مایی که در خارج از کشور هستیم و دلمان برای برای ایران میتپید اینروزها شب و روز کارمان شده که اخبار ایران را بخوانیم و از غصه دیدن صحنههای دردناک کشته شدن بهترین جوانهای آن آب و خاک احساس سوختن کنیم. یکی از بچههای دانشجوی دانشگاه اصفهان که با من در تماس ایمیلی است و اتفاقا به آقای احمدی نژاد هم رای داده است، وقتی شنید که برای رای دادن به اتاوا رفتهام، با تعجب میپرسید منی که 20 سال است دیگر در ایران زندگی نمیکنم چرا اینهمه حرص و جوش انتخابات را میزنم. در جواب او فقط یک جمله نوشتم که انقلاب در زندگی من و نسل من اثرات بسیار زیادی داشته و من با وجودیکه هیچوقت کار سیاسیای به معنای درست کلمهاش نکردهام ولی همیشه در متن وقایع و حرکات اجتماعی بودهام و خون انقلاب و علاقه به آن مرز و بوم در رگهایم هنوز جریان دارد. دیگر نگفتم که چگونه تجربیاتم از انقلاب، جهاد سازندگی و جنگ مسیر زندگیم را تعیین کرد و به عبارتی مرا آن کرد که امروز هستم. دیگر نگفتم تصویر پسرکی دوچرخه سوار که سرش با یک ترکش خمپاره از تنش جدا شد در حالیکه پاهایش هنوز رکاب میزدند، هنوز هر بار که در باره سیستم عصبی بدن صحبت میکنم چگونه پیش چشمم ظاهر میشود. نگفتم چگونه تصویر زنها و کودکانی که روز 17 شهریور در خون غلطیدند هنوز در ذهن من تازهاند و گاه به خوابم میآیند. از پسرک 4 سالهای که فرزند یک بسیجی بود و فکر میکرد که او هم یک روز شهید گمنام میشود، هم نگفتم. پسرک به همراه مادر باردارش در یک حمله هوایی عراق پودر شدند و پدر دیوانه شد و خود را به زیر آتش خمپاره انداخت؛ و من تا چند روز قبل از آن حادثه مدتی در خانه آنها بسر برده بودم و شبها همبازی پسرک بودم. خاطرات اینچنینی در ذهن من و نسل من بسیارند و مخملباف آنها را در فیلمهایی نظیر عروسی خوبان به زیبایی تصویر کرده است. این چنین است که وقتی میبینم دوباره شرایطی شبیه انقلاب در سرزمینم ایجاد شده تمام آن خاطرات در پیش چشمم زنده میشوند و مغزم به شدت برای کارهای روزمره معمولیام به اسلو موشن میرود.
برای من بسیار دردناک است این تکرار تاریخی خشونت و رفتارهای سبعانه و عواقبش را دیدن. چیزی دردناکتر از این نیست که بهترین جوانهای مملکت را آنگونه وحشیانه به جرم فقط یک اعتراض بر سر و رویشان باتوم بزنند، با موتور و ماشین از رویشان رد شوند و سبعانه بکشند. فیلم کشته شدن آن دانشجوی جوان دانشگاه اصفهان را دیدید؟ (از اینجا میتونید ببینید ولی شاید نبینید بهتر باشد که سخت دردآور است.) من که حال خودم را پس از دیدنش نمیفهمم. چقدر هم طفلک چهرهاش وقتی که مرد و از درد و رنج و خونریزی خالی شد، آرام و زیبا شد…
حال میفهمم که چرا آن زمان انقلاب دانشجوهای خارج از کشور درس و کار را رها کردند و به ایران برگشتند که سخت است خارج باشی و ببینی و تنهایی خون گریه کنی. مردم به هنگام عزا بیش از دوران خوشی دور هم جمع میشوند و دولت فراموش کرده است که وقتی دست به کشتار میزند دیگر زمام کنترل از دست رها شده و جلوی این جمع عزادار را نمیتوان گرفت.
اما امروز که خیلی عزادار بودم و همینطور پای صفحه کامپیوتر بعد از دیدن فیلمهای کشته شدن جوانها بیحرکت نشسته بودم، ایمیلی از یک محقق همکارم که استرالیایی است، از ملبورن بدستم رسید که دوست دارم با شما هم درمیانش بگذارم چون همدردی انسانیاش برایم دلگرم کننده و امیدوار کننده به آینده آمد. نوشته که وقتی از کنار جنگلهای سوخته در حریق رد میشده به وقایع ایران فکر میکرده و اینکه گاه در میان سختترین شرایط زیباترین صحنهها میتواند شکوفه بزند و رشد کند و بعد شعر زیر را سروده. به امید رویشی سبز و تازه از آرمانهای انسانی با هم بخوانیمش:
In the full moon
Clouds of anger
Burning branches
Billowing smoke
Beauty under attack
In the half moon
Dark shadows
Burn’t limbs
Leaping forth
Remnants of past glory
In the full moon
Signs of life
Beneath the burn a bud
Trunks blossoming leaves
Beauty beckoning
In the half moon
Life anew
A sea of green
Green trunks
Beauty unique
June 16th, 2009 at 11:29 pm
آري!
ما برای آنكه ایران خانه خوبان شود
رنج دوران برده ایم
خون دلها خورده ایم
وباز هم به اميد آينده اي بهتر و زيباتر
رنج دوران بايد برد
وخون دلها بايد خورد
[Reply]
June 17th, 2009 at 3:05 am
متاسفانه فرندفید برای ما که داخل ایران هستیم ف*ی__*لتر شده. می تونید یه جایی آپلود کنید لینک بدید؟ شدیداً سپاس گذار خواهم شد.
ممنون.
[Reply]
June 17th, 2009 at 5:45 am
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته و المستشهدین بین یدیه
با سلام
فیلمها و عکسهای منتشره در سایتها مروط به افراد انگشتشماری هستند که دچار این حوادث شده اند. در اینجا نه جنگ است نه خونریزی. عده ای همکنون به بانگهای الله اکبر ادامه می دهند و تظاهراتهایی برپامی شد که رو به پایان است. اما در مورد این صحنه ها، قربانیان آن اکثرا همان فرزندان شما هستند ولی کدام فرزند. آن فرزندی که خود خواهان آزادی است ولی طاقت شنیدن شعارهای کاندید دیگری را در کنار خود ندارد و دست به کشتن مادر و دختری بیگناه می زند.آیا به حال او باید گریست؟
جریانهای اکنون ایران، جدا از وقایعه دوران شماست. ضغف اعتقاد و آگاهی در اکثر جوانان منجر به وقوع این حوادث می شود. اکثرا دنبال تحول هستند اما آیا این تحول به نفع یا ضررشان است؟ جوانان شور و شعف زیادی دارند و خیلی زود اعتماد می کنند و خود را برای آرمانشان به آب و آتش می زنند، اما آیا آرمانهایشان جهت اعتلای خود آنهاست یا نابودی؟
فکر کنم وظیفه شماست که آنها طوری رشد کنند که هر هدفی را آرمان خود قرار ندهند تا شما شاهد این حوادث تلخ نباشید. خیلی از جوانان بودند که غیرتآنها گل کرد و خواستند وارد معرکهای بشوند تا انسانی را از هتاکی نجات دهند ولی ای کاش تا این حد صفوف دو سپاه در هم فرو نرفته بود.
علی عیهالحال، سبزین موجی قبل از موعود بوجود آمد و بعد از آن خاموش شد.اما خروشی ننگین که قبل از موعود خاموش بود را حال اجازه طغیان دادند. راهبر آن نه سید است و نه همنام.
[Reply]
سارا رها Reply:
June 17th, 2009 at 7:03 am
حمله لباس شخصی های مسلح در نیمه شب به کوی دانشگاه و آنهم در 6 دانشگاه کشور با هیچ توجیهی پذیرفتنی نیست و لکه ننگی است بر چهره دولتی که اگر خوشبینانه بگوییم خودش این حمله را طراحی و هدایت نکرده پس آنقدر بی لیاقت است که باید بابت همین یک قلم حادثه آنقدر شرافت داشته باشد که استعفا دهد. کجایند مردانی که مولایشان امام علی بود که بابت از پای درآوردن خلخال یک زن نیز برمیآشفتند؟ من که هیچ شباهتی در اسلامی که دولت فعلی از آن دم میزند با آن اسلامی که من با آن بزرگ شده ام نمی بینم. چیزی که می بینم عطش قدرت و برسر قدرت ماندن است و بس. چه ساده از کنار مرگ یک جوان می گذرید هر کس که می خواهد باشد با هر عقیده ای و مرامی.
[Reply]
pooyaa Reply:
June 17th, 2009 at 9:03 am
آقا یا خانم فرزند ایران:
ماشاالله ایمان شما خیلی قویه. که ناراحتی مردم را حرکت شوم می دانید. مردم ایران ناراحتیشون بخاطر اینکه که یک گروه حاکم راست راست تو چشمشون نگاه می کنند و دروغ تحویل می دند. بیت المال مردم را صرف هوس ها ی خودمی کنند.
مذهب و دین پیش کش. کسی که وجدان نداشته باشه دین نمی تونه داشته باشه!
یک کم شما وجدانتو قاضی کن در کشوری که سنی ها حق ندارند مسجد داشته باشند. این حکومت دینی است؟ آیا بی دینی بهتر از (دین) این نیست؟
منهم آرزو می کنم همان ولی خدا که شما منتظرید زودتر بیاد و شر این دروغگو ها را کم کند!
[Reply]
پرهام Reply:
June 18th, 2009 at 1:23 pm
به امید روزی که جایگاه دین از حکومت جدا شود تا عده معدودی برای رسیدن به قدرت و به بهانه صیانت از دین اینگونه جوانان ماراکه سرمایه های کشور هستند از بین نبرند و هر جنایتی را مرتکب نشوند وچهره دین را اینگونه در جلوی چشم جهانیان ویران نسازند
رییس جمهور منتخبی که برای مخالف خود هر چند اندک از الفاظی پست در حد کارکنان کشتارگاه که برای گوسفندان بکار میبرند استفاده میکند همان به که اصلا نباشد
در ضمن جوانان ما اکنون بسیار بیشتر از قشر سنتی به دنبال تحقیق وچالش مسایل هستند واز خود اراده تصمیم گری دارند نه مانند عده قلیلی از بسیجی ها و به خصوص لباس شخصی ها که بدون هیچ منطق و استدلالی فقط تنها معیار آنها حرف رهبر است ودر این راه از هیچ حرکتی فرو گذار نمیکنند
مگر نه اینکه این مردم مسلمانند اکثریتشان شیعه هستند
واز همه مهمتر ایران و آریایی هستند پس بدانید که روزی باید جوابگوی مردم و از همه مهمتر وجدانتان باشید
[Reply]
June 17th, 2009 at 9:48 pm
واقعا آدم حیران می ماند چرا در برگه های رای کدهای {44 ، 55 ، 66 ، 77 } را برای {احمدی نژاد، رضایی، کروبی، موسوی} انتخاب کردند؟ مگر مجموعه اعداد {1، 2، 3، 4} چه اشکالی داشت که کد به حساب بیایند؟
و اگر می خواستند کد دو رقمی داشته باشند، چرا مجموعه اعداد {14،13،12،11} را یا مجموعه اعداد {11 ،22، 33 ، 44} را در نظر نگرفتند که با شماره ردیف اسم نامزدها همخوانی داشته باشد. یعنی {1-احمدی نژاد، 2-رضائی، 3-کروبی، 4-موسوی}
ببینید این همه بلوا و آشوب در کشور، این خون بیگناهانی که بر زمین ریخته شد… باید مسئولین انتخابات به سبب قصور در انجام وظایف خود که منجر به جنایت شده است محاکمه و مجازات شوند!
[Reply]
June 18th, 2009 at 9:47 am
من پرسیدم دقیقا سوال شما رو ،گفتن چون علامت هواداران موسوی علامت 2تاvictory هست میشه 77!!!بعد من گفتم بقیه چی میشن؟دیگه دیگه!!!حتما این طوری صلاح دونستند آقایان!!!
[Reply]
June 18th, 2009 at 12:25 pm
چه می توان کرد؟
بی شک سرنوشت ایران در قرن بیست و یکم با این جنبش مردمی گره خورده است.جنبشی مدنی و مسالمت آمیز که می خواهد همه برای ساختن ایرانی آباد و آزاد به رفتارهای دمکراتیک تمکین کنند.
کنار گذاشتن تدریجی اندیشه و خردگرایی و بجای آن حاکمیت بیشتر جریانات خردگریز و زورگو، مردم را به خیابان ها ریخته است.
دنیا با دقت ما را تماشا می کند و با ما همدلی می کند. رهبران دنیای پیشرفته تاکنون نتایج این انتخابات را نپذیرفته اند، که این پیروزی بزرگی برای این جنبش است.
جوانان در تمامی صحنه ها حضوری پرشور، عقلانی، و تعیین کننده دارند- تا جایی که رهبران را به دنبال خود بسوی آینده ای درخشان می کشانند.
بدون شک درگیری پنهان قدرت بر سر آینده نهاد ولایت فقیه بزرگترین تهدید برای این جنبش است.
تعداد اندکی که توهم ایجاد حکومت اسلامی یا خلافت را دارند، باید بدانند که بی تردید این مردم و این جوانان زیر بار آن نخواهند رفت. تلاش های آن ها در این جهت جز عقب انداختن بیشتر کشور از کاروان پیشرفت و تمدن بشری حاصلی نخواهد داشت.
شایسته است آقای خامنه ای تسلیم چنین جریاناتی نشود که در این صورت ملت ایران بیشتر پذیرای ایشان خواهد بود.
برای برون رفت از این بحران ملی ، آقای احمدی نژاد خود داوطلبانه خواستار تجدید انتخابات شود. در این صورت همه برنده خواهند بود:
خود آقای احمدی نژاد برنده اول خواهد بود- بخاطر این که حساب مردم را از رقبای انتخاباتی اش جدا کرده و چون یک قهرمان ملی، در این لحظات سخت تاریخی، مصالح عالیه ملت برایش در الویت است نه شخص خودش.
دراین صورت تنگنای تایید زودرس نتایج انتخابات از روی رهبر هم برداشته خواهد شد.
نامزدهای دیگر هم که غیر از برگزاری دوباره انتخابات خواسته دیگری ندارند.
[Reply]
June 18th, 2009 at 8:49 pm
میرحسین در اجتماع امروز (پنجشنبه 28 خرداد) در میدان امام خمینی:
” ما خواهان اعلام نتایج صحیح انتخابات هستیم”.
موسوی گفت: “ما نه قصد آشوب و اغتشاش داریم و نه آشوبگر هستیم. ما فقط حق خودمان را می خواهیم. ما آرایی را که داده ایم می خواهیم. ما خواهان اعلام نتایج صحیح انتخابات هستیم”.
او افزود: “مردم به هیچ وجه به دنبال آشوب نیستند. آن کسانی که فرزندان ما را به خاک و خون کشیدند از مردم نیستند. من به تمام کسانی که در راه وطن خود کشته شده اند درود می فرستم”.
میر حسین موسوی ادامه داد: “من از شما خواهش می کنم به اعتراض و تجمع خود ادامه دهید. به هیچ وجه کوتاه نیائید. اما از شعارهای تحریک کننده و حرکت هایی که مخل آسایش عمومی می شود پرهیز کنید”.
موسوی پس از اتمام صحبت های کوتاهش از همه تشکر و تاکید کرد که: “من به هیچ وجه از راهی که در آن پای گذاشته ام عقب نخواهم کشید”
منبع روزآنلاین
دوستان به عبارت ” نتایج صحیح انتخابات دقت” کنید. کم کم میرحسین دارد ماجرای کودتا را و آن چه توسط مخلباف در خارج از ایران گفته شد، بیان می کند!!
[Reply]
June 19th, 2009 at 10:05 am
… و ادامه راه
سارا بانو و یاران سلام بر شما
خب از کسی که حداقل بیست سال است از جنایتکاران حرفه ای حمایت می کند، نباید هم بیشتر از آن چه در نماز جمعه امروز گفت توقع داشت. سال هاست عده ای با قمه و ساطور و پنجه بکش و کارد و کابل و … روز روشن و در مقابل چشم مسئولین نظام در خیابان ها و دانشگاه ها زن و بچه و پیر و جوان را لت و پار می کنند، اما از به اصطلاح این رهبر کشور هیچ واکنشی نشان داده نمی شود.
انگار نه انگار این کشور دادستانی دارد و سیستم قضایی. یک سیستم “قصابی” به تمام معنا؛ برای حفظ رژیمی که تئوریسین های آن شرمی ندارند، براحتی و علنی و صریح، بگویند ادامه حیات شان بر “نصرت بالرعب” است. نصرت بالرعبی که نوزاد به دنیا نیامده را در شکم مادرش می درد و از روی جنازه هر دو با موتور سیکلت رد می شود.
این ها اینند که هستند. ارمغانی جز ظلمت و نکبت و کینه ندارند. اما ما در مقابل چه داریم: نور و برکت و عشق…
ما چیزی جز “صلح” و آرامش نمی خواهیم و این جز با “آزادی” میسر نیست و لازمه رسیدن به آزادی، “عشق” است!
با عشق، آزاد می شویم و به صلح می رسیم. حال هم از نظر فردی و هم از منظر اجتماعی و سیاسی. هم خود را می سازیم و هم جامعه خود را. این جا عجله و بیقراری راهی ندارد. سفری است که خود مقصد هم می باشد. در طول مسیر رشد می کنیم… با یاران همراه در می آزیم… عشق می ورزیم… به دیگران کمک می کنیم… شانه مان تکیه گاه یاران خواهد بود به وقت نیاز آن ها… در محله ها به همسایه های خود دست یاری می دهیم… به ضعف های خود پی می بریم … بر دانش خود می افزاییم… نهادهای مدنی را تقویت می کنیم…
و این گونه است که ما از آن ها متمایز می شویم… نبرد با ظلمت و پلیدی یک رویارویی همه جانبه می شود… و آن گاه دیگر جایی برای حضور دیو و دیو صفتان نمی ماند. خیلی از آن ها هم به ما خواهند پیوست و سران پلیدشان هم چون این “آقا” و مصباح به زباله دانی تاریخ خواهند پیوست، چون ضحاک و نرون و هیتلر و موسولینی و دیگر جنایتکارن تاریخ!
خب می بینیم که با این دیدگاه و رویکرد بی شک پیروزی از آن ماست. هم به لحاظ فردی و هم اجتماعی و سیاسی.
همه ابزارهای مسالمت آمیز را بکار می گیریم. از تظاهرات گرفته تا اعتصاب… تا رساندن صدای خود به صلح دوستان جهان… سازماندهی و کنترل… ارتقا دانش مبارزه … و استفاده از همه ابزارهای مدرن!
سفر طولانی است … اما جایی که سفر را خود مقصد بدانیم، همه چیز عوض خواهد شد… هر روز به هدفی می رسیم که این خود چون موتور محرکه ای ما را به پیش می راند در جهت رسیدن به مقصد نهایی. اینجا دیگر یاس و ناامیدی به سراغ ما نخواهد آمد.
با عشق آزاد می شویم و به صلح می رسیم…
عشق-آزادی-صلح
[Reply]
مرسده Reply:
June 24th, 2009 at 2:38 pm
سلام آقا آرش،
اگر ممکن است در مورداین جملتان یک سندی، مدرکی، (عکس، فیلم، منبع خبری معتبر)ارائه کنید.
“نصرت بالرعبی که نوزاد به دنیا نیامده را در شکم مادرش می درد و از روی جنازه هر دو با موتور سیکلت رد می شود…”
[Reply]
June 19th, 2009 at 11:53 am
با درود به تمام آزادگان و آزاد اندیشان
از سخنرانی جناب حجه الاسلام خامنه ای(آیت الله یک شبه) در روز جمعه بسیار خوشنود شدم
چون به قول آقای رضایی ایشان فصل الخطاب بودند
ولی ایکاش به سمت پیشرفت
ایشان در این سخنان جهت خود را کاملا مشخص ودر خلاف جهت خواست مردم قرار داد
ای کاش کمی تامل میکرد
ایشان نمیدانند که دیگر تهدید بر این مردم اثری ندارد شاید تا قبل از آن کشتار فجیع میشد مردم را هراساند
ولی نه امروز که مردم دیگر خون جوانانشان را ریخته میبینند
و سکوتشان را خیانت به خون و رای شهیدانشان میپندارند
دیگر از این مردم چه میخواهید
یک بار به بهانه پوشش مردم را می آزارید
بار دیگر به بهانه تجهیزات ماهواره
و حالا درخواست قانونی رایشان
آقای خامنه ای
روزی که برای دفاع از کشورشان شجاعانه جنگیدند و ایستادند و جان دادند از خارج خط نمی گرفتند
روزی که مردم در انتخابات شرکت کردند از خارج خط نمی گرفتند
ولی امروز که خواهان حق مشروعشان هستند خس و خاشاک ,خائن ,وطن فروش,نفوذی بیگانه و خط گیرنده از خارج و تروریست هستند
وای بر شما
که مهمترین شط یک فقیه که عدالت ات را نقض کردید
(البته مگر از فقیه یک شبه میتوان بیشتر انتظار داشت)
به امید پیروزی سبزمان
دیو چو بیرون رود فرشته در آید
[Reply]
June 21st, 2009 at 10:15 am
نه رهبر، نه شورای نگهبان، نه مجریان انتخابات در ایران بیطرف نبودند و مردم دارند این همه قربانی می دهند.
ببینید این مسئله ابتدایی برگزاری درست انتخابات، که سال هاست حتی در بسیاری از کشورهای عقب مانده هم حل شده، در کشور ما این چنین به معضلی بزرگ تبدیل شده است.
حتمی ترین نتیجه این خون های ریخته شده، باید این باشد که این آقایان بگذارند در ایران انتخابات آزاد و سالم برگزار شود. و هر چه هم در مقابل ملت لجبازی بیشتری کنند، گور خود را زودتر می کنند.
این یعنی چه یه نفر به خودش اجازه بده بگه هر چی من می گم همونه و یه ملت را این چنین تحقیر کنه!
[Reply]
June 22nd, 2009 at 11:24 am
Gravatar آیا این مجلس خبرگان دکور است و یا ترسو؟ آن را منحل کنید. مجلسی که بعد این همه قانون شکنی های رهبر نمی تواند حتی تذکری هم به او بدهد!
آقای رفسنجانی بعد از این همه جنایت سکوت برای چیست؟
اگر نمی توانی در جایگاه قانونی خود کاری کنی، مثل یک شهروند عادی بیا و این جنایات را محکوم کن!
[Reply]
June 22nd, 2009 at 12:52 pm
سخت بود دیدن ان صحنه ها ونگریستن جلوی دیگران ………… در دمشترک ما را چه میکند ……………….تسلیت
[Reply]
June 24th, 2009 at 7:05 am
واقعا قدرت مطلق فساد اور است. اگر امکانات امروزی مثل قیلم گرفتن با موبایل و یوتیوب کردن فیلمها و یا ارسال به سی ان ان نبود ادم نمی دونست که بعضی از این ماموران جلاد چه بر سر مردم نمی اورند. پریشب سی ان ان صحنه گشته شدن ندا رو نشون داد و دیشب صحنه باتوم زدن نیروهای گارد ویزه بر سر و صورت یه جوان یا زدن کسی در حد مرگ در پارکینگ و خراب کردن ماشین مردم توسط نیروهای ضد شورش.
دستشون درد نکنه با این حکومتشون. حکومته عدل علی!
[Reply]
June 24th, 2009 at 2:40 pm
شورای نگهبان گفته در شمارش دوباره آرای آقای رضایی تعداد رای او هم کمتر شده است. یعنی این که ببنیند ما چه خوب عمل کرده ایم که به او رای اضافی هم داده ایم.
من خداوکیلی مانده ام با چه زبانی می شود با این نگهبانان نظام “مقدس” حرف زد.
آقایان شمردن رای ها چه کمتر و چه بیشتر هر دو خیانت است. حال برای هر کسی که باشد.
شما با این گونه کارها اعتبار خود و نظام “مقدس” تان را از بین می برید. کشوری که رئیس جمهورش می خواهد دنیا را اداره کند و هر آشپزخانه اش به تکنولوژی هسته ای مجهز است، چرا این قدر بیسواد است که نمی تواند اعداد را بشمارد؟؟
[Reply]
June 24th, 2009 at 2:41 pm
وقتی این تیتر کیهان را اینجا دیدم “خونخواهی مردم از موسوی” ، به قرآن تفالی کردم. آیه 57 سوره اعراف آمد. خدا کند مژده اش عملی شود:
اوست كه بادها را
پيشاپيش [باران] رحمتش
مژدهرسان مىفرستد
تا آن گاه كه ابرهاى گرانبار (آبستن باران) را به جنبش در آورند…
آن ابرها را به سوى سرزمينى مرده برانيم
و از آن باران فرود آوريم
و از آن هر گونه ميوهاى…
خود همین تیتر تروریستی کیهان “خونخواهی مردم از موسوی” می تواند نشانه ای باشد که این تندروها در حال باختن قافیه هستند و می خواهند با شلوغ کاری جلوی هر گونه تصمیمی را که به نفع مردم و مصالح عالیه کشور باشد بگیرند.
چون از آن طرف از حرف های جسته گریخته ای که مثلا از آیت الله مکارم شیرازی نقل شد بوی آن می آید که علما به نحوی دارند پا در میانی می کنند که راه حلی برای این مسئله پیدا شود. باید به فال نیک گرفت. مگر مردم چه می خواهند؟ جز این که به طور مسالمت آمیز اراده خود را با رای خود (که در نهایت غیر ار این راهی نیست) به کرسی بنشانند. خب کیهان و کیهانیان این را بر نمی تابند و منافع آن ها و اصلا بقا آن ها در درگیری و کینه و کشت و کشتار و داشتن دشمن است.
در مقابل ما سرشار از عشقیم… می خواهیم آزاد و در صلح زندگی کنیم … آن ها به ما رشک می برند چرا که سقف پرواز ما مرز بی نهایت است…
[Reply]
June 27th, 2009 at 7:40 am
دنبال نخود سیاه فرستاده نشویم.
شورای نگهبان پذیرفته است که در 50 حوزه حدود سه میلیون رای اضافی به صندوق ها ریخته شده است. مسلما این نوع تقلب “تصادفی” نبوده است. بلکه “سیستماتیک” بوده که بدون هماهنگی مجری (وزارت کشور) و ناظر (شورای نگهبان) میسر نبوده است.
به گمان من در قدم اول باید بتوان از مسئولین و دست اندرکاران این حوزه ها سایر موارد سیتسماتیک تقلب برنامه ریزی شده در مرکز را در آورد. . اول بدنه اصلی درخت تقلب را با اطلاعاتی که با تجسس در این 50 حوزه بدست می آوریم بکشیم، بعد برویم سراغ شاخه های ریزتر و برگ ها.
الان توپ در زمین آن هاست. باید هشیار بود توپ را در زمین معترضین نیندازند و با مشغول کردن آن ها به موارد تصادفی تقلب ، زمان و مشروعیت بخرند و همه چیز را لوث کنند. باید تمام تلاش ها روی تقلبات سیستماتیک متمرکز شود. باید یقه سیستم (مجری-ناظر) را ول نکرد تا از آن ها “انواع” تقلب را در آورد بعد اگر لازم شد به سراغ شمارش رفت.
فراموش نکنیم، مسئله شمارش آرا نیست. مسئله “کشف انواع تقلب های سیستماتیک” است. دنبال نخود سیاه فرستاده نشویم!
[Reply]
June 29th, 2009 at 1:23 pm
بعد از تایید انتخابات توسط شورای نگهبان
خب حالا “ما که گفته بودیم” ها شروع میشه… تحریمی، مشارکتی، برانداز، داخلی، خارجی…
حرف هیچکس نشد جز حرف مردم ایران: یک راهبرد مسالمت آمیز برای “اتحاد” و “نه” گفتن به این نکبت ولایت فقیه. راهکاری که بتواند “جریان اصلی” مردم (نه تنها نخبگان) را به میدان آورد تا بتوانند سرنوشت خودشان را رقم بزنند.
به گمان من همراه با ادامه اعتراضات و به رسمیت نشناختن احمدی نژاد، ضرورت دارد یک کنگره ملی برای برگزاری “انتخابات آزاد” تشکیل شود تا بتواند ادامه جنبش آزادیخواهی ملت ایران را “رهبری” کند.
چون در این رویکرد، ولایت فقیه و تمامی ارگان های منصوبش باید مورد بازنگری قرار گیرد؛ علت العلل به طور غیر مستقیم هدف قرار می گیرد. اما این خواست برگزاری انتخابات آزاد، می تواند تمامی نیروها چه در داخل و چه در خارج از کشور را متحد و همراه جریان اصلی مردم کند تا موفق شوند این نکبت را برای همیشه از ایران پاک کنند.
تنها ولی فقیه و جیره خوارانش ضد این خواست هستند که آنرا در انتخابات اخیر با قتل و خونریزی و ضرب و شتم های وحشیانه و دستگیری و شکنجه، آن هم با کمک خارج، نشان دادند.
[Reply]
August 20th, 2009 at 6:08 pm
http://www.youtube.com/watch?v=0N1vsm1GCro
آیه 11 سوره رعد است که می فرماید «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»، (خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسانها به خودشان وضع و حال خودشان را تغییر دهند.)
حضرت امام خميني ميفرمايد: «ولايت فقيه امتدادي است از حاكميت معصومان و عبارت است از حاكميت فقيه عادل كه صفات علم و فقاهت و تقوا و زهد و كارداني و مهارت در وجود او محقق گرديده است كه همه اين ويژگيها او را از استبداد و ديكتاتوري بازميدارد.» ايشان اين معنا را با سخن خود چنين مورد تأكيد قرار ميدهد: «اسلام ديكتاتوري را محكوم و رد ميكند و ولايت را از حاكمي كه ميخواهد با ديكتاتوري حكومت كند، ساقط ميسازد حتي اگر آن حاكم فقيه باشد. اگر فقيه و حاكم از چهارچوب صفات علم و عدالت و گرفتن حق مظلوم از ظالم خارج شود، ولايت او خود به خود ساقط ميگردد.» حضرت امام (ره) فرمود : «جانم فدای تک تک این ملت».
[Reply]
January 3rd, 2010 at 12:22 am
[...] (Brian Lithgow) (همان دوست و همکاری که قبلا شعری از او را در اینجا نوشته بودم) مخترع این تکنولژی، محقق و استاد دانشگاه [...]