مقدمه: قصد داشتم که این بخش را بعد از اتمام بحث “اراده آزاد” بنویسم ولی نظرم عوض شد و فکر میکنم که خوبست که قبل از جمع بندی آن بحث نگاهی به تاریخ (و تراژدی) جراحی مغز به عنوان درمان مجرمان داشته باشیم و بعد آن بحث را جمع بندی کنم.
اطلاعاتی خیلی کم در باره مغز
اگر هرگز مغز آدمی را از نزدیک ندیدهاید، احتمالاً مغز گوسفند را که دیدهاید؛ نه؟ مغز آدمی هم ظاهرش شبیه همان است منتها حدوداً 5 برابر بزرگتر. مغز را دست بزنید خواهید دید که چقدر نرم است، مثل ژله میماند! اگر تازه باشد حتی اثر انگشتتان هم رویش میماند. این مغز نرم که مرکز حیات آدمی است و همه چیز بدن را کنترل میکند به طرز حیرت انگیزی همه جایش شبیه به هم است و همین شباهت کار جراحان مغز را بسیار سختتر میکند خصوصاً در گذشته که دستگاههای تصویر برداری از مغز هم نبود. وقتی به یک قطعه (ورقهای) بریده شده از مغز آدمی و یا گوسفند نگاه کنید آنرا بسیار شبیه به گل کلم خواهید یافت. آن چیزهایی که شبیه ساقه گل کلم است در واقع
فایبرهای مغز هستند. اگر فایبرهای مغز را که نورونهای قسمتهای مختلف مغز را به هم ارتباط میدهد و در واقع وسیله ارتباط بین دو قسمت است، ببرید اینطور نیست که دوباره رشد کند و ارتباط برقرار شود. وقتی با چاقوی جراحی بریده میشوند در واقع یک قسمتی از مغز از کار میافتد. احتمالش هست که قسمتی دیگر از مغز به مرور کار آن قسمت را به عهده بگیرد ولی آن یک پروسه بسیار دراز مدت خواهد بود. بدون اینکه بخواهم قسمتهای مغز و عملکرد آنها را بگویم (که کار سادهای نیست!) فقط در ارتباط با این بحث بگویم که دیده شده که بیماران اسکیزوفرنی، و یا کسانی که رفتارهای خیلی خشونت آمیز غیرقابل کنترل دارند دچار مشکلی در عملکرد قسمت جلوی مغز (فرنتال لوب) هستند. برای همین در گذشته برای درمان اینگونه بیماران، فرنتال لوب را جراحی میکردند که به لوکتومی معروف است.
جراحی لوکتومی چگونه انجام میشود؟
جراحی لوکُتومی (Leucotomy) که به آن لوبوتومی هم گفته میشود، چند مدل دارد. یکی از متداولترینشان اینست که بالای قسمت فرنتال لوب و یا در قسمت فوقانی پیشانی را با دریل (مته برقی) به قطر یک مداد سوراخ میکنند و بعد از از آن سوراخ جراح یک چاقوی مخصوص را وارد کله بیمار میکند و بر اساس آنچه که از آناتومی مغز میداند (دیده که نمیشود) فایبرهای فرنتال لوب را میبرد. در مدل دیگر آن وسیله را از طریق چشم وارد مغز میکنند. (راه دارد! کاسه چشم را میتوان به گوشهای هل داد و چاقوی مخصوص را از راه چشم و البته پاره کردن برخی از عضلات باریک و ریز داخل و گذشتن از لایههای چربی موجود در آن منطقه به مغز دسترسی پیدا کرد.) این جراحی در 60 سال پیش باب شده و علیرغم پیآمدهای ناموفق و بدِ آن تا چند دهه ادامه داشت. به گفته جراحی که در پای اولین قسمت بحث اراده آزاد کامنت گذاشته است، در ایران هم در شرایطی این جراحی را انجام میدهند. (ولی نه برای کنترل رفتار - توضیح مجدد ایشان را در کامنتها بخوانید.) در این طرف در دنیای امروز برای بیماران مبتلا به صرع که تشنجات فوقالعاده زیاد (بیش از 100 بار در روز) و غیرقابل کنترل با دارو دارند شبیه این جراحی انجام میشود.
تولد سایکوسرجری (جراحی مغز برای بیماریهای روانی) - لوکتومی
امیدوارم که خواندن بخش بالا در باره لوکتومی خیلی حالتان را بد نکرده باشد که بتوانید نگاهی به تاریخ پیدایش این جراحی هم داشته باشید.
در سال 1935، ایگس مونیز، یک جراح مغز و اعصاب پرتغالی در آرزوی نام و جایزه نوبل، در کنگره جهانی نورولژی که در لندن برگزار شد شرکت کرد و از گزارش دکتر جیکبسون و فالتون در باره نتایج جراحیای که روی مغز دو شامپانزه کرده بودند و اینکه آن جراحی روی فرنتال لوب باعث تغییرات رفتاری شدیدی در میمونها شده بود، این ایده را پیدا کرد که نظیر آن جراحی را هم باید روی بیماران روانی روی آدمها انجام داد.
دکتر مونیز به لیسبون برگشت و در فاصله کمتر از 4 ماه با کمک همکارش روی 4 بیمار عمل لوکتومی را انجام داد (در آن زمان بیماران رضایت نامه لازم نبود که امضاء کنند) و بعد در عرض یکسال 20 بیمار عمل کرده بودند که نتایج را هم بلافاصه منتشر کردند و خبرش در همه جا پیچید. آنها مدعی بودند که از 20 بیمار روانی، 7 نفر کاملا شفا یافتند، 7 بیمار دیگر به طرز محسوسی بهتر شدند و 6 نفر تغییر نکردند. بعد از آن مونیز در پیدا کردن بیمار برای این جراحی دچار مشکل شد چون که ارگان روانکاوی محلی دیگر جراحی او را تایید نکرد. با این همه به او و همکارش در سال 1949 جایزه نوبل تعلق گرفت.
روش ابداعی دکتر مونیز توسط تعدادی از جراحان جویای نام در انگلیس و امریکا ادامه یافت و بیماران روانی بسیاری لوکتومی شدند. به نوشته این مقاله که مروری بر این جراحی فقط از نگاه علمی است، در سالهای 1948 تا 1954 هر سال حدود 1100 نفر در انگلیس لوکتومی شدند. با وجودیکه گزارش مرگ، فلج شدن، تشنجات صرعی، خونریزی مغزی، از کار افتادن شخص به لحاظ احساسی و غیره باعث نارضایتی عمومی از این جراحی بود ولی تا زمانیکه داروهای اعصاب کشف نشده بود (اواسط دهه 1950)، کماکان این جراحی ادامه داشت.
اما خوب است بدانیم این جراحی عمدتا روی چه کسانی انجام شد که خود داستانهای تکان دهندهایاند. بعضی از آن افراد نوجوان بودند. مثلا یکی پسر 12 سالهای بوده که جرمش نافرمانی بوده است و یا دختر 16 سالهای که بخاطر دزدی مجرم شناخته شده بود و چون در طول دوره اولیه محکومیتش نافرمانی کرده بود او را به یک تیمارستان فرستادند که برای 16 سال در آنجا ماند. در طول آن 16 سال روی او عمل لوکتومی انجام دادند.
گفتنی است که در انگلیس در آن زمان مردم غیر عادی را به سه دسته تقسیم میکردند: عقبماندههای ذهنی، خل و چلها و کسانی که عقب مانده نبودند ولی به لحاظ اجتماعی نمیتوانستند که با دیگران درست معاشرت کنند. طبق قانون این سه گروه از مردم را به تیمارستان میفرستادند. این قانون در سال 1913 وضع شد و در سال 1946 تعداد افراد در تیمارستانها به 60000 نفر رسید. روی تعداد زیادی از افراد در این تیمارستانها عمل لوکتومی انجام شد. این قانون البته در سال 1959 باطل شد و آن تیمارستانها ور افتاد.
همانطور که گفتم داستانهای تکان دهنده و تاثر آوری از لوکتومی روی افراد موجود است که در این سایت میتوانید بخوانیدشان. در مقالهای که در بالا اشاره کردم هم با استناد به مدارک دیگری نوشته است که نتایج مثبتی که در گزارشات اولیه لوکتومی عنوان شده است همگی محل شک و تردیداند. نمیدانم فیلم قدیمی “پرندهای که از قفس پرید” را دیدهاید یا نه. آن فیلم بر اساس همین سابقه تاریخی ساخته شده است که بسیار فیلم تاثیر گذاری هم هست.
عمل جراحی لوکتومی دیگر برای درمان بیماریهای روانی اصلا مرسوم نیست که آن بیماریها با دارو قابل کنترلاند؛ متد تغییر یافته شدهاش را برای بیماران صرعی خیلی شدید اعمال میکنند.

April 18th, 2009 at 4:29 am
فكر مي كنم نام فيلم “پرواز بر فراز آشيانه فاخته” است كه در ايران به نام “ديوانه از قفس پريد” به نمايش درآمد. نام كتاب از اين شعر بچه ها گرفته شده :
Wire, briar, limber-lock
Three geese in a flock
One flew east, one flew west
And one flew over the cuckoo’s nest
من 15-16 سالم بود كه اين فيلم را ديدم و بعدش هم كتابش را خواندم . دو موضوع از آن برايم هميشه مبهم بود: ارتباط نام فيلم با داستان آن (كه البته هموز هم نمي دانم - شايد به چيزي مثل وصله ناجور- يا ناسازگاري با ديگران اشاره دارد)و موضوع بعدي عمل جراحي روي مغز كسي كه ديوانه خانه را به آشوب كشيده بود، كه تازه فهميدم واقعاً داستان آن چيست.راستي كن كيسي نويسنده كتاب از اولين افرادي بود كه ال اس دي را آزمايش كرد و بعدش هم ظاهرا از اسطوره هاي هيپي گري در ايالات متحده شد و ديگه اينكه داستان كتاب از ديد يك سرخپوست مبتلا به اسكيزو فرني اتفاق مي افتد كه (شايد شبيه به توهم حاصل از مواد مخدر باشد) اما در آن فيلم (كه خيلي معروف تراز كتابش شد) اينگونه نبود.
[Reply]
سارا رها Reply:
April 18th, 2009 at 8:43 am
بسیار ممنون از اطلاعات و تصحیح. تا آن جاییکه من به یاد دارم، ربط نام فیلم به موضوع فیلم د همان جمله دیگر هم بندهای قهرمان داستان است که گمان کردند که او از آن تیمارستان مخوف فرار کرده است، چون او قبلا سعی کرده بود که فرار کند و یکی از آنها فریاد زد: دیوانه یا پرنده از فقس پرید.
[Reply]
April 18th, 2009 at 8:22 am
بشر مجنون و مخبط و بالفطره همنوع آزار و همنوع کش نیست. چه شده که چنین تسلیم فریب شیطان میشود و برای به به ای و جایزه ای ، دخترکی 16 ساله را ناقص میکند؟
[Reply]
April 18th, 2009 at 10:40 am
فیلم در ایران با عنوان “دیوانه از قفس پرید” نمایش داده شد و اسم اصلی فیلم One Flew Over the Cuckoo’s Nest هست با بازی جک نیکلسون سال 1975 این فیلم رو میشه از این آدرس دانلود کرد و دید:
http://rapidsharemegauploadmovies.blogspot.com/2009/03/one-flew-over-cuckoos-nest-1975-dvdrip.html
اینکه گفتید خیلی از قربانیان این نوع جراحی، افرادی بودند که نافرمانی می کردند منو به یاد فیلم جدیدی هم انداخت. نمی دونم فیلم Changeling با بازی آنجلینا جولی رو دیدید یا نه. این فیلم بر اساس داستان های واقعی، آمریکای دهه بیست یا سی رو نشون می ده که افراد نافرمان (خصوصا کسانی که به پلیس انتقاد می کردند) در بیمارستان های روانی به زور بستری و مورد درمان های وحشتناک قرار می گرفتند تا اصلاح شوند.
[Reply]
سارا رها Reply:
April 18th, 2009 at 12:46 pm
خیلی ممنون محمود جان.
[Reply]
April 18th, 2009 at 2:21 pm
پرواز بر فراز آشيانه فاخته اين معني را مي دهد كه فاخته پرندهاي است كه اصلا لانه ندارد و تخم خود را در لانه پرندگان ديگر ميكذارد تا تخم او را جوجه كنند و سپس اين جوجه بقيه جوجهها را از لانه بعلت بزرگي جثه به بيرون مياندازد و مادر خوانده اين پرنده هم مشكل زيادي براي سير كردن و كنترل او دارد و نهايتا اين جوجه از لانه پرواز ميكند و فاخته ديگري ميشود.
مرد ديوانه از قفس پريد روح بزرگي دارد و كاراكتري مانند پاپيون دارد. اين جور فيلمها در زمان حال و هواي جنگ ويتنام باب شد و ذر آن زمان به نوعي به افرادي طعنه ميزد كه دهانشان را روي قضايا ميبستند و دم بر نميآوردند و بهمان زندگي روزمره صنعتي راضي بودند. دهه 70 دهه جنبشهاي فكري بود. دهه 70 دهه اصالت روح انساني بود(مرسي جمله!)
تشكر
[Reply]
سارا رها Reply:
April 18th, 2009 at 2:33 pm
ممنون بابت توضیح جالب رفتار فاخته و ربط آن عنوان.
[Reply]
April 18th, 2009 at 10:18 pm
جالب بود و خواندنی. متشکرم.
http://www.9joo.com
نوجو مکانی است برای اطلاع از آخرین و تازه ترین اختراعات ونوآوریها در حوزه های مختلف
[Reply]
سارا رها Reply:
April 18th, 2009 at 10:23 pm
کاش فقط برای تبلیغ وبلاگتان کامنت نمیگذاشتید!
[Reply]
April 18th, 2009 at 10:34 pm
در تایید نظر آقا رضا باید گفت: فیلم تا اندازه ای ارتباط معنایی خود را باعنوانش از دست داده وعلت آن است که عنوان فیلم بخشی از شعری است که برومدن از دوران کودکیش بیاد میاورد که در کتاب موجود است و ولی از فیلم حذف شده. اما با توجه به خصوصیات فاخته که Na فرمودند(مرگ جوجه های کوچکتر توسط جوجه فاخته قوی جثه و ترک لانه )،در انتهای فیلم دو بیمار به دلایل متفاوت کشته میشوند و یکی از بیمارستان میگریزد و بدین طریق عنوان فیم مسمای خود را تا حدودی باز میابد
http://www.9joo.com
نوجو مکانی است برای اطلاع از آخرین و تازه ترین اختراعات ونوآوریها در حوزه های مختلف
[Reply]
Morteza Reply:
April 19th, 2009 at 5:33 pm
Thanks Milad,
Your site is very good. Keep up the good work. In order to make your website and pages more searchable I suggest put some keywords in the title of pages or add “about us” in English as well
,
[Reply]
April 19th, 2009 at 12:20 am
با سلام. کمی زود قضاوت کردید. نظر ثبت شده بعدی هم مربوط به من است. آره من سایتم رو تبلیغ کردم اما ای کاش مدیر یکی از شما چند سایت و وبلاگ محدودی که همیشه در لینکدونی پی سی دانلود جا دارید جواب سئوال مرا میداد که چرا فقط چند سایت انگشت شمار از جمله سایت شما در لینکدونی پی سی دانلود جای دارند. لطفا راه ثبت لینک در این لینکدونی را به بقیه هم نشان دهید. نمی خواهم بگویم که وبلاگ من چنین است و چنان است امااگر سری به وبلاگ من بزنید خودتان تصدیق میکنید که حداقل بعضی پستهای آن ارزش یکبار قرار گرفتن در لینکدونی را داشته اند. درمورد سوالم هم تقریبا مطمئنم که جوابی نخواهید داد همانطور که دیگر اعضای موروثی لینکدونی همچون 1pezeshk.com و pourali.net جوابی به این سئوال ندادند.
موفق باشید
HONESTY IS THE BEST POLICY
[Reply]
سارا رها Reply:
April 19th, 2009 at 6:42 am
مدیر سایت من؟!! این یک وبلاگ شخصیه منه و مدیر و این حرفها نداره. راستش من هیچ کاری برای اینکه پی-سی دانلود به من لینک بدهد نکردهام. بعد از اینکه بطور تقریبا مرتب به پستهای علمی من (و البته نه همهشان هم) لینک میدهند فقط به رسم احترام متقابل بنر آنها را اینجا گذاشتم. همین. واقعا نمیدانم. بهشان خب ایمیل بزنید. بالاترین عضو هستید؟ میتونید اونجا به وبلاگتون لینک بدین. سایتهای دیگه هم هستن که گاه و بیگاه لینک میدن.
[Reply]
April 19th, 2009 at 3:43 am
سلام
فکر کنم منظورم رو نتونستم خوب بگم. نه در ایران و نه در هیچ جای دنیا انجام فرونتال لوبکتومی به منظور کنترل رفتار یک فرد انجام نمی شود. در واقع این کار تنها محدود به همان چند مورد در چند دهه قبل باقی ماند و تنها از نظر تاریخچه اهمیت دارد.
اما امروزه فرونتال لوبکتومی گاهی اندیکاسیون پیدا می کند مثلا در کنترل تشنج ،تومورها، کنترل تورم مغزی ، …
اما انجام ان با آنچه شما مرقوم کردید بسیار متفاوت است. در واقع پس از انجام کرانیوتومی یعنی برداشتن قسمت کوچکی از جمجمه زیر دید مستقیم و گاها با استفاده از درشتنمایی میکوسکپ جراحی این کار انجام می شود.
البته آنقدر محدود بافت مغز برداشته می شود که اثرات رفتاری و شناختی اصولا ایجاد نخواهد شد.
zarbrain@gmail.com
[Reply]
سارا رها Reply:
April 19th, 2009 at 7:46 am
ممنون از توضیح. ولی من هم نگفتم که الان به همان روش قدیمی انجام میشود. در ضمن این روش خیلی جدید برای عمل تومور مغز را ببینید:
http://www.monteris.com/
در کانادا ابداع شده و فعلا فقط در کلیولند امریکا تا حال روی 7 بیمار با تومور مغزی انجام شده است. فکر کنم که براتون جالب باشه. جراحی از طریق سوراخ بسیار کوچکی روی جمجمه است و با MRI هدایت میشود.
[Reply]
April 19th, 2009 at 9:13 pm
مرسی. متشکرم. توصیه های شما رو دنبال میکنم. ممنون
[Reply]
رضا Reply:
April 20th, 2009 at 12:11 am
ميلاد عزيز: سايتت خيلي خوب (در واقع عالي) بود ، من و پسرم با هم از سايتت خيلي لذت برديم فكر مي كنم مهمترين ويژگي كه آن را متمايز مي كند اين است كه ديد تازه اي به آدم مي دهد (به هر چيز طور ديگري نگاه كن) و فكر مي كنم در ادامه مي تواند به يك مجله تصويري پرطرفدار تبديل شود.هميشه شاد باشي
[Reply]
September 1st, 2009 at 3:02 pm
ممنون. مطلب جالبی بود.
کلا مغز جالبه و به همین خاطر هم خیلی از محققان علوم رایانه به سمتش رفتن. به عنوان مثال یه نوع حافظه هایی هست به نامCAM که سیستم ادرس دهیش شبیه مغز انسان میمونه.(بگذریم از اینکه هزینه اش زیاد بود صدای مشتریا دراومد و کم کم کنار گذاشته شد)
[Reply]
September 1st, 2009 at 3:06 pm
یه سوال: این فیلمی که گفتید فیلم سینمایی هست؟
بعد اینکه من خیلی دوست دارم بدونم بیماریهایی مثل اسکیزوفرنی منشاشون چیه. میدونم که بهش منشا ژنتیکی هم میدن.مثلا شاید بدونید که فرزند جان نش هم مثل خودش به اسکیزوفرنی مبتلا هست. اما اینکه مثلا به خاطر از بین رفتن قشری از مغز فرد همچین بیماری ای پیدا کنه و مثلا توهماتی داشته باشه یا صداهایی بشنوه یا اینکه نسبت به کلمات به یه دیده دیگه بنگره. اینا یه خورده برای من عجیبن. کاش یکی پیدا میشد در این باره بهم توضیح بده. از “یک پزشک” هم پرسیدم که هنوز جوابمو نداده
[Reply]
سارا رها Reply:
September 8th, 2009 at 1:33 pm
بله, فیلم سینمایی ست. در مورد اسکیزوفرنی هزاران مطلب علمی معتبر روی اینترنت هست اگر اهل جستجو باشید. البته هیچکس به درستی نمی داند که علت بسیاری از بیماری های مغزی چیست ولی می دانیم که چه پروتئین و یا نوروترانزمیتری در اثر بیماری کم و زیاد می شود.
[Reply]