لطفاً مطالب این وبلاگ را در وبلاگ دیگری کپی نکنید؛ به جایش اگر دوست داشتید به آن لینک دهید. چاپ مطالب در مجلات نیز با ذکر و لینک منبع آزاد است. برای آشنایی با قوانین کپی رایت می‌توانید اینجا را ببینید. با تشکر، سارا رها

خواندنی های روز:

کمی ملاحظات آماری برای عمو فیلترباف

اجتماعی شما چه نظری دارید؟

من هم بی‌دعوت در این حرکت تحت نام نامه نویسی به عمو فیلتر باف که از 1علیرضای عزیز شروع شد، شرکت می‌کنم. بعضی نامه‌ها مثل نامه‌های 1علیرضا و کمانگیر شیرین بود که در آن صداقت و صفایی کودکانه موج می‌زد! راستش من کم و بیش با حرف‌های سید علی خیزران موافقم. گمان نمی‌کنم که نقشه خفنی در کار باشد فقط گویی که درجه حساسیت برنامه‌های نصفه ناقص اتوماتیک چک کردن وبلاگ‌ها برای فیلترینگ را زیاد کرده باشند مثل این دستگاه‌های امنیتی فرودگاه‌ها که در بعضی فرودگاه‌ها همه چی توی جیب ها را هم که خالی کرده باشی و گردن بند و ساعت هم که نداشته باشی و غیره بازم بوق می‌زنند!

حالت خوشبینانه اینست که شما، گردانندگان این قضیه به قصد اصلاح این کار را می‌کنید. فرض کنیم که این‌طور باشد. از آن جایی که مصلحین اجتماعی خود را مثل طبیب برای یک جامعه می‌دانند پس باید این‌ را هم بدانید که در پروسه‌های اجتماعی و یا طبی برای تعیین اثر یک حرکت و یا یک دارو و یا تست به آمار نگاه می‌کنند و بر اساس مطالعات آماری از نتایج قدم بعدی را برمی‌دارند. پس باید یکمی اصول اولیه تست‌های آماری را برای ارزیابی اثر فیلترینگ بلد باشید یا یاد بگیرید. یکی از آن اصول اولیه اینست که شما وقتی درجه حساسیت یک تست را بالا می‌برید غالباً به بهای بالا رفتن یک خطای دیگر می‌شود. یعنی شما با کم کردن فالس نگاتیو در واقع فالس پازیتیو را دارید زیاد می‌کنید.

بگذارید یک مثال بزنم که برای ناآشنایان به آمار ساده شود. فرض کنید که شما یک تستی را طراحی کرده‌اید که می‌تواند کسانی را که از سردرد دائمی  شکایت می‌کنند و مشکوک به داشتن تومور مغزی‌اند بدون استفاده از دستگاه سی-تی-اسکن، تست کند و وجود یا عدم وجود تومور را تشخیص دهد. هر تستی دو نوع خطا دارد. یکی خطای اینکه تعدادی آدم بدون تومور را تشخیص دهد که تومور دارند و باید حتماً سی-تی شوند (خطای فالس پازیتیو) و یا اینکه تعدادی از کسانی را که تومور دارند را اصلا تشخیص ندهد و برای سی-تی نفرستد (خطای فالس نگاتیو).  حال با فرض آنکه شما تست را بهینه سازی کرده‌ باشید کم کردن یکی از این خطاها به بهای زیاد کردن خطای دیگر است. ممکن است در این مثال خاص بگویید که بهتر است که خطای فالس نگاتیو را کم کنید ولو اینکه این باعث زیاد شدن خطای فالس پازیتیو می‌شود چون در این صورت اکثر بیماران مشکوک به تومور سی-تی خواهند شد. ولی باز در همین مثال خاص اصلا خوب نیست که خطای فالس پازیتیو را زیاد کنیم چون که مثلاً یک سی-تی معادل 4 سال حد مجاز اکس-ری به بدن بیمار اشعه وارد می‌کند. بعلاوه هزینه سیستم را خیلی بالا می‌برد و غیره. پس غالباً این طور نیست که بالا بردن درجه حساسیت کار خوبی باشد.

همین مثال را به قضیه فیلترینگ اعمال کنید. شما درجه حساسیت را بالا برده‌اید و تعداد بسیار زیادی وبلاگ‌های ساده و معمولی هم در دسته فالس پازیتیو قرار گرفته و فیلتر شده‌اند. آن اصطلاح تر و خشک با هم سوختن هم بیان عامیانه همین بالا بردن حساسیت به قیمت ازدیاد خطای نوع اول است. حالا اشکال این تر و خشک با هم سوختن چیست؟ همانی که خانم توحیدلو به زیبایی توضیح داده است: زیادتر شدن استفاده نوجوانان و جوانان از فیلترشکن‌ها و در نیتجه ازدیاد دیدن سایت‌های آنچنانی و این یعنی نقض غرض اصلی گردانندگان برنامه گرداب. باور کنید که هر بار که من ایران می‌آیم از بچه‌های 12-13 ساله توی کوچه‌مان آدرس یک فیلترشکن را می‌گیرم که بتوانم مثلاً اخبار بی-بی-سی را بخوانم!

من در واقع این متن را برای طلبه‌های جوانی که می‌دانم از خوانندگان خوب و وفادار وبلاگم هستند نوشته‌ام تا آنها این قضیه را برای علمایی که معلمین‌شان هستند حلاجی کنند و همانطور که به نظرم هشدار و شکایت بعضی از ائمه جماعت و علما از اینترنت هم در این دور جدید فیلترینگ نقش داشته، اینبار نیز آنها از مسئولان بخواهند که با قضیه یکمی علمی‌تر و عاقلانه‌تر برخورد کنند. خیلی از کسانی که الان وبلاگشان فیلتر شده مثل همین کمانگیر اصلاً تخصصش بهینه سازی یک الگوریتم است و با برنامه نوشتن عشقی می‌کند. چرا از امثال او کمک نمی‌گیرید که از فیلتر کردن استفاده درست و منطقی شود؟ به غیر از بستن سایت‌های آنچنانی که دغدغه شما است کارهای خوب دیگری هم با فیلترینگ می‌شود کرد که قبلاً هم پیشنهاد کرده بودم: مثل فیلتر کردن موقت کسانی که کپی‌کاری می‌کنند و یا فیلتر کردن موقت وبلاگ دانشجوهایی را که معدلشان زیر 2.5 است :)) برای اینکه بتوانید برنامه‌های اتوماتیکی بنویسید که بتواند این‌گونه فیلترینگ را اعمال کند باید که سیستم خیلی هوشمندتر از اینی باشد که الان دارید. عملی کردن این پیشنهاد فیلترینگ برای کپی‌کارها بطور اتوماتیک خیلی مسئله برنامه نویسی جالبی هم هست. جداقل آن بودجه 6 بیلیونی‌ای که به این کار اختصاص داده شده را مفید خرج کنید.

در خاتمه از دوستان دیده و نادیده: دشت سبز عزیز و گرامی‌ام، سید محمد سلیمانی (ماه عسل تمام نشد؟!)، اکنون میان دو هیچ، و روزی روزگاری دعوت می کنم که در این زمینه قلمی بفرسایند.

19 نظر برای “کمی ملاحظات آماری برای عمو فیلترباف”

  1. يك عليرضا می گوید:

    سارا جان نه شما و نه هيچ كس ديگري نياز به دعوت نداشتند و ندارند و لطف مي كنند كه اين جريان را ادامه مي دهند.

    Reply

  2. رضا می گوید:

    محدوديت اطلاع رساني در ايران (و بعضي از كشور هاي ديگر نظير برمه يا كره شمالي) يك استراتژي بسيار كلي و وسيع است به هر طريق ممكن دنبال مي شود و. مجريان اين استراتژي (احتمالا عمو فيلتر باف) نه تصميم گيرنده هستند و نه قادر به تغيير در تصميمات.فقط مجري هستند و البته سعي مي كنند كارشان را به نحو مطلوب انجام دهند (همانطور كه هر يك از ما اينگونه ايم)- من اينطوري فكر مي كنم.

    Reply

  3. سولوژن می گوید:

    حرف‌های ابتدایی‌تان خوب بود. اما بخش‌ای از نوشته‌های پاراگراف آخرتان «عجیب» بود.
    چرا عجیب؟!
    از نظر من (و خیلی‌های دیگر) علت بد بودن فیلترینگ این نیست که چرا بعضی سایت‌های «خوب» حذف می‌شوند. خوب‌بودن امری شخصی است. خوبِ من با خوبِ شما ممکن است فرق داشته باشد. بدی‌اش این است که «بعضی‌» سایت‌ها از دیده حذف می‌شوند چون مطابق با سلیقه‌ی من یا شما نیستند. بدی‌ی فیلترینگ، نقض حریم آزادی‌های شخصی‌ی هر فرد با به جای او تصمیم‌گرفتن است.
    چیزی به نام استفاده‌ی درست و منطقی از «سانسور» وجود ندارد!

    Reply

    مرتضی Reply:

    به هر حال این حرفی که شما می زنید(چیزی به نام استفاده‌ی درست و منطقی از «سانسور» وجود ندارد) خیلی ارمانگرایانه هست. حداقل واسه داخل ایران صادق نیست. بالاخره اونها سانسور میکنند. اصلاح جامعه و حکومت باید مرحله به مرحله باشه. اصلاحطلبانی که در مجلس ششم تحصن کردن نظری مشابه شما داشتن. ولی هر چیزی به موقش.

    Reply

  4. M.K_soft می گوید:

    به عقیده ی من اصلا احدی از مخلوقات خدا و چه بسا خود خدا حق دخالت در اندیشه ی یک انسان را ندارند. اراده ی من به من میگوید این کار را بکن و این را نه و حالا به چه حقی یه عده میخوان به من بگن که نه تو اشتباه فکر میکنی و من درست میگم و هر کاری من میگم تو باید انجام بدی. این یعنی نهایت دگمیت.
    برای درک کامل موضوع کتاب جهانی همچون اراده و تصور و مقالات آرتور شوپنهاور را پیشنهاد میکنم.

    Reply

  5. دشت سبز می گوید:

    نامه ای به عمو فیلتر باف
    عمو جان دستت درد نکند. من که خسته شدم از بس بچه ی خواب آلود سرکلاس دیدم. یا شب قبل دارند چت می کنند و یا به قول سارا دارند سایت های آنچنانی می بینند. به نظر من کار خوبی می کنی و ایکاش ایکاش می شد این کار را خیلی دقیق انجام داد و این زندگی شبانه ی مزخرفی که نیروی جوان ما را به ناکجاآباد می برد را با خواب پر از آرامشی که صبح به آن ها شادابی و نشاط می بخش عوض کرد. خیلی به نوشتن وبلاگ علاقه ندارم که حالا اگر فیلتر شد دلم بشکند. اما خوب یک عده هم از این که وبلاگشان فیلتر شده فکر می کنند دنیا به آخر رسیده. خوب این که بچه ها هم فیلتر شکنی را یاد می گیرند سبب می شود که این پدرسوخته ها پدرو مادر های خوبی شوند چون به همه ی راه های خلاف وارد می شوند. بیچاره بچه ی این ها نمی تونه دست از پا خطا کنه چون بابا مامانش قبلا همه رو تجربه کردند و حالا که پا به سن می گذارند بلدند چطور بچه رو لای پنبه بزرگ کنند.
    ایکاش بچه ها همه مثل آسمان آبی از درس و مشق و تحقیق لذت می بردند و از اینترنت هم در همین راستا استفاده می کردند. خلاصه فکر می کنم یک کمی طول بکشه تا همه چیز به یک تعادل منطقی برسه ولی اگر حتی با این کار یک بچه هم مصون بماند و حال و حوصله دنبال فیلتر رفتن را نداشته باشد ، کار خوبی است. ایکاش می شد یک کمی دنیا به این آدم های رذل و کثیفی که فقط از راه ایجاد فساد در جوامع ارتزاق می کنند اعتراض می کرد. عمو درد دل های من شبیه درد دل های توست. من و تو از یک قماشیم. بی خیال این حرفا. دستت درست ، به این حرفا گوش نده و کارتو بکن .

    Reply

    رضا Reply:

    فكر نمي كنم ، بچه هاي اونها هم از پدر و مادراشون زرنگ تر خواهند بود و اين بازي ادامه خواهد داشت …احتمالا

    Reply

    عمو فیلتر باف Reply:

    سلام خواهر دشت سبز

    التماس دعا. چشم حرفهای شما واجب الاطاعت هست.
    فقط دقیق تر بفرمایید که خدای نکرده من خلاف نظر شما کاری نکنم. حالا من به فیلتر کردن هر چه بیشتر ادامه بدم یا اینکه نظرتون اینه که فقظ وبلاگ اونهایی که خیلی علاقه به نوشتن دارند و سرگرمیشون نوشتن هست رو ببندم ؟
    مثلا نظرتون اینه که وبلاگ این خواهرمون خانم رها رو ببندم؟ ظاهرا خیلی به این وبلاگ دلبستگی دارن و ممکنه به کارهای مدرسشون نرسند.

    با ارزوی توفیق بیشتر

    Reply

  6. محمود می گوید:

    سارا خانم، جسارتا می خوام کمی تحلیلتون رو نقد کنم. به نظرم اصلا فیلتریزاسیون آقایان را نمی شود در قالب نظریه آزمون های فرض آماری قرار داد. این نظریه که در واقع یک پایه فوی فلسفی دارد که بر می گردد به نظریه ابطال پذیری کارل پوپر ابتدا فرض را بر برائت می گذارد و بعد می پذیرد که دو نوع خطای آلفا و بتا یا نوع اول و نوع دوم (که شما با فالس مثبت و منفی به آن اشاره کردید) اجتناب ناپذیر است که با کاهش یکی دیگری افزایش خواهد یافت. اجازه بدهید از یک مثال کلاسیک که معمولا برای دانشجویان آمار به کار برده می شود استفاده کنم: در فوانین فضایی و جزایی فرض بر برائت همه افراد مردم است. اگر قاضی در دادگاه توانست دلایل کافی برای مجرم دانستن متهم به قتل پیدا کند فرض برائت رد می شود. اینجا فاضی ممکن است مرنکب دو نوع خطا شود. اول اینکه یک بی گناه را به اشتیاه فاتل اعلام کند (خطای نوع اول یا آلفا) و یا یک فاتل را به اشتباه آزاد کند (خطای نوع دوم با بتا) از آنجا که مجازات یک بی گناه همواره اشنباه بزرگتر و پرهزینه تری است تا آزاد کردن یک گناهکار همواره تلاش بر این است که خطای نوع اول را کم کنند که البته این باعث محافظه کار تر شدن در رفع برائت افراد می شود که در مورد بحث ما باید به کمتر فیلتر شدن سایت ها برسد. اما مشکل جمهوری اسلامی این است که فرض را نه بر برائت که بر مشکوک بودن و مورد دار بودن همه آحاد بشر گذاشته و من و شما مرتبا باید تلاش می کنیم که اثبات کنیم بی گناهیم!

    Reply

  7. نامه ای به عمو فیلترباف: از این رنجی که می بریم | خیزران می گوید:

    [...] کمی ملاحظات آماری برای عمو ف ی لترباف از وبلاگ آوای موج [...]

  8. وحید » یک تصویر با دو تعبیر می گوید:

    [...] کمی ملاحظات آماری برای عمو فیلترباف [...]

  9. محمد (ققنوس) می گوید:

    با سلام خدمت سرکار خانم سارا رهای عزیز و محترم

    فرموده اید:
    “آنها از مسئولان بخواهند که با قضیه یکمی علمی‌تر و عاقلانه‌تر برخورد کنند.”

    مسئله همین “علم” و “عقل” است که مجاز نیست و باید فیلتر بشود دیگر. اصلا اگر علم و عقل در شئون زندگی ما ایرانیان در جریان بود که دیگر نیازی به بسیاری از اموری که امروزه در زندگی مان با آن کلنجار می رویم نبود. از جمله همین فیلترینگ.

    با تشکر و تقدیم احترام
    محمد

    Reply

  10. تخته خاكستري می گوید:

    نوشته جالبي ست و اخيرا و در موج تازه ف ي ل ت ر وبلاگ هايي بسته شده اند كه خيلي معمولي بودند. تعجب كردم و ظاهرا ميزان سخت گيري ها خيلي بيش تر شده.

    Reply

  11. کمانگیرپ می گوید:

    چاکریم! :)

    Reply

  12. دانشطلب می گوید:

    وقتی فکر نمی کنیم : عموفیلترباف جواب می دهد
    http://madreseyema.blogfa.com/post-256.aspx

    Reply

  13. EchEm می گوید:

    http://uddhacca.wordpress.com/2009/04/12/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%85%D9%88-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%81/

    Reply

  14. Maysam Online:: وب سایت میثم محمودی » Blog Archive » نامه ای به عمو فیلترباف می گوید:

    [...] کمی ملاحظات آماری برای عمو فیلترباف [...]

  15. نامه ای به قلدر محله {عمو فیل ترباف} « لابدان می گوید:

    [...] هم محلی ها : وب نامرئی ، کمانگیر ، کافه نادری ، خیزران ، آوای موج ، بلاگ نوشت ، بر ساحل سلامت ، زنگوله ، پیچک سر به هوا ، [...]

  16. مخلوق می گوید:

    سلام دوست من
    ببخشید که یه عابرم
    دوست من شما خیلی خوبی که جریان رو اینطوری میبینی
    کدوم علما اگه علمایی در کار بود که کار ما به اینجا نمی رسید
    اگه علمایی در کار بود سایت خود همین علما که میگی فیلتر نمی شد
    ما با جهال سر و کار داریم
    اونهایی که به قول آقا امیر المومنین علیه السلام چون نمی توانند دین را درست اجرا کنند مثل کسی شده اند که پوستین چرمی را برعکس پوشیده که این کار نه زیبایی داره نه گرما!
    این لب مطلبه ببخشید که سرزده اومدم و نظر دادم شاید فیلترینگ خوب باشه و شاید برخورد با کسایی که می خواهند دنیا رو پر از هوسرانی و شهوت بکنن خوب باشه ولی سوال اصلی اینکه چرا باید تلاش کنیم که مثلا این چیزا رو خوب بکنیم (شاید برای مثال با روش گوسفندی)
    چرا خودش خوب نیست؟
    چرا!؟
    کی کِی کجا چرا راه رو اشتباه رفته که کار ما به اینجا رسیده که می خواهیم که جوونا فاسد نباشن
    آخه چرا
    ما که تو ادعا از همه پاک تریم ولی چرا در عمل …

    هر که آمد امارتی نو ساخت
    رفتُ منزل به دیگری پرداخت

    ان شاء الله همه تلاش کنیم تا همه چی درست بشه اگر از روز اول به ما یاد می دادن برای درست کردن یه جامعه باید اول تار و پودش رو درست کرد یعنی هر فرد باید خودشو درست کنه کار به اینجا نمی رسید
    کجای دین ما گفته طرف با باتوم خوردن با خدا میشه می فهمه که کار بد نباید بکنه حتی اگه کسی نباشه
    کی به این آقایون یاد داده به ناموس مردم دست بزنن تا حجابشو رعایت کنه
    گجا گفتن با فحش و ناسزا میشه یه فرد رو نصیحت کرد
    مگه آقا امام صادق نگفته ایراد همدیگرو به هم هدیه بدین ببین میگه ایراد نه خطا ،خطا رو باید پوشوند باید خوب بودن رو نشون داد به طرف باید فهموند که بده!
    تازه ببین چه جالبه صحبت از هدیه است یعنی کادو شده تا توش معلوم نباشه تا مال خودش باشه تا …

    ببخشید نتونستم بخونم و چیزی نگم

    موفق باشید

    Reply

شما چه نظری دارید؟

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS
FireStats icon Powered by FireStats