امروز عجبیب دلم هوای پدربزرگم را کرده است. شاید چون دیشب خوابش را دیدم و در نتیجه دلم سخت برایش تنگ شده است. این پدر بزرگ همانطور که قبلا هم گفتم، گویی که همیشه در فامیل ما زنده است. یکی از نکتههای به یاد ماندنی از او همین کلمهی متوسط است؛ آقا هیچوقت امکان نداشت که بگوید چیزی یا کسی بد است. اصلا کلمهی “بد” در دایره لغات او نبود. به جای آن میگفت که “متوسط” است! برای همین ما هم شوخی و جدی همیشه وقتی که بدحالیم میگوییم که متوسطیم! امروز داشتم فکر میکردم که اگر آقا زنده بود و اگر زبانم لال مسئول فیلترینگ میشد چه پیغامی برای وبلاگهای فیلتر شده میآمد. حتماً مینوشت: مشترک گرامی، محتویات این وبلاگ متوسط الحال است؛ بهتر است آنرا ملاحظه نفرمایید، ولی باز هم خود دانید!!
و اما شاید شما هم متوجه شده باشید که تازگیها نبض این وبلاگ نامنظم و غیرعادی میزند. به گمانم قلبش اریتمیا گرفته و احتمال دارد که به زودی سکته کند! امیدوارم که بتوانم بحث “اراده آزاد” را تا قبل از سکته کامل یا ناقصش تمام کنم.
حالا فعلا این موسیقی بهشتی را گوش کنید که برایم خاطرات کودکی بسیاری را زنده میکند. موسیقی معروف رادریگو موسیقیدان ایتالیایی است که خیلی قدیمها آنرا اریک ماسیاس خوانده بود ولی من هیچ جا آنلاین با صدای ماسیاس پیدا نکردهام. خواننده این قطعه نانا مسکوری است که صدایی بس زیبا دارد.
April 13th, 2009 at 12:52 pm
شما سعی کنید به زور هم که شده کاری کنید که این وبلاگ سکته نکند!
[Reply]
سارا رها Reply:
April 14th, 2009 at 5:50 am
باید یه فکری برا قلبش بکنم
مرسی!
[Reply]
April 14th, 2009 at 2:56 am
سلام ساراخانم
مدتيست خواننده وبلاگتان هستم.مطالبي كه مي نويسيد جالب وآموزنده هستند.دست شما درد نكناد.
اميدوارم كه هميشه بنويسيد
[Reply]
سارا رها Reply:
April 14th, 2009 at 5:49 am
ممنونم مریم جان
زنده باشی
[Reply]