++ جنبش سبز ایران که بسیاری از تحلیل گران به درستی آنرا یک مقاومت مدنی برای احیای حقوق بشر در جامعه ایران و نه یک انقلاب خواندند، همچنان مورد توجه بسیاری از جامعه شناسان و تحلیل گران میباشد و بسیاری با بیم و امید وقایع ایران را نظاره گرند. امروز به مقدمه جالب دکتر لیسا کوالچاک بر کتاب تحلیلی ارزشمند مقاومت مدنی، قدرت جنبشهای مردمی برای نیودمکراسی نوشته دکتر کرت شاک، برخوردم و حیفم آمد که بخشی از آن را ترجمهاش نکنم که اینروها این گونه مطالب سخت مورد احتیاج است. اصل مقدمه به انگلیسی را در اینجا میتوانید بخوانید. ++
یک شکایت متداول افرادی که روی تئوری جنبشهای اجتماعی کار میکنند، اینست که به اندازه کافی روی جنبشها بطور کلی مطالعات مقایسهای صورت نگرفته است. غالبا مطالعات روی یک کشور و بررسی جنبشهای آزادیخواه آن انجام شده است ولی آنها برای تئوریزه کردن جنبشهای مدنی کافی نیستند. کتاب فوق الذکر به این مطالعه مقایسهای بین جوامع مختلف میپردازد.
محور اصلی کتاب در باره این سئوال است که چرا و چگونه است که جنبشهای کشورهایی مثل افریقای جنوبی، فیلیپین، نپال و تایلند در رسیدن به دمکراسی و آنچه که میخواستند موفق شدند ولی جنبشهای کشورهایی مثل برمه و چین وحشیانه و بیرحمانه سرکوب گشتند بدون اینکه رژیم حاکم بر کشور اندکی هم تلطیف پیدا کند.
شاک نکته کلیدی در موفقیت جنبشها را در مدنی بودن آنها در قبال مسلحانه بودن جنبشهای چین و برمه که سرکوب شدند، میداند. علاوه بر آن، عوامل دیگر موفقیت را در پراکنده بودن و گسترده بودن مخالفتهای مدنی هم به لحاظ جغرافیایی (شهرهای مختلف) و هم به لحاظ تاکتیکی، از حرکات سمبلیک تا نافرمانیهای مدنی، میداند. جنبشهای موفق توانستند که شیوههای ارتباطی داخل جنبش ایجاد کنند که کنترل رژیم بر روی رسانههای ملی را در واقع دور زد. شاک میگوید این عوامل در جنبشهایی که سرکوب شدند غایب بودند.
++ این قسمت برای جنبش سبز ایران بسیار امیدوار کننده است چرا که با وجود خودجوش بودن جنبش سبز همه این عوامل موفقیت را تاکنون داشته است مثل تاکتیکهای مختلف سمبلیک (شعار نویسی روی اسکناس) تا نافرمانی مدنی (خاموشی سبز) و یا ایجاد صدها وبلاگ جدید و فروم اطلاع رسانی و استفاده از توییتر و فیس بوک و غیره. در عین حال که این جنبش اعتراضی همچنان آرام و غیر مسلح و بدور از خشونت (البته از طرف مردم) است. ++
شاک البته منکر عوامل سیاسی و اقتصادی جهانی که رژیمهای مورد بحث در کتاب را تا حدی متزلزل و یا در مقابل مستحکم نمود ولی عامل اصلی را در قدرت مردم در تظاهرات غیر مسلحانه مدنی میداند.
++ خوب است که کتاب به فارسی ترجمه شود. اصل مقدمه بر کتاب را توصیه میکنم که حتما بخوانید. ++
August 17th, 2009 at 11:38 am
جای این بحث ها چقدر خالی است. کاش این کتاب و مثل آن تقسیم و بعد ترجمه می شد و بعد ویرایش نهایی و روی وب قرار می گرفت.
ممنون سارا جان .
Reply
August 17th, 2009 at 7:05 pm
بیشتر از 100 سال هست که مردم ایران از زمان انقلاب مشروطه تا حالا به دنبال ازادی هستند و هر بار بدشانسی اورده اند مثل به توپ بستن مجلس-کودتای 28 مرداد- و از همه بدتر انقلاب 58 که به دست یک عده فرصت طلب افتاد. درهمه این بدشانسی ها یک عامل مهم کم سوادی مردم بوده. تازه الان درصد ادمهای فهمیده تر کم کم داره زیاد میشه و میشه امیدوار بود که اینبار و کم کم دموکراسی رو حاکم کنند. امیدوارم به عمر ما قد بدهد.
Reply
August 20th, 2009 at 12:32 pm
این جمله تاریخی و تاریخ ساز رئیس جمهور موسوی فقط چهار کلمه است:
“اصل نظام مردم هستند!”
اصل نظام مردم هستند…اصل نظام مردم هستند…اصل نظام مردم هستند…اصل نظام مردم هستند…اصل نظام مردم هستند…
و
حفظ نظام یعنی حفظ مردم!
سرفرازی، عزت، آزادی، رفاه، آرامش و آسایش این ملت نجیب که زخمی و داغدیده بدتر از مغولان است!
باید هر چه زودتر باندهای جهل و جنون و جنایت را به زباله دانی تاریخ فرستاد.
دوستان و یاران شبکه های خودگران مدرن را تشکیل و شبکه های مجازی را به “فیزیک محلات” پیوند زنیم! به هر کارخانه، کارگاه، مغازه… مسجد… پارک… زمین بازی… پاتوق.. کشتزار… تا دورترین دهات کشور!
راه درازی در پیش داریم. اما ما شگفتی قرن را رقم خواهیم زد!
Reply
September 22nd, 2009 at 10:41 pm
درود دوست عزیز
من هم امیدوارم ما مردم بالاخره از دست ظلم تئوکراسی و ایدوئولوژی (دینی و غیر دینی) رهایی پیدا کنیم. واقعا حق ما این نیست. ایرانی آزاد، آباد و سربلند برای همه نه فقط یک قشر خاص یا پیروان یک دین یا باور خاص. کشوری که در آن قانون اساسی بر اساس حقوق انسانی نوشته شده نه حقوق اسلامی که بسیار موجب تبعیض و جنایت بسیار شده و می شود. این امر محقق نخواهد شد مگر پیش رفتن به سمت و سوی سکولاریسم و جدایی دین از سیاست. مردم ما دارند آگاه می شوند و جنبش سبز دارد فرای مخیلۀ رهبرانش پیش میرود.
+ راست خیلی خوشحال میشوم اگر شما پست جدیدی که در رابطه با فرگشت مغز نوشتم بخوانید. البته این پست خیلی کلی و درهم و برهم شده!!! ولی خب به صورت جسته گریخته به مطالبی پرداخته ام:
چرا مغزمان بزرگتر شده و چطور باهوش شدیم؟
شاد و پیروز باشید
Reply
سارا رها Reply:
September 26th, 2009 at 1:46 pm
سلام ناباور عزیز
ببخشید که با تاخیر جواب میدم که کامنت ها رو هم امروز تازه دیدم. ممنون از لینک هم. مطلب جالب و مفیدی ست خصوصا که زبان عام دارد.
زنده و سلامت وسرسبز باشید.
Reply
September 27th, 2009 at 12:11 pm
نظری که در مورد مقاله ناباور عزیز دادم که در اینجا کپی می کنم:
ناباور عزیز:
ممنون از مقاله جالب و توضیحات. اما در مورد انسانهای با ایمان که مغلطه می کنند خواستم توضیحی بدم:
من نمی دونم با چه گروهی از این آدمها صحبت می کنید و اینها چه استدلالی دارند. اگر منظورتا آن دسته هستند که به خلقت بصورت همان داستان آدم و حوا نگاه می کنند. نظر شما صحیح است. چرا که یافته های باستانشانسی و علمی پدیده تکامل را کاملا توجیه می کند. ولی به نظر من (که همیشه سعی کرده ام بی طرف باشم) پدیده تکامل ضدیتی با ایمان به خدا ندارد. چرا که تنها چیزی که در نظریه تکامل تکرار می شود اصل رقابت و اصل تنازع بقاست. به نظر من عنوان کردن این مسئله بیان یک اصل بدیهی است (آن هم قسمت کوچکی از کل قضیه) و نتیجه گیری خیلی کلی که مثلا خدایی وجود ندارد درست نیست. بکله به نظر من تکامل می تواند توجیهی برای وجود خدا باشد.
مثالی که می توانم بزنم:
اگر من در محیطی قرار بگیریم که از دستهایم برای کار بدنی زیاد استفاده کنم باید طبق اصل تکامل دستهایم در طول نسلهای بعدی قویتر شود. ولی مسئله اینجاست بدن من از کجا می فهمد که باید این دستها قویتر شوند و اصولا راههای زیادی برای قوی شدن وجود دارد مثلا شاید بلند شدن انگشتان یا ضخیم شدن انگشتان. پس باید از قبل دانشی وجود داشته باشد (خارج از بدن) که امر تکامل را هدایت کند و گرنه با رقابت صرف که کاری پیشرفت نمی کند. کما اینکه در زندگی روزمره کلمه رقابت با دانش و خواست همراه است. مثلا در یک مسابقه شما وقتی از رقیب عقب هستید با دانستن این مسئله و خواستن و تصمیم گرفتن اینکه سریعتر بدوید وارد رقابت می شوید.
بعبارت دیگر با بکار بردن واژه رقابت ما خودبخود قائل به وجود خالقی که طراح تکامل است می شویم.
در مورد داستان خلقت یکی از توجیحاتی که وجود دارد و در آئین بهائی هم مطرح می شود (هدفم تبلیغ آئین خاصی نیست) این است که اینها تشبیه ها و استعاره های از حقایق معنوی و عرفانی هستند که در زمانهای گذشته بنابر فهم بشر آن روز بصورت داستان بیان شده اند و از این اساطیر در تمام ادیان گذشته موجود است.
بهر حال ممنون از توجه
Reply
November 7th, 2009 at 5:34 pm
یک اسکناس را در حمایت از جنبش سبز شعارنویسی کنید
سپس به سایت زیر بروید
http://sites.google.com/site/GreenEskenas
آمار آن را در سایت فوق ثبت کنید و نتیجه را در وب سایتهای مختلف اطلاع رسانی کنید
نظرها و پیشنهادها و مشکلاتی را که در حمایت از شعارنویسی سبز روی اسکناس و ثبت و اطلاع رسانی آمار اسکناسها با آن مواجه شده اید، در وبلاگ سایت فوق بنویسید
Reply