تماس
ایمیل من برای تماس: sara.raha@gmail.com
دوستان! من تلاشم را می کنم که پاسخ همه ایمیل هایی را که به من زده می شود بدهم اما گاه پاسخ بعضی سئوالات اگر “من” با وسواسهایی که در کامل بودن اطلاعات داده شده دارم, بخواهم بدهم باید حداقل چند صفحه بنویسم! و این با توجه به وقت بسیار محدود من برای این وبلاگ و نامه های غیر کاری غیر ممکن است.
تازگیها بسیاری از دوستان نادیده از ایران می خواهند که راجع به مهاجرت به کانادا و شرایط آن و چگونگی ادامه تحصیل و امکانات زندگی برایشان بنویسم. جواب این سئوالات یعنی نوشتن یک کتاب! پس تصمیم گرفتم که اینجا یکسری توصیه های کلی را بنویسم که شاید کمکی باشد و دیگر از اینکه پاسخ آنگونه ایمیل ها را نمی دهم وجدان درد نگیرم.
1- اگر دغدغه تان مشکلات مهاجرت است, بد نیست که یک نگاهی به پست های من در دسته “خانواده” و “اجتماعی” بیندازید و یا روی کلمه “مهاجرت” آن بالا گوشه راست وبلاگ جستجو کنید تا نوشته های مربوطه را پیدا کنید.
2- اگر قصد ادامه تحصیل دارید و به دنبال اطلاعات اولیه چگونگی اقدام برای پذیرش هستید نکات زیر را در نظر بگیرید, جواب سئوالهای کلی تان را می گیرید:
2.1- اول از همه زبان انگلیسی تان را خوب کنید. اگر نمی توانید اطلاعات روی اینترنت و وبسایت دانشگاهها را متوجه شوید و یا نمیتوانید که یک ایمیل کوتاه انگلیسی بدون غلط بنویسید بهتر است که فعلا منصرف شده و فقط زبان کار کنید.
2.2- اگر مرحله 2.1 را گذرانده اید آنوقت بروید دنبال گشت و گذار روی وبسایت های دانشگاهها. کانادا سرتا پایش 15-20 تا دانشگاه دارد و همه هم کم و بیش در یک حد اند. بروید در صفحه “Graduate Studies” و تمام شرایط تفاضا را بخوانید. بعد بروید در صفحه دانشکده مورد نظرتان که میخواهید ادامه تحصیل دهید و لیست اساتید و رشته تحقیقی شان را نگاه کنید. در این مرحله کلی اطلاعات کسب می کنید که به هیچ وجه با پرسش ساده از یک نفر مثل من و یا یک دوستی که در کانادا تحصیل می کند بدست نخواهید آورد.
2.3- پس از طی مرحله بالا Curriculum Vitae - CV و ریز نمرات تان را آماده کنید و یک ایمیل با انشای خودتان به استادی که دوست دارید با او کار کنید بفرستید. می توانید که به چند استاد در آن واحد ایمیل بزنید ولی در نظر داشته باشید که اگر به چند نفر در یک دانشکده می نویسید آنها متوجه خواهند شد. در نوشتن ایمیل به یک استاد از چند چیز باید بشدت حذر کنید:
2.3.1 - مواظب باشید که به یک استاد خانم ننویسید Dear Sir و بالعکس!
2.3.2 - جملات را از روی رزومه های روی اینترنت کپی پیست نکنید. مثلا جملات کلیشه ای مزخرف و بی معنای زیر را به هیج وجه ننویسید:
I searched your research area and found my interest areas very close to those of yours.
2.3.3 - همیجوری کتره ای ادعا نکنید که به رشته تحقیقی طرف علاقه مندید! مثل جمله بالا بدون اینکه حتی یکی از مقاله های استاد مربوطه را خوانده باشید.
2.3.4 - هندوانه زیر بغل استاد نگذارید! لازم نیست باز آن جملات کلیشه بی محتوای اینترنتی را تکرار کنید.
2.3.5 - هیچ اطلاعاتی راجع به وضع تحصیلی خود را مخفی نکنید. اگر معدلتان چندان جالب نیست آنرا مخفی نکنید. ذکر کنید ولی اگر دلیلی دارید که آن معدل نشانگر قدرت شما نیست آنرا هم صادقانه بنویسید.
خلاصه اینکه یک ایمیل صادقانه و بی تعارف و ساده و مختصر و مفید با یک انشای ساده انگلیسی بسیار موثرتر از ایمیل های با انشای بهتر ولی کلیشه ای بی محتوی است. صداقت بسیار مهم است و یک استاد با تجربه با خواندن همان چند خط ایمیل میتواند بسادگی بفهمد که شما چقدر اهل درس خواندن هستید و یا اهداف دیگری در سر دارید.
3 - هزینه زندگی در کانادا بستگی به ایالت فرق می کند ولی در اکثر شهرها به غیر از شهرهای تورنتو و ونکوور که خیلی گران ترند, شما برای یک زندگی یک نفره دانشجویی حداقل به 1000 دلار در ماه احتیاج دارید. چینی ها و هندی ها با نصف این مبلغ هم زندگی می کنند ولی این مبلغ را من برای ایرانی ها می گویم که هزینه یک زندگی دانشجویی ساده ولی مستقل و البته بدون ولخرجی و بدون رستوران رفتن بیش از یک بار در ماه است. شهریه دانشگاه جداست و هر دانشگاهی شهریه اش را از روی وبسایتشان می توانید در بیاورید. برای خارجی جماعت شهریه معمولا دوبرابر است. بطور متوسط یک چیزی است حدود 7-8 هزار دلار در سال.
4 - اگر قصدتان فقط زندگی کردن و کار کردن در کانادا است، بدون داشتن مدرک تحصیلی از کانادا کار مناسب سخت پیدا می شود ولی کارهای معمولی، مثل کارهایی که اینجا معمولا دانش آموزان و دانشجوهای سال اول-دوم میکنند، که گذران زندگیتان در بیاید نسبتا راحت پیدا میشود. البته باید که مهاجر باشید و اجازه کار داشته باشید والا نمی توانید کار کنید. کارهای تکنسینی هم بهتر از کارهای مهندسی گیر میآید. در کل هرچه مدرک بالاتری داشته باشید امکان کار پیدا کردن بدون کسب مدرکی کانادایی سختتر میشود. اگر قصدتان فقط زندگی و کار کردن است، امکان کار فعلا در ایالت آلبرتا از همه جا بیشتر است، بعد از آن آنتاریو و بعد هم بریتیش کلمبیا و احتمالا بعد از آن کُبک (این یکی را مطمئن نیستم). نکته آخر اینکه اگر مهاجر باشید ، میتوانید که وام دانشجویی بگیرید و مثل هزاران دانشجوی دیگر کانادایی که مستقل زندگی میکنند و کار میکنند تا خرج زندگیشان را در بیاورند و درس هم میخوانند، شما هم اگر اهل کار باشید و کارهای کارگری و فروشندگی عارتان نیاید میتوانید هم درس بخوانید و هم کار کنید و خرجتان را دربیاورید. راستش کارهای ساختمانی در اینجا خیلی طرفدار دارد و به هیچ وجه مقام پایین کارگری در ایران را ندارد. سرشان هم خیلی شلوغ است و کلی باید منت کشید که بیایند و کاری برای آدم انجام دهند. اگر آدم یکمی فنیای باشید و همانطور که گفتم اهل کار یدی باشید راحت میتوانید خرج زندگی و تحصیل تان را در بیاورید. اینجا همه چیز آماده اش هست: از در و دیوار گرفته تا همه چیزهای دیگر ساختمانی آماده، در واقع کار ساختمانی کار جالب و با کلاس و مفرحی است. کلاسها و کتابها و ویدئوهای تعلیم کارهای ساختمانی هم هست. مردم غالبا کارهای خانهشان را خودشان میکنند. ولی با این وجود تمام مهاجرانی که دست اندر کار ساختمانیاند وضعشان خوب است و سخت مشغولند. همچین زبان قویای هم نمیخواهد. فقط یکسری اصطلاحات فنی را لازم دارد.
پ.ن. یکی از دوستان از ایران لطف کرده و دو فایل حاوی اطلاعات لازم برای تقاضای پذیرش از دانشگاههای خارج تهیه شده توسط دانشگاه شریف به اضافه دو لینک فرستاده است. با تشکر از او آنها را می توانید با کلیک رویشان دانلود کنید: لینک 1 و لینک 2. فایل 1 و فایل 2
برای اطلاعات بیشتر و پاسخ به برخی از سئوالات مربوط یک نگاهی به این پست هم بیندازید.