سالهاست که به این نتیجه رسیده ام که راه رسیدن به دمکراسی تنها از طریق اصلاحات است و آن صبوری می طلبد و مایوس نشدن و پایمردی (بهتر از آن پای-زنی!). معتقدم که با انقلاب و براندازی هیچ چیزی درست نمی شود؛ فقط سیستم مدتی به خاطر تغییر شرایط اولیه اش دچار آشوب می گردد. والا سیستم بطور بنیادین عوض نمی شود هرچند که ظاهرش برای مدتی بنظر خیلی عوض می شود.
باری این همه گفتم که بگویم من همیشه به رای دادن معتقدم و آن را تمرینی برای دمکراسی می بینم. تحریم هر چیزی اگر هم زمانی موثر باشد تنها در یک جامعه به دمکراسی رسیده ممکن است که اثر کند نه در جامعه ای که برای رسیدن به دمکراسی دست و پا می زند. بنابراین من حتما به یکی از میان آنهایی که حق انتخاب دارم رای می دهم.
در این انتخابات من به آقای میرحسین موسوی رای خواهم داد به دلایل متعدد که یکی از عمده ترینشان در مقایسه با کاندیداهای دیگر همسری خانم زهرا رهنورد است که ایشان را از نزدیک می شناسم و با او در سال های اول انقلاب, آن زمان که او مدیر مسئول مجله اطلاعات بانوان بود, به عنوان خبرنگار کار هم کرده ام. من به توانمندی و شجاعت خانم رهنورد در ارائه یک چهره مثبت از زن ایرانی در مجامع بین المللی و همینطور در ایجاد برخی تغییرات و کارگشایی در داخل سیستم اعتماد دارم.
May 21st, 2009 at 8:51 pm
سلام-
اولا رای ما روشنفکران به اقای کروبی هست. از قدیم گفتن هر نامزدی رو از مشاورانش باید شناخت.
در ضمن به قول این سایتهای اینترنتی چند تا غلط در حرفات بود:
1. چند وقت پیش یه خانمی به اسم سارا رها از موسوی به عنوان یه ادم خشک یاد می کرد که به عنوان ابو زینب در روزنامه جمهوری اسلامی می نوشت.
2. زهرا رهنورد کاندید شده یا شوهرش؟
3.مگر وظیفه اصلی رییس جمهور این هست که همسرش یک چهره مثبت از زن ایرانی در مجامع بین المللی ارایه بده؟
4. اگر بحث شجاعت باشه از کروبی شجاع تر چه کسی؟
5. چاپش کن پلیز!
[Reply]
سارا رها Reply:
May 21st, 2009 at 10:09 pm
غلطی و یا مغالطه ای و یا حاشایی در حرفام نبود آق مرتضی. درسته بین خاتمی و موسوی رای من خاتمی بود ولی گفتم در بین کاندیداهای موجود من به موسوی رای میدم چون که به رای دادن معتقدم. خیلی واضحه. خانم رهنورد کاندید نشده ولی بازم میگم که همسر معمولا وزنه مهمیه خصوصا اگر آن همسر آدم صاحب رایی هم باشه مثل رهنورد. بله بنده هیچ ایایی ندارم که بگم به موسوی به خاطر زنش بهش رای میدم بعدشم جمله شما که آیا وظیفه ریس جمهور اینه که زنش چهره مثبتی در مجامع بین الملل نشان بده کاملا مغالطه است از حرفهای من! کی بنده گفتم آن وظیفه است و یا مهم ترین کار یک ریس جمهور است؟! این را گفتم باز به عنوان یک امتیاز در مقام مقایسه با دیگران. در ضمن ما مخلص آقای کروبی خصوصا خانمش هستیم! جدی خانم باحالی داره مثل خودش! خب شما بهش رای بده. ولی مهم اینه که رای بدی. حالا به هرکی که دلت میخواد.
[Reply]
مرتضی Reply:
May 22nd, 2009 at 1:25 pm
به هر خال ادم باید بر اساس یک سری دلایل به یک نتیجه منطقی برسه. قبول دارم که زهرا رهنورد یک نقطه قوت هست واسه موسوی. خوب بقیش چی؟ موسوی حتی حاضر نیست بگه اصلاحطلب هست!
کی جرات داره در برابر بعضی ها واسه؟ در تایید حرف پویا کی در دفاع از اقلیت ها و زندانیان سیاسی خط شکن هست؟ کی حزبی کار می کنه و به مشاورانش اهمیت میده؟ کی جرات داره بگه قانون اساسی رو عوض می کنم؟ کی از نظارت استصوابی انتقاد می کنه؟ …نشانه های زیادی هست برای کسانی که دقت کنن.
بحث به هر کی دلت می خواد رای بده نیست. خوب دوباره می شه مثل قبل. سرنوشت مملکت هست. حرفی که شما می زنی ممکنه نظر خیلی ها که رو حرفت حساب می کنند رو تحت تاثیر قرار بده.
[Reply]
سارا رها Reply:
May 22nd, 2009 at 8:25 pm
دقیقا من به همین معتقدم که هر کس به هرکسی دلش میخواد باید رای بده ولی رای بدهد. اگر احمدی با رای مردم و بدون تقلب انتخاب شود از زاویه مردمی من به او به عنوان برگزیده رای مردم خود را متعهد و مجبور به احترام و پذیرش می بینم. در ضمن تقلب هم حدی داره, من معتقدم که 4 سال پیش هم بالاخره همین مردم احمدی را واقعا تا حدی به اندازه کروبی انتخاب کردند. حالا اگر ایشان به روشهای نه چندان اخلاقی برای خودش تبلیغ می کند بحثی دیگر است. من که میگم جامعه ما در حال دست و پا زدن برای رسیدن به دمکراسیه. باید صبر داشت و همینجور ما هم دست و پا بزنیم. نجات بخشی به غیر از خودمان و از آسمان ها و از دیگر ولایات در کار نیست که نیست!
در ضمن آق مرتضی من از شما ممنونم که اینقدر ما رو تحویل می گیری ولی خدا وکیلیش کسی در مسئله انتخابات رو حرف ما حساب نمیکنه. اصلا راستش رو بخوای این وبلاگها خیلی که اثر داشته باشن در حد 1% رای مردم اثر دارن. ولی من بجاش کلی در بین سبزی فروش و کسبه و مغازه دارها, یعنی اکثریت آدمایی که اینروزا می بینم (تو جمع های روشنفکری که فرصتش هم نیست برم حالا خوشبختانه یا بدبختانه!) برای انتخابات تبلیغ کرده ام! حرص نخور که اینروزا کسی این وبلاگ رو نمی خونه!
May 22nd, 2009 at 8:02 am
بحث شما دو نفر جالبه؛ اگه از دیدگاه دیگری نگاه کنیم، مثلا به شعارهای انتخاباتی کاندیدها متوجه چیزهای جالبی می شویم:
مطرح شدن احقاق حقوق اقلیتهای قومی و مذهبی و زنان که در دورههای گذشته سابقه نداشته. این نشان می دهد که مردم نه تنها متوجه حقوق اولیه خود شده اند بلکه برای بدست آوردن آن تلاش می کنند. و آقایان را مجبور کرده اند که خواسته های آن را مطرح کنند. هر چند که هنوز گروه های تندرو مقاومت می کنند. به نظر من این نشان مثبتی است و حاکی از حرکت به سمت دموکراسی است. هر کسی حق دارد با رای دادن و یا حتی ندادن و تحریم کردن در این پروسه شرکت کند.
باز جالب اینجاست که اگر افراط گری های جناح تندرو با پایمال کردن حقوق مردم و بالاخص اقلیتها(مثل تخریب مساجد اهل سنت و زندانی کردن زنان و دانشجویان و ..) نبود فریاد مردم در احقاق حق خودشان اینقدر بلند نمی شد.
ملت ایران هم مثل سایر ملتهای دنیا شایسته دارا بودن از حقوق اولیه خود هستند.
هر چند که به تغییرات آهسته مثل سارا خانم اعتقاد دارم ولی می دانم که تا ملتی تغییر نکند با آمدن و رفتن اشخاص سرنوشت آنها تغییر نخواهد کرد و نیروی محرکه این تغییرات سختیها و فشارهایی است که مردم تحمل می کنند. پس بنابراین به آینده نزدیک خوش بین نیستم.
ولی چون معتقد به نوعی جبر تاریخی (از نوع مثبت آن) هستم. اعتقاد دارم که آینده روشن است.
هیچ وقت روز 22 بهمن 1357 را از یاد نمی برم. زمانی که از سرود “ای ایران” به جای سرود شهنشاهی از تلویزیون پخش شد بعد مجریی همراه با یک روحانی مشغول صحبت شد و رسما اعلام کرد که حکومت عوض شده. همراه با خانواده مشغول تماشا بودیم. پدرم لبخندی با هیجان زد! مادرم که از سیاست سررشته ایی ندارد پرسید: یعنی حالا چی می شه؟ پدرم با همان حالت هیجان زده گفت: دوره جدیدی شروع شده و حالا نوبت “روحانیون” است که حکومت کنند! هیجان پدرم بخاطر این نبود که دوستدار “روحانیون” است! چون می دانست بخاطر این انقلاب دوران سختی و مشقت حداقل برای او و خانواده اش شروع خواهد شد. کما اینکه تعداد زیادی از دوستانش همان سال یا بعدا به زندان افتادند و بعضا اعدام شدند و خودش هم دچار وضعیت مشابهی شد. هیجان او مشابهی حالتی است که وقتی فیلمی را تماشا می کنیم و به قسمت حساس و مخاطرآمیز می رسیم. جایی که قهرمان داستان در معرض خطر جدی قرار می گیرد، ولی ما می دانیم که این خطر تبدیل به فرصت خواهد شد و آخر داستان با خوبی تمام خواهد شد (چون فیلم نامه نویس را می شناسیم!!).
خلاصه.. اتفاقات کشورم را از دور و با هیجان تعقیب می کنم!
[Reply]
May 25th, 2009 at 4:29 am
سلام
به عنوان خواننده همیشگی وبلاگ شما که بسیار هم از شما آموختهام باید بگویم نمیتوانم این تغییر موضع شما را درک کنم. اگر دوست داشتید کمی از آن دلایل را به ما هم بگویید.
حسن کروبی در این است که برنامه اقتصادی دکتر نیلی را پذیرفته. به قول عباس عبدی :«یكي از مشخصات اصلي جامعه ايران در سده اخير را وجود دولت رانتير دانسته اند كه منبع اين رانت نيز نفت است. آنچه كه امروز به آن نيازمنديم ارائه راه حلهايي براي كاهش و حذف آثار زيانبار درآمدهاي نفتي است.». با او همعقیده هستم که تا هنگامی که دولت به دلیل داشتن نفت به مردم وابسته نیست و برعکس بخشی از مردم را به خود وابسته کرده، نمیتوان امید به دمومکراسی داشت. دلیل دوم من برای رای به کروبی، اقتصادی است. امیدوارم با آمدن دکتر نیلی و همفکرانش اوضاع به خوبی سالهای پایانی دوران خاتمی بشود. درحالیکه مشاوران اقتصادی موسوی هنوز در حال و هوای سیستم توزیع دولتی هستند.
این هم پیوند مقاله عباس عبدی:
http://www.ayande.ir/1388/02/post_751.html#more
با سپاس
[Reply]
سارا رها Reply:
May 25th, 2009 at 6:05 am
سلام امید عزیز, ممنونم از تظر شما. اگر آقای کروبی رای بیارن باز هم من خوشحال خواهم شد. اجازه بدین که اینجا بین کروبی و موسوی بجث نکنم که حقیقتا نکته مهم اینست که مردم باور کنند که باید رای دهند و این تنها راه برای رسیدن به آینده ای بهتر است. اینطور هم نیست که یک مافیا همه سیستم حکومتی را در اختیار داشته باشد (آنچه که خیل عظیم ناامیدان می گویند). در ضمن احساس و برداشت من از صحبت با تعداد زیادی از مردم کوچه و بازار در طی این سه هفته اخیر اینست که آقای کروبی رای نمی آورد ولی احتمال اینکه موسوی رای بیاورد و انتخابات به دور دوم کشیده شود هست.
زنده و پایدار باشید.
[Reply]
مرتضی Reply:
May 25th, 2009 at 8:42 am
مهم این نیست که نگاه کنیم به حرف مردم ببینیم چی میگن و به کی رای میدن. مهمتر اینه که کسانی مثل شما مردم رو اگاه کنند. در ضمن دکتر جان توجیه نکن. در مرحله اول مهم نیست که موسوی رای اورتر هست یا کروبی. به هر کدوم که رای بدن به ضرر احمدی نجاد هست. در مرحله دوم کروبی در برابر احمدی نجاد رای اور تر هست نسبت به موسوی.
به نطق تلویزیونی کروبی و موسوی گوش بدید:
کروبی:
http://alef.ir/1388/content/view/46566/
موسوی:
http://alef.ir/1388/content/view/46416/
موسوی با توجیه شروع کرده! کی گفته ممنوع التصویر بوده!! تصویر نقاشی کشیدن رو پخش کنن؟! نه حزبی نه روزنامه ای! امده از دکتر خاتمی تشکر می کنه اونجا! دکتر خاتمی کیه؟!
چاپ کن پلیز!
[Reply]
سارا رها Reply:
May 25th, 2009 at 8:53 am
حالا بذار به مرحله دوم برسه؛ اگه کروبی و احمدی رفتن دور دوم معلومه که من اونوقت به کروبی رای میدم. کروبی لر شجاعیه و منم ازش خوشم میاد! در ضمن چرا فکر می کنی که کامنتت رو ممکنه که چاپ نکنم که میگی چاپ کنم؟! من که کامنت ها رو سانسور نمی کنم مگر اینکه امنیت ملی اینجا رو به خطر بندازن!!!
مرتضی Reply:
May 25th, 2009 at 11:52 am
سابقه سانسور داری اخه! خدا رو خوش نمیاد با این دست کند ادم فارسی بنویسه بعد تو ساسنسور کنی به خاطر مصلحت اندیشی!
در ضمن تو مگه می تونی رای بدی؟ قرار نیست که 22 خرداد اونجا باشی؟
pooyaa Reply:
May 25th, 2009 at 8:35 am
همانطور که سارا خانم می گویند، مهم این است که هر کسی به نوعی خودش را مسئول در جامعه بداند و ناامید نشود. همین صحبت کردن و اظهار نظر کردن و گوش کردنها باعث می شود که مردم حقشان را بشناسند و احتمالا قدمهای بیشتری در راه دمکراسی بردارند. همانطور که گفتم فکر می کنم که رئیس جمهور خیلی هم که موثر باشد و زرنگ و آدم خوبی باشد نماینده فکر و حرکت جمعی جامعه است و حرکت جامعه منوط به دلسوزی انسانهایی با قلب پاک است
[Reply]
مرتضی Reply:
May 25th, 2009 at 12:13 pm
باهات موافقم پویا جان. قدم اول احساس مسیولیت و رای دادن هست. از اون مهمتر اینست که مردم اشتباهی رای ندن!
دفعه پیش این اقایون معین رو علم کردن و گفتن 20 ملیون رای میاره. حالا هم دارن همون تجربه رو تکرار می کنند. الان معین کجاست؟ بعد از این انتخابات هم موسوی بر می گرده به کارگاه تا نقاشیهاشو کامل کنه.
[Reply]
May 26th, 2009 at 3:59 am
چقدر بحث!
آخرین خبری که دارم موسوی در ایران 45در صد و احمدی نژاد 35 در صد است. و جالبتر اینکه آمار موسوی رو به رشد است و برعکس. مخصوصا با گندی که دیشب احمدی نژاد در تلویزیون زد بدتر هم خواهد شد.
این آمار مال صدا و سیما و ملیه. ستاد موسوی هم ششم قراره خودش نظرسنجی کنه
من هم به موسوی رای می دهم. البته فکر نکنید که فامیلم و اینها ها! نه برای یه چیزای دیگه!
شاد باشی
[Reply]
مرتضی Reply:
May 26th, 2009 at 9:16 am
طبق اخرین اماری که از انجام یه نظرسنجی که من در منزل خودمون انجام دادم کروبی صد در صد ارا رو در انتخابات به دست خواهد اورد.
در ضمن خوبیت نداره زادگاه رهبر و رییس جمهور یک شهر باشه: خامنه! حداقل یکی ترک یکی لر.
چاپش کن پلیز! ممیزی نکن
D:
[Reply]
May 26th, 2009 at 10:55 pm
سلام
راستش من اصلا فکر نمی کنم که دعوای بین کروبی و موسوی در حال حاضر به نفع ما باشه. و متاسفم که امثال سروش متوجه این ماجرا نیستن و به جای در نظر گرفتن منافع ملی و توجه به خطر دوباره آمدن احمدی نژاد برای دفاع از خودشون به این دعوا دامن می زنن. اگر موسوی نبود من به کروبی رای می دادم اما فکر می کنم امکان پیروزی موسوی در مقابل احمدی نژاد بیشتره. همین.
[Reply]
مرتضی Reply:
May 27th, 2009 at 5:14 pm
رای احمدی نزاد و کروبی بیشتر اشتراک داره تا احمدی نزاد و موسوی. کروبی هم از مردم کم درامد رای می گیره هم از اصلاحطلبا و سنیها- لرها-کردها
[Reply]
pooyaa Reply:
May 29th, 2009 at 12:07 pm
آقا مرتضی:
حالا که به آقای کروبی علاقه داری؛ در مورد اینکه آقای کروبی از همه حرفهای قشتنگتری می زنه درش حرفی نیست ولی عمل کردن به حرف یک چیز دیگه ست. مگه دوره قبل نبود که همین آقای کروبی معترض بود که رایگیری تقلب کردند و می گفت تا آخرین لحظه می ایستم. پس چی شد؟ البته کوتاه آمدن بخاطر مصالح مملکت پسندیده است ولی مسئله این است که برای ایجاد تغییر باید برنامه داشت.
و این شعارهای پوپولیستی…. که من این قدر پول می دم و از این حرفها. نمی دونم تا کی مردم باید گول این حرفها را بخورند
هر کسی که یک کم اقتصاد بدونه؛ می فهمه که با پول توزیع کردن رونق ایجاد نمی شه. اگر شما به هر کس میلیونها تومن پول بدید و تولید مثلا سیب زمینی مقدار ثابتی باشه. به خاطر قانون عرضه و تقاضا اگر تولید کافی نباشه قیمت سیب زمینی شاید یک میلیون تومن هم بالا بره! و عملا این پول بی ارزش میشه.
زمانی کشور از نظر اقتصادی پیشرفت می کنه که آزادی عمل و سرمایه گذاری و عدم دخالت دولت در امور مردم باشه. وفتی که گردش سرمایه وجود داشته باشه تولید بالا میره و کل جامعه ثروتمند میشه. نهایتا دولت مقداری مالیات باید بگیره و در زیرساختهای کشور سرمایهگذاری کنه.
تا زمانی که آزادی و عدالت وجود نداشته باشه کشور پشرفت نمی کنه. درکشور ما دولت می خواد در تمام امور جزئی و کلی دخالت کنه.
نمی خوام از کسی بد بگم و ناامیدت بکنم. آقای موسوی هم کاری نمی تونه بکنه. چون هیچ کدوم نمی توانند پایه را درست بکنند.
به نظرم رهبری جامعه و کانون تغییر الان در دست خود مردم است تا این دولتمندان.
و یه مسئله خیلی مهمتر اینکه: تا کشوری مجلس قوی نداشته باشه دموکراسی نخواهد داشت.
در تاریخ کشور آمریکا این نمایندهای دولتهای محلی آمریکا بودند که نوع حکومت را انتخاب کردند و قدرت را به شخص اول دادند. (جورج واشینگن سلطنت را قبول نکرد و اولین رئیس جمهور آمریکا شد)
موفق باشی ؛ امیدوارم نامزدت پیروز بشه.
همونطوری که گفتم شناسنامه من هنوز virgin است . هنوز زوده که virginity شو از دست بده!
[Reply]
مرتضی Reply:
June 1st, 2009 at 2:39 pm
چی بگم پویا. به هرحال هر کسی یه نظری داره. تو هم چون ایده ال هات خیلی بالاست شناسنامت واسه همیشه ویرجین می مونه.

May 27th, 2009 at 1:14 am
سلام
من خیلی فکر می کنم که چه باید کرد. احمدی نژاد چه کرد که این گونه مغضوب گروه های روشنفکری واقع شد؟ به نظر من چند دلیل عمده محبوبیت احمدی نژاد را کم کرد. یک- گذاشتن مدیران نالایق و مستبد و گاها کم سواد بر سر کار 2- مبارزه با یک مافیا به نفع مافیای دیگر. 3- پول پخش کردن های قبل از انتخابات ، حقوق بنده 100 هزار تومن اضافه شد.به قول کروبی ایشان تا مرداد ماه هستند می گذاشتند بعد از انتخابات پول پخش می کردند. 4- عجله در گرفتن تمام پست ها و منابع مالی از رقبا و سبب ورشکسته شدن عده ی زیادی از سرمایه داران خرد اما مهمترین دلیل حالت غروری است که ایشان را گرفته و فکر می کند می تواند با تزویر و به اصطلاح خودش تدابیری که اندیشیده حتما پیروز دوره ی دهم باشد. معمولا کسی که قدرت طلب است وقتی به قدرت می رسد اگر جنبه اش را نداشته باشد این حالت به او دست می دهد. البته ممکن است هزار و یک دلیل دیگر هم باشد اما برای من این ها مهم بود که احساس کردم نباید به او رای داد. غرور و تکبر وقتی بر کسی مستولی شد فاتحه اش خوانده شده است.
اما موسوی یا رضایی یا کروبی از کجا بدانم که آن ها با کدام مافیا اعتلاف خواهند کرد و سرمایه های نفتی مملکت به جیب کدام مافیا سرازیر خواهد شد. من نجفی و کرباسچی را قبول دارم اما خود کروبی را نه . این قدر بدی از زمان تصدی بنیاد شهید او شنیده ام که شخصیت خودش برایم زیر سوال است. اما موسوی به یک دلیل مهم برای خودم به او رای می دهم. دلیلش هم این است که تمام هنرمندان به او رای می دهند. مخملباف ، مجیدی …… یادم است 20 سی سال پیش تو یک ده کوره از مخملباف یک کتاب خواندم که تو زندان نوشته بود و تازه فهمیدم با همه مطالعاتم در برابر او چقدر کم می دانم.و صد البته نظر سارا رها هم مهم است . چون او هم ذهن بسیار فعالی دارد و مسائل را خوب تحلیل می کند. وگرنه من این قوم و جماعت را نمی شناسم و نمی دانی در پرده با که همدستند و نهایتا هر کدام که سر کار بیایند چه بلایی سر این مملکت خواهندآورد.
[Reply]
مرتضی Reply:
May 27th, 2009 at 5:09 pm
سلام دشت سبز
نمی تونم باور کنم که در خیلی چیزهایی که در مورد احمدی نزاد گفتی باهات هم عقیده هستم. مهمترین مشکل احمدی نزاد اینه که خود رای هست و زیادی اعتماد به نفس داره.
از اینکه با نجفی و کرباسچی اوکی هستی خوشحالم. کروبی ادم صادقی هست. به تخریبها گوش نده. بعد از مجلس سوم که چپی ها رو رد صلاحیت کردن و خانه نشین -شایعه کردن کروبی پولها رو برداشته و رفته خارج! بعد سال 76 دیدم نه بابا کروبی ایرانه و برگشت به قدرت.
به نظر من البته موسوی اگر بیاد سر کار اوضاع اقتصادی بهتر میشه امممممما! موسوی هم مقداری مغرور و خود رای هست و به نظر خودش بیشتر عمل میکنه تا مشاور. دلیل؟ در دوران جنگ با رییس جمهور و وزرا خوب کار نمی کرد. دلیل؟ چندین سال هست که همه میرفتن دنبال موسوی که بیاد اما نمی یومد. حالا که اول خاتمی اومد و کروبی هم بود یک مرتبه موسوی امد. اینها همه نشانه های خودرایی هست با عرض معذرت.
کروبی یه سیاستمدار کلاسیک هست با حزب و تیم کاری. من که ایران نیستم کروبی هم پسر خالم نیست ولی برای دموکراسی کروبی از بقیه بهتره.
موجی که جوانها واسه موسوی راه انداختن واقا موج و سراب هست. این جوانها تجربه ندارن. اصلا نمی دونن موسوی کیه؟ به قیافه توجه می کنند. پس نظر تحکیم وحدت و ادوار تحکیم و دکتر سروش که پیشرو در دموکراسی دینی هستند چی؟ مشارکت و کارگزاران دنبال قدرت هستن که رفتن طرف موسوی. اگرچه اگر موسوی بیاد هم به اینها چیزی نمی رسه. در ضمن مخملباف هم در مورد کروبی حرف خوب زیاد زده.
به هر حال تا مردم عقلا و فکرا اماده دموکراسی نشن کسی بهشون دموکراسی نمی ده. ای خدا- کروبی میگه من دموکراسی میارم- قانون اساسی رو بهتر می کنم-نظارت استصوابی رو بر می دارم-نفت رو مردمی می کنم… خوب بهش رای ندید. ما که اینجا راحتیم و دموکراسی هم داریم!!
[Reply]
June 2nd, 2009 at 11:56 am
بابا کجایی ترو خدا خبر بده. 5 تا خورشت کرفس اضافه شد به نذر قبلی که سالم برسی . فکر کنم کم کم باید نذرهای گنده تر کنم . ترو خدا تا ورشکست نشدم خبر بده.
[Reply]
سارا رها Reply:
June 3rd, 2009 at 5:58 am
شرمنده, دسترسی به اینترنت خوبی نداشتم و اینجا رو اصلا چک نکرده بودم تا حالا. ولی قبل از این برات دو تا ایمیل فرستادم به محض ورود. گرفتی؟
قربانت و ممنون از همه چیز…
[Reply]
June 2nd, 2009 at 9:26 pm
سلام بر بانوی فرهیخته سارای عزیز و سایر دوستان
حال و احوال؟
بگذار این کامنت تکراری را در ضرورت شرکت در انتخابات اینجا هم بگذارم:
شرکت در انتخابات باید در راستای یک استراتژی باشد. با یک “روز” رای دادن یا ندادن راه بجایی نخواهیم برد. این فقط یک رویداد است که در بستر یک “فرآیند” معنا پیدا خواهد کرد.
الان نه کاندیداهای اصلاح طلبان، آدم های دو دهه قبل هستند، و نه اقتدارگرایان می توانند چون گذشته برای خود مشروعیت الهی بتراشند. چرا که در سال های اخیر پنبه بسیاری از بنیادی ترین باورهای آن ها زده شده است (بر مبنای قرآن)!
غیر از یک جریان خاص و مشکوک که اتفاقا همین رئیس جمهور فعلی را سرکار آورد، نیروهای داخل نظام خود دنبال راهی برای برون رفت از فلاکت موجود هستند.
باید با رای و اراده و تلاش “مستمر” به روند دموکراتیزاسیون ادامه داد و بعد ار شب انتخابات در گوشه نا امیدی و یاس و بی عملی خانه نگزید. و این جا نقش رهبران بسیار مهم است. با تداوم گرد هم آیی ها برای بحث درباره برنامه های آتی دولت و هدایت آن به سمت منافع ملت… برای پشتیبانی یا مخالفت با تصمیمات دولت… و.. و… روحیه مشارکت و داشتن “نقش” در سرنوشت خود را در تک تک آحاد جامعه تقویت کرد. نهادهای مدنی را عمق بخشید و آن را به خانه ای تبدیل کرد که اعضا در آن “زندگی” می کنند، یاور هم هستند و در شادی و غم دست در دست یکدیگر دارند!
[Reply]
June 3rd, 2009 at 5:05 am
سلام سارا خانوم؛خیلی خوشحال شدم از اینکه پست جدیدی در این وبلاگ دادید.راستش فکر کردم این وبلاگ رو واسه همیشه تعطیل کردید.
من از مطالبتون خیلی استفاده کردم و امیدوارم کارتون رو باز هم ادامه بدید.
اما در مورد مبحث انتخابات باید بگم که کاملا با شما موافقم.این خیلی خوبه که یه ایرانی ساکن کانادا هم اینقدر راجع به کشورش احساس مسوولیت کنه که رای بده.چیزی که این روزها کمتر میبینیم.
در مورد آقای موسوی هم باید بگم که ایشون خیلی نسبت به گذشته تفاوت کردند،اینکه گروههای اصلاح طلب و دموکراسی خواه بر روی موسوی اجماع کردند به من این امکان رو میده که با اطمینان زیادی بهش رای بدم.
[Reply]
June 4th, 2009 at 11:00 am
مناظره رئیس جمهور و موسوی را قسمتهایش رو دیدم و صحبتهاشون را خواندم.
واقعا جالبه که حاشیه انتخابات ایران از خود انتخابات مهمتره!
چون در جریان انتخابات یک آزادی نسبی بوجود میآد و حرفهایی که روزهای عادی قابل گفتن نیست گفته میشه.
این دفعه هم نوع آزادی صحبت این دو شخصیت به درجه جدیدی رسیده که به قول این یاداشت سندی تاریخی حساب میشه:
http://www.radiofarda.com/content/f35_Musavi_Ahmadinejad_Debate_Com2/1746569.html
آقای رئیس جمهور تائید می کنند که در این سی سال فساد، فحشا، و بیکاری به وجود آمده. ایشان توضیح می دهند که علت مطرح کردن موضوع هولوکاست این بوده که افکار جهانیان را از نقض حقوق بشر در ایران می خواستند دور کنند!
اگر سیاستمداران ما از اول یک کم راستگویی داشتند بهتر نبود؟
جریان اون جکه است که: روح شاه از قبر بیرون می یاد و به مردم ایران نامه می نویسه که: اگه فساد و فحشاء و بی کاری می خواستید، خوب به خود من می گفتید، احتیاجی به انقلاب نبود!
[Reply]