لطفاً مطالب این وبلاگ را در وبلاگ دیگری کپی نکنید؛ به جایش اگر دوست داشتید به آن لینک دهید. چاپ مطالب در مجلات نیز با ذکر و لینک منبع آزاد است. برای آشنایی با قوانین کپی رایت می‌توانید اینجا را ببینید. با تشکر، سارا رها

خواندنی های روز:

پدر مادرهای ساده دل و فداکار ایرانی، آسوده نخوابید!

اجتماعی, خانواده شما چه نظری دارید؟

پی نوشتی که استثنائا پیش نوشت می‌شود: ببخشید اگر این چشم‌های مجازی اذیتتان می‌کند. خود سپاه گفته است که او بیدار است و با تیزبینی مشغول نظارت بر اینترنت. من هم آنها را اینجا گذاشتم که حرفشان را آویزه گوشم کنم….

پدر مادرهای ساده دل و فداکار ایرانی، آسوده نخوابید که فرزندان شما همچنان در معرض خطرند.

این پست آقایی که خود را دانشطلب و طلبه می‌داند ولی ادبیات و فرهنگ محترمانه‌ی  طلبه‌ها را ندارد، بر آنم داشت که این بار مستقیما با آن دسته از خوانندگان وبلاگم که فرزند دارند صحبت کنم و می‌دانم تعدادشان کم هم نیستند و از دسته خوانندگانی هستند که سایت تبیان را هم می‌خوانند و در رده‌ی سنی بالای 35 هم هستند و احتمالا بچه هم دارند. شاید تجربه‌ام برایشان مفید باشد که من در غرب که شما فکر می‌کنید جرثومه فساد است ولی به نظر من همه جای دنیای شبیه به هم شده است، در شرایطی که بالای 90٪ نوجوانان در دبیرستان‌های اینجا حتماً ماری‌جوانا را حداقل چند باری امتحان می‌کنند و در حد 50٪ نوجوانان هم کوکئین هم کم و بیش می‌کشند و از سن 14 به بعد به حیل مختلف در پارتی‌های شبانه مشروب می‌خورند و بار می‌روند، در این مملکت که اگر دست روی بچه‌ات بلند کنی و یا حتی سرش داد هم بزنی، بچه حق دارد که از شمای پدر و مادر شکایت کند و او را می توانند از تو جدا کنند، و یا بدتر از آن از سن 16 سالگی به بعد حق کارکردن دارد و اصلا می‌تواند مدرسه را ول کند و  از خانه هم بگذارد برود و برای خودش تنها زندگی کند تا خوش باشد، در این مملکتی که هیچ چیزش قانوناً فیلتر نیست، در این شرایط من دو تا بچه بزرگ کرده‌ام که خدا را شکر هر دو سالم و موفق از کنار این گرداب ها گذشته‌اند. هدفم در میان گذاشتن تجربه‌ام با شماست و اینکه بیهوده اعتماد نکنید که با این برنامه‌های گرداب تلویزیون و بگیر و ببند و فیلتر کردن‌ها بچه‌های شما از خطر در امانند. نجات بچه‌ها از گرداب‌های اینترنتی راه دارد و هدفم از این نوشته نشان دادن آن راه‌هاست که امیدم را به داشتن گوش شنوایی در میان مسئولین از دست داده‌ام.

آقای کیان بخش در برنامه گرداب سخن از به دام انداختن سایت‌های مستهجن فارسی می‌گوید، پدر مادرها را از اینترنت می‌ترساند و سپاه هشدار می‌دهد که ایهاالناس بدانید که سپاه بر اینترنت نظارت دارد و هیچ کسی از نگاه تیزبین آن‌ها به دور نمی‌ماند و همه اینها برای این است که شمای پدر و مادر آسوده خاطر شوی که فرزندت در دبیرستان و دانشگاه در سلامت روحی روانی درس می‌خواند.

در اینکه بعضی سایت‌ها را باید بست من هیچ مخالفتی که ندارم، موافق هم هستم. از میان آن لیست طولانی من فقط سایت آویزون را شنیده و یکبار دیده بودم که حتی در کشوری که در آن تجارت س.ک.س هم آزاد است مثل هلند، آن سایت را می‌بستند برای اینکه از هر نظر غیر قانونی و غیر اخلاقی بود. تا اینجا دستشان درد نکند، خوب کردند. اما  این وسط آمده‌اند یک سری زیاد از وبلاگ‌های معمولی را هم فیلتر کرده‌اند.  دفعه پیش نوشتم که چرا با اینکار مخالفم و علاوه بر اینکه فیلترینگ آن وبلاگ‌ها کاملا به نظر دل بخواهی میرسد و آن چه ضررهایی به بار خواهد آورد. ولی حالا فرض کنید بگوییم که چه بهتر که آنها را هم فیلتر کردند؛  آخر همه‌شان دانشجویند و حالا شاید یکمی بیشتر به درس و مشقشان برسند! هر چند که این کارها برای همه جواب نمی‌دهد. فقط امیدوارم که وبلاگ این بروبچه‌های دانشجوی دور و بر مرا هم فیلتر کنند تا من از چک کردنشان خلاص شوم! آنوقت دعایشان هم می‌کنم چون من دیگر  مجبور نخواهم بود که هی رد این بچه‌ها را نگه دارم و هر از چند گاهی گوشی از یکیشان بکشم که برگردند سر درسشان!! وبلاگ مرا هم اگر فیلتر کنند باز هم دعایشان خواهم کرد که آنوقت با خیال راحت در اینجا را خواهم بست و  به وبسایت کاری‌ام که سخت محتاج به روز شدن است، خواهم رسید. خلاصه به قول دوست عزیزتر از جانم، دشت سبز، اصلا دستشان درست که فیلتر می‌کنند!

اما واقعاً بعد از این برنامه گرداب بیشتر نگران نوجوان‌ها شده‌ام. چرا؟ برای اینکه شمای پدر و مادر فکر می‌کنی که مثلا سپاه با این‌ کارهایش کاری از پیش می‌برد و اعتماد می‌کنی و غافل می‌شوی. ببینید، مگر فقط سایت‌های ایرانی هست که مثلاً پ.و.ر.ن نشان می‌دهند؟ همه دنیا از آنها پر است. با یک فیلتر شکن ساده که هرروز یکی جدیدش در می‌آید و اصلا بستن همه فیلتر شکن ها امکان ندارد، به همه آن سایت‌ها می شود دسترسی داشت. آنها را چه می کنید؟ کامپیوتر نمی‌خرید؟ متاسفانه آن‌هم نمی‌شود چون در دنیای امروز همه درس‌ها الان نیاز به کامپتوتر و اینترنت دارند. پس راه حل را باید در مسیر دیگری جست.

در رابطه با اینترنت و بچه‌ها، راه حل به نظر من همین کارهایی است که من و خیلی‌های دیگر به عنوان یک مادر نگرانِ همین چیزها برای بچه‌هایمان کرده‌ایم. خیلی از پدر مادرهای غربی دیگر هم که برای سلامت روحی و جسمی بچه‌شان نگران‌اند همین کارها را می‌کنند. اولین کاری که من کردم این بود که همیشه اطلاعات کامپیوتری خودم را حداقل 10 قدم جلوتر از بچه‌هایم نگاه می‌داشتم. انواع حقه و راه‌های چک کردن اینکه کدام سایت را می‌روند نگاه می‌کنند و یا با کی چت می‌کنند، یا اینکه چه جوری اسم رمز آنها را پیدا کنم، و امثالهم را یاد گرفتم و هر شب سرتاپای کامپیوتر را چک می‌کردم. بعد از این برنامه هایی که برای پدر و مادرها طراحی شده خریدم و گذاشتم تا تمام اطلاعات را که ثبت کند هیچ بلکه جلوی هر سایتی را که اسم مثلا “س.ک.س” و یا مشابه در عنوان سایت داشته باشد بگیرد. فقط دو سه سال این چک کردن‌ها لازم است؛ کافیست که بچه از دوران نوجوانی بگذرد (در این مملکت البته، در ایران به نظر من جوان‌های دانشگاهی تازه مثل نوجوان‌های این طرف رفتار می‌کنند که چرایش بحث مفصلی دارد.). این چک کردن‌ها فقط به این درد می‌خورد که شمای پدر یا مادر در کل آگاه باشی که بچه‌ات در چه مسیری هست. والا به معنای این نیست که باید به بچه به کل بی‌اعتماد شد و همیشه ناظر بر همه اعمالش بود که آن خودش عواقب بسیار بدتری هم می‌تواند داشته باشد. ولی اگر به دلیلی نگرانید، خب راههایش این‌هاست.

اما خرید آن برنامه ‌ها که به پدر و مادرها امکان کنترل می‌دهد، گمان نمی کنم در ایران امکان داشته باشد هرچند که مطمئن نیستم و همه هم که نمی‌‌توانند از خارج بخرند. پس از این برادرهای ارزشی برنامه گرداب بخواهید که بخشی از بودجه کلان این کار را اختصاص دهند به اینکه آن برنامه‌ها را بخرند و بطور رایگان بین خانواده‌ها پخش کنند. بعلاوه کلاس رایگان آموزش کامپیوتر برای پدر مادرها بگذارند. شما در دنیای فعلی با کامپیوتر و اینترنت نمی‌توانید مبارزه منفی کنید. تنها راه اینست که شما هم آنرا یاد بگیرید و بتوانید که هم خودتان و هم بچه‌هاتان از آن استفاده درست کنید.

یک نکته مهم دیگر اینکه من نگران آن بچه بسیجی‌هایی که در سپاه هستند و مسئول فیلترینگ می‌شوند، هم هستم. آن جوان‌های پاک چه گناهی کرده‌اند که باید این همه سایت مستهجن و یا غیر اخلاقی ببینند و بعد هم نقشه بریزند و مدتی مثل آنها نقش بازی کنند (به گفته خبرگذاری‌ها) تا آن‌ها را ردیابی و فیلتر کنند؟ تازه چه اعتمادی هست که این همه تلاش شبانه روزی برای گشتن و فیلتر کردن سایت‌ها روی مردان زن و بچه دار سپاه هم اثر نگذارد؟ حتماً اثر مخرب دارد. حرف من باز هم اینست که این کارها راه دارد از جمله راه‌کارهایی که در بالا گفتم و قبلا هم اشاره کرده بودم برای هوشمند کردن و اتوماتیک کردن سیستم.

پ.ن.: کپی و پیست این نوشته  استثنائا، چه بی ذکر منبع و چه با ذکر آن، نه تنها مجاز و حلال است بلکه صواب هم دارد!

27 نظر برای “پدر مادرهای ساده دل و فداکار ایرانی، آسوده نخوابید!”

  1. کمانگیرپ می گوید:

    به قول شاعر، من از اون چشم ها می ترسم! می ترسم! می ترسم!

    [Reply]

    سارا رها Reply:

    تا چشم‌های کی باشه! ولی گذشته از شوخی هر چشمی که هر کسی رو اینجوری بپاد، آزاردهنده و روانی کننده میشه!

    [Reply]

  2. Moby می گوید:

    چشما رو بردار لطفا , بد نیگا میکنه!

    [Reply]

  3. آزاده می گوید:

    نمیدونم من هیچ وقت مادر نبودم، ولی نمیدونم واقعا چقدر میشه یا حق دارم که بچه ام رو کنترل کنم.
    راستی این چشمها تا کی اینجا هستن؟

    [Reply]

    سارا رها Reply:

    اونا چشمهای سپاه است که بیدار است و اینترنت را می‌پاید!! اگر روی هر پست دیگری بری چشمها دیگه نیستند. پس اگه یه پست دیگه بذارم اینا فقط برای همین پست میمونن.

    [Reply]

  4. pooyaa می گوید:

    فکر می کنم برای این که مطلب خواندنی و جذاب باشد شما جدی و شوخی را با هم ترکیب کردید (این سومین باره که در این باره و اینجوری می نویسید)
    جواب هایی که گرفتید جالب است، مثل جواب دشت سبز که شوخی و جدی توش قابل جدا کردن از هم نیست.
    در مورد تربیت علاوه بر کنترل که شما در مورد بچه هاتون اجرا کردید رویکرد دیگری هم هست که معمولا ازش غافل می شوند و آن صحبت کردن با بچه هاست.
    صحبت کردن لازمش گوش کردن و احترام گذاشتن به بچه هاست. به نظر من اگر با صداقت و حوصله با بچه ها صحبت کرد بالای هفتاد درصد کاملا در راه درست خواهند بود (توزیع نورمال) و آن 20 30 درصد باقیمانده کاملا استثنائی هستند و باید شدیدا مرقبت شوند.
    و هر کسی که در راه خلاف پیش می ره نشانه یک نوع ناهنجاری ژنتیک و یا تاثیرات محیطی شدیده.
    اینجور افراد معمولا برای متعادل کردن ناراحتی هایی که دارند به این راهها کشیده می شوند؛ یعنی دچار سختی و عذاب هستند. یعنی کسی از روی دلخوشی معتاد نمی شود و یا دنبال پ . و . ر . ن نمی رود. اگر ما فقط به دنبال مجازات این افراد باشیم راه خطا رفتیم. باید دنبال راهی بود که آنها را شفاء داد

    [Reply]

    سارا رها Reply:

    پویا جان، بجث سرِ کنترل اینترنت برای بچه است نه تربیت بچه. یک سرچ کوچک روی اینترنت برای این موضوع بکن ببین چقدر مردم نگران همین مسئله در غرب هستند. صحبت کردن با بچه که اصل بدیهی اولیه است و کنترل بدون صحبت همیشه محکوم به شکست است ولی در شرایطی کنترل اینترنت لازمه. یادت رفته چند سال پیش دختر نوجوانی در امریکا در اثر یک شوخی تلخ و مسخره اینترنتی خودکشی کرد؟

    [Reply]

  5. حسن می گوید:

    شما نگران برادران بسیجی نباش! آنها از من و شما بهتر هر چیزی را بلدند

    [Reply]

    سارا رها Reply:

    این گونه استریوتایپ کردن هم غلطه. در شهرهای کوچک اولش که مردم بچه‌شان میره بسیجی و سپاهی میشه که اونجوری نیستند. تویشان بچه ساده شهرستانی هم پیدا میشه که واقعا فکر میکنند که دنیا در حال کن فیکون شدنه از بی دینی یک مشته جوان دیگه مثل خودش. حالا بعدش چی از آب درمیان داستان دیگری است.

    [Reply]

  6. دانا می گوید:

    اين كارها فقط شكستن آينه هائيه كه چهره واقعيشون رو به خودشون نشون ميده.
    ببينيد چقدر از ديدن چهره خودشون وحشت دارن.
    بهتره كه انحرافات جنسي تو خونه ها، پاي تلفن، كنار خيابونا، تو پاركها و …. بمونه وكسي به روي مباركش نياره كه تو ام القراي اسلامي يه زن جرات نميكنه كنار خيابون منتظر تاكسي بمونه.

    [Reply]

    سارا رها Reply:

    دقیقاً ولی خیلی از مردم ساده دل را هم من از نزدیک می‌شناسم که این حرف‌ها را باور می‌کنند و خطاب این پست به آنهاست و یا به کسانی که میدانم با آن قشر در تماس هر روزه‌اند.

    [Reply]

  7. زهرا می گوید:

    وای چه جالب !:)
    من تا حالا فکر میکردم شما بین 30 تا 35 سال هستید الان نوشتید 2 تا فرزند بزرگ کردین یهو جا خوردم :)
    خلاصه شرمنده اگه قبلا شوخی اینا زیاد کردم و کامنت راحت دادم، البته من واقعا بی منظور بودم:)

    [Reply]

    سارا رها Reply:

    اولش که من خیلی زود بچه دار شدم (سال دوم دانشگاه)! دومش راحت باش دختر! سومش اینکه خیلی هم خوبه که آدم زود بچه‌دار بشه چون اونوقت با بچه‌ش خیلی بازی می‌کنه. برای همینه که میگم آدم تا عقلش نمی‌رسه خوبه که ازدواج کنه!!

    [Reply]

  8. pooyaa می گوید:

    طبق معمول صحبتهای شما درست و دقیق است.
    فقط منظور من این بود که اگر چه کنترل لازم است ولی در دنیای امروزی (چه شرقی و غربی؛ دینی و یا غیر دینی) بیشتر به کنترل تکیه می کنند تا اصلاح.
    کما اینکه هدف بحث شما هم همین است. مخصوصا این چشما! نشان می ده که ما انسانها از کنترل شدن خوشمان نمیاید.
    هیچ کس نمی خواهد که برادر بزرگ (بقول این وری ها) او را بپاید.
    بچه ها هم همین احساسات را دارند.
    مسئله اینجاست که ما کنترل را از روی واکنش به ترس است که انتخاب می کنیم. مثلا: زمانی در یک پمپ بنزین کار می کردم؛ از 1000 نفر مشتری شاید کمتر از یک نفر پیدا می شد که بدون پرداخت پول بنزین می زد و فرار می کرد. مجبور شدیم که مردم را مجبور کنیم که از قبل پول را پرداخت کنند. و طبیعی بود که خیلی ها ناراضی باشند و ما هم توضیح می دادیم. گاها جواب های جالبی هم می گرفتیم: یکی از جوابها این بود که یک نفر خطا می کند و کار را برای همه سخت می کند. این صحبت برای شما آشنا نیست؟
    بعد از ماجرای 9 سمپتامبر همین مسئله اتفاق افتاد. به خاطر چند نفر یا گروه خیلی ها سختی کشیدند. دولتها سختگیریهای شدیدی اعمال کردند؛ خیلی ها بی گناه به زندان افتادند خیلی ها کشته شدند!
    انتقاد من از دولت آمریکا و دولتهای قدرت مند دنیا و پدر مادر ها و همه کنترل کنندها (!! عجب صحبت کلیی ها :) ) اینه که فقظ از روی سختگیری و امر و نهی نمی شه افراد و جوامع زیر دست رو هدایت کرد و راههای دیگری هم هست. یادم می آید که یک تحقیقی و پروژه آموزشی روی شاگردان دبیرستان در آمریکا انجام داده بودند. هدف این پروژه کم کردن teen pregnancy بود.
    هفته ای یک کلاس برای دبیرستانی ها گذاشته بودند و آنها را نصیحت کرده بودند که حتی المقدور تا زمان ازدواج صبر کنند و س . ک . س نداشته باشند و اگر هم نمی توانند جلوی خودشان را بگیرند از روش های جلوگیری بارداری استفاده کنند. نتیجه خیلی خوب بود و حدود 40 50 درصد (اگه اشتباه نکنم)باعث کاهش این مسئله شد. توجه داشته باشید فقط با توضیح دادن و آموزش (اونهم 2 ساعت در هفته) چقدر فرق ایجاد شد. به نظر من مشکل همیشه سهل انگاری و بی توجهی است نه فقط کمبود کنترل.
    دقیقا مثل باغی که باغ دچار آفت و علف های هرز می شه و تازه باغبان می توجه مشکل می شه و آنقدر در مصرف سم نباتی افراط می کنه که خیلی از گلها صدمه می بینند! این باغبان باید از اول به وضع گلها رسیدگی می کرد.

    [Reply]

  9. نا باور می گوید:

    سپاس از این پست آموزنده. وقتی بچه دار شدم حتما باید از این مطالب استفاده کنم! کنترل بچه واقعا کار سختی است.

    + چون به مطلب مربوط است؛ پیشنهاد می‌کنم پدر و مادرها این کتاب را حتما بخوانند: http://www.scribd.com/doc/11958597/-

    در مورد فیلترینگ هم یک نکته مهم این است که شمار وبسایت‌هایی که در کشورهای پیشرفته هم پیگرد قانونی دارند بسیار بسیار اندک است. به همین دلیل نباید مساله «اصلی» که فیلترینگ وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های منتقد هست فراموش کرد.

    شاد و پیروز باشید

    [Reply]

  10. لیلا می گوید:

    سلام

    فکر نمی کنید فرزندانتون ناراحت یا معذب بشن یا اینکه این شکل نطارت شما رو توهینی نسبت به خودشون تلقی کنند؟
    اگه ناراحت بشن براتون مهمه؟
    مطالب وبلاگتون رو دوست دارم اما این پستتون یه کم برام عجیب بود هر چند که می دونم مخاطبش من و امثال من نبودیم.

    ممنون

    [Reply]

    سارا رها Reply:

    همانطور که خودت هم گفتی مخاطبین من در این پست قشر دیگری از مردم است. ولی به هرحال در پاسخ به شما، البته که برایم مهم بود که بچه‌هایم احساس عدم اطمینان نکنند و یا عذاب نکشن. هیچکسی از نظارت شدید خوشش نمیاد و باید احترام فضای خصوصی همه حتی بچه‌ها را هم نگاه داشت. ولی به حکم ضرورت اگر پدر یا مادری که سخت نگران مثلا معتاد شدن بچه‌اش هست باید که روابط و دوستان او را چک کند و آگاه باشد. منظورم این نبود که بچه هم بداند که مادرش همه چیز را می‌داند. بلکه مادر لازم است که وقتی خطر را بنا به غریزه مادری‌اش احساس می‌کند، بداند تا بتواند استراتژی برخورد خود را مرتب تعدیل و اصلاح کند. همانطور که گفتم این کار فقط یک دوره کوتاه دوران بلوغ بچه لازم است. بعدش اصلا نیازی نیست. یک مثال شخصی بزنم. یک بار پسرکم طفلی عاشق یک دختری روی اینترنت شده بود! اوج سنین بلوغش بود و دخترک هم همش بهش می‌گفت که از خونه فرار کن بیا منو بردار و با هم فرار کنیم. من که هرگز به او آن موقع نگفتم که داستان را میدانم ولی با دانستنش به کمک خواهر کوچکترش آنقدر سر به سرش به شوخی گذاشتیم تا خودش داستان را بهم گفت و وقتی که بهش گفتم که چرا فرار کنی، دختره رو دعوت می کنیم بیاد شهر ما یا من خودم تو رو می‌برم به شهر اون که ببینی‌اش، آنوقت خیالش راحت شد و بعد از آن آنقدر مسئله عادی شد که اصلا بعد از مدتی هم شر و شورش خوابید. اینا یک بخش عمده‌ش مشکلات مهاجرین هم هست. در ایران مسئله کمی فرق داره. ولی در کل بچه دار که شدی لیلا جان خواهی دید که دلت می‌خواهد که همه سنگریزه‌ها رو از سر راه بچه‌ت کنار کنی و رعایت اعتدال و آزادی بچه هم نیاز به تمرین و کنترل مدارم بر خود داره. راجع به این چیزها قبلا ها در بخش خانواده زیاد نوشته‌ام.

    [Reply]

    pooyaa Reply:

    آفرین؛ نشون می ده که شما از روش صحبت و اصلاح هم خوب استفاده می کنید.
    این خاطره ای که تعریف کردید نشون می ده که وقتی خیال آدم راحت باشه کمتر دنبال خطا می ره. ولی برعکس اگر بدون دلیل و با زور از چیزی منع بشه همیشه دنبال راهی می گرده که به اون چیزی که منع شده برسه.

    [Reply]

  11. مجید می گوید:

    هیچ مسوولیتی سنگینتر از مادر و پدر بودن نیست

    [Reply]

  12. لیلا می گوید:

    فکر می کنم این بار بیشتر تونستم حرفتون رو درک کنم

    متشکرم

    [Reply]

  13. احمد می گوید:

    سلام - مطلب رو تا آخر خوندم
    ولی خانم جان چقدر از فرزندانت مطمئنی که این حرف رو زدی؟؟؟
    “”در این شرایط من دو تا بچه بزرگ کرده‌ام که خدا را شکر هر دو سالم و موفق از کنار این گرداب ها گذشته‌اند”"
    فقط کمی فکرکن
    من با پیشنهاد شما کاملاً موافق هستم و به شما آفرین میگم
    واقعاً تربیت تو اونجا خیلی سخته
    ولی تا اینجا وتو ی این شرایط قرار نگرفتید قضاوت نکنید
    منظور کلی من این بود که انسان تا توی هیچ شرایط نیست نباید قضاوتی کنه
    ازکجا معلوم که همسن وسالای شما این کارقشنگ شمارو”تربیت خوب فرزند دراونجا” خیلی بهتر و حتی کامل تر ازشما انجام بدن

    [Reply]

    سارا رها Reply:

    مگر من ادعا کردم که کسی بهتر از من نمی‌تواند بچه تربیت کند؟!!! چقدر شماها پیش قضاوت دارید! بنده فقط تجربه شخصی‌ام را در میان گذاشتم. همین. بدرد کسی خورد چه خوب، نخورد دعوا که نداریم که! آن اولش هم گفتم یعنی اینکه شرایط را کمی توضیح دهم که در برج آیوری بچه‌هام را بزرگ نگرده ام.
    زنده باشید

    [Reply]

  14. فرشيد می گوید:

    انصافاً راهكار جالبي بود. من هم با اين كه اين سايت ها رو يكي يكي پيدا كنن و بخوان فيلتر كنن و يا نقش نفوذي بازي كنن تا گردانندگان رو دستگير كنن مخالفم. انگار همه چيز در عصر حجره اينجا.

    [Reply]

  15. دشت سبز می گوید:

    سلام
    مدتی است که به اینترنت سر نزدم. ولی خداییش اگر سایت تو یکی رو فیلتر می کردند و اجازه می دادند این دست و گردن پر از درد و ناراحتی تو کمی روی آرامش به خودش ببیند خیلی خوب می شد. یک چیزی در گوشی بهت می گم خوب گوش کن. یک دفعه یکی در یک مجمعی از معلمین در تهران که سخنرانی یک دکتر روانشناس را گوش می دادند عنوان کرد که با مشکلات جنسی بچه ها چه باید بکنند. آقای روانشناس گفت مشکل بچه ها نیستند . مشکل پدر و مادرشان هستند. البته قصه ای را تعریف کردند که پدرومادر با نا آگاهی از فیلم های آنچنانی ماهواره استفاده می کرده اند و بچه خودش را به خواب می زده و … نهایتا بچه کلاس پنجم تقاضای همسر کرده بود.
    اما اعتقاد خود من این است که این جریان به تعادل خواهد رسید. دیدن سایت مستهجن هم پس از مدتی حال جوان را هم به هم خواهد زد. البته اثر نامطلوب روانی که این سایت ها بر روح و روان بچه ها می گذارند روی همه ی ابعاد زندگیشان تاثیر خواهد گذاشت.
    شاید تنوع طلبی بیش از حد جوانان به همین مسئله برگردد. شاید لازم باشد که این تاثیرات به طور عمیق و علمی بررسی شود و وقتی این بشر دو پا دید که چطوری دارد با زندگی دیگران بازی می کند یا عاقل شود و دیگر سایت آنچنانی درست نکند یا بالاخره شعور جمعی بشر به این برسد که این بساط پر از منفعت طلبی و زیاده خواهی عده ای سود جو را برچیند.جالب این است که این به عنوان حقوق بشر مطرح نمی شود. اگر کسی را به زندان بیاندازند هزار داد و هوار بلند می شود. چرا این سایت ها که جوان ها را ساعت ها پای اینترنت به اسارت می برند و از تمام لذت های زیبای زندگی محرومشان می کنند نباید مورد پیگرد قانونی قرار بگیرند. وقتی همه چه در غرب و چه در شرق نگران فرزندانشان هستند چرا کاری نمی کنند جلوی فعالیت این ها را بگیرند؟ فکر می کنم بشر باید بنشیند و تعقل کند که با این بلاها که با تکنولوژی سر طبیعت ، و انسان آورده بالاخره تاوان بدی را پس خواهد داد.

    [Reply]

    سارا رها Reply:

    دشت سبز جان, ممنون که سر زدی. مسئله به این سادگی نیست که مثلا با غیر قانونی اعلام کردنش و گذاشتن مجازات حل بشه. برای اینکه اون کار خودش یکعالمه مسئله دیگه ایجاد میکنه. ولی درمقابل میدونی در غرب چیکار می کنند؟ 1- به بچه ها آموزش درست و حسابی در این زمینه ها می دن. این پورن نیست که در غرب مشکل خانواده هاست. اعتیاد است که مثل همه جای دیگر دنیا از جمله ایران مشکل اصلی خانواده هاست. 2- هزار تا برنامه کامپیوتری هست برای کنترل و محدود کردن این قبیل سایت ها برای بچه ها. بازم میگم مشکل با بستن این سایت ها حل نمیشه. ریشه های مشکل بسیار عمیق تر از این چسب زخم های پر سرو صدا است که فقط به درد احتمالا رای انتخابات می خوره.
    با هم حرف می زنیم …ایشالله به زودی…

    [Reply]

  16. ایرانی می گوید:

    بنظرم شما در این پست تاکید زیادی بر کنترل و نظارت برای حل مساله دارید. اما مطمئنا علاوه بر کنترل و نظارت، نیاز به اقدامات دیگری هم هست، مثل دادن آگاهی، ایجاد زمینه برای صرف کردن انرژی فکری و جسمی در فعالیتهای مفید، و فراهم کردن امکان ارضای نیاز ج.ن.س.ی.

    [Reply]

  17. هستی می گوید:

    بعضی پدرمادرها حتی نمی دونن چه جوری کامپیوتر بچه ها شونو روشن کنن.

    [Reply]

شما چه نظری دارید؟

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS
FireStats icon Powered by FireStats