لطفاً مطالب این وبلاگ را در وبلاگ دیگری کپی نکنید؛ به جایش اگر دوست داشتید به آن لینک دهید. چاپ مطالب در مجلات نیز با ذکر و لینک منبع آزاد است. برای آشنایی با قوانین کپی رایت می‌توانید اینجا را ببینید. با تشکر، سارا رها

خواندنی های روز:

رابطه بین اخلاق، مذهب و اعتماد به سیستم حاکمه

اجتماعی, علمی شما چه نظری دارید؟

بسیاری از مردم گمان دارند که رفتارهای نشات گرفته از اخلاق مشابه رفتارهای ناشی از مذهبی بودن است. بخصوص در جامعه آمریکا در بحث‌های سیاسی بر این باورند که رفتار نشات گرفته از اخلاق و مذهب هردو رفتار یکسانی در مقابل تصمیمات حکومت دارند. اما مقاله‌ای که به تازگی در ژورنال علوم وانشناسی چاپ شده است خلاف این را می‌گوید. (خلاصه مقاله: اینجا).

در این مقاله با عنوانی مشابه با عنوان این پست نتایج یک تحقیق روی 727 امریکایی از اقشار مختلف جامعه در سنین بین 19 تا 90 سال شرح داده شده است که باور فوق را به چالش می‌کشد.  موضوع مورد تحقیق نظرخواهی در مورد این بود که ببینند مردم چقدر رای دادگاه عالی امریکا را در قضاوت در مورد پزشکانی که به خواهش بیمار در مردنشان همکاری می‌کنند،  قبول دارند.

قبل از آنکه نتیجه این تحقیق را بگویم شاید لازم باشد توضیح دهم که یکی از مسائل مورد بحث همیشگی سال‌های اخیر در کانادا و امریکا این موضوع نگه داشتن افراد مبتلا به بیماری لاعلاج در حالت کما و مرگ مغزی است.   مثلا دو سال قبل در کانادا مرد 84 ساله‌ای پس از بیماری دات الریه در بیمارستان به اغماء رفت و به عقیده پزشکان دچار مرگ مغزی شد. پس از یک ماه پزشکان کانادایی خواهان قطع لوله غذای آن مرد شدند با این ادعا که او از 4 سال پیش در اثر یک حادثه دچار آسیب مغزی بوده و اکنون نیز کاملا دچار مرگ مغزی است. اما خانواده مرد که یهودی هم بودند بشدت مخالف کرده و قضیه را به دادگاه کشاندند. این میان پزشکان امریکایی از خانواده مرد حمایت کردند و خلاصه رای دادگاه اول این شد که مرد را باید در حال کمای مرگ مغزی همچنان نگه دارند. طرفین دعوا همچنان در حال ادامه دعوا به دادگاه عالی بودند که مرد بالاخره پس از 10 ماه خودش به مرگ طبیعی همچنان زیر لوله غذا مرد. این میان لازم است که بدانید که در کانادا بیمه همگانی و مجانی است. هزینه نگهداری یک بیمار در حالت کما بسیار زیاد است و بیمارستان‌های کانادا همیشه با کمبود تخت و امکانات مواجه‌اند. غالبا افراد جندین ماه و یا حتی سال هم ممکن است که برای یک عمل جراحی‌ای که خیلی حیاتی نیست مثل ارتوپدی و آرتروزسکپی زانو و یا حتی عمل آب مروارید چشم منتظر نوبت بمانند. در امریکا اینطور نیست و بیمه عمومی مجانی وجود ندارد. بیماران مرگ مغزی را به هزینه خانواده بیمار هر چقدر که بخواهند می‌توانند نگهدارند.

صرف نظر از مسئله‌ای که در بالا گفتم مسئله دیگر مورد بحث موارد بیمارانی است که به بیماری لاعلاجی مبتلا هستند و خودشان به دکترشان التماس می‌کنند که به آنها کمک کنند که بتوانند بمیرند و از رنج و درد بیماری خلاص شوند. در این زمینه موارد کمی بوده که دکتری این کمک را کرده و بعد توسط خانواده بیمار به دادگاه کشانده شده است. مورد خاصی که مقاله مورد نظر این پست تحقیق کرده است، میزان اعتماد مردم به رای دادگاه عالی امریکا در یک همچه موردی است.

نتیجه تحقیق فوق اما این بود که مردمی که به اخلاق پای بندند ولی مذهبی نیستند اصلا به رای دادگاه عالی اعتماد ندارند ولی مردمی که مذهبی ‌اند بشدت به رای دادگاه اعتماد دارند و در ضمن هر دو این گروه بسیار سریعتر از دیگر افراد که به این دو گروه تعلق نداشتند تصمیم گیری کردند و جواب سئوالات را دادند.

در مورد این مقاله در روزنامه‌ها هم نوشته شد از این بابت که این مقاله ظاهرا برای اولین بار بین معتقدین به اخلاق و مذهب خط می‌کشد و نشان می‌دهد که رفتار این دو گروه که غالبا مردم گمان دارند که یکسو است می‌تواند کاملا متضاد هم باشد. ولی از دید من اصلا نکته غیر قابل انتظاری هم نبود چون بسیاری از افراد اهل علم و تحقیق منجمله پزشکان خود را آدم‌های مقید به اصول اخلاقی‌ای می‌دانند که سوای مذهب است و غالبا هم این گروه به گروه‌های چپ سیاسی متمایل‌اند و معمولا مخالف سیاست‌ها حاکمه.  در این مورد خاص مورد سئوال هم این گروه معمولا مخالف افکار مذهبی‌اند و بعلاوه رای دادگاه عالی مسبوق به سابقه است که از مدعیان نگهداری بیمار در هر شرایطی به دلایل مذهبی دفاع کرده است. پس طبیعی است که رای آن دسته از افراد حاکی از بی‌اعتمادی به سیستم باشد. برای آنچه که این مقاله مدعی است، می‌بایست که مورد بحث دیگری را هم سوای این قضیه مرگ و یا زندگی به خواست بیمار را نیز پرسش می‌کردند، موردی که سابقه رای دادگاه عالی حداقل 50-50 در دو طرف قضیه بوده باشد.

پ.ن. وقتی که این مقاله را خواندم به این فکر کردم که اگر مشابه این تحقیق را در ایران به عنوان یک کشور با حکومت مذهبی می‌کردند نتیجه چه می‌شد؟ البته باید موضوع پرسش را عوض می‌کردند که اصلا در این موارد در ایران کار به دادگاه کشیده نمی‌شود! ولی اگر سئوال دیگری طرح می‌شد آنوقت جالب می‌بود جواب‌های ایرانی‌ها را در زمینه اعتماد به رای دادگاه (البته در مسائل غیر سیاسی) بررسی نمود.

6 نظر برای “رابطه بین اخلاق، مذهب و اعتماد به سیستم حاکمه”

  1. علیرضا می گوید:

    قضیه تری شیاوو را هم می‌تونستین مثال بزنین. چالش‌برانگیزتر بود، به گمتانم.

    Reply

    سارا رها Reply:

    بله اونم خیلی سروصدا کرد ولی باز حداقل او جوان بود!

    Reply

  2. links for 2009-10-14 | نیم خط وحید » انعکاس لینکهای جالب و خواندنی روز می گوید:

    [...] رابطه بین اخلاق، مذهب و اعتماد به سیستم حاکمه بسیاری از مردم گمان دارند که رفتارهای نشات گرفته از اخلاق مشابه رفتارهای ناشی از مذهبی بودن است. بخصوص در جامعه آمریکا در بحث‌های سیاسی بر این باورند که رفتار نشات گرفته از اخلاق و مذهب هردو رفتار یکسانی در مقابل تصمیمات حکومت دارند. اما مقاله‌ای که به تازگی در ژورنال علوم وانشناسی چاپ شده است خلاف این را می‌گوید. [...]

  3. یه‌انقلابی می گوید:

    با سلام
    خوب این که نیاز به تحقیق نداره . معلومه که آدمهای پایبند به اخلاق کلا با آدم‌های مذهبی در تصمیم‌گیری فرق دارن .
    اخلاق‌گراها به خودشون رجوع می‌کنند اما مذهبی‌ها به افرادی که مورد قبولشان است .
    اخلاق‌گراها ممکن است در طول زمان نظرشان تغییر کند اما مذهبی‌ها حرف‌شان یک کلام است .
    یا علی

    Reply

  4. نيلگون می گوید:

    فكر نمي كنم يك آدم مذهبي بتونه شبيه يك آدم اخلاق گرا باشه، به خصوص كه هر چقدر تندروي در مذهب بيشتر بشه و به سمت تعصب بره، اين تضاد مشخص تره.

    Reply

  5. pooyaa می گوید:

    من نتونستم لینک مقاله رو باز کنم

    Reply

شما چه نظری دارید؟

WP Theme & Icons.FoxTheme and Localized by Behrang Yarahmadi
Entries RSS Comments RSS
FireStats icon Powered by FireStats