دوستان، وقت تنگ است و باید با دروغ جنگید. نگرانی من از این است که کسانی که به اینترنت وصلند و استفاده میکنند گمان کنند که همین افشا گریهای اینترنتی برای مقابله با دروغهایی که هر روز یکی بزرگتر از دیگری گفته میشود کافیست. باید به میان مردم کوچه و بازار رفت و صحبت کرد و افشا گری کرد. پیشنهاد میکنم که شما دانشجوها وقت بذارین (یک دو هفته ای را بیخیال درس و مشق شوید!) و این دو هفته صبحهای زود را بروید بازار (بازار بزرگ هر شهر بهتر است) و سر میدان تره بار فروشها و میوه فروشها، آنجا در ضمن یک خدا قوتی گفتن و کمی کمک در مثلا خالی کردن بار و یا کمی خرید سر گفتگو را با کسبه باز کنید. متقاعد کردن هر کسبه یعنی 5 تا رای از خانواده او هم. در مسیر هم که تاکسی و اتوبوس بهترین جا برای بحث انتخاباتی است. دخترهای شیک و پیک هم که از این کارها بلد نیستند بروند آرایشگاهها و مغازهها در میان زنهای خانه دار و متوسط جامعه سر صحبت را باز کنند. مهم اینست که نخواهید برای شخص بخصوصی مستقیم تبلیغ کنید که آن ممکن است فورا احساس منفی ایجاد کند. فعلا هدف فقط باید افشا گری دروغهایی باشد که این روزها خیلی راحت گفته میشود.
این روش همان روشهای قدیمی اول انقلاب است که ما دانشجوهای آن زمان در در و دهات و مناطق فقیر نشین استفاده میکردیم. در طول چهار هفتهی اخیری که در ایران بودم هم به همین روش صبحهای زود غالبا میرفتم بازار و به بهانه خرید با خیلی از کسبه حرف میزدم. در مملکت ما این روشها هنوز بسیار بهتر از همهی روشهای دیگر کار میکند. کاری که طلبهها و ملاهای جوان میکنند. جماعت اینترنت خوان نیاز چندانی به این افشا گریها ندارند. از اینترنت و فرند فید و وبلاگ فقط برای تبادل اطلاعات بین خود استفاده کنید ولی عمده تلاش را باید روی طبقهای از مردم بگذارید که به اینترنت دسترسی ندارند و روزنامه هم چندان نمی خوانند؛ راه ارتباط با این مردم تنها از طریق صحبت روی در روی است.
برخیزید و با دروغ بجنگید که وقت تنگ است…
June 7th, 2009 at 12:09 pm
اینکه سارا رها به دانشجوها بگه بیخیال درس بشن، یعنی اوضاع خیلی خرابه.
[Reply]
June 7th, 2009 at 12:23 pm
با سلام
دانشجو ها که وسط امتحانات اند و بهتره درسا رو پاس کنند
مردم خیلی گیج شده اند که کدوم رو باور بکنند ولی حرفهای احمدی نزاد خیلی واسشون جذابه روزی سه چهار ساعت با مردم راجع به انتخابات بحث می کنم و نهایتن با یه مصاحبه احمدی نزاد کیفور میشن و …. البته من توی در و دهاتم امیدوارم شهرای بزرگ این شکلی نباشن
امادگی تبادل لینک را دارم
[Reply]
June 7th, 2009 at 12:46 pm
سلام خانم رها(؟)
من یکی از طرفدارایه پروپا قرس وبلاگتون هستم و بابت نوشتهها و مقالههای زیبائی که میذارید نهایت تشکرو دارم.
اما یه خواهش ازتون داشتم و یون اینکه اگه میشه نذراته سیسی خودتون رو تو وبلاگ نذارید چون فقط ارزش کارتون پایین میاد نه چیز دیگه …
دنیای سیاست پر از دروق و زیبا نیست عدمی با شخصیت شما با دروغ دمخور بشه.
[Reply]
June 7th, 2009 at 2:47 pm
سلام سارا جان . رسیدن بخیر. هنوز بوی ایران می دی؟حرص و جوشت از نوع تو اینجا بودنه .
[Reply]
June 7th, 2009 at 4:56 pm
موافقم. باید همینکار را کرد.
[Reply]
June 8th, 2009 at 9:00 am
اما سارا جان سلام
و بی فایده است. احمدی نژاد حرف هایی می زند که مردم با گوشت و پوست خود آن را لمس کرده اند. حلقه ی مدیریتی بسته ی بالا یک دروغ نبود. در اکثر اداره ها می دیدی یک نفر که خیلی سواد ندارد و خیلی هم سن ندارد چون به یکی از این ها وصل بود همه کاره بود.البته کارها را دیگران می کردند و آن ها استفاده هایش را می بردند. ببین الان ما داریم رقم های میلیاردی را که حیف و میل شده می شنویم. این که شهرام جزایری 300 میلیون تومان به کروبی داده و او هم انکار نمی کند، صرف نظر از این که آقای کروبی این وجوه را حتی در راه خیر مصرف کرده باشند نشان می دهد که رقمهایی که بین آدم های سطح بالا رد و بدل می شده خیلی فراتر از آن بوده که ما فکر می کردیم.می گوید صادق محصولی پولش را از دوره قبل بدست آورده و او پیشنهاد کرده که پولش را برای این دولت بیاورد. اگر به تاریخ یهود برگردی می بینی در اروپا وقتی این حلقه ی بسته ی یهودی به وجود آمد مردم از آن ها به شدت متنفر شدند و منجر به ظهور هیتلرشد. هر کس که شهامت آن را پیدا کند که این حلقه ی بسته را به دروغ یا راست بشکند محبوب مردم واقع می شود. الان احمدی نژاد هر جا می رود با توده های عاشق مردم مواجه می شودکه همه حاضرند جانشان را نیز فدای او کنند. اماطرفداران موسوی یا رضایی یا کروبی بیشتر از میان قشرهای روشنفکری هستند. گرچه این قشر می فهمد واحساس خطر می کند اما هم به راحتی توده ی مردم از منافع خود نمی گذرد و به منافع کوتاه مدت خود می اندیشد و هم حالشو ندارد. من فقط امیدوارم که احمدی نژاد پس از روی کار آمدن که حتمی است واقعا برای توده های مردم کار های اساسی بکند.البته تمام مشاورانش استادان دانشگاه علم و صنعت هستند که بسیاری را من دیده ام و می شناسم. سارا جان مردم می گویند بسیاری از پروژه های عمرانی که سال ها طول می کشیده و در طی انجام آن خیلی ها پول می خورده اند و تحویل نمی داده اند در دوران احمدی نژاد تمام شده است. این حرفی نیست که او بزند.مردم می زنند. هنوز هیچکدام از کاندیداها نتوانسته است یک حرف درست و حسابی ضد او بزند. فقط این که تورم را دروغ به مردم گزارش داده . طرفدارانش هم در ادارات از کله صبح تا بوق سگ کار می کنند. این را که من به چشم خودم می بینم. تنها خطری که هست این است که غرور او را به ورطه ی جنگ طلبی و خودکامگی بکشاند. دیروز در فیلم تبلیغاتی اش علف های هرز را که شبیه ریحان بودند ظریف جدا می کردو می کند و دور می انداخت. به شدت با قشر مرفه بیدرد مبارزه می کند. زیرک است. من نمی دانم خطر کجاست . از استبداد می ترسم. و تنها کسی که میتواند در این شرایط تعادل را در جامعه برقرار کند رهبر است. باید با مردم کمی همدل بود و درد دل های آن ها را شنید . امروز صبح من از سرایدار مدرسه پرسیدم به کی رای می دهی گفت احمدی نژاد اما تا آخرین لحظه منتظرم ببینم آیا بهتراز او هست. کروبی درست نمی تواند حرف بزند. موسوی هم. رضایی هم که خوب حرف می زند نظامی است و تبلیغات ندارد. اما اگر همه هم خوب حرف می زدند هیچ چیز نمی توانست به قدر این مسئله که احمدی نژاد به رفسنجانی حمله کرد برایش رای بیاورد. واقعا رفسنجانی در تمام انتخابات همین نقش را داشته که مردم برای پرهیز از او و اطرافیانش به مخالفانش رای داده اند. خلاصه زور بی خود است. فایده ای ندارد. فکر کن بعد از احمدی نژاد چکار باید کرد تا این مملکت درست ساخته شود.
[Reply]
سارا رها Reply:
June 8th, 2009 at 9:11 am
عزیز جان, من که بهت گفتم یک جوری به این رفسنجانی و دار و دسته اش حالی کن که بیاد مردانگی کنه (حداقل یه بار در عمرش) و از احمدی دفاع کنه تا بلکه مردم دیگه به احمدی رای ندن! دروغ های احمدی نژاد در باره فساد مافیای رفسنجانی نبود در بخشی بود که به هر قیمتی میخواد کارهای مافیای خودش رو خوب جلوه بده. مافیای خودش مثلا بهتره از مافیای رفسنجانی؟ دروغ و از خزانه مملکت صدقه سری دادن در جهت اهداف گروهی خیانت به ملت و مملکت است. هرکس که مافیا ایجاد کنه فاسد میشه ولو اینکه مافیاش به قصد قطع مافیای دیگری باشه..
[Reply]
June 8th, 2009 at 12:28 pm
سلام سارا خانم، به سلامتی برگشتید.
جالبه که تصور کنم که قبل از انقلاب یا در انقلاب به مردم کوچه و دهات چی یاد می دادی؟
مردمی که فقیرند و با یک کیلو سیب زمینی میشه رایشون رو عوض کرد. به نظر من بهتره که همین آقای احمدی نژاد رئیس جمهورشون بشه. (خدای نادیدنی! گناه منو ببخشه که اینقدر بدبینم). ولی وقتی که می بینم که این گرگ ها با هم درگیر می شم خوشحال می شم (بازم خدا منو ببخش!). این مملکت برگشته به زمان قاجار که هر حاکم شهری برای خوش حکومتی داشت. آقای احمدی نژاد ناراحت هستند که کروبی 300 میلیون تومان پول گرفته. خودش نمی گه 300 میلیارد دلار نفت کجا رفت!! که الان دولت خزانش خالی شده.
هاشمی هر چقدر هم دزد باشه نفت زمانی که ریاست جمهوریش رو شروع کرد حدود 10 دلار بود.
درستکارترین این آدمها شاید موسوی باشه که در زمان نخست وزیری اش حداقل یک حساب کتابی بود.
از مسائل اقتصادی که بگذریم. در مملکتی که مرده در قبر آسایش نداره و بهش توهین میشه بخاطر اینکه شعیه نبوده و یا رئیس جمهور سابقش چون با یک زنی دست داده مورد تکفیر واقع می شه و از ترسش انکار می کنه، فکر نمی کنید که احمدی نژاد از سرش هم زیاده.
این دوره وضعیت می تونه خیلی خطرناک بشه! امیدوارم همه چیز بخیر بگذره.
[Reply]
June 8th, 2009 at 1:50 pm
سارا جان
سلام . امروز مناظره رضایی با احمدی نژاد بی نظیر بود. اگر مردم منصف باشند تصدیق می کنند که احمدی نژاد در بسیاری از موارد خود را و وضع ممکلت را بی جهت خوب جلوه داده است. گفته های رضایی دقیق بود و حساب شده و از روی اطلاع و وجهه ی شخصیتی احمدی نژاد را نیز دقیق نشان داد. حال اگر مردم از روی احساسات بخواهند تصمیم بگیرند تاوانش را هم پس خواهند داد. من باز امیدوار شدم بلکه خرد جمعی دقیق تر تحلیل کند. محسن رضایی گذاشت در انتهای بحث به او گفت که تو خود را همه کاره می دانی . اقتصاد دان . متخصص امنیت . و …. و اگر رییس جمهور شد باید اخلاقش را عوض کند. رضایی خوب برنامه ریزی می کند و دارای کلی طرح است و تمام حرف های احمدی نژاد را به خوبی پاسخ دندان شکن داد. دعا کنیم کشور مان از شر اجانب و دشمن داخلی و خارجی محفوظ بماند. من که مردممان را هر طور که باشنددوست دارم و تا آخر عمر برای اعتلای همین مردم جان خواهم کند.
[Reply]
June 9th, 2009 at 1:20 am
سلام.
به شما پیشنهاد می کنم CD به نام 90 سیاسی را تهیه کنید و به دیگران بدهید.
در وبلاگم توضیح داده ام.
[Reply]
June 10th, 2009 at 2:58 am
سلام، خانم دكتر. هنوز كه به آغوش اسلام برنگشتي! اما از شوخي گذشته وضع بد نيست. اين دو شبم خيابون بودم. درست شده مثل اول انقلاب ولي سطحيتر (و شايد همانقدر سطحي). نيروي جوونا داره خونوادهها رو هم ميكشه. بههر حال جاتون خالي. دو طرف شاد و شنگول بودن. اغتشاش هم نبود كه هيچ، بيشتر عشق و حال بود. طرف مقابل داره از همون جايي ضربه ميخوره كه بايد ميخورد. به حساب نياوردن جوونا و جنگيدن با شاديهاشون. فقط خدا كنه خيال ديوونگي به سرشون نزنه و با تصميماي احمقانه اين جشن طبيعي رو عزا نكنن.
[Reply]
June 10th, 2009 at 2:34 pm
آقای خامنه ای از امید مردم برای سر و سامان دادن به زندگی خود نترسید!
1) محال است ندانید که دولت کنونی چه بر سر این ملک و ملت آورده است.
2) مردم ایران امیدوارند بتوانند برای بهبود زندگانی خود، از راه مسالمت آمیز و امکانات موجود، دولت جدیدی را انتخاب کنند.
3) این نجابت ملت ستم دیده ایران را ارج نهید و از کنار گذاشته شدن دولت فعلی توسط مردم واهمه به خود راه ندهید.
4) هر گونه دخالت نظامیان برای جلوگیری از تحقق اراده مردم، تحت عناوین خودساخته ای چون “انقلاب مخملین”، به نفع هیچکس منجمله جنابعالی نیست.
5) اکنون سال 1388 است و جمعیت ایران هم هفتاد میلیون نفر. آن ها تا پایان شمارش آرا و اعلام نتایج انتخابات، خیابان ها را ترک نخواهند کرد.
6) بدون تردید شما آخرین “ولی فقیهی” خواهید بود که بر این ملک و ملت سلطه یافته است. اما مردم بزرگوار ایران در صورت تمکین شما به آرای آن ها، باقیمانده حیات شما را در مقام ولی فقیه تحمل خواهند کرد.
[Reply]
June 10th, 2009 at 2:54 pm
سارا جان
سلام . چطوری .الان ساعت یک بعد از نصفه شب است. کسی نخوابیده. همه بیدارن. ما هم برای خالی نبودن عریضه رفتیم دم در. روی زمین یک کاغذ بود برداشتم. بهترین تبلیغی است که تا به حال به عمرم دیدهام . یک علامت ورود ممنوع که زیرش نوشته دروغ ممنوع. تقریبا همه هم سی دی رو دیدن. کاغذ دستم بود با خواهرم و دختر همسایه ایستاده بودم دیدم ماشین ها برامون بوق می زنن . گفتم نمردیم و یکی برامون بوق زد. بعد دیدم طرفدارهای موسوی هستند که برای کاغذه بوق می زنن. طرفدارهای موسوی اکثرا سوار ماشین هستند و از پنجره ها آویزانند و می زنند و می رقصند . حتی برخی از دخترها حجابشان را برداشته بودند. طرفدارهای احمدی نژاد یک عده موتور سوار بودند که همگی سه ترکه و با هم حرکت می کردند و هیاهو می کردند. این ها همان بچه های انقلاب و دوران یاقوتند. الحمد لله نسل ما نیستند که بگن طاغوتی هستند. یکی از دوستان مشترک که آمد جلسه قران مجبور شد مسافت زیادی را پیاده طی کند تا به این جا برسد. خیابان ها مملو از جمعیت است. معلوم نیست این ها این همه بنزین از کجا میاورند. قشر پایین دست مطمئن است احمدی نژاد می برد. قشر دانشگاهی و معلم ها و دانشجو ها معتقدند موسوی می برد. خیلی ها به تیم کروبی معتقدند. جالب این است که همه باور دارند که رضایی از همه بهتر است اما چون رای نمی آورد به او رای نمی دهند. اما به هر صورت قرار شده اگر احمدی نژاد رای آورد از این به بعد مطلقا به اطلاعات فوق محرمانه مملکت دسترسی نداشته باشد. خوب این خوب است. چون محدود کردن قدرت سبب می شود که احمدی نژاد به سرنوشت صدام دچار نشود. در طول تاریخ بیشتر جنگ ها به خاطر این رخ داده که کسی فکر می کرده خیلی قدرت دارد. من فکر می کنم با تمام تلاش شبانه روزی خود چون سیاستمدار نبود و نفهیمد کدام حرف را کجا بزند خیلی باخت. اما در وجود محسن رضایی آدم قشنگ یک آدم سیاستمدار را می بیند. خلاصه الان وضع طوری است که هیچ کس نمی داند چه می شود. فقط همه از تقلب در انتخابات می ترسند. امروز تلویزیون راجع به شناسنامه های المثنی صحبت می کرد که اگر کسی شناسنامه اش را گم کرده حتما بیاید المثنی بگیرد. اول گفتند کارت ملی برای تسریع در انتخابات ضروری است بعد گفتند بهتر است باشد. خلاصه همه مو به مو همه چیز را تعقیب می کنند. مهمترین فایده اش این بود که مردم فهمیدند چطوری می شود آمار های مختلف داد. این ها را همه که این جا هستند می دانند. برای تو نوشتم. خوب فعلا بس است. انتخابات خوبی است اگر تقلب نشود. همه همدیگر را سر جای خود نشاندند.
[Reply]
سارا رها Reply:
June 10th, 2009 at 5:25 pm
فقط اینجا رو ببین بعد بگو کدوم مافیا بدتره:
http://photos-d.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc1/hs114.snc1/4685_1159270415306_1034137535_491571_7463904_n.jpg
و این یکی که چاقو خورده امروز تو شیراز:
http://www.facebook.com/photo.php?pid=236917&id=1587519069
[Reply]
June 13th, 2009 at 6:08 pm
دوستان گرامی:
کودتاچی هیچوقت چون حالا منزوی و بدبخت نبوده است. تنها شاهرودی به احمدی نژاد تبریک گفته. یزدی هم یه حرفی زده است.
در این تردیدی ندارم که این بار ملت پیروز خواهد شد.
گام های فوری به گمان من:
-کمپین برای جلوگیری از برسمیت شناخته شدن دولت کودتا از طرف دولت ها
- سازماندهی گسترده اعتصابات مدنی
در ضمن استفاده بهینه از انرژی موجود مردم برای تداوم رویارویی با کودتاگران!
[Reply]
June 14th, 2009 at 3:38 am
ما دیدیم که وقت تنگ است و بر خواستیم دانشجو بودیم و شب و روز در ستاد اقای موسوی تبلیغ کردیم با هزینه ی شخصی امان گل پخش می کردیم و انقدر امیدوار بودیم که اینک افسوس می خوریم کاش از خودمان پرسیده بودیم که اگر رییس جمهور منتخب مردم!!!!سر سوزنی شک داشت که رییس جمهور نمی شود چطور ممکن بود جرات پیدا کند و هاشمی و صفایی و ناطق را در رسانه ی عمومی 3بار دزد بخواند…ما حتی روز جمعه میدیدیم که گزارشگر مدام از مردم گزارش میگیرد و به مردم حالی می کند که اگر کاندیدایشان رای نیاورد باید سکوت کنند و با کاندیدای مخالف همدلی کنندو ما فقط تعجب کردیم که چرا اینقدر همه به فکر اقلیتی هستند که کاندیدشان رای نمی اورد!!!ما نمی دانستیم می خواستند دل اکثریت را ارام کنند!
من انشب تا ساعت 2بیدار بودم ارای کرج:74درصد موسوی.هفت تیر :85درصد موسوی.مالزی 80درصد موسوی… در شیراز خیلی از صف های طویل در ان افتاب سوزان برای پیروزی موسوی صلوات می فرستادند و همه جا سخن از موسوی بود خودمان را برای جشن و شیرینی اماده کرده بودیم همه مطمئن بودند …هنوز هم خیلی ها مچ بند سبز دارند هنوز عکس موسوی به شیشه ی ماشین هاو مغازه هاست و من هنوز باور نکرده ام بازیچه شدنم را!!و دیدم که از سیاهی سر انگشت جوهری امان سوختیم و در حالی که دوستانم به خاطر تظاهرات بعد از انتخابات در بیمارستانند تلویزیون از حماسه ای می گوید که ما افریدیم!!
[Reply]