم!!

    Reply

  5. لیتل انجل می گوید:

    این خیلی ترسناکه ! بعد واقعا اراده آدما کجاست تو همچین جریانی اگه قرار باشه کنترل رفتار های یه نفر رو یه تومور دست بگیره؟!! منتظر ادامه مطلب هستم

    Reply

  6. Masoud J می گوید:

    مرسي خانم دكتر. مساله داره هيجان‌انگيز مي‌شه. البته من از اون پست «قضاوت ابرآلود سيگاري‌ها» هم به آزادي اراده‌ام مشكوك شده بودم.

    Reply

  7. neurosurgeon می گوید:

    ba salam va khaste nabashid, chand vaghti mishe ke neveshtehaye shoma ro jasteh gorikhteh mikhonam, az talashe shoma khosm miad ke chejoori in mataleb ro donbal mikonid.
    be har hal mikhastam begam ke ingooneh raftarha vaghti moshkeli toye Frontal Lobe dashteh bashim kheyli dideh misheh. ziyadand bimarani ke raftarhaye ajib gharib neshoon midan
    yadam miad parsal shabihe in bimar ro dashtam ke tamayolate jensi be nazdikanesh peyda kardeh bood va az in mozoo azab mikeshid.
    rasi midonestid ke nim gharn pish mahkooman va jenayatkaran ro baraye inke raftareshon avaz va behtar beshe “Frontal Lobectomy” mikardand… va jaleb injast ke jasi ke in ravesh ro pishnehad dad be khateresh koli tashvigh shod va jaizeye Nobel gereft,, vali enroozeh ma aslan in karoo nemikonim,, albateh inke migam nemikonim dorost nist , manzooram ine ke baraye eslahe raftar inkaro nemikonim va momkene baraye maghasede digeye darmani inkaro anjam bedim

    Reply

    سارا رها Reply:

    با سلام و تشکر از کامنت شما, قصد داشته ام که در بخشی از این بحث مختصری به نحوه مجازات و تغییر آن در قرن اخیر بپردازم و نکته مورد اشاره شما هم بسیار به جاست. فیلم معروف قدیمی “پرنده ای که از قفس پرید” را دیده اید؟ در ارتباط با همان روشی است که شما ذکر کردید. درضمن اگر وقت کردید و دوست داشتید نمونه ای از case study شبیه به بیماری را که ذکر کردین, بنویسین جالب خواهد بود و دوست داشته باشین با نام خودتون اینجا منتشر خواهم کرد.

    Reply

    neurosurgeon Reply:

    پس من باید معذرت خواهی کنم که قسمتی از داستان را لو دادم.
    حتما در آینده نزدیک سعی خواهم کرد مطالب جالبی را برای شما بازگو کنم ولی تا 6 ماه آینده فرصت چندانی برای نوشتن ندارم (خصوصا فارسی تایپ کردن (: )
    بسیار از خواندن مطالب شما لذت می برم و خسته نباشید می گوییم.
    در ضمن با توجه به MRI این بیمار : ehancement of anterior cranial base and proximity to AcomA complex, highly vascularity , به احتمال قریب به یقین total resection مقدور نبوده و عودهای مکرر خواهد داشت .

    Reply

  8. هدایت عابدی‌جو می گوید:

    پس راست میگن، که بیماری‌های روانی وجود نداره بلکه ما هنوز وسیله‌ی مناسبی برای پیدا کردن اصل بیماری نداریم؟

    Reply

  9. رامین می گوید:

    ممنونم از نوشته‌ی جالب شما. فرستادم‌اش به بالاترین(:

    Reply

    سارا رها Reply:

    ممنونم رامین عزیز و بخاطر تشکر از لطف شما، بعد از مدتها به بالاترین لاگین کردم که رای دهم. راستش من دیگر بالاترین فعالیت نمیکنم برای اینکه خیلی جو مافیایی و بی‌ادبانه با دعواهای کوچه خیابانی پیدا کرده است. راه چاره‌ای هم وجود ندارد و تقصیر کسی هم نیست که اینطور شده. نشان دهنده جو حاکم بر جوان‌های عاصی مملکت است. همین چندی پیش یک پست من که در بالاترین پست شده بود و داغ هم شد حداکثر 40 نفر خواندنش در حالیکه همان پست را طبق آمار وبلاگم بدون بالاترین در کمتر از 24 ساعت بیش از 1000 نفر خوانده بودند. این یعنی اینکه اکثر خوانندگان بالاترین اصلا حوصله خواندن یک مطلب علمی‌ای که اندکی تفکر بخواهد ندارند.

    Reply

    رامین Reply:

    بله کاملا درست می‌گویید. مطلب به این جالبی فقط 7 کلیک داشت.(:

    Reply

  10. safilo می گوید:

    سلام..
    مطلب جالبی بود آفرین

    SAfiLO

    Reply

  11. دشت سبز می گوید:

    سارا جان من همیشه معتقدم عذاب الهی نتیجه ی رفتارهای خود ماست. مثلا اگر ما مواظب آلودگی هوا نباشیم تینا ، کاترینا و …پدید می آید. در حقیقت بلایی است که خود ما به خاطر منفعت طلبی ها و دید سودجویانه به طبیعت سر خودمان می آوریم. داشتم در این مورد فکر می کردم که نکنه اول آدمه خودش را کنترل نمی کنه و این احساس براش پدید می آید و او به این احساس راه می دهد، این قضیه سبب ترشح ماده و یا هورمونی در بدن او می شود که کار سلول ها را مختل می کند و منجر به ایجاد تومور می شود. به عبارت دیگر شاید این یک سیکل باشد از کار غلط و تبعات نامطلوب آن.

    Reply

  12. امین می گوید:

    اما اراده خیلی جاها کار نمی کنه!
    باور کن

    Reply

  13. رها می گوید:

    سلام. فامیلتون با اسمم یکیه… خیلی وقتا از مطالب وبتونو میخونم و یکم به فضای فکری وب تو ایران امیدوار میشم. مطالبتون واقعا به درد بخوره. من رشتم فلسفه اس. باورتون نمیشه اما خیلی از معضلات فلسفه مخصوصا تو ایران از همینجاس که فلسفمون به روانشناسی - بیولوزی و حتی جامعه شناسی نزدیک نیست. امیدوارم موفق باشید اگه کمکی ام از دست من بربیاد خیلی خوشحال میشم کمک کنم… فعلا

    Reply

  14. polika می گوید:

    من هم قسمت اول و هم قسمت دوم را خواندم .
    بحث شما جن مشکا دارد
    1. تعریفی از خود تصمیم گیرنده ارائه نمیدهید
    2. فرق میان فکر و غریزه را تمایز نمی دهید (این مبحث و گزارش علمی را خواندم اما توجه این مبحث به فعال سازی یک غریزه است و نه انتخاب پذیری میان اشتباه (به تصوری))
    3. کفتارهای فلسفی دین پژوه با مادی گرا را تمایز دهید .
    4. به دیدهای مادی گرایانه بحث اراده دقت بیشتری داشته باشید .
    بحث شما را در لینکدانی پی سی دانلود یافتم و تعجب کردم که چرا این مبحث در قسمت مربوط به کامپیوتر هست.

    اگر مایل هستید آماده ام مقاله ای به جزئیات بیشتر بنویسم و ارسال کنم.
    موفق باشید

    Reply

  15. نا باور می گوید:

    خیلی عجیبه!

    این بحث اراده آزاد هم من هنوز نتونستم برای خودم جمع‌بندی کنم. آخرسر اراده آزاد داریم یا نداریم؟ فکر کنم پاسخ همه نه و همه آره باشه. برخی مسائل به طور ژنتیکی و جبری هستند؛ ولی بعضیای دیگه تحت تاثیر رفتار و کردار خودمان هستند.

    Reply

  16. آوای موج » Blog Archive » جراحی مغز به عنوان درمانِ مجرمان - گذشته تا حال می گوید:

    [...] و بدِ آن تا چند دهه ادامه داشت. به گفته جراحی که در پای اولین قسمت بحث اراده آزاد کامنت گذاشته است، هنوز در ایران هم در شرایطی این جراحی را [...]

شما چه نظری دارید؟

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS
FireStats icon Powered by FireStats